تحولات منطقه

۳۱ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۱۰:۳۷
کد مطلب: ۱۱۴۸۳۴۴

سال‌ هاست که ریزگرد و گرد وغبار از یک پدیده مقطعی و فصلی به بحرانی مزمن در کشور تبدیل شده ؛بحرانی که هربار با تعطیلی بسیاری از ادارات، افزایش مراجعات تنفسی به بیمارستان‌ها وآسمانی خاکستری خود را نشان می‌دهد، اما پس از چند روز، دوباره به حاشیه می رود.

گرد و غبار؛ میراث خشکسالی یا محصول سوءمدیریت؟
زمان مطالعه: ۶ دقیقه

درحالی که کارشناسان بارها درباره گسترش بیابان‌ زایی، خشک‌ شدن تالاب‌ها، سوء مدیریت منابع آب و نبود دیپلماسی محیط ‌زیستی فعال هشدار داده‌اند، به نظر می‌رسد سیاست‌ گذاری‌ها همچنان عقب‌ تر از سرعت گسترش کانون‌های گرد و غبار حرکت می‌کند.

امروز دیگر ریزگردها فقط مسئله خوزستان یا سیستان نیستند؛ تهران، مشهد،اصفهان، البرز، قم و حتی استان‌های شمالی نیز درگیر موج‌هایی شده‌اند که نفس شهروندان را گرفته است. پرسش اصلی اینجاست که چرا پس از دو دهه هشدار، ایران همچنان در برابر ریزگردها غافلگیر می‌شود؟

از عراق تا کویرهای داخلی؛ منشأ ریزگردها کجاست؟

موج اخیر گرد و غبار که بیش از ۱۴ استان کشور را درگیر کرد، بار دیگر نشان داد که ایران همزمان با دو منشأ داخلی و خارجی ریزگرد مواجه است. براساس داده‌های سامانه پایش کیفی هوا، بیش از ۳۰ شهر کشور در روزهای اخیر در وضعیت «خطرناک» و «بسیار ناسالم» قرار گرفتند و در خوزستان، ۱۴ شهر شاخص ۵۰۰ را ثبت کردند؛ عددی که نشان ‌دهنده شرایط بحرانی و تهدید مستقیم سلامت عمومی است.

کارشناسان می‌گویند بخش مهمی از این گرد و غبار از جنوب شرقی عراق وارد ایران شده است؛ نیما فرید مجتهدی، متخصص آب و هواشناسی، در تازه‌ ترین اظهارنظر خود اعلام کرده است که «توده عظیم و متراکم گرد و غبار از مناطق جنوب شرقی عراق شکل گرفته و در مسیر حرکت به سمت شمال ‌شرق، استان‌های ایلام، خوزستان، لرستان، البرز، تهران، همدان، مرکزی، قم و بخش‌هایی از قزوین را تحت تأثیر قرار داده است.» به گفته او، این نخستین توده بزرگ گرد و غبار با منشأ خارجی در سال جاری بوده که تا تهران پیشروی کرده است.

اما تمام ماجرا به عراق ختم نمی‌شود. کارشناسان حوزه محیط زیست معتقدند خشک شدن تالاب‌های بین‌النهرین، کاهش حقابه‌های طبیعی، جنگ ‌های طولانی، تخریب پوشش گیاهی و افزایش دمای منطقه باعث شده بخش‌هایی از عراق و سوریه به کانون دائمی تولید ریزگرد تبدیل شوند. تالاب هورالعظیم که روزگاری سپر طبیعی مقابله با گرد و غبار بود، اکنون در بخش‌هایی خشک یا کم‌آب شده و همین مسئله بر شدت طوفان‌های خاک افزوده است.

در کنار منشأ خارجی، ایران خود نیز به یکی از تولید کنندگان ریزگرد تبدیل شده است. استان‌های اصفهان، یزد، کرمان، فارس و سیستان و بلوچستان در روزهای اخیر عمدتاً تحت تأثیر کانون‌های داخلی گرد و غبار قرار داشتند؛ خشک شدن زاینده‌رود، فرونشست زمین، نابودی پوشش گیاهی و گسترش بیابان‌ها از جمله دلایل شکل‌ گیری این کانون‌ هاست.

