هر جنگی یک چشم انداز اقتصاد دارد. اکنون شاهد یورش ناجوانمردانه آمریکا و اسرائیل به میهن عزیزمان ایران هستیم. چشم انداز اقتصادی این جنگ یا به عبارتی دیگر آن هدف اقتصادی که آمریکا، اسرائیل و کشورهای عربی جنوب خلیج فارس را متحده نموده تا به ایران حمله کنند، در کریدور «آیمک» بروز پیدا کرده است.
کریدور هند، خاور میانه، اروپا «آیمِک»، مسیری برای تجارت کالا و خدمات، سرمایه گذاری در فناوری و تبادل انرژی بین آسیا و اروپا است. در واقع این راهگذر مسیری برای اتصال هند، امارات، عربستان، اردن، اسرائیل و اروپا به یکدیگر است. این کریدور رقیب «ابتکار کمربند جاده» به حساب میآید که مبتنی بر مسیر تاریخی جاده ابریشم است و چین را از با گذشتن از کشورهای شمال خلیج فارس از جمله ایران به اروپا متصل میکند.
کریدورها از آن جایی اهمیت دارند که اگر از سرزمینی عبور کنند. آن کشور میتواند پروژهای توسعه اقتصادی خود را در مسیر آن کریدور تعریف کند. به زبان ساده اگر کشوری در مسیر کریدور اقتصادی قرار گیرد، قادر خواهد بود تا در اقتصاد جهانی ایفای نقش کند.

توسعه جنوب خلیج فارس به بهای ویرانی شمال خلیج فارس
اما ارتباط این مسیر کریدوری با ایران چست؟ در صورت اجرایی شدن پروژه آیمک، از یک سو کشورهایی مانند ایران، مزیت خود در منطقه را از دست خواهند داد و از سوی دیگر، وضعیت رژیم صهیونیستی، با توجه به منافع مشترک تعیین شده ذیل این پروژه و سلطه این رژیم بر مسیر انرژی دنیا، در منطقه تثبیت خواهد شد. اگر بنا باشد که یک مسیر کریدوری فعال شود، مسیرهای جایگزین آن باید از کار بیافتد. یک راهکار برای از کار افتادن مسیر تجاری هم ایجاد ناامنی در آن جغرافیا است تا با افزایش هزینه و ریسک عبور زنجیره ارزش از آن جغرافیا، مسیرهای جایگزین صرفه اقتصادی پیدا کنند.
به همین علت است که کشورهای عربی خلیج فارس برای ایجاد گروه های تروریستی در سرزمینهای شمال خلیج فارس هزینه کردهاند. در تمام این مدت ایران نیز در پاسخ به این توطئهها سعی کرد تا با ثبات آفرینی در منطقه از برقراری امنیت در کشورهای همسایه دفاع کند.
از آنجا که با وجود ایران، ناامنی بر شمال خلیج فارس حکم فرما نشد. آمریکا، اسرائیل و کشورهای عربی جنوب خلیج فارس انگیزه پیدا کردند تا علیه ثبات و امنیت در ایران تهدید ایجاد کنند. البته نفع اقتصادی دیگر آمریکا این است که با ایجاد ناامنی در شمال خلیج فارس تاحدی بتواند اقتصاد چین را مهار کند. اسرائیل نیز در صورت ناامن شدن شمال خلیج فارس و عملی شدن این کریدور دروازه بین آسیا و اروپا خواهد شد و جایگاه ممتازی در منطقه پیدا خواهد کرد
طرحی آمریکایی برای تسلط اسرائیل بر اقتصاد غرب آسیا
بررسی وقایع مرتبط با این کریدور و تحولات خاورمیانه، جایگاه اقتصادی آیمک را به خوبی مشخص میکند. در وهله اول بعد از سالها طرحریزی در شهریور ماه سال ۱۴۰۲ یادداشت تفاهم این کریدور میان کشورهای اروپایی، هند، عربستان، امارات متحده عربی، اسرائیل و آمریکا در حاشیه نشست جی ۲۰ در دهلی نو امضاء شد. در کمتر از یک ماه از اعلام رسمی شروع به کار این راهگذر تجاری و زیرساختی عملیات طوفان الاقصی در مهر ماه همان سال آغاز شد.
رویداد مهم بعدی این بود که امام شهید (رضوان الله علیه) با اشاره به این چشم انداز اقتصادی در بیاناتشان به مناسبت سالگرد ارتحال امام خمینی(رحمه الله علیه) در ۱۴ خرداد سال ۱۴۰۳ گفتند: «عملیّات طوفانالاقصی دقیقاً در لحظهی نیاز منطقه اتّفاق افتاد، توضیحش این است که یک نقشهی جامعِ وسیعی به وسیلهی آمریکا و عناصر صهیونیست و دنبالههای آنها و بعضی از دولتهای منطقه طرّاحی شده بود که بر اساس این نقشهی جامع قرار بود مناسبات و معادلات منطقه تغییر پیدا کند و معنایش تسلّط رژیم صهیونیستی بر سیاست و اقتصاد کلّ منطقهی غرب آسیا بود».

بعد از آن نتانیاهو در مهرماه سال ۱۴۰۳ در حین سخنرانی در اجلاس سالانه سازمان ملل دو نقشه از خاورمیانه نشان داد که در یکی از آن ها کشورهای حاضر در کریدور «آیمک» با رنگ سبز و تحت عنوان سناریو برکت مشخص شده بودند؛ در عین حالیکه در نقشه دیگر کشورهای شمال خلیج فارس با رنگ سیاه و تحت عنوان سناریو نفرین مشخص شده بودند. در همان روز همچنین نتانیاهو دستور ترور سید حسن نصرالله را در عملیاتی با نام «نظم نوین» صادر کرد.

بعد از آن نیز شهید آیت الله خامنهای در نماز جمعه ای که در تاریخ ۱۳ مهر ماه ۱۴۰۳ برگزار شد در خطبههای عربی ضمن اشاره به آن طرح بیان کردند: «تکیهی آمریکا و همدستانش بر حفظ امنیّت رژیم غاصب، پوششی برای سیاست مهلک تبدیل رژیم به ابزار آنان برای در اختیار گرفتن همهی منابع این منطقه و استفاده از آن در درگیریهای بزرگ جهانی است. سیاست آنان، تبدیل رژیم به دروازهی صادرات انرژی از منطقه به جهان غرب و واردات کالا و فنّاوری از غرب به منطقه است و این یعنی تضمین موجودیّت رژیم غاصب و وابستگی کلّ منطقه به آن».
اگر چشم انداز اقتصادی دشمنان ایران را در نظر بگیرم متوجه خواهیم شد، در این جنگ زندگی و آبادانی در ایران هدف گرفته شده است. آمریکا، اسرائیل و کشورهای جنوب خلیج فارس با هدف تبدیل ایران به خرابهای بیثبات، این جنگ را آغاز کردهاند تا منافع اقتصادی مد نظرشان محقق شود.




نظر شما