تحولات منطقه

صدای دستگاه‌های بخش مراقبت‌های ویژه هنوز به گوش می‌رسد؛خانواده‌ای درشوک شنیدن واژه«مرگ مغزی»میان ناباوری واندوه ایستاده است وچند طبقه آن ‌سوتر، بیماری هرلحظه چشم به تلفنی دارد که شاید خبر رسیدن عضوی سالم،زندگی را دوباره به او بازگرداند.

وقتی مرگ، زندگی می‌بخشد/ اهدای عضو؛ روایت امید در انتظار فرهنگ‌سازی
زمان مطالعه: ۱۲ دقیقه

صدای دستگاه‌های بخش مراقبت‌های ویژه هنوز به گوش می‌رسد؛خانواده‌ای درشوک شنیدن واژه«مرگ مغزی»میان ناباوری واندوه ایستاده است وچند طبقه آن ‌سوتر، بیماری هرلحظه چشم به تلفنی دارد که شاید خبر رسیدن عضوی سالم،زندگی را دوباره به او بازگرداند.

فاصله میان این دو روایت، تنها یک تصمیم است؛تصمیمی که می‌تواند پایان زندگی یک انسان را به آغاز حیات چند انسان دیگر تبدیل کند؛اهدای عضو،سال‌هاست درایران از یک اقدام صرفاً پزشکی فراتر رفته و به موضوعی اجتماعی، فرهنگی، اخلاقی و حتی دینی تبدیل شده است؛موضوعی که هرچند دستاوردهای بزرگی برای کشور به همراه داشته،اما هنوز با چالش‌هایی روبه ‌روست که جان هزاران بیمار را در فهرست انتظار تهدید می‌کند.

اعضای قابل پیوندی که از بین می رود

هر سال با افزایش آگاهی عمومی، شمار بیشتری از خانواده‌های ایرانی با مفهوم اهدای عضو آشنا می‌شوند، اما هنوزهم فاصله قابل توجهی میان ظرفیت واقعی کشور و میزان اهدای عضو وجود دارد؛درحالی که هر فرد دچار مرگ مغزی می‌تواند جان چند بیمار را نجات دهد و کیفیت زندگی ده‌ها نفر دیگر را بهبود ببخشد، بسیاری از اعضای قابل پیوند، تنها به دلیل مخالفت یا تردید خانواده‌ها از بین می‌روند.

کارشناسان معتقدند اهدای عضو تنها یک اقدام درمانی نیست،بلکه شاخصی از سرمایه اجتماعی، اعتماد عمومی و فرهنگ ایثار درهرجامعه به شمار می‌رود؛شاخصی که کشورهای مختلف سال‌هاست برای ارتقای آن سرمایه ‌گذاری کرده‌اند.

ایران نیز طی دو دهه گذشته مسیر قابل توجهی را دراین حوزه پیموده است؛امروز شبکه پیوند اعضا در کشور به بلوغ نسبی رسیده و مراکز درمانی متعددی در استان‌های مختلف توان انجام پیوندهای پیچیده را دارند؛ موضوعی که ایران را به یکی از کشورهای پیشرو منطقه تبدیل کرده است.

راضیه حنطوش‌زاده، رئیس اداره پیوند وزارت بهداشت، با اشاره به روند رو به رشد شاخص اهدای عضو در کشور می‌گوید شاخص اهدای عضو ایران به حدود ۱۵ نفر به ازای هر یک میلیون نفر جمعیت رسیده است؛عددی که اگرچه هنوز با کشورهای پیشرو جهان فاصله دارد،اما جایگاه نخست منطقه غرب آسیا را برای ایران به همراه آورده است؛ به گفته او، این شاخص در اسپانیا که سال‌هاست الگوی جهانی اهدای عضو محسوب می‌شود، حدود ۵۰ نفر در هر یک میلیون جمعیت است.

