تحولات منطقه

المپیادهای علمی که قرار بود میدان کشف استعدادهای کشور باشند، حالا بیش از هر چیز به رقابتی برای دانش‌آموزان مدارس خاص و خانواده‌های برخوردار تبدیل شده‌اند؛جایی که پول و امکانات،مسیر رسیدن به قله‌های علمی را هموارتر می‌کند.

از کشف استعداد تا خرید موفقیت /  آیا المپیادها به رقابت بچه پولدارها تبدیل شده‌اند؟
زمان مطالعه: ۱۰ دقیقه

 بررسی آمارها و تجربه سال‌های اخیر، تصویر متفاوتی از این رقابت علمی ارائه می‌دهد؛ تصویری از تمرکز بخش قابل توجهی از مدال‌آوران در مدارس خاص تهران، سهم کم‌ رنگ دانش‌آموزان مدارس دولتی عادی و حذف تدریجی استعدادهایی که نه به دلیل ضعف علمی، بلکه به دلیل محرومیت از فرصت‌های برابر آموزشی، دسترسی نداشتن به معلمان تخصصی، منابع کمک‌آموزشی، کلاس‌های آمادگی و حتی ناآشنایی با مسیر المپیاد، هرگز فرصت حضور در این میدان را پیدا نمی‌کنند.

المپیادهای علمی در شرایطی باید یکی از مهم ‌ترین ابزارهای شناسایی و پرورش نخبگان در سراسر کشور باشند که برای بخش زیادی از خانواده‌ها به رقابتی پرهزینه تبدیل شده‌اند؛ رقابتی که در آن موفقیت تنها به میزان استعداد و تلاش دانش‌آموز وابسته نیست، بلکه میزان برخورداری خانواده از امکانات آموزشی و توان مالی نیز به عاملی تعیین‌کننده در پیمودن مسیر موفقیت علمی تبدیل شده است.

وقتی مسیر نخبگی از مدرسه‌های خاص عبور می‌کند

در نظام آموزشی ایران سال‌هاست که یک پرسش جدی مطرح است؛ آیا موفقیت‌های علمی واقعاً محصول استعدادهای پراکنده در سراسر کشور است یا نتیجه تمرکز امکانات در گروهی محدود از مدارس و شهرهای برخوردار؟

نگاهی به نتایج المپیادهای علمی دانش‌آموزی نشان می‌دهد که سهم دانش‌آموزان تهرانی و مدارس خاص در این رقابت‌ها بسیار پررنگ است. در سال‌های اخیر بخش قابل توجهی از اعضای تیم‌های ملی المپیادهای علمی از مدارس استعدادهای درخشان و مدارس غیردولتی تهران بوده‌اند؛ موضوعی که بارها از سوی مسئولان آموزشی نیز مورد تأکید قرار گرفته است.

حتی یوسف نوری، وزیر وقت آموزش و پرورش، پس از موفقیت‌های جهانی دانش‌آموزان ایرانی در المپیادهای علمی، به این مسئله اشاره کرد که حضور دانش‌آموزان مناطق دورافتاده در این رقابت‌ها باید افزایش پیدا کند. او گفته بود: «باید برای دانش‌آموزان مناطق دورافتاده و مرزی کشور برنامه‌ ریزی کنیم تا بتوانند در این مسابقات شرکت کنند و عناوین ملی و بین‌المللی کسب کنند.»

اما همین جمله یک واقعیت مهم را آشکار می‌کند؛ اگر عدالت آموزشی برقرار بود، حضور دانش‌آموزان مناطق محروم نیازمند برنامه ویژه و جبران نبود.

مسئله اینجاست که استعداد در کشور توزیع نشده نیست؛ امکانات توزیع نشده است؛ یک دانش‌آموز مستعد در یک روستای سیستان و بلوچستان، خوزستان، کردستان یا یک شهر کوچک همان ظرفیت ذهنی یک دانش‌آموز تهرانی را دارد، اما مسیر رسیدن این دو نفر به یک مسابقه علمی یکسان نیست. یکی از کلاس‌های تخصصی، معلم المپیاد، کتابخانه، آزمون‌های آزمایشی، مشاور آموزشی و مدرسه‌ای با سابقه موفقیت برخوردار است و دیگری شاید حتی نداند المپیاد علمی چیست.

