به گزارش قدس آنلاین در یادداشت سیدجلال اشکذری آمده است: ما سالهاست منتظر بهاریم و حال که در آستانه این فصل ایستادهایم رستاخیزی عظیم در ذره ذره خاک این دیار حاصلخیز، بشارت رفتن سوز سرمای زمستان را در کوچه پس کوچ هایش فریاد میزند و علم این پرچم دست به دست در بین عشاق میچرخد.
این سرزمین سالهاست ما را همچون نوزادی نسل به نسل در آغوش گرم خود نگه داشته و حال ما شجره طیبهای شدیم که در تن این خاک ریشههای عمیق دواندهایم.حال باغبانی که در تاریکی شبهای سرد در گوشمان اذان حماسه هجی کرد تا ما قد بکشیم و شجاعت را اقامه کنیم در آستانه الیس صبح به قریب جرعه شراب طهور نوشید، عند ربهم یرزقون شد و آتش به همه عالم زد.
او چه زیبا میگفت صبح نزدیک است و کلامش مرهمی بر صورتهای یخ زدهمان در عصر بلاخیز پیش از ظهور بود.
او ما را عاشق پرواند و حال درد عشقی کشیدیم که نپرس. از رفتنش پر از بغضیم و هنوز اشک مجالی پیدا نکرده که این جگر سوخته را تسلی دهد و تنها صبر در این روزهای صبوری چراغمان شده است. ما دل به «یا مقلب القلوب» بستهایم که دگرگون کند حال همه ما را به فرجی عظیم که بشارتش را به ما وعده داده و حال مردمان این سرزمین را «احسن» کند از داغی که سرد نمیشود و اشکهایی که از بدرقه مسافر خراسانمان نمیلغزد.
ما در این روزهای پر بلا جز زیبایی نمیبینم و به قلبمان آداب حضور یاداوری میکنیم و با دل اذن دخول میخوانیم و میایستیم گوشه صحن امام رئوف و منتظر بلند شدن نقاره طلوع میمانیم.




نظر شما