منصور شیشه‌ فروش، مدیرکل مدیریت بحران استانداری اصفهان، در توضیح وضعیت این استان گفته است: «خشکسالی و کم‌ بارشی، بیابان ‌زایی، تخریب پوشش‌های گیاهی و عرصه‌ های طبیعی، تغییر کاربری‌ها، رها شدن مزارع به دلیل عدم تأمین آب و وزش تندبادهای بهاری از عوامل تشدید شرایط گرد و غبار به شمار می‌روند.» او همچنین اعلام کرده که ۱۷ شهرستان اصفهان درگیر کاهش شدید کیفیت هوا شده‌اند.

بحران خاموش مدیریت آب و محیط زیست

بسیاری از متخصصان معتقدند ریشه اصلی بحران ریزگردها را باید در مدیریت نادرست منابع آب و محیط زیست جست‌ وجو کرد. طی سال‌های گذشته، خشک شدن تالاب‌ها، برداشت بی‌رویه از منابع زیرزمینی، سد سازی گسترده و توسعه ناپایدار کشاورزی، شرایط را برای گسترش بیابان‌ها فراهم کرده است.

تالاب گاوخونی در اصفهان، هامون در سیستان و بلوچستان، جازموریان در کرمان و بخش‌هایی از هورالعظیم نمونه‌هایی از اکوسیستم‌هایی هستند که با کاهش شدید آب مواجه شده‌اند و اکنون خود به کانون تولید گرد و غبار تبدیل شده‌اند. کارشناسان بارها هشدار داده‌اند که وقتی تالابی خشک می‌شود، بستر آن به منبع عظیم ذرات معلق تبدیل خواهد شد.

سازمان حفاظت محیط زیست نیز در ماه‌های اخیر نسبت به گسترش کانون‌های گرد و غبار هشدار داده است. مسئولان این سازمان تأکید دارند که تغییر اقلیم، کاهش بارندگی و افزایش دمای هوا، وضعیت را پیچیده ‌تر کرده است.

حسن عباس‌ نژاد، مدیرکل حفاظت محیط زیست استان تهران، در تازه ‌ترین اظهارات خود درباره وضعیت پایتخت گفته است که هنوز منشأ دقیق گرد و غبار تهران مشخص نیست و بررسی‌ها درباره سهم کانون‌های داخلی و خارجی ادامه دارد.

او توضیح داده که افزایش غلظت ذرات معلق در تهران بیشتر ناشی از «ناپایداری‌های جوی، تغییرات سرعت باد و جابه‌ جایی توده‌های هوا» بوده، اما تأکید کرده که در رخدادهای مشابه، ترکیبی از عوامل داخلی و خارجی نقش دارند.

این اظهارات در حالی مطرح می‌شود که بسیاری از پژوهشگران محیط زیست معتقدند نبود برنامه جامع ملی مقابله با بیابان‌ زایی، باعث شده کانون‌ های داخلی هر سال فعال ‌تر شوند. به اعتقاد آنان، وقتی پوشش گیاهی از بین می‌رود و زمین‌های کشاورزی رها می‌شوند، خاک سبک و خشک به راحتی با کوچک ‌ترین باد وارد هوا می‌شود.

ریزگردها چه بلایی بر سر سلامت و اقتصاد می‌آورند؟

گرد و غبار فقط یک پدیده جوی نیست؛ این بحران مستقیماً با سلامت، اقتصاد و حتی امنیت اجتماعی در ارتباط است. ذرات معلق کوچک‌ تر از ۲.۵ میکرون قادرند وارد عمق ریه شوند و بیماری‌های تنفسی، قلبی و عروقی ایجاد کنند.

پزشکان هشدار می‌دهند که کودکان، سالمندان، زنان باردار و بیماران قلبی و ریوی بیشترین آسیب را از این وضعیت می‌بینند. افزایش مراجعات اورژانسی، تشدید حملات آسم، سرفه‌های مزمن و کاهش عملکرد ریه از مهم‌ترین پیامدهای این آلودگی است.

در روزهای اخیر، سازمان هواشناسی و نهادهای بهداشتی بارها توصیه کردند که مردم از حضور غیرضروری در فضای باز خودداری کنند و از ماسک‌های استاندارد استفاده کنند. همچنین به گروه‌های حساس هشدار داده شد که فعالیت بدنی در فضای باز را متوقف کنند.

