قدیمیها معتقدند هر چشمه، یک پری دارد که مراقب آبهاست؛ «چشمه پریون» در روستای طارق شوسف در نزدیکی نهبندان اما چهل پری دارد؛ دختران شاه پریان؛ برای همین هم این چشمه، با همه چشمهها فرق دارد؛ هم خود چشمه و هم آداب و رسوم سر زدن به آن و حاجت خواستن ازش.
حاجت خواستن از چشمه و نگهبانان آن، از باورهای کهنی است که از روزگار اساطیر، خودش را به روز و روزگار ما رسانده. چشمهها، هنوز هم با جلوههای روشن زنانه، میراثداران فرهنگ کهن ایرانزمین هستند.
سفرهای برای چهل دختر شاه پریان
در چشمه پریون روستای طارق، همهچیز همانطوری است که در هزارههای پیشین بوده. رسم است که زنها، آنهایی که به طلب برآورده شدن حاجتی به کنار چشمه آمدهاند، سر شب برای پریهای چشمه، سفره پهن کنند و خرما و حنا در سفره بگذارند و شانه و شکلات. تنها زنها حق دارند سفره بیاندازند و مردها، نه تنها شانسی برای دلبری از پریها ندارند که حتی پسندیده نیست، به چشمه نزدیک هم بشوند. سفره شاه پریان، یا سفره چهل دختر شاه پریان، از همان باورهای کهن اساطیری است که اینجا در روستای طارق، هنوز زنده است. سفره که سر شب پهن شد، زنها هم باید برگردند. شبها، نباید کسی کنار چشمه باشد. شاید پریها بخواهند موهایشان را در آب چشمه بشویند و شانه بکشند.
زنها، صبح میآیند و میبینند که پریها، چی از سفره برای خودشان برداشتهاند. اگر چیزی از سفره کم شده باشد، نشانه خوبی است برای آنکه حاجت صاحب سفره، برآورده خواهد شد.

پاهای قربانی بماند برای پریها
مردها اما برای پریها قربانی میکنند. قربانی یا بز است یا گوسفند؛ یا مرغ و خروس. مردها گوشت قربانی را میپزند و خوراک اهل و عیال و مهمانهای چشمه میکنند اما نشانهای از آن را میگذارند برای پریها؛ تا پریها که شبها به چشمه میآیند، ببینند کی برایشان قربانی کرده. پاهای مرغ، و پاچههای بز و گوسفند، همیشه خدا، از درخت نزدیک چشمه آویزان است. این اندام آویزان، همان نشانهای است که از قربانیها برای پریها به جا میماند.
راه دیگری هم هست که بشود فهمید حاجت حاجتمندها برآورده خواهد شد یا نه. آن هم این که زنهایی که سفره پهن کردهاند برای پریها، دست ببرند در آب چشمه و ببینند چه چیزی به دست خواهند آورد؛ سکهای شاید یا سنگریزهای به شکل قلب؛ یا هر چیزی که بشود از آن، معنایی دریافت کرده درباره حاجتها. فقط زنها حق دارند دست کنند در آب چشمه تا ببینند چی توی دستشان میآید. هر چه که باشد، میشود بر اساس آن، درباره برآورده شدن حاجتها قضاوت کرد.
تا پریها ببینندش و بگذارند بماند
پریها که در همه هزارههای پیشین مراقب آب چشمه بودهاند، این سالها اما دیگر پریها هم حریف خرابکاریهای بشر نمیشوند. آب چشمه پریان کم شده اما چشمه هنوز هم جریان مختصری دارد. اعتقاد به پریها اما هنوز نه فقط در روستای طارق که در بخشهای وسیعی از خراسان جنوبی زنده است. تا همین سالهای نچندان دور، اگر زن و مردی، بچهدار نمیشدهاند یا بچههایشان نمیمانده، برای چشمه پریان نذر میکردهاند. آنها نخستین فرزندشان را که بعد از نذر به دنیا میآمده، به کنار چشمه میآوردهاند تا پریها ببینندش و بگذارند بماند.

چشمه بیرون روستای طارق شوسف، در محدوده نهبندان خراسانی جنوبی، هنوز هم چشمه پریهاست. شاید برای همین است که اسم دیگر روستای طارق، «پریآباد» است.




نظر شما