موانع فرهنگی؛بزرگ ترین مانع اهدای عضو

او تأکید می‌کند شاخص اهدای عضو صرفاً یک عدد پزشکی نیست، بلکه معیاری برای سنجش میزان بلوغ فرهنگی جامعه در مواجهه با مفهوم ایثار و بخشش به شمار می‌رود.از نگاه مسئولان وزارت بهداشت، مهم ‌ترین مانع توسعه اهدای عضو در ایران دیگر کمبود امکانات پزشکی نیست، بلکه موانع فرهنگی و دشواری جلب رضایت خانواده‌هاست.

در برخی استان‌های کشور، این فرهنگ به شکل چشمگیری نهادینه شده است؛به گفته مسئولان حوزه پیوند، شاخص اهدای عضو در برخی دانشگاه‌های علوم پزشکی حتی به سطح کشورهای پیشرفته جهان نزدیک شده، اما میانگین کشوری همچنان تحت تأثیر استان‌هایی است که میزان رضایت خانواده‌ها در آن‌ها پایین ‌تراست.

اما پشت این آمارها، واقعیتی تلخ وجود دارد؛ واقعیتی به نام «لیست انتظار»؛هزاران بیمار ایرانی امروز تنها با امید دریافت یک عضو سالم به زندگی ادامه می‌دهند. برای بسیاری از مبتلایان به نارسایی قلب، کبد یا ریه، هیچ درمان جایگزینی وجود ندارد و پیوند عضو تنها فرصت ادامه حیات است. راضیه حنطوش‌زاده هشدار می‌دهد که برخلاف بیماران کلیوی که می‌توانند مدتی با دیالیز زندگی کنند، بیماران نیازمند پیوند قلب، کبد و ریه غالباً جوانانی هستند که تأخیر در پیوند، جان آن‌ها را تهدید می‌کند.

در سوی دیگر، انجمن اهدای عضو ایرانیان نیز تصویری دقیق‌ تر از این وضعیت ارائه می‌دهد؛امید قبادی، نایب‌ رئیس این انجمن، می‌گوید ایران همچنان رتبه نخست آسیا در اهدای عضو را حفظ کرده و در حوزه پیوند کبد نیز به لطف تلاش پزشکان ایرانی، جایگاه نخست جهان را در اختیار دارد؛ به گفته او، تاکنون ده‌ها هزار عمل پیوند در کشور انجام شده و خدمات پیوند اعضا از بیماران مرگ مغزی به صورت کاملاً رایگان ارائه می‌شود.

این موفقیت‌ها اتفاقی نیست؛ طی سه دهه گذشته، سرمایه‌ گذاری علمی، تربیت نیروی انسانی متخصص و توسعه مراکز پیوند باعث شده ایران امروز بتواند بسیاری از پیچیده‌ ترین عمل‌های پیوند اعضا را با استانداردهای جهانی انجام دهد.

شیراز، تهران، مشهد، تبریز و اصفهان اکنون از قطب‌های مهم پیوند اعضا در منطقه محسوب می‌شوند. بیمارستان پیوند اعضای ابوعلی‌سینای شیراز به تنهایی بیش از ۱۶ هزار عمل پیوند انجام داده و به عنوان یکی از جامع‌ ترین مراکز پیوند جهان شناخته می‌شود؛مرکزی که تقریباً همه انواع پیوند اعضای حیاتی را انجام می‌دهد.

محمد باقر خسروی، مدیرعامل بیمارستان پیوند اعضای ابوعلی‌سینا، اهدای عضو را «شاخص بالندگی فرهنگ ایرانی» توصیف می‌کند و معتقد است اگر همراهی خانواده‌های اهداکننده نبود، هیچ‌ یک از این دستاوردهای علمی به دست نمی‌آمد؛ اومی‌گوید پزشکان و مراکز درمانی همواره خود را مدیون خانواده‌هایی می‌دانند که در سخت‌ ترین لحظات زندگی، تصمیمی می‌گیرند که جان انسان‌های دیگر را نجات می‌دهد.

