اعتیاد زنان اگرچه در آمارهای رسمی همواره سهمی کمتر از مردان داشته است، اما کارشناسان هشدار میدهند که پنهان بودن این آسیب، به معنای کوچک بودن آن نیست؛چراکه گرفتار شدن یک زن، به ویژه در جایگاه مادر یا همسر، میتواند زنجیره ای از آسیب های فردی، خانوادگی و اجتماعی را به همراه داشته باشد.
تغییر الگوی مصرف، گرایش بیشتر به مواد صنعتی و روانگردان ها و آغاز مصرف از دخانیات و مواد به ظاهر کم خطر، نگرانیها درباره آینده این آسیب را افزایش داده است.
سال ها وقتی صحبت از اعتیاد به میان میآمد، تصویر غالب جامعه مردانی بودند که درگیر مصرف مواد شده اند؛اما امروز این تصویر در حال تغییر است؛ زنان نیز اگرچه همچنان سهم کمتری از جمعیت مصرف کنندگان مواد را تشکیل میدهند، اما حضورشان در چرخه اعتیاد، پیچیدگیهای بیشتری دارد؛ زیرا این آسیب علاوه بر سلامت فرد، مستقیماً بر بنیان خانواده و نسل آینده اثر میگذارد.
کارشناسان حوزه اجتماعی معتقدند اعتیاد زنان معمولاً دیرتر شناسایی میشود؛ چراکه بسیاری از زنان به دلیل ترس از قضاوت اجتماعی، از دست دادن جایگاه خانوادگی یا نگرانی درباره فرزندان، مصرف خود را پنهان میکنند؛ همین پنهان کاری باعث میشود فرد زمانی برای دریافت کمک اقدام کند که وابستگی شدیدتر شده و مسیر درمان دشوارتر شده است.
از سیگار و کنجکاوی تا گرفتار شدن در چرخه مصرف
براساس برآوردهای رسمی، زنان همچنان سهم کمتری از جمعیت افراد دارای اختلال مصرف مواد را تشکیل میدهند، اما روند تغییرات در سالهای اخیر نگرانی کارشناسان را افزایش داده است. طبق برخی آمارهای اعلام شده از سوی مسئولان حوزه مبارزه با مواد مخدر، زنان حدود ۱۰ درصد از جمعیت افراد دارای اعتیاد در کشور را تشکیل میدهند؛ هرچند کارشناسان معتقدند به دلیل پنهان کاری، ترس از مراجعه به مراکز درمانی و فشارهای اجتماعی، احتمال دارد میزان واقعی بیشتر از آمارهای ثبت شده باشد.
در کنار افزایش تعداد زنان درگیر اعتیاد، تغییر در سن شروع مصرف نیز یکی از هشدارهای جدی این حوزه است. کارشناسان اجتماعی معتقدند نخستین تجربه مصرف در برخی موارد از دوره نوجوانی آغاز میشود و عواملی مانند کنجکاوی، فشار گروه همسالان، مصرف دخانیات و عادی شدن استفاده از موادی مانند گل و حشیش میتواند زمینه ورود افراد به چرخه اعتیاد را فراهم کند. برخی مطالعات و گزارش های میدانی، سن تجربه نخستین مصرف مواد را در گروه هایی از نوجوانان حدود ۱۳ تا ۱۵ سالگی عنوان کرده اند؛ هرچند این رقم بسته به نوع ماده، شرایط خانوادگی و محیط اجتماعی متفاوت است.
تغییر الگوی مصرف در میان زنان نیز از دیگر موضوعات مورد توجه کارشناسان است. اگر در گذشته مصرف مواد بیشتر در سنین بالاتر و پس از تجربه مشکلات اجتماعی یا اقتصادی دیده میشد، امروز برخی زنان جوان تر با مصرف تفننی یا تفریحی مواد روانگردان وارد این مسیر میشوند. کارشناسان هشدار میدهند که تصور «بیخطر بودن» برخی مواد مانند گل، یکی از عوامل مهم افزایش تجربه مصرف در میان جوانان است؛ تجربه ای که در برخی افراد میتواند به وابستگی و مشکلات جدی تر منجر شود.بررسیهای حوزه اعتیاد نشان میدهد بسیاری از موارد مصرف مواد در زنان با یک تجربه اولیه و به ظاهر کم خطر آغاز میشود؛ تجربه ای که ممکن است با مصرف سیگار، قلیان یا مواد روانگردان در جمع های دوستانه شکل بگیرد.