المپیاد؛ مسابقه استعدادها یا مسابقه امکانات؟

هدف اصلی المپیادهای علمی، شناسایی دانش‌آموزانی است که توانایی تفکر خلاق، حل مسئله و پژوهش دارند؛ اما زمانی که مسیر رسیدن به این رقابت نیازمند پرداخت هزینه‌های سنگین آموزشی باشد، مفهوم عدالت زیر سؤال می‌رود.

بسیاری از دانش‌آموزان مدارس دولتی عادی از همان ابتدا با چند مانع جدی مواجه‌اند: نخست، نبود معلم تخصصی المپیاد، دوم، نبود برنامه آموزشی منسجم برای آماده ‌سازی دانش‌آموزان،
سوم، نبود شناخت کافی خانواده‌ها و مدارس نسبت به این مسیر،
چهارم، هزینه بالای کلاس‌ها و مؤسسات خصوصی.

درسال‌های اخیر بازار آموزش المپیاد نیز مانند کنکور به تدریج شکل تجاری پیدا کرده است. مؤسسات آموزشی با تبلیغات گسترده، مسیر موفقیت در المپیاد را به خانواده‌ها می‌فروشند؛ مسیری که برای خانواده‌های کم‌ درآمد عملاً دست‌ نیافتنی است.

این همان نقطه‌ ای است که منتقدان از آن با عنوان «خصوصی شدن فرصت‌های موفقیت» یاد می‌کنند، سیدمحمد بطحایی، وزیر پیشین آموزش و پرورش، پیشتر درباره گسترش مافیای آموزشی در کشور هشدار داده و گفته بود که مقابله با این جریان به دلیل گستردگی آن آسان نیست، این نگاه نشان می‌دهد که مسئله فقط محدود به کنکور نیست و حتی حوزه‌هایی که قرار بود محل کشف استعداد باشند نیز از اقتصاد آموزش تأثیر پذیرفته‌اند.

تهران؛ مرکز تجمع فرصت‌های علمی

امید نقشینه، معاون استعدادیابی و توانمند سازی فراگیر سازمان ملی پرورش استعدادهای درخشان، درباره تمرکز دانش‌آموزان تهرانی در تیم‌های المپیادی تأکید کرده است که این موضوع یک چالش جدی است.

او گفته بود: «المپیادهای دانش‌آموزی قرار است در کل کشور و برای استان‌های مختلف اثرگذار باشد؛اینکه بیشتر دانش‌آموزان تیم‌های نهایی از استان تهران بوده‌اند، نشان می‌دهد اثرگذاری المپیادها آن‌قدر که می‌خواهیم نیست.»

این اعتراف رسمی نشان می‌دهد مشکل تنها نگاه بیرونی و انتقادی رسانه‌ ها نیست، بلکه در ساختار مدیریتی آموزش و پرورش نیز این شکاف پذیرفته شده است.

نقشینه همچنین به تجربه گذشته باشگاه دانش‌ پژوهان جوان اشاره کرده و گفته بود که در دوره‌هایی تیم‌هایی از المپیادی‌های سابق به استان‌های مختلف سفر می‌کردند و برای دانش‌آموزان مناطق مختلف کلاس برگزار می‌کردند، اما کاهش حمایت‌ها و مشکلات مالی باعث شد این روند تضعیف شود.

به گفته او، حتی در دوره‌ای منابع مالی مربوط به استادان، مصححان و طراحان سؤال المپیادها قطع شده بود؛ موضوعی که طبیعی است برکیفیت و گستردگی برنامه‌ها اثر بگذارد.

مدارس دولتی؛ قربانی خاموش رقابت علمی

بخش بزرگی از دانش‌آموزان کشور در مدارس دولتی عادی تحصیل می‌کنند، اما سهم آنها از موفقیت‌های بزرگ علمی بسیار کمتر از جمعیتشان است؛این تناقض نشان می‌دهد که تعداد دانش‌آموزان یک مدرسه یا یک منطقه به تنهایی تعیین‌کننده نیست؛ کیفیت فرصت‌هایی که در اختیار آنها قرار می‌گیرد اهمیت دارد.