با وجود این پیشرفت‌ها، پرسش اصلی همچنان پابرجاست؛ چرا هنوز بخش قابل توجهی از ظرفیت اهدای عضو در کشور بلااستفاده می‌ماند؟ چرا درحالی که هزاران بیمار درانتظار پیوند هستند، هرسال اعضای سالم بسیاری به خاک سپرده می‌شود؟

پاسخ این پرسش را باید نه فقط در بیمارستان‌ها، بلکه در متن جامعه، باورهای فرهنگی، گفت‌ وگوهای خانوادگی و میزان آگاهی عمومی جست‌ وجو کرد؛ موضوعی که به اعتقاد بسیاری از کارشناسان،مهم‌ ترین حلقه مفقوده نظام اهدای عضو در ایران است.

رضایت خانواده‌ها؛حلقه مفقوده نجات جان بیماران

وقتی پزشکان مرگ مغزی را تأیید می‌کنند، ازنگاه علم پزشکی،بازگشتی درکارنیست؛اما برای بسیاری از خانواده‌ها، پذیرش این واقعیت دشوار است. تپش قلب، گرمای بدن و حرکت دستگاه‌های تنفس مصنوعی، این تصور را ایجاد می‌کند که شاید هنوز امیدی برای بازگشت وجود داشته باشد. همین موضوع، تصمیم ‌گیری برای اهدای عضو را به یکی از سخت ‌ترین انتخاب‌های زندگی یک خانواده تبدیل می‌کند.

کارشناسان می‌گویند بسیاری از مخالفت‌ها نه از روی بی‌ مهری، بلکه از سر ناآگاهی نسبت به مفهوم مرگ مغزی رخ می‌دهد؛ هنوز هم برخی خانواده‌ها مرگ مغزی را با کما اشتباه می‌گیرند، در حالی که مرگ مغزی از نظر پزشکی و قانونی به معنای پایان قطعی حیات انسان است و هیچ امکان بازگشتی وجود ندارد.

راضیه حنطوش‌ زاده، رئیس اداره پیوند وزارت بهداشت، معتقد است گفت‌ وگوی اعضای خانواده درباره تمایل به اهدای عضو، مهم ‌ترین عامل در افزایش رضایت اولیای دم است. او تأکید می‌کند در ایران، رضایت خانواده شرط قانونی انجام اهدای عضو است و زمانی که اعضای خانواده از خواست قلبی فرد اطلاع داشته باشند، تصمیم ‌گیری برای آنان آسان‌تر خواهد بود. به گفته او، اهدای عضو باید از یک شعار به یک «وصیت قلبی» تبدیل شود؛وصیتی که پیش از وقوع حادثه میان اعضای خانواده مطرح شده باشد.

هزاران فرصت نجات که از دست می‌رود

آمارها نشان می‌دهد مهم‌ترین خسارت ناشی از پایین بودن میزان رضایت خانواده‌ها، از دست رفتن اعضای سالمی است که می‌توانند جان بیماران را نجات دهند.

دکتر امید قبادی، نایب‌ رئیس انجمن اهدای عضو ایرانیان، می‌گوید سالانه نزدیک به هفت هزار عضو قابل پیوند تنها به دلیل عدم رضایت خانواده‌ها به خاک سپرده می‌شود؛ آماری که اگر حتی بخشی از آن محقق شود، می‌تواند جان هزاران بیمار را نجات دهد.

او با اشاره به آمار بیماران در انتظار پیوند می‌گوید نزدیک به ۳۰ هزار بیمار در فهرست انتظار دریافت عضو قرار دارند که حدود ۸۰ درصد آن‌ها نیازمند پیوند کلیه هستند؛ با این حال، بیماران قلب، کبد و ریه شرایط دشوارتری دارند؛ زیرا برای آنان درمان جایگزینی وجود ندارد و هر روز تأخیر، می‌تواند به معنای از دست رفتن فرصت زندگی باشد.

قبادی هشدار می‌دهد که پیش از بروز بحران‌های اخیر، هر دو تا سه ساعت یک بیمار در لیست انتظار جان خود را از دست می‌داد، اما در دوره اختلال در زیرساخت‌های حمل‌ ونقل، این آمار افزایش یافت و ضرورت تقویت شبکه انتقال اعضا را بیش از گذشته آشکار کرد.

کارت اهدای عضو؛ یک کارت کوچک با اثری بزرگ

درسال‌های اخیر، اقدامات متعددی برای ترویج فرهنگ اهدای عضو انجام شده است؛ از راه‌اندازی سامانه ثبت ‌نام گرفته تا درج نماد قلب روی گواهینامه‌های رانندگی.

