تحولات منطقه

در سال‌های اخیر که تولید آثار کودک در تلویزیون با فراز و فرودهای بسیاری همراه بوده و سهم ژانرهایی مانند معمایی و ماجراجویانه در میان این تولیدات چندان پررنگ نبوده است.

بچه‌ها در «کارآگاهان کوچک» تماشاگر نیستند؛ حل‌کنندگان اصلی معما هستند / کار فرهنگی نیازمند دغدغه است
زمان مطالعه: ۸ دقیقه

در سال‌های اخیر که تولید آثار کودک در تلویزیون با فراز و فرودهای بسیاری همراه بوده و سهم ژانرهایی مانند معمایی و ماجراجویانه در میان این تولیدات چندان پررنگ نبوده است، مجموعه «کارآگاهان کوچک» به کارگردانی علی ملاقلی‌پور و تهیه‌کنندگی حمیدرضا عطارد که پنجشنبه و جمعه هر هفته ساعت ۱۶ روی آنتن شبکه نهال می‌رود، تلاش کرده مسیری متفاوت را تجربه کند؛ مسیری که در آن کودکان نه تماشاگر ماجرا، بلکه موتور محرک روایت و حل‌کنندگان اصلی معماها هستند.
ملاقلی‌پور، کارگردان این مجموعه معتقد است کودکان بیش از آنکه به رنگ‌ها، جلوه‌های ظاهری و آموزش‌های مستقیم نیاز داشته باشند، به دیده ‌شدن، اعتماد و فرصت اندیشیدن احتیاج دارند. او در این گفت‌وگو از تجربه ساخت «کارآگاهان کوچک»، ظرفیت آثار نمایشی در تقویت تفکر و مسئولیت‌پذیری کودکان، چالش‌های تولید آثار کودک در ایران و ضرورت فاصله گرفتن از نگاه‌های کلیشه‌ای به این حوزه سخن گفته است که در ادامه می‌خوانید.

علی ملاقلی‌پور، کارگردان
علی ملاقلی‌پور، کارگردان

کار برای کودک از بیرون ساده به نظر می‌رسد، اما خیلی‌ها معتقدند سخت‌ترین گونه نمایشی است. برای شما سخت‌ترین بخش کار در این فضا چه بود؟

من چون سال‌ها در حوزه سینما و تلویزیون به‌عنوان دستیار کارگردان و برنامه‌ریز فعالیت کرده بودم، پیش از این تجربه‌هایی در حوزه کودک داشتم. این تجربه‌ها کمک بسیار زیادی به من کرد و اگر آن‌ها را نداشتم، قطعاً ورود به این فضا برایم دشوارتر بود. حتی پیش از شروع کار، با مسعود کرامتی (کارگردان و بازیگر) تماس گرفتم و درباره برخی مسائل با ایشان مشورت کردم و نظرشان را جویا شدم. برای مثال، یکی از نکاتی که از ایشان یاد گرفتم این بود که لازم نیست کل فیلم‌نامه را برای بچه‌ها تعریف کنیم. اگر همه داستان را بدانند، دیگر آن حس کنجکاوی و تشنگی برای کشف ماجرا از بین می‌رود. به‌خصوص در این سریال که بچه‌ها نقش کارآگاه را دارند و باید مسئله حل کنند. اگر از ابتدا بدانند در پایان هر قسمت همه مسائل حل می‌شود، دیگر آن کنجکاوی و پرسشگری واقعی در آن‌ها شکل نمی‌گیرد. حتی اگر دیالوگ‌ها پرسشگرانه باشد، وقتی بازیگر پایان ماجرا را بداند، حس جست‌وجوگری کمرنگ می‌شود. به همین دلیل یکی از کارهایی که انجام دادیم این بود که فیلم‌نامه‌ها را به‌طور کامل در اختیار بچه‌ها قرار نمی‌دادیم. به این ترتیب، وقتی صحنه‌های ابتدایی را بازی می‌کردند و در نقش کارآگاه به جمع‌آوری شواهد، پرسش‌گری و تحلیل اطلاعات می‌پرداختند، این حس جست‌وجو برایشان واقعی‌تر بود. سعی می‌کردم آن‌ها را در موقعیت واقعی یک کارآگاه قرار دهم و مدام تشویقشان کنم که فکر کنند، سؤال بپرسند و دنبال سرنخ بگردند. حتی خودشان نمی‌دانستند دقیقاً دنبال چه چیزی هستند و همین سبب می‌شد با تمرکز بیشتری جست‌وجو کنند. اگر آن تجربه‌های قبلی را نداشتم، قطعاً اشتباه‌های بیشتری مرتکب می‌شدم؛ به‌ویژه اینکه ما تمام ۲۶ قسمت سریال را در بوشهر تولید و از کودکانی استفاده کردیم که تا آن زمان نه در سریال و نه در فیلم سینمایی بازی کرده بودند.

