تحولات منطقه

سریال «کلینیک رؤیا» را می‌توان نویدبخش بازگشت دوباره تلویزیون به سال‌های طلایی کمدی‌سازی دانست، مجموعه‌ای که با نگاهی جدید و همسو با سلیقه مخاطب امروز، می‌تواند بار دیگر مردم را پای آنتن رسانه ملی بنشاند. 

قصه‌ تکراری فرزندآوری از دریچه‌ای تازه
زمان مطالعه: ۷ دقیقه

سریال «کلینیک رؤیا» را می‌توان نویدبخش بازگشت دوباره تلویزیون به سال‌های طلایی کمدی‌سازی دانست، مجموعه‌ای که با نگاهی جدید و همسو با سلیقه مخاطب امروز، می‌تواند بار دیگر مردم را پای آنتن رسانه ملی بنشاند.
این سریال کمدی از قسمت‌های آغازین سعی داشت نگاهی متفاوت و فانتزی در بیان قصه اصلی و خرده‌روایت‌هایش داشته باشد و با وجود تعدد بازیگران و ماجراهای پی‌درپی، کارگردان با اجرایی درست و میزانسنی دقیق، ریتم داستان را بالا نگه داشته و کمیک بودن موقعیت‌ها را حفظ کرده است. این سریال ۳۵قسمتی که اکنون به نیمه راه رسیده، فقط در پی خنداندن صرف مخاطب نیست و گنجاندن نقد اجتماعی و کنایه‌های سیاسی را در کنار مضمون استراتژیکش (موضوع فرزندآوری) مد نظر دارد. مأموریت تلویزیون در تشویق به فرزندآوری با توجه به زنگ خطر پیری جمعیت و کاهش موالید، مدیران سازمان را برای ساخت آثار موضوعی مرتبط به صرافت انداخت.
پیش از این هم مجموعه های «رؤیای ریحانه» و «آلا» با این محوریت ساخته شده بودند اما «کلینیک رؤیا» تلاش کرده علاوه بر پرداختن به موضوع فرزندآوری، یک کمدی فانتزی تماشایی را پیش روی مخاطب قرار دهد .اگرچه این سریال هم نواقصی دارد اما نگاه جدید و چندلایه فیلمساز، قصه پرکشش، موقعیت‌های بجا، کاشت و برداشت‌های درست داستانی و منظر جدید در خلق یک کمدی فانتزی، مزه تماشای یک سریال طنز سرحال و خنده‌دار را به مخاطبان چشاند.

یک فانتزی پر جنب و جوش

قصه سریال کلینیک رؤیا درباره یک زایشگاه است که در دهه ۵۰، آغاز به‌کار می‌کند و رفت و آمد شخصیت‌های مختلف به این مکان (که کم‌کم خود همین مکان در داستان هویت پیدا می‌کند) موقعیت‌های داستانی جدیدی را می‌سازد. سریال برای اینکه ریتم تندی داشته باشد، پیش‌درآمدها و فلش‌بک‌هایی به دهه‌های مختلف دارد که گاهی با خاطرات مشترک بیشتر ایرانی‌ها پیوند می‌خورد؛ از گل به‌یادماندنی خداداد عزیزی به استرالیا و صعود ایران به جام جهانی گرفته تا اعمال سیاست کنترل جمعیت در دهه۷۰ و شعار «فرزند کمتر، زندگی بهتر» که مزه گس نوستالژی را به یاد مخاطب می‌آورد.
آنچه این سریال را از دیگر آثار کمدی رایج در سیما متمایز می‌کند، نوع نگاه متفاوت فیلمساز به موضوع کلیشه‌ای «فرزندآوری» است. سریال با موضوعاتی شوخی می‌کند که روزی مردم با آن زندگی می‌کردند و برایشان چالش‌برانگیز شده بود، برای مثال موضوع کنترل جمعیت، توزیع عمومی اقلام پیشگیری، بارداری در سنین بالا یا نگاه مجرمانه به خانواده‌های دارای بیش از دو فرزند در دهه ۷۰، اگرچه امروز برای ما خاطره‌ای کمدی است اما در آن دوره، واقعیتی تراژیک بود! روایت‌های آغازین سریال، گریزی به دهه‌های ۵۰، ۶۰ و ۷۰ دارد ولی بستر اصلی قصه، در زمان اکنون است. در افتتاحیه هر قسمت، بیان پیشینیه‌ای از شخصیت‌ها موجب می‌شود مخاطبان با این کاراکترها ارتباط بهتری بگیرند و آن‌ها را بیشتر بشناسند. اینکه اختلافات ایرج و بهرام به عنوان دو شریک و مالک کلینیک از کجا نشأت می‌گیرد یا مخالف‌خوانی «پدرام» نسبت به ازدواج از یک شکست عشقی آب می‌خورد و... منطق روایی را در جهان خودبسنده داستان معنا می‌بخشد.
در واقع سریال تلاش دارد در قالبی فانتزی و پرتحرک به برخی رفتارهای اجتماعی و تغییر هنجار در دهه‌های مختلف بپردازد و از خلال روایت‌های داستانی، نگاهی انتقادی و در عین‌ حال سرگرم‌کننده به این تحولات داشته باشد. فضای پرجنب ‌و جوش سریال، میزانسن‌های شلوغ، طراحی بصری متفاوت و لحن فانتزی آن نشان می‌دهد با اثری روبه‌رو هستیم که سازندگانش تلاش کرده‌اند از قالب‌های آشنای کمدی تلویزیونی فاصله بگیرند و تجربه‌ای تازه را پیش‌ روی مخاطب بگذارند.