به گفته دکتر امید قبادی، درج نماد قلب روی گواهینامه‌ها یکی از مؤثرترین اقدامات فرهنگی سال‌های اخیر بوده است. او می‌گوید زمانی که خانواده‌ها در لحظات سخت، گواهینامه دارای نماد قلب یا کارت اهدای عضو را مشاهده می‌کنند، میزان رضایت آنان به نزدیک صد درصد می‌رسد؛ درحالی که در نبود چنین نشانه ‌ای، این میزان حدود ۴۵ درصد است.

به گفته وی، اکنون نزدیک به ۱۰ میلیون ایرانی تمایل خود را برای اهدای عضو ثبت کرده‌اند و حدود دو میلیون گواهینامه نیز با نماد قلب قرمز صادر شده است؛ اما همچنان تأکید اصلی بر گفت‌ وگو با اعضای خانواده است، زیرا تصمیم نهایی از نظر قانونی برعهده اولیای دم خواهد بود.

فرهنگ‌ سازی؛مأموریتی فراتر از نظام سلامت

اگرچه وزارت بهداشت، انجمن اهدای عضو و مراکز درمانی طی سال‌های اخیر اقدامات گسترده‌ ای انجام داده‌اند،اما بسیاری از کارشناسان معتقدند فرهنگ‌ سازی نباید تنها بر دوش نظام سلامت باشد.

آموزش در مدارس و دانشگاه‌ها، تولید آثار هنری و سینمایی، روایت تجربه خانواده‌های اهداکننده،حضور فعال رسانه‌ها و استفاده از ظرفیت چهره‌های فرهنگی و ورزشی، همگی می‌توانند به تغییر نگاه جامعه نسبت به اهدای عضو کمک کنند.

کشور اسپانیا که سال‌هاست بالاترین شاخص اهدای عضو جهان را در اختیار دارد، موفقیت خود را تنها مدیون پیشرفت پزشکی نمی‌داند؛ بلکه نتیجه دهه‌ها آموزش عمومی، اعتماد سازی و گفت‌وگوی مستمر با خانواده‌هاست. مسئولان وزارت بهداشت نیز معتقدند ایران از نظر توان علمی فاصله چندانی با کشورهای پیشرو ندارد و آنچه بیش از هر چیز باید تقویت شود، فرهنگ گفت‌ وگو درباره اهدای عضو در خانواده‌هاست.

وقتی ایثار به فرهنگ تبدیل می‌شود

محمدباقر خسروی، مدیرعامل بیمارستان پیوند اعضای ابوعلی‌سینای شیراز، معتقد است میزان اهدای عضو، شاخصی از بلوغ فرهنگی هر جامعه است. او می‌گوید منطقه «فارس بزرگ» امروز از نظر شاخص اهدای عضو با بسیاری از کشورهای پیشرفته جهان برابری می‌کند و این دستاورد، پیش از آنکه حاصل فناوری باشد، نتیجه فرهنگ ایثار و همراهی خانواده‌هاست.

شاید به همین دلیل باشد که بسیاری از پزشکان، خانواده‌های اهداکننده را «قهرمانان گمنام نظام سلامت» می‌دانند؛ خانواده‌هایی که در اوج اندوه، تصمیمی می‌گیرند که می‌تواند زندگی چندین انسان را برای همیشه تغییر دهد.

اما آیا همه موانع اهدای عضو تنها فرهنگی است؟ پاسخ این پرسش را باید در قوانین، مبانی فقهی و نگاه دین به این اقدام انسان‌دوستانه جست‌ وجو کرد؛ موضوعی که بخش مهمی از مسیر توسعه اهدای عضو در ایران را شکل داده است.

فقه و قانون؛ از تردید تا اجماع

یکی از مهم‌ترین موانعی که سال‌ها پیش بر سر راه گسترش اهدای عضو در ایران قرار داشت، ابهام‌های فقهی و حقوقی درباره برداشت عضو از بیماران مرگ مغزی بود؛ ابهام‌هایی که به مرور و با ورود فقها، قانون‌ گذاران و جامعه پزشکی، تا حد زیادی برطرف شد.

