بهگزارش قدس آنلاین، اقتصاد سیاسی ایران در دهههای اخیر، همواره تحت تأثیر فشارها و تکانههای بیرونی بوده است. با این حال، در منظومه فکری رهبر شهید، حضرت آیتالله العظمی سیدعلی خامنهای، یک خط سیر ثابت، منسجم و راهبردی برای بیاثر کردن این تکانهها وجود دارد؛ دکترین اقتصادی مشخصی که «تولید داخلی» و «اقتصاد دانشبنیان» را به عنوان تنها راهکار خروج از وضعیت انفعالی معرفی میکند.
برای درک و کشف دقیق این مانیفست اقتصادی، به سراغ پنج روایت کلیدی از بازیگران، سیاستگذاران و ناظران حوزههای مختلف رفتهایم؛ روایاتی که با کنار هم قرار دادن آنها، ابعاد پنهان این هندسه اقتصادی نمایان میشود.
تولید؛ بنیان استقلال ملی
در مانیفست اقتصادی رهبر شهید، تولید صرفاً یک شاخص در کنار سایر شاخصهای کلان اقتصادی مانند تورم یا نقدینگی نیست، بلکه بنیان استقلال ملی به شمار میرود. در ادبیات راهبردی ایشان، تعبیری دقیق وجود دارد که ماهیت این تفکر را عیان میکند: «تولید را میتوان به سیستم ایمنی و دفاعی بدن تشبیه کرد. اگر ما در اقتصاد کشور، اقتصاد را به یک بدن انسان تشبیه بکنیم، سیستم دفاعی و امنیتبخش اقتصاد عبارت از تولید است؛ یعنی تولید است که اقتصاد را در مقابل تکانهها حفظ میکند، در مقابل میکروبهای مهاجم و ویروسهای مهاجم حفظ میکند، در مقابل خطرات حفظ میکند و به اقتصاد پویایی و حرکت میدهد».
این دیدگاه ساختاری، بلافاصله خود را در لایه عملیاتی بخش خصوصی نشان میدهد. سید عبدالوهاب سهلآبادی، رئیس خانه صنعت، معدن و تجارت ایران، با بازخوانی این واقعیت که چگونه رهبر شهید بقای سیاسی و امنیتی را به بقای اقتصادی گره زده بودند، بر این باور است بدون تولید مستمر، حاکمیت ملی دچار چالش خواهد شد. وی با ارجاع به تجربیات عینی صادرکنندگان و صنعتگران میگوید: ایشان بهخوبی میدانستند کشوری بدون اقتصاد قدرتمند، با مشکلات جدی مواجه خواهد شد و همواره تولید را موتور محرک اقتصاد کشور میدانستند.سهلآبادی با بیان اینکه این تئوری، کارآمدی عملیاتی خود را در بزنگاههای سخت نظامی و امنیتی به اثبات رسانده است، میافزاید: در جنگ ۱۲ روزه نیز همگان مشاهده کردند که توان تولید داخلی چه نقش مؤثری در اقتدار کشور ایفا کرد و توان دفاعی کشور محصول توان تولید داخلی بود که بدون اتکا به کمک خارجی به کار گرفته شد؛ این تجربه عملی نشان داد تابآوری بخش خصوصی و کارگران مجاهد ما، ستون فقرات امنیت ملی است.
مدیریت بحران و عقلانیت راهبردی
بخش دیگری از مانیفست اقتصادی رهبر شهید، معطوف به تغییر انگاره ذهنی مدیران دولتی نسبت به فعالان بخش خصوصی بود. در نگاه ایشان، در شرایط تحریمی، کارآفرین و صادرکننده نباید با خطکشهای بروکراتیک زمان صلح سنجیده شوند: نگاه مجموعه دولت و مسئولان کشور به آن فرد تولیدکننده، باید نگاه به یک رزمنده باشد. مگر نمیگویید جنگ اقتصادی؛ رزمنده این جنگ اقتصادی کیست؟ آن کسی که اقتصاد داخلی را تقویت میکند، او رزمنده است؛ یعنی کارآفرین، تولیدکننده، کارگر، اینها رزمندگان جنگ اقتصادیاند.
این جهتگیری راهبردی، در شرایطی اتخاذ شد که کشور درگیر شدیدترین تحریمهای تاریخ مدرن بود. سردار سرتیپ پاسدار رمضان شریف، رئیس مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس، با نگاهی به مدیریت ارشد رهبر شهید در مواجهه با این بحرانها، معتقد است پایداری اقتصادی کشور حاصل نوعی عقلانیت و آرامش در تصمیمگیریهای کلان بوده است. وی میگوید: آنچه در این مقطع تاریخی رخ داد، صرفاً یک رویارویی نظامی نبود، بلکه آزمونی برای اراده ملتها و سنجش اعتبار قدرتهای بزرگ بود. در این میان، ویژگی برجسته ایشان در مدیریت بحران، آرامش در تصمیمگیری، شناخت دقیق صحنه، پرهیز از شتابزدگی، تکیه بر اطلاعات معتبر، اعتماد به ظرفیت نخبگان و نیروهای متخصص و به ویژه سرمایه عظیم ملت ایران و نگاه بلندمدت به تحولات بود.
سردار شریف تأکید دارد این مانیفست، پاسخ مشخصی به فشارهای خارجی بود؛ این راهبرد نشان داد استقلال، مقاومت و اتکا به توان ملی و ایرانی میتواند معادلات قدرت را دگرگون و ملتها را از سلطهپذیری خارج کند. اندیشه امام شهید خامنهای، محدود به یک مقطع زمانی یا یک جغرافیا نبود؛ بلکه به عنوان یک الگوی پویا، مسیر آینده را برای هر ملتی که خواهان حفظ کرامت و استقلال خود است، روشن کرد.