شما در کارآگاهان کوچک روی مفاهیمی مثل حل مسئله، تفکر و مسئولیت اجتماعی تأکید کردید. یک سریال کودک می‌تواند روی رفتار نسل جدید اثر بگذارد؟

از آنجا که سریال پخش شده، بازخوردهای زیادی از بچه‌ها و حتی والدین دریافت کرده‌ایم؛ چه در قالب پیام و چه صداهایی که برای ما فرستاده‌اند. اتفاقی که افتاده این است که ذهن بسیاری از بچه‌ها فعال‌تر شده و تا حدی مسئولیت‌پذیری بیشتری پیدا کرده‌اند. برای مثال، نسبت به مسائل اطرافشان دقیق‌تر شده‌اند و بیشتر فکر می‌کنند که آیا می‌شود به کسی اعتماد کرد یا نه، یا اینکه حرفی که مطرح می‌شود درست است یا خیر. پیش از این هم نمونه‌های مشابهی را در سینما داشته‌ایم. برای مثال، در دهه ۶۰ فیلم «پاتال و آرزوهای کوچک» ساخته شد که در آن بچه‌ها جای پدر و مادرها قرار می‌گرفتند و بزرگ‌ترها جای بچه‌ها. آن فیلم نیز با استقبال زیادی روبه‌رو شد و جزو آثار پرفروش زمان خود بود. به گمان من، یکی از دلایل این استقبال آن است که برای بچه‌ها بسیار مهم است احساس کنند جدی گرفته می‌شوند و توانایی اثرگذاری دارند.

در دوره‌ای که کودکان بیشتر با بازی‌های برخط و محتوای کوتاه درگیرند، تلویزیون هنوز قدرت تربیت فرهنگی دارد؟

اگر بتواند مخاطب را جذب کند، حتماً این قدرت را دارد. هر رسانه‌ای که کار خوب و باکیفیتی ارائه دهد، می‌تواند اثرگذار باشد. البته باید توجه داشت وظیفه نخست تلویزیون سرگرم‌ کردن مخاطب است و نمی‌توان این موضوع را نادیده گرفت یا کنار گذاشت. تفاوت اصلی تلویزیون با نظام آموزش‌ و پرورش نیز همین است. در آموزش ‌و پرورش، اولویت با آموزش و تربیت است، اما در تلویزیون ابتدا باید مخاطب سرگرم شود و پس از آن می‌توان پیام‌های تربیتی و فرهنگی را منتقل کرد. به عبارت دیگر، در تلویزیون سرگرمی در اولویت قرار دارد و تربیت در مرحله بعدی معنا پیدا می‌کند. بنابراین، اگر یک برنامه یا سریال بتواند در وهله نخست جذاب و سرگرم‌کننده باشد، همچنان این ظرفیت را دارد که بر نگرش، رفتار و فرهنگ مخاطبان، به‌ویژه کودکان و نوجوانان، تأثیر بگذارد.