یک مدرسه دولتی در یک شهر محروم ممکن است دانش‌آموزی با استعداد خارق‌العاده داشته باشد، اما اگر معلمی که مسیر المپیاد را بشناسد وجود نداشته باشد، آن استعداد هرگز دیده نمی‌شود.

به بیان دیگر، بسیاری از استعدادها شکست نمی‌خورند؛ آنها اصلاً وارد مسابقه نمی‌شوند؛ این همان نکته‌ ای است که پویا لهبی، دارنده مدال نقره جهانی فیزیک، نیز به آن اشاره کرده است؛ او گفته بود در برخی شهرستان‌ها حتی دانش‌آموزان اطلاعی از وجود المپیاد ندارند و اگر امکانات تهران را داشتند، می‌توانستند موفق شوند

لهبی تأکید کرده بود: «امکانات بیشتر در شهرهای بزرگ متمرکز شده است.

مدال‌آوران هم منتقد انحصار آموزشی هستند

جالب آنکه بخشی از جدی‌ ترین انتقادها نسبت به وضعیت موجود از سوی خود مدال‌ آوران المپیاد مطرح شده است؛ دانش‌آموزانی که خود از این مسیر عبور کرده‌اند.

دانیال آزادی، دارنده مدال برنز جهانی زیست‌ شناسی، معتقد است دانش‌ آموزی که از سال‌های ابتدایی با فضای مدارس خاص و آموزش‌ های ویژه آشنا نشده باشد، به سختی می‌تواند در سال‌های پایانی مدرسه وارد مسیر المپیاد شود.

او گفته بود: «کسی که در کلاس ششم دغدغه آمدن به مدرسه سمپاد را نداشته، خیلی نامحتمل است که ناگهان در سال نهم دغدغه المپیاد داشته باشد.»

این جمله نشان می‌دهد که مسیر موفقیت علمی از سال‌ها قبل شکل می‌گیرد و دانش‌آموزی که از ابتدا از این فضا دور بوده، حتی اگر استعداد بالایی داشته باشد، فرصت کمتری برای رقابت دارد.

علی صفری، دارنده مدال نقره جهانی کامپیوتر، نیز درباره تفاوت امکانات آموزشی گفته بود که آموزش مجازی در سال‌های اخیر شرایط را بهتر کرده، اما هنوز فاصله میان مناطق مختلف کشور جدی است.

ورود مافیای آموزشی به المپیاد

یکی دیگر از نگرانی‌های مطرح ‌شده، تبدیل شدن المپیاد به مسیر میانبر کنکور است؛برخی مدال‌ آوران معتقدند امتیازهای خاصی که برای مدال‌ آوران المپیاد در نظر گرفته شده، باعث شده بخشی از خانواده‌ها نه به دلیل علاقه علمی، بلکه برای دستیابی به امتیازات دانشگاهی وارد این مسیر شوند.

دانیال آزادی در این باره گفته بود: «هرجایی که بتوان در آن موفقیت فروشی کرد، یک سری افراد از جمله مافیا به آن نفوذ می‌کنند.»

به اعتقاد او، اگر المپیاد تبدیل به راهی برای فرار از کنکور شود، فضای علمی آن آسیب می‌بیند و رقابت از مسیر علاقه و خلاقیت به سمت خرید خدمات آموزشی تغییر می‌کند.

مهیار افشین‌مهر، دارنده مدال طلای جهانی شیمی، نیز معتقد است که المپیاد شیمی در سال‌های اخیر به سمت کنکوری شدن حرکت کرده است.

بحث عدالت آموزشی فقط به ساخت مدرسه در مناطق مختلف یا افزایش تعداد کلاس‌های درس محدود نمی‌شود؛عدالت آموزشی زمانی معنا پیدا می‌کند که یک دانش‌آموز در دورترین نقطه کشور، همان فرصت‌هایی را داشته باشد که یک دانش‌آموز در پایتخت دارد؛ از معلم باکیفیت گرفته تا دسترسی به منابع آموزشی، آزمایشگاه، مشاور تخصصی و مسیرهای رشد علمی؛ در واقع، عدالت آموزشی پیش از آنکه مسئله «توزیع دانش» باشد، مسئله «توزیع فرصت» است.