جهش دانشبنیان؛ لایه عمیق فناوری در دل صنایع مادر
کشف ابعاد جدید این مانیفست نشان میدهد رهبر شهید به تولید سنتی بسنده نکرده و از دو دهه پیش، پیریزی یک جریان نوین علمی-اقتصادی را آغاز کردند. علیرضا خاکدامن، مدیرعامل مؤسسه دانشبنیان برکت، با تشریح ریشههای تاریخی شکلگیری زیستبوم فناوری در کشور، نقش رهبر شهید را فراتر از یک حامی معنوی توصیف میکند: «به اعتقاد من شکلگیری و توسعه این زیستبوم بیش از هر چیز مرهون حمایتهای شخصی، مستمر و راهبردی ایشان است. اگر این حمایتها و پیگیریهای مستقیم وجود نداشت کشور حتی به ۲۰درصد از دستاوردهای کنونی در حوزه اقتصاد دانشبنیان نیز دست پیدا نمیکرد».
بر اساس اظهارات خاکدامن، این دکترین دارای سه گام اساسی بوده است: ایجاد زیرساختهای علمی و دانشگاهی در دهه۸۰، نهادسازی از طریق تشکیل معاونت علمی و فناوری ریاستجمهوری، ایجاد ریلگذاری قانونی با تصویب «قانون حمایت از شرکتهای دانشبنیان» و متعاقباً «قانون جهش تولید دانشبنیان».
وی معتقد است چرخش کلیدی در مانیفست اقتصادی رهبر شهید زمانی رخ داد که ایشان خواستار خروج شرکتهای دانشبنیان از وضعیت گلخانهای و ورود آنها به صنایع بزرگ شدند: «در آن دیدار رهبر شهید هم به معاونت علمی و هم به فعالان بخش خصوصی تأکید کردند توسعه فناوری باید در دل صنایع شکل بگیرد. نتیجه این تأکید راهبردی این است که امروز شاهد ایجاد ابزارهای متنوع حمایتی از جمله صندوقهای سرمایهگذاری خطرپذیر شرکتی (CVC)، مشوقهای مالیاتی و سایر حمایتهای مالی برای توسعه فعالیتهای دانشبنیان در صنایع هستیم تا پیوند مستحکمی میان علم و صنعت برقرار شود».
موانع ساختاری و چالش خودتحریمیهای داخلی
یکی از بخشهای واقعبینانه مانیفست اقتصادی رهبر شهید، عدم اغماض در برابر ضعفهای مدیریتی درون کشور است. تحلیلهای ارائهشده در متون مبنا نشان میدهد بخش مهمی از مشکلات اقتصادی نه از بیرون، بلکه ناشی از بروکراسی فرساینده داخلی است؛ مسئلهای که در اسناد به این شکل به آن اشاره شده است: «یکی از موانع بزرگ پیش روی تولید در کشور، تعدد و تضاد قوانین و مقررات است. بروکراسی پیچیده اداری و صدور بخشنامههای پیدرپی و متناقض – به طوری که در بازه زمانی چهارساله افزون بر هزارو۵۰۰ بخشنامه گمرکی صادر شده است – عملاً زنجیره تأمین و صادرات کشور را قفل میکند. تا زمانی که این خودتحریمیهای داخلی برچیده نشود و دولت تصدیگری خود را به نفع مردم و بخش خصوصی واقعی کاهش ندهد، جهش تولید اتفاق نخواهد افتاد».
رسانه و رسالت تبیین اقتصاد مردمی
تحقق عملیاتی این مانیفست، نیازمند همراهی افکار عمومی و درک عمیق جامعه از مفاهیمی چون «اقتصاد مردمی» است. اسماعیل علیپناه، تهیهکننده رسانه و فعال فرهنگی در رادیو اقتصاد، به تشریح این لایه از مانیفست یعنی ضرورت پیوند تئوری و توده مردم پرداخته و معتقد است رسانه باید کاتالیزور این جریان باشد: «باور داریم بازخوانی این اندیشهها میتواند در تقویت فرهنگ تولید، مسئولیتپذیری اقتصادی و افزایش اعتماد به توان داخلی نقش مؤثری داشته باشد. ما تلاش کردیم این مفاهیم را با زبانی روان و از طریق گفتوگو با کارشناسان، فعالان اقتصادی، اصناف و نهادهای پیشران اقتصادی برای مخاطبان تبیین کنیم».علیپناه مأموریت رسانهای در قبال این مانیفست را اینگونه توصیف میکند: «هدف ما این بود که شنوندگان بتوانند ارتباط میان اندیشههای راهبردی امام مجاهد شهید و مسائل امروز اقتصاد کشور را بهتر درک کنند؛ چراکه اقتصاد بدون مشارکت آحاد مردم و بدون فهم مشترک میان تولیدکننده و مصرفکننده، به پویایی پایدار نخواهد رسید».
اما افق پیشرو چیست؟
مانیفست اقتصادی رهبر شهید، یک زنجیره متصل است؛ جایی که علم و فناوری در خدمت تولید داخلی قرار میگیرد، فرایندی که در بستر یک مدیریت بحران عقلانی و آرام هدایت شده و توسط ابزارهای رسانهای به یک باور عمومی تبدیل میشود.
این نقشه راه نشان میدهد عبور از گلوگاههای معیشتی و تجاری، نه در گرو گشایشهای سیاسی بیرونی، بلکه در گرو تقویت و ایمنسازی «بدن اقتصاد» از طریق ارتقای جایگاه رزمندگان خط مقدم تولید است.
خبرنگار: مهسا ناطقی




نظر شما