عده‌ای می‌گویند آثار کودک تلویزیون بیش از حد آموزشی و شعاری شده‌اند و بچه‌ها آن را پس می‌زنند. مرز آموزش و شعارزدگی را کجا می‌بینید؟

به نظر من، بسیار مهم است که تلویزیون مفاهیم را به‌صورت مستقیم و عیان به مخاطب منتقل نکند. هر چه این مفاهیم بیشتر در قالب قصه، داستان و ماجراجویی ارائه شوند، بهتر در ناخودآگاه مخاطب نفوذ می‌کنند و اثرگذاریشان نیز بیشتر و عمیق‌تر خواهد بود. حتی در آثار بزرگسال هم همین ‌طور است؛ هر چه یک اثر بتواند در لایه‌های زیرین با ناخودآگاه تماشاگر ارتباط برقرار کند، موفق‌تر خواهد بود. معمولاً می‌گویند فیلم‌نامه باید به‌گونه‌ای نوشته شود که تماشاگر احساس کند خودش معما را حل و مسیر داستان را کشف کرده و به نتیجه رسیده است.
وقتی مخاطب چنین حسی پیدا می‌کند، دچار نوعی شعف و رضایت می‌شود و تجربه بهتری از تماشای فیلم یا سریال دارد و مشتاق می‌شود قسمت‌های بعدی را نیز دنبال کند. به اعتقاد من، این همان رسالتی است که سینما و تلویزیون برعهده دارند. در این رسانه‌ها، سرگرمی و جذابیت‌های بصری در اولویت قرار دارند، اما مفاهیم باید در لایه‌های پنهان‌تر روایت جای بگیرند. مرز میان آموزش و شعارزدگی نیز دقیقاً به تجربه نویسنده و کارگردان بازمی‌گردد؛ به شناخت آن‌ها از جامعه، مخاطب و سازوکار تأثیرگذاری بر ذهن مخاطب. از سوی دیگر، کار فرهنگی نیازمند دغدغه است. نباید صرفاً برای ساختن فیلم یا کسب شهرت کار کرد. به‌ویژه در حوزه کودک، به نظر من فیلمساز باید دغدغه واقعی داشته باشد.
اگر کسی چنین دغدغه‌ای ندارد، شاید بهتر باشد در ژانرهای دیگر فعالیت کند. کودکان این کشور باید به‌درستی رشد کنند و بخشی از این فرایند، به فیلم‌ها و سریال‌هایی که می‌بینند، مربوط می‌شود.

چرا در ایران کمتر به سراغ ژانرهایی مثل فانتزی، ماجراجویی و معمایی برای کودک می‌رویم، در حالی که بچه‌ها شدیداً به این فضاها علاقه دارند؟

این موضوع تا حدی به سیاست‌گذاری فرهنگی هم مربوط می‌شود. اینکه چرا در سال‌های گذشته کمتر به چنین ژانرها و فضاهایی پرداخته شده، واقعاً نمی‌دانم و فکر می‌کنم باید به‌صورت کارشناسی بررسی شود.
اما خوشحالم که مدیران شبکه‌های کودک، پویا و نهال چنین نگاهی داشتند و از این رویکرد حمایت کردند. می‌توانم بگویم این نخستین سریالی است که در تمام سال‌های فعالیتم تجربه کرده‌ام که حتی یک ثانیه از آن سانسور نشد. سطح اعتماد و تعامل میان شبکه، سازندگان و نویسندگان بسیار بالا بود و فکر می‌کنم همین اعتماد، در کنار همکاری نزدیک همه عوامل، در شکل‌گیری نتیجه نهایی و موفقیت کار تأثیر مهمی داشته است.

