تحولات منطقه

ورود ناگهانی ده‌ها هزار مهاجر به سئوتا، اسپانیا را با بحرانی مواجه کرد که خیلی زود از مرزهای مهاجرت فراتر رفت؛ بحرانی که اختلاف مادرید با شرکای اروپایی، روابط مراکش و آمریکا و سیاست خارجی اسپانیا را همزمان آشکار کرد.

پشت پرده بحران سئوتا؛ مهاجرت چگونه به اهرم فشار تبدیل شد؟/ آیا موج مهاجرتی اسپانیا فقط یک بحران مرزی بود؟
زمان مطالعه: ۴ دقیقه

مهاجرت برای اسپانیا پدیده تازه‌ای نیست، اما آنچه در سئوتا رخ داد، از نظر سرعت و مقیاس، با موج‌های معمول مهاجرتی تفاوت داشت. ده‌ها هزار نفر طی حدود دو روز خود را به این منطقه رساندند و مقام‌های محلی را، با وجود زیرساخت‌های مرزی موجود، با فشاری کم‌سابقه مواجه کردند.

کنترل اوضاع اما ظرف چند روز دوباره در اختیار اسپانیا قرار گرفت و بسیاری از مهاجران به مراکش بازگردانده شدند. همین سرعت تحولات، پرسشی مهم‌تر از مدیریت مهاجرت را پیش کشید: چگونه چنین موج عظیمی در چنین مدت کوتاهی شکل گرفت؟

پاسخ قطعی به این پرسش هنوز وجود ندارد. اما بحران سئوتا نشان داد که در اروپا، مهاجرت دیگر صرفاً مسئله‌ای انسانی یا امنیتی نیست؛ بلکه می‌تواند به ابزاری در رقابت‌های سیاسی و ژئوپلیتیکی تبدیل شود.

مراکش در مرکز معمای سئوتا

یکی از مهم‌ترین پرسش‌ها به عملکرد مراکش بازمی‌گردد. رباط در گذشته نشان داده است که هر زمان اراده کند، می‌تواند حرکت افراد به سمت سئوتا را به‌شدت کنترل کند. در موج‌های قبلی نیز با افزایش حضور نیروهای امنیتی مراکش، شمار مهاجران کاهش یافته بود.

به همین دلیل، سرعت و گستردگی موج اخیر پرسش‌