نقطه عطف این مسیر، فتوای تاریخی امام خمینی(ره) درباره جواز برداشت عضو از بیماران مرگ مغزی برای نجات جان دیگران بود؛ فتوایی که راه را برای تدوین قوانین مرتبط و توسعه پیوند اعضا در کشور هموار کرد. پس از آن نیز بسیاری از مراجع تقلید و رهبر شهید انقلاب، با رعایت شرایط شرعی و حفظ کرامت متوفی، اهدای عضو را اقدامی مشروع و حتی در مواردی مصداق احیای نفس دانسته‌اند.

سرانجام در سال ۱۳۷۹، قانون «پیوند اعضای بیماران فوت‌ شده یا بیمارانی که مرگ مغزی آنان مسلم است» در مجلس شورای اسلامی به تصویب رسید و بستر قانونی انجام پیوند اعضا در کشور فراهم شد. این قانون ضمن تعیین ضوابط پزشکی و حقوقی، مسئولیت تشخیص مرگ مغزی را برعهده تیمی از پزشکان متخصص گذاشت تا کوچک‌ترین تردیدی در روند تشخیص باقی نماند.

با وجود این پشتوانه‌های قانونی و فقهی، هنوز هم برخی خانواده‌ها در لحظه تصمیم‌ گیری با پرسش‌های شرعی روبه‌ رو می‌شوند؛پرسش‌هایی که نشان می‌دهد اطلاع‌ رسانی درباره دیدگاه‌های فقهی و قانونی همچنان نیازمند تقویت است.

مرگ مغزی؛ حقیقتی که هنوز ناشناخته مانده است

یکی از مهم ‌ترین چالش‌های نظام اهدای عضو، تفاوت میان «مرگ مغزی» و «کما» است؛ دو مفهومی که هنوز در افکار عمومی گاه به اشتباه یکسان تلقی می‌شوند.

پزشکان تأکید می‌کنند در حالت کما، بخشی از فعالیت مغز حفظ شده و احتمال بازگشت بیمار، هرچند اندک، وجود دارد؛ اما مرگ مغزی به معنای توقف کامل و غیرقابل بازگشت عملکرد مغز است. در چنین شرایطی، تنها دستگاه‌های پزشکی برای مدت کوتاهی گردش خون و تنفس را حفظ می‌کنند و ادامه این وضعیت، سرانجام به ایست کامل قلب منجر خواهد شد.

همین ناآگاهی، گاهی خانواده‌ها را به انتظار معجزه‌ ای می‌نشاند که از نگاه علم پزشکی امکان وقوع ندارد؛ انتظاری که درنهایت، فرصت نجات جان چند بیمار دیگر را نیز از بین می‌برد.

به اعتقاد متخصصان، اگر مفهوم مرگ مغزی به زبان ساده و از طریق رسانه‌ها، نظام آموزشی و برنامه‌های فرهنگی برای مردم تشریح شود، بخش قابل توجهی از تردیدها برطرف خواهد شد.

اعتماد؛مهم‌ترین سرمایه نظام اهدای عضو

موفقیت برنامه‌های اهدای عضو، تنها به تجهیزات پزشکی یا تعداد جراحان وابسته نیست؛ مهم‌تر ازهمه، اعتماد عمومی است.

خانواده‌ ای که در سخت‌ ترین لحظات زندگی با پیشنهاد اهدای عضو روبه‌ رو می‌شود، باید اطمینان داشته باشد که همه تلاش‌های درمانی برای نجات عزیزش انجام شده و تشخیص مرگ مغزی با نهایت دقت و بر اساس استانداردهای علمی صورت گرفته است.

کارشناسان معتقدند شفافیت در فرآیند تشخیص مرگ مغزی، اطلاع‌ رسانی دقیق،احترام به خانواده‌ها و پاسخگویی صادقانه به پرسش‌های آنان، مهم‌ترین عوامل تقویت این اعتماد هستند.