سلیمان عباسی، مدیرکل درمان ستاد مبارزه با مواد مخدر، با اشاره به تغییرات الگوی مصرف در میان زنان اعلام کرده است که در سال های اخیر گرایش زنان به مصرف مواد افزایش یافته و در بسیاری از موارد، مصرف از دخانیات آغاز میشود؛ به گفته او، موادی مانند گل و حشیش نیز در میان برخی زنان رواج بیشتری پیدا کرده است.
کارشناسان معتقدند یکی از خطرناک ترین باورهای غلط در سال های اخیر، تصور بی ضرر بودن برخی مواد مانند گل است؛ تبلیغات غیرواقعی در فضای مجازی و انتقال اطلاعات نادرست باعث شده برخی جوانان و زنان تصور کنند این مواد اعتیادآور نیستند یا آسیب کمتری نسبت به مواد سنتی دارند؛ در حالی که متخصصان حوزه سلامت روان تأکید میکنند مصرف مداوم این مواد میتواند وابستگی روانی ایجاد کند و زمینه ورود فرد به چرخه مصرف مواد دیگر را فراهم آورد.
یک مددکار اجتماعی فعال در حوزه اعتیاد معتقد است: «بخشی از زنان مصرف کننده، ابتدا با هدف کاهش اضطراب، فرار از فشارهای زندگی یا تجربه یک حس موقت آرامش به سمت مواد میروند، اما به تدریج همان ماده ای که قرار بود مشکل را حل کند، به یک مشکل بزرگ تر تبدیل میشود.»
به گفته کارشناسان، مشکلات اقتصادی، فشارهای روانی، تجربه خشونت، اختلافات خانوادگی، طلاق، تنهایی و ضعف حمایتهای اجتماعی از جمله عواملی هستند که میتوانند زمینه گرایش برخی زنان به مصرف مواد را افزایش دهند.
تغییر الگوی مصرف؛ وقتی مواد صنعتی جای مواد سنتی را میگیرند
یکی از نگرانی های جدی کارشناسان، تغییر الگوی مصرف در میان زنان است. در گذشته مصرف برخی مواد سنتی بیشتر مورد توجه بود، اما امروز مواد صنعتی و روانگردانها جایگاه پررنگ تری پیدا کردهاند.
مواد صنعتی به دلیل اثرگذاری سریع تر و دسترسی آسان تر، بخصوص در میان گروه های جوان تر، خطر بیشتری ایجاد میکنند؛ کارشناسان هشدار میدهند که برخی زنان بدون آگاهی از پیامدهای جسمی و روانی این مواد، به دلیل تبلیغات دوستان یا فضای مجازی، مصرف را آغاز میکنند.
محمد نصیری، مدیرکل بهزیستی استان تهران، نیز با اشاره به افزایش گرایش زنان به دخانیات، بر ضرورت تقویت برنامه های پیشگیری تأکید کرده است؛ او معتقد است اعتیاد زنان به دلیل نقش مهم آنان در خانواده، پیامدهای گسترده تری دارد و باید نگاه پیشگیرانه در این حوزه تقویت شود.
متخصصان حوزه سلامت اجتماعی میگویند تفاوت مهم اعتیاد زنان با مردان تنها در میزان شیوع نیست، بلکه در مسیر گرفتار شدن و پیامدهای آن است. بسیاری از زنان مصرف کننده ممکن است همزمان با مشکلاتی مانند افسردگی، اضطراب، آسیب های خانوادگی یا تجربه های تلخ گذشته مواجه باشند؛ بنابراین درمان اعتیاد آنان نیازمند توجه همزمان به ابعاد روانی و اجتماعی است.
