بهگزارش قدس آنلاین، توقف حملات آمریکا در ۵ مرداد فقط یک مکث نظامی است؛ نشانهای از دشواری واشنگتن در اداره جنگی که هزینههای آن دیگر به میدان محدود نیست. در حالی که دولت ترامپ تلاش میکند توقف بمباران را فرصتی برای دیپلماسی معرفی کند، انتشار خبر تغییر شیوه ثبت تلفات نظامیان، نتایج یک نظرسنجی تازه و سفر نتانیاهو به واشنگتن، بخش دیگری از واقعیت جنگ را نشان داد. آمریکا اکنون بیش از ادامه حمله، درگیر مدیریت پیامدهای سیاسی آن است.
در همین حال عصر دیروز، جنبش انصارالله یمن اعلام کرد در عملیاتی پهپادی، چندین مرکز حساس تأمین و انتقال نفت خام عربستان، از جمله زیرساختهای مرتبط با خط انتقال نفت از شرق این کشور به بندر ینبُع در ساحل دریای سرخ را هدف قرار داده است. یحیی سریع سخنگوی نظامی این جنبش گفت این عملیات در پاسخ به «نفوذ پهپادهای سعودی به حریم هوایی یمن» انجام شده است.
همزمان وزارت دفاع عربستان اعلام کرد گروههای مسلح عراقی مورد حمایت ایران با استفاده از پهپاد تأسیسات نفتی این کشور را هدف حمله قرار دادهاند. عربستان گفت سامانههای پدافند هوایی این کشور چند پهپاد را که از خاک عراق به سمت تأسیسات نفتی در منطقه شرقی و ریاض در حرکت بودند، رهگیری و منهدم کردهاند.
فرار از تبعات جنگ با جعل آمار
خبر مهم روز این بود که پنتاگون چهار نظامی آمریکایی کشته شده در دور اخیر درگیریها را از شمار رسمی تلفات جنگ با ایران خارج و در بخشی با عنوان «عملیات برونمرزی» ثبت کرده و بیش از ۲۰۰مجروح نیز در همین ردیف قرار گرفتهاند. مقامهای پنتاگون این تغییر را به اختلالات آماری نسبت دادهاند، اما همزمانی آن با کاهش اطلاعرسانی درباره تلفات، مورد اعتراض رسانهها قرار گرفته است.تغییر نام یک ستون، واقعیت میدان را عوض نمیکند. نظامیانی که در پایگاههای منطقهای آمریکا کشته شدهاند، بخشی از هزینه همین جنگاند؛ حتی اگر واشنگتن آنها را زیر عنوان دیگری ثبت کند. این اقدام نشان میدهد دولت آمریکا فقط با مسئله جنگ روبهرو نیست، بلکه با چگونگی توضیح آن به مردم خود نیز مشکل دارد.
فاصله زیاد افکار عمومی از روایت پیروزی ترامپ
براساس نظرسنجی تازه شبکه سیبیاس و مؤسسه یوگاو، ۷۶درصد آمریکاییها معتقدند جنگ با ایران دشوارتر از چیزی بوده که دولت ترامپ انتظار داشت. ۵۸درصد درباره آینده جنگ نامطمئناند و ۵۷درصد احساس سرخوردگی میکنند. این اعداد با روایت کاخ سفید کاملاً ناسازگار است.
اگر نیروی دریایی و هوایی ایران، آن گونه که ترامپ ادعا میکند، از میان رفته است، چرا هرمز همچنان بسته مانده؟ چرا تأسیسات نفتی عربستان از یمن و عراق تهدید میشوند؟ و چرا آمریکا برای نخستین بار پس از دو هفته حمله، ناچار شده عملیات را متوقف کند؟ این پرسشها اکنون وارد افکار عمومی و کنگره آمریکا شدهاند.
نتانیاهو در جستوجوی فرمان جنگ
سفر نتانیاهو به واشنگتن نیز در همین چارچوب اهمیت دارد. نخستوزیر اسرائیل اعلام کرده ایران موضوع اصلی دیدار او با ترامپ خواهد بود. اما تحلیلگران میگویند او زیر فشار است تا نشان دهد اسرائیل هنوز میتواند بر تصمیمهای رئیسجمهور آمریکا اثر بگذارد.واشنگتن جنگی را آغاز کرده که بخش مهمی از اهداف آن با خواستههای اسرائیل پیوند خورده، اما هزینه نظامی، اقتصادی و سیاسی آن را آمریکا و کشورهای منطقه میپردازند. حتی توماس مسی، نماینده جمهوریخواه کنگره گفته است این جنگ ذخایر موشکی و نفتی آمریکا را کاهش داده، بدهی را بالا برده و همه این هزینهها «برای اسرائیل» پرداخت شده است.
آمریکا نمیتواند زمان آغاز یا پایان جنگ را تعیین کند. ایران میگوید درخواست از سرگیری مذاکرات نداده و تصمیمهایش را براساس منافع ملی خواهد گرفت. این موضع، رد کلیت مذاکره نیست؛ بلکه رد مذاکرهای است که توقف و شروع حمله در آن یکطرفه تعیین شود.
ایستگاه صد و پنجاهم؛ بحران کنترل روایت
جنگ برای آمریکا فقط در هرمز و پایگاههای منطقهای دشوار نشده است. واشنگتن حالا باید تلفات را توضیح دهد، افکار عمومی را قانع کرده و میان خواستههای اسرائیل و محدودیتهای نظامی خود تعادل برقرار کند.ترامپ فعلاً حملات را متوقف کرده، اما هنوز نمیپذیرد که فشار نظامی به هدف اعلامشده نرسیده است. جابهجایی آمار، تغییر عنوان تلفات و تکرار ادعای پیروزی نمیتواند مسئله اصلی را پنهان کند. جنگی که قرار بود ایران را در چند روز عقب براند، اکنون خود واشنگتن را درگیر پیدا کردن راه پایان آن کرده است.




نظر شما