درسال‌های اخیر،حضور روان‌شناسان، مددکاران اجتماعی و تیم‌های هماهنگ‌ کننده اهدای عضو در بیمارستان‌ها، نقش مهمی در کاهش نگرانی خانواده‌ها ایفا کرده است. این تیم‌ها تلاش می‌کنند پیش از هر تصمیمی، اطلاعات کامل و علمی را در اختیار خانواده‌ها قرار دهند تا انتخاب آنان آگاهانه و به دور از فشارهای روحی باشد.

رسانه‌ها و مسئولیتی فراتر از اطلاع ‌رسانی

در بسیاری از کشورهای موفق، رسانه‌ها سهم بزرگی در تغییر نگرش جامعه نسبت به اهدای عضو داشته‌اند. روایت زندگی بیمارانی که با دریافت عضو دوباره به زندگی بازگشته‌ اند یا خانواده‌هایی که از دل سوگ، امید آفریده‌ اند، تأثیری دارد که گاه از ده‌ها کمپین تبلیغاتی بیشتر است.

در ایران نیز هربار که داستانی از یک خانواده اهداکننده یا بیماری نجات‌ یافته منتشر می‌شود، موجی از همدلی و توجه عمومی شکل می‌گیرد،با این حال، کارشناسان معتقدند پرداختن به موضوع اهدای عضو نباید تنها به مناسبت روز اهدای عضو یا اخبار مربوط به پیوند محدود شود، بلکه باید به بخشی از گفت‌ وگوی مستمر جامعه تبدیل شود.

سینما، تلویزیون، شبکه‌های اجتماعی و حتی کتاب‌های درسی می‌توانند در نهادینه کردن این فرهنگ نقش‌آفرینی کنند؛ فرهنگی که درآن، اهدای عضو نه تصمیمی عجیب، بلکه ادامه طبیعی ارزش‌هایی چون ایثار، همدلی و مسئولیت اجتماعی تلقی شود.

پایانی که آغاز زندگی است

شاید هیچ واژه‌ای نتواند اندوه خانواده ‌ای را که عزیزش را از دست داده توصیف کند؛ اما در دل همین اندوه، گاهی تصمیمی گرفته می‌شود که سال‌ها بعد، در تپش قلب کودکی، در لبخند مادری که دوباره کنار فرزندانش ایستاده یا در نفس‌های بیماری که بار دیگر زندگی را تجربه می‌کند، معنا پیدا می‌کند.

اهدای عضو، انتخاب میان مرگ و زندگی نیست؛ انتخاب میان پایان یافتن یک زندگی و ادامه یافتن چند زندگی دیگر است؛ ایران امروز از نظر دانش پزشکی، جراحان متخصص و مراکز پیوند، در جایگاهی قرار دارد که می‌تواند جان هزاران بیمار را نجات دهد. آنچه بیش از هر زمان دیگری به آن نیاز دارد، گسترش فرهنگ گفت‌ وگو، افزایش آگاهی عمومی و تقویت اعتماد اجتماعی است.

شاید زمان آن رسیده باشد که گفت‌ وگو درباره اهدای عضو، از بیمارستان‌ها به خانه‌ها برسد؛ جایی که تصمیم‌های بزرگ، پیش از وقوع حادثه گرفته می‌شوند. اگر هر خانواده درباره این موضوع با یکدیگر سخن بگوید و خواست خود را با عزیزانش در میان بگذارد، شاید روزی برسد که هیچ عضوی به دلیل تردید از دست نرود و هیچ بیماری، تنها به دلیل نرسیدن عضو پیوندی، فرصت زندگی را از دست ندهد.

زیباترین میراثی که یک انسان می‌تواند پس از رفتن از خود بر جای بگذارد، شاید نه دارایی‌هایش، بلکه ادامه تپش قلب، ادامه نفس و ادامه زندگی در وجود انسان‌هایی باشد که هرگز او را ندیده‌اند؛اما تا پایان عمر، وامدار بزرگ‌ ترین هدیه او خواهند بود.

برچسب‌ها

مشهد

کربلا

کاظمین

مکه

مدینه

قم

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • مدیر سایت مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات پس از تأیید منتشر می‌شود.
captcha