ورود یک استعداد جدید به عرصه کمدی‌سازی

سجاد مهرگان، کارگردان جوان و دهه شصتی این سریال پیش از این با ساخت اثر کم هزینه «آقای قاضی» توانمندی‌اش را در ساخت اثری با نگاه متفاوت، نشان داده بود. هر قسمت از مجموعه «آقای قاضی» به یک پرونده قضایی آن هم با موضوع و مشکل روز جامعه اختصاص داشت و مباحث متنوعی را که عموماً مطابق با چالش‌ها و درگیری‌های حقوقی مردم است، مطرح می‌کرد. مهرگان در آن سریال به جز بازیگر اصلی‌اش یعنی «بهزاد خلج» در نقش آقای قاضی، با تعداد زیادی از بازیگران تئاتر و نوچهره‌ها همکاری داشت و توانست بازی‌های خوبی از آن‌ها بگیرد. با وجود اینکه لوکیشن در آن سریال، محدود بود اما قصه‌های انسانی و ماجراهای روز، مخاطب را با خود همراه می‌کرد. تجربه‌هایی که مهرگان در آن سریال از سر گذراند، در این مجموعه به کمکش آمد، او در «کلینیک رؤیا» با تعداد زیادی بازیگر کار می‌کند. قصه محوری درباره خانواده «مرزبان» است که دخترشان به تازگی رزیدنت یک زایشگاه شده است، ماجراهایی که برای «رؤیا مرزبان» و رئیس جدید زایشگاه «پدرام پارسا» رخ می‌دهد و خرده‌ روایت‌هایی که در ارتباط با مراجعان زایشگاه نشان داده می‌شود، موجب پیچیدگی ماجراهای سریال می‌شود تا اثر از ریتم نیفتد و قصه‌های زیادی برای گفتن داشته باشد. می‌توان گفت انتخاب بیمارستان برای بستر روایت، هوشمندانه است چون ورود مراجعان از اقشار مختلف، دست سازندگان برای قصه‌گویی و تنوع‌بخشی به خرده‌روایت‌ها را باز می‌گذارد. توجه به تنوع، نه فقط در قصه‌های فرعی مرتبط با مراجعان که در شخصیت‌ها و تیپ‌های ثابت سریال هم دیده می‌شود مثلاً در موردی کمتر دیده شده، یک مهاجر افغانستانی نه فقط در جایگاه سرایدار و کارگر که در نقش متخصص زنان و زایمان معرفی می‌شود و یکی از نقش‌های اصلی داستان را ایفا می‌کند. «گوهر» یک پزشک افغانستانی است که در خلق موقعیت‌های کمدی با «رؤیا» نقش‌آفرینی می‌کند و اتفاقاً شخصیت بامزه‌ای دارد. نویسنده و کارگردان اثر به این تنوع اقلیمی و زبانی در شخصیت‌پردازی توجه کرده‌اند و برخی شخصیت‌های قصه، یزدی، مشهدی، اصفهانی، لر و... هستند که با لهجه صحبت می‌کنند و تفاوت‌های فرهنگی و عرفی آن‌ها هم در ایجاد موقعیت‌های طنز، دخیل است.