اما خسارت ریزگردها فقط به سلامت محدود نمی‌شود. تعطیلی بسیاری از مراکز ورزشی وآموزشی، لغو پروازها، اختلال در حمل ‌ونقل جاده‌ای، کاهش بهره ‌وری اقتصادی و آسیب به کشاورزی از دیگر پیامدهای این بحران است.

کارشناسان اقتصادی برآورد می‌کنند که خسارت سالانه ریزگردها به بخش سلامت و اقتصاد ایران میلیاردها تومان است. کاهش گردشگری، فرسایش خاک، نابودی پوشش گیاهی و افزایش مهاجرت از مناطق بحرانی نیز از آثار بلند مدت این پدیده به شمار می‌رود.

چرا بحران ریزگردها حل نمی‌شود؟

با وجود آنکه حدود دو دهه از تشدید بحران ریزگردها در ایران می‌گذرد، هنوز راهکار جامع و مؤثری برای مهار آن اجرایی نشده است. بخشی از مشکل به ماهیت فرامرزی ریزگردها بازمی‌گردد. ایران برای مهار کانون‌های خارجی نیازمند همکاری منطقه ‌ای با عراق، سوریه و حتی عربستان سعودی است؛ همکاری‌ای که به دلیل تنش‌های سیاسی، کمبود سرمایه‌ گذاری و ضعف دیپلماسی محیط زیستی به کندی پیش می‌رود.

در سال‌های اخیر بارها از توافق‌های مشترک با عراق برای تثبیت خاک و احیای تالاب‌ها سخن گفته شده، اما کارشناسان می‌گویند بخش زیادی از این طرح‌ها یا اجرایی نشده یا تأثیر ملموسی نداشته است.

در داخل کشور نیز اقدامات مقابله‌ ای بیشتر جنبه مقطعی داشته است. نهال ‌کاری، مالچ‌ پاشی و تثبیت خاک اگرچه در برخی مناطق مؤثر بوده، اما در برابر وسعت بحران کافی نیست. بسیاری از متخصصان تأکید دارند بدون اصلاح سیاست‌های آبی، احیای تالاب‌ها و جلوگیری از تخریب پوشش گیاهی، بحران همچنان ادامه خواهد داشت.

منصور شیشه‌ فروش، مدیرکل مدیریت بحران استانداری اصفهان، اعلام کرده که اجرای طرح‌های بیابان‌زدایی، نهال‌ کاری، احداث بادشکن و تثبیت خاک در ۱۴ شهرستان استان در اولویت قرار گرفته است. با این حال کارشناسان معتقدند این اقدامات زمانی اثرگذار خواهد بود که تأمین حقابه‌های محیط زیستی نیز جدی گرفته شود.

از سوی دیگر، تغییرات اقلیمی جهانی نیز شرایط را پیچیده ‌تر کرده است. افزایش دما، کاهش بارش و تداوم خشکسالی باعث شده دوره‌های گرد و غبار طولانی‌ تر و شدیدتر شوند؛ سازمان هواشناسی هشدار داده که وزش باد شدید و انتقال گرد و غبار از کشورهای همجوار در روزهای آینده نیز ادامه خواهد داشت.

آینده‌ای خاکستری یا فرصتی برای اصلاح؟

بحران ریزگردها امروز به نمادی از چالش‌های انباشته محیط زیستی ایران تبدیل شده است؛ بحرانی که حاصل ترکیب تغییرات اقلیمی، مدیریت نادرست منابع طبیعی و ضعف همکاری‌های منطقه‌ ای است. هر بار که موجی از گرد و غبار شهرهای ایران را در بر می‌گیرد، مسئولان از اقدامات فوری سخن می‌گویند، اما واقعیت این است که بدون تغییرات ساختاری، این چرخه ادامه خواهد یافت.

کارشناسان تأکید دارند احیای تالاب‌ها، اصلاح الگوی مصرف آب، توقف تخریب منابع طبیعی، توسعه پوشش گیاهی و تقویت دیپلماسی محیط زیستی، تنها راه کاهش پایدار ریزگردهاست. در غیر این صورت، آسمان خاکستری و هوای خفه ‌کننده نه یک حادثه موقت، بلکه بخشی دائمی از زندگی میلیون‌ها ایرانی خواهد بود.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • مدیر سایت مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات پس از تأیید منتشر می‌شود.
captcha