یک روان شناس اجتماعی در این باره میگوید: «اگر درمان فقط بر قطع مصرف مواد تمرکز کند و علتهای زمینه ای مانند اضطراب، افسردگی یا مشکلات خانوادگی دیده نشود، احتمال بازگشت به مصرف افزایش پیدا میکند.»
اعتیاد زنان؛ آسیبی که یک خانواده را درگیر میکند
کارشناسان بارها تأکید کرده اند که اعتیاد زنان فقط یک آسیب فردی نیست؛ اگر یک زن در جایگاه مادر دچار اعتیاد شود، آثار این موضوع میتواند بر سلامت روانی و آینده فرزندان نیز تأثیر بگذارد.
کودکانی که در خانواده های درگیر اعتیاد رشد میکنند، ممکن است با مشکلاتی مانند ناامنی عاطفی، کاهش حمایت والدین، افت تحصیلی و افزایش احتمال تجربه آسیبهای اجتماعی مواجه شوند.
درعین حال، بسیاری از زنان مصرف کننده به دلیل ترس از برچسب اجتماعی، از مراجعه به مراکز درمانی خودداری میکنند. این مسئله باعث شده بخشی از اعتیاد زنان در آمارهای رسمی کمتر از واقعیت دیده شود.
فعالان اجتماعی معتقدند جامعه باید نگاه خود را نسبت به زنان گرفتار اعتیاد تغییر دهد؛ برخورد صرفاً تنبیهی یا قضاوت گرانه میتواند مانع درمان شود؛ در حالی که اعتیاد یک بیماری است و فرد مبتلا نیازمند حمایت، درمان و بازگشت دوباره به زندگی اجتماعی است.
به گفته کارشناسان، ایجاد مراکز درمانی ویژه زنان، افزایش خدمات مشاوره ای، حمایت از مادران مصرف کننده و کاهش انگ اجتماعی از مهم ترین اقداماتی است که میتواند روند درمان را آسان تر کند.
پیشگیری؛ حلقه ای که هنوز جدی گرفته نشده است
با وجود افزایش توجهها به موضوع اعتیاد زنان، کارشناسان معتقدند پیشگیری همچنان مهم ترین ابزار مقابله با این آسیب است. آموزش مهارتهای زندگی، افزایش آگاهی درباره پیامدهای مصرف مواد، تقویت حمایت های خانوادگی و توجه به سلامت روان میتواند نقش مهمی در کاهش گرایش به مصرف داشته باشد.
مدیران حوزه اجتماعی بارها تأکید کرده اند که مقابله با اعتیاد تنها با اقدامات درمانی امکان پذیر نیست و باید از سال های نوجوانی آغاز شود؛ آموزش درباره خطرات دخانیات، شناخت فشارهای روانی و تقویت توانایی تصمیم گیری میتواند از شکل گیری نخستین تجربه مصرف جلوگیری کند.
کارشناسان همچنین بر نقش فضای مجازی تأکید دارند؛ چراکه بخشی از تبلیغات و عادی سازی مصرف مواد از همین مسیر انجام میشود. مقابله با اطلاعات نادرست و ارائه محتوای آموزشی صحیح، یکی از ضرورت های امروز در حوزه پیشگیری است.
اعتیاد زنان شاید هنوز از نظر عددی با اعتیاد مردان قابل مقایسه نباشد، اما پنهان بودن این آسیب، آن را به بحرانی پیچیده تر تبدیل کرده است. زنی که در سکوت با اعتیاد دست و پنجه نرم میکند، تنها یک فرد آسیب دیده نیست؛ او ممکن است مادر، همسر و ستون یک خانواده باشد. به همین دلیل، مقابله با این آسیب نیازمند نگاهی فراتر از درمان فردی و حرکت به سمت حمایت اجتماعی، پیشگیری گسترده و تغییر نگاه جامعه است.




نظر شما