استعداد در روستاها هم وجود دارد، اما مسیر شکوفایی نه

یکی از مهم‌ ترین نقدها به وضعیت فعلی المپیادهای علمی این است که نظام آموزشی هنوز سازوکاری فراگیر برای کشف استعدادهای پنهان ندارد.

در بسیاری از مناطق محروم، دانش‌آموزان حتی با مفهوم المپیاد آشنا نیستند؛ آنها نه به دلیل نداشتن توانایی، بلکه به دلیل نبود اطلاع‌ رسانی، نبود الگو و نبود حمایت آموزشی از این مسیر خارج می‌شوند.

این در حالی است که تجربه کشورهای مختلف نشان می‌دهد کشف استعدادهای علمی زمانی موفق خواهد بود که وابسته به محل زندگی و وضعیت اقتصادی خانواده نباشد.

دانش‌آموزی که در یک خانواده مرفه در تهران زندگی می‌کند، معمولاً از سال‌های ابتدایی با کلاس‌های تقویتی، آزمون‌های آزمایشی، کتاب‌های تخصصی و مشاوران آموزشی مواجه است، اما دانش‌آموزی در یک شهر کوچک ممکن است حتی یک معلم را که تجربه حضور در فضای المپیاد داشته باشد، پیدا نکند؛ در چنین شرایطی، رقابت از ابتدا برابر نیست.

حتی در تهران هم عدالت کامل وجود ندارد

اگرچه بخش زیادی از انتقادها متوجه فاصله میان تهران و شهرستان‌هاست، اما بررسی دقیق‌تر نشان می‌دهد که حتی در داخل تهران نیز شکاف آموزشی وجود دارد.

مهبد علییان، دارنده مدال طلای جهانی شیمی، با اشاره به تجربه تحصیل خود در مدارس سمپاد گفته بود که حتی میان مدارس استعدادهای درخشان تهران نیز تفاوت امکانات وجود دارد؛او تأکید کرده بود که میان مدارس مختلف سمپاد تفاوت‌هایی وجود دارد و وقتی این فاصله را به شهرستان‌ها تعمیم دهیم، میزان نابرابری بیشتر مشخص می‌شود.

این موضوع نشان می‌دهد مسئله فقط «دولتی یا خصوصی بودن» نیست، بلکه شبکه‌ ای از تفاوت‌های اقتصادی، اجتماعی و آموزشی است که مسیر موفقیت را تعیین می‌کند.

آیا سمپاد توانسته عدالت آموزشی ایجاد کند؟

مدارس استعدادهای درخشان با هدف شناسایی و پرورش دانش‌آموزان با استعداد شکل گرفتند و بسیاری معتقدند این مدارس خود بخشی از نظام دولتی آموزش هستند؛ اما منتقدان می‌گویند محدود بودن ظرفیت پذیرش و تمرکز امکانات در این مدارس باعث شده بخش بزرگی از دانش‌آموزان مستعد خارج از این چرخه قرار بگیرند.

الهام یاوری، رئیس سازمان ملی پرورش استعدادهای درخشان، پیشتر تأکید کرده بود که سمپاد خود را متعلق به همه دانش‌آموزان مستعد می‌داند و تلاش کرده مدارس استعدادهای درخشان را در مناطق محروم توسعه دهد؛اما پرسش منتقدان این است که آیا صرف ایجاد چند مدرسه سمپاد در مناطق مختلف می‌تواند فاصله موجود را جبران کند؟

زیرا دانش‌آموزی که از دوران ابتدایی در محیطی بدون امکانات رشد کرده، ممکن است حتی فرصت رسیدن به آزمون ورودی سمپاد را هم پیدا نکند.