بزرگ‌ترین آسیبی که آثار ژانر کودک را تهدید می‌کند چیست؟

فقط ژانر کودک نیست؛ متأسفانه این مسئله در بسیاری از ژانرهای سینما و تلویزیون ما وجود دارد. یکی از آسیب‌های جدی این است که گاهی تهیه‌کنندگان و کارگردانان کم‌تجربه وارد این حوزه می‌شوند. در برخی موارد نیز افرادی با اتکا به روابط و زدوبندها فرصت فعالیت پیدا می‌کنند و این موضوع از آسیب‌هایی است که به سینما و تلویزیون وارد می‌شود. این مسئله طبیعتاً بر حوزه کودک هم تأثیر می‌گذارد. از طرف دیگر، برخی فیلمسازان فعال در حوزه کودک تصور می‌کنند تنها آثاری با فضای جادویی، ماورایی و نمونه‌هایی شبیه «هری پاتر» می‌توانند برای کودکان جذاب باشند. در نتیجه، گاهی فکر می‌کنند آثار بومی و مبتنی بر فرهنگ محلی مورد استقبال قرار نمی‌گیرند، در حالی که تجربه نشان داده واقعیت می‌تواند کاملاً متفاوت باشد. برای مثال در کارآگاهان کوچک؛ فرهنگ بوشهر، نوع زندگی مردم، ادبیات و لهجه آن‌ها به مخاطب معرفی می‌شود و این اتفاق برای بچه‌ها جذاب است. شاید برای ما بزرگسالان این فضا طبیعی به نظر برسد، اما برای یک کودک شبیه تجربه سفر به شهری دیگر و کشف یک دنیای تازه است. به نظر من، گاهی بیش از آنکه پایمان روی زمین باشد، در تصورات و کلیشه‌های ذهنی خودمان زندگی می‌کنیم. تصور می‌کنیم برای ساخت یک اثر کودک کافی است صحنه را پر از رنگ‌های شاد کنیم و طراحی صحنه پر زرق ‌و برقی داشته باشیم. در حالی که دنیای هیجان و علاقه‌مندی کودکان بسیار فراتر از این مسائل ظاهری است. بخش مهمی از هیجان برای کودک در این است که جدی گرفته شود، بزرگ دیده شود، مسئولیت داشته باشد و بتواند فراتر از سن خود عمل کند. وقتی به کودک اعتماد می‌کنید و به او فرصت می‌دهید خودش را توانمند ببیند، احساس اعتماد به ‌نفس، غرور و استقلال در او شکل می‌گیرد. این همان چیزی است که برای او هیجان‌انگیز و جذاب است.

اگر یک کودک پس از دیدن کارآگاهان کوچک فقط قرار باشد یک چیز یاد بگیرد، دوست دارید آن یک چیز چه باشد؟

دوست دارم یاد بگیرد که مسائل را عمیق‌تر ببیند؛ به ریشه‌ها و علت‌های اصلی اتفاق‌ها توجه کرده و از قضاوت‌های سطحی عبور کند. در واقع، همان کاری که یک کارآگاه انجام می‌دهد، یک انسان اندیشمند و عمیق هم انجام می‌دهد. مهم این است که کودک بداند مسائل معمولاً فقط یک علت ندارند و اغلب به آن سادگی که در نگاه اول به نظر می‌رسند، قابل حل نیستند. دوست دارم یاد بگیرد که صبور باشد، خوب ببیند، خوب فکر کند و اطلاعات و نشانه‌ها را درست کنار هم قرار دهد تا بتواند به نتیجه صحیح برسد. نتیجه درست معمولاً نتیجه‌ای دم‌دستی و فوری نیست، بلکه حاصل دقت، تأمل و کنار هم گذاشتن جزئیات مختلف است. دوست دارم کودک پس از تماشای کارآگاهان کوچک یاد بگیرد برای فهمیدن حقیقت، باید با حوصله فکر کند، دقیق ببیند و از کنار مسائل به‌سادگی عبور نکند.

منبع: روزنامه قدس

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • مدیر سایت مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات پس از تأیید منتشر می‌شود.
captcha