انتخاب‌هایی جسورانه

کلینیک رؤیا در شوخی‌هایش نیز جسورانه‌ عمل کرده و به ماجراهای روز سیاسی و اجتماعی هم می‌پردازد؛ از ماجرای سیلی خوردن یک سرباز وظیفه توسط یک نماینده مجلس گرفته تا موضوع تولد فرزندان برخی سلبریتی‌ها در خارج از کشور. حتی برخی از برنامه‌های خاطره‌ساز تلویزیون هم دستمایه طنز قرار می‌گیرد از «مسابقه محله» مسعود روشن‌پژوه گرفته تا «چشم شب روشن» محمدصالح علاء.
سازندگان حتی با اسامی خودشان هم شوخی کرده‌اند مثلاً وقتی قرار است شخصیت «دکتر پدرام پارسا» وارد کادر دوربین شود، پیجر بیمارستان محل وقوع قصه، نام واقعی بازیگر این نقش یعنی وحید رهبانی را صدا می‌زند و این اتفاق چند بار با نام سجاد مهرگان کارگردان اثر هم می‌افتد. به بیان دیگر، سازندگان از هر چه دم دستشان بوده برای خلق موقعیت‌های خنده‌دار بهره برده‌اند. مثلاً بازی با اسامی همچون «کلینیک زایش با مدیریت دکتر اسماعیل افزایش» یا نوزادی که به خاطر گل خداداد، پدرش نام خداداد با فامیلی عظیمی را برای پسرش انتخاب می‌کند. انتخاب اسم «شاهرخ» برای پدر رؤیا که او را به عمد شاهرخ‌خان صدا می‌زنند و... .
کلینیک رؤیا فهرستی طولانی از بازیگران دارد که بسیاری از آن‌ها به اقتضای یک خرده‌داستان، طی چند قسمت به عنوان هنرپیشه مکمل جلو دوربین می‌روند. نیلوفر رجایی‌فر که برای نخستین بار نقش یک داعشی در فصل پنجم پایتخت را بازی کرد و از آنجا شناخته شد، بار اصلی قصه را در این سریال در نقش«رؤیا» به دوش می‌کشد و نقش‌آفرینی به‌اندازه و بامزه او تا نیمه سریال، نشان از هوشمندی کارگردان برای انتخاب بازیگر دارد. در سوی دیگر، حضور وحید رهبانی که پیش‌تر او را در نقش‌های جدی سریال‌های سیاسی -جاسوسی همچون «گاندو»، «مصلحت» و «هناس» دیده بودیم، این موازنه را تنظیم و توانایی او را در بازگشت به ریشه‌های کمدی‌اش عیان می‌کند. رهبانی که ۲۵ سال پیش در نقش پسر بزرگ خانواده «تهرانی» در سریال خاطره‌انگیز «خانه ما»، نقشی کمدی را بازی کرده بود حالا در قامت یک پزشک عزب در این سریال عرض اندام می‌کند.
فهرست بازیگران سریال پرشمار است؛ از محمد نادری و امیر کربلایی‌زاده گرفته که هر دو از طنازان تلویزیون هستند تا معصومه کریمی که مردم هنوز بازی او با مهران غفوریان در «زیر آسمان شهر» را به یاد دارند و تعداد زیادی از بازیگران تئاتری.

به دنبال کشف و روایت‌های انسانی پیچیده‌تر

کلینیک رؤیا صرفاً یک کمدی بامزه نیست بلکه تلاشی برای روایت زندگی در گذر زمان ‌است؛ ماجرای زایشگاهی که قصه‌هایش به طور همزمان با تولد، امید، اضطراب، فقدان و تغییر، در شمایلی سخت و آسان جریان دارد. این فضا به سازندگان اجازه داده قصه‌هایی موازی و درهم‌ تنیده را روایت کنند و از خلال آن‌ها، تصویری از تحولات چند دهه‌ای جامعه ایران ارائه دهند؛ تصویری که تلاش کرده شعاری و سطحی نباشد و به موقعیت‌های انسانی بپردازد.
سریال اگرچه با ممیزی‌هایی روبه‌رو شده و این را از پرش‌های ناگهانی برخی سکانس‌ها می توان فهمید اما برخی شوخی‌های جسورانه آن و ساختار روایی چندلایه سریال، نشان‌ از نرمش مدیران سیما در سیاست‌گذاری محتوایی دارد. در دورانی که بسیاری از سریال‌های تلویزیونی به سمت روایت‌هایی ساده و کم‌ریسک می‌روند پرداختن به موضوعاتی که هم بُعد اجتماعی دارند و هم ظرفیت دراماتیک، می‌تواند نشانه‌ای از توجه به ارتقای کیفیت تولیدات تلویزیونی باشد.
‌شاید یکی از دلایل کمتر دیده شدن این سریال، شرایط فعلی کشور باشد؛ چرا که زمان پخش آن (هر شب ساعت ۲۰:۴۵) با زمان حضور مردم در خیابان‌ها تداخل دارد اما پخش یک سریال کمدی در شرایط کنونی که مردم از اثرات جنگ تحمیلی سوم آسیب دیده‌اند، ضروری بوده و کمی به بهتر شدن احوال عمومی جامعه کمک می‌کند.
کلینیک رؤیا در مجموع، تلاشی است برای پیوند زدن درام با واقعیت‌های اجتماعی؛ اثری که می‌کوشد در کنار سرگرم‌ کردن مخاطب، او را به تأمل نیز دعوت کند. از کارگردانی سنجیده گرفته تا بازی‌های باورپذیر و فضاسازی دقیق، همه در خدمت روایتی قرار گرفته‌اند که می‌تواند برای مخاطب امروز، هم آشنا باشد و هم تازه. این مجموعه را می‌توان گامی مثبت در مسیر تولید آثاری دانست که به جای اتکا به فرمول‌های تکراری، به دنبال کشف و روایت‌های انسانی پیچیده‌تر هستند.

منبع: روزنامه قدس

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • مدیر سایت مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات پس از تأیید منتشر می‌شود.
captcha

نظرات

  • نظرات منتشر شده: 1
  • نظرات در صف انتشار: 0
  • نظرات غیرقابل انتشار: 0
  • IR ۰۷:۵۸ - ۱۴۰۵/۰۲/۲۶
    0 0
    شاید ممیزی باشه ولی اون پرش ها بیشتر برای طنز هستند و سریال رو قشنگ تر کرده