راهکار چیست؟ حذف المپیاد یا شکستن انحصار؟

منتقدان عدالت آموزشی معتقد نیستند که باید مدارس خاص یا المپیادها حذف شوند؛ مسئله اصلی آنها «انحصار فرصت» است؛ وجود مدارس استعدادهای درخشان، مسابقات علمی و برنامه‌ های تخصصی در همه نظام‌های آموزشی جهان پذیرفته شده است، اما تفاوت در این است که کشورهای موفق تلاش می‌کنند مسیر رسیدن به این فرصت‌ها برای همه باز باشد.

برای کاهش شکاف موجود، کارشناسان چند راهکار مطرح می‌کنند: نخست؛ ایجاد شبکه ملی آموزش رایگان المپیاد برای دانش‌آموزان سراسر کشور. دوم؛ شناسایی دانش‌آموزان مستعد در مناطق محروم از طریق معلمان مدارس؛ سوم؛ اعزام تیم‌های آموزشی و المپیادی به استان‌ها و شهرهای کوچک؛ چهارم؛ استفاده بیشتر از ظرفیت مدال‌آوران سابق برای آموزش نسل‌های بعدی و پنجم؛ جلوگیری از تبدیل المپیاد به بازار جدید مؤسسات آموزشی.

وقتی پول جای استعداد را می‌گیرد

شاید مهم‌ترین نقد به وضعیت امروز المپیادهای علمی این باشد که در عمل، بخشی از مسیر موفقیت از «استعداد» به «امکان دسترسی» منتقل شده است.

خانواده‌ ای که توان پرداخت هزینه کلاس‌های تخصصی، کتاب‌های آموزشی، مشاور و دوره‌های آمادگی را دارد، فرزندش را زودتر وارد این مسیر می‌کند؛ خانواده‌ ای که چنین امکانی ندارد، حتی اگر فرزندش استعداد بالایی داشته باشد، ممکن است هرگز متوجه ظرفیت او نشود.

این همان جایی است که مفهوم «بچه پولدارها فاتح قله‌های آموزشی هستند» شکل می‌گیرد؛ نه به این معنا که همه دانش‌آموزان موفق مدارس خاص فاقد استعداد هستند، بلکه به این معنا که فرصت موفقیت برای همه به یک اندازه فراهم نیست.

در چنین شرایطی، موفقیت برخی دانش‌آموزان بیشتر از آنکه نشان‌دهنده عدالت آموزشی باشد، نشانه توانایی خانواده‌ها در خرید فرصت‌های آموزشی است.

نخبگان پنهان پشت دیوار نابرابری

ایران کشوری با میلیون‌ها دانش‌آموز و استعدادهای فراوان است، اما اگر مسیر کشف و پرورش استعدادها به چند مدرسه خاص و چند شهر محدود شود، بخشی از سرمایه انسانی کشور از دست خواهد رفت.

المپیادهای علمی نباید مسابقه ‌ای میان خانواده‌های برخوردار باشد؛ باید فرصتی برای یافتن بهترین ذهن‌ها از سراسر کشور باشد.

دانش‌آموزی که در یک مدرسه دولتی روستایی تحصیل می‌کند، اگر استعداد علمی دارد، نباید به دلیل نداشتن پول برای کلاس خصوصی یا نداشتن معلم المپیاد از رقابت حذف شود.؛عدالت آموزشی یعنی اینکه مدال‌آور آینده المپیاد شیمی یا فیزیک فقط از میان دانش‌آموزانی که به مدارس خاص تهران دسترسی دارند انتخاب نشود.

شاید بزرگ‌ ترین شکست نظام آموزشی زمانی رخ دهد که یک نابغه علمی، نه به دلیل ناتوانی، بلکه به دلیل دیده نشدن، هرگز فرصت حضور در میدان را پیدا نکند.

المپیادهای علمی قرار بود چراغی برای پیدا کردن استعدادها باشند؛ اما اگر این چراغ فقط در چند نقطه روشن باشد، بسیاری از استعدادهای کشور همچنان در تاریکی باقی خواهند ماند.

برچسب‌ها

مشهد

کربلا

کاظمین

مکه

مدینه

قم

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • مدیر سایت مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات پس از تأیید منتشر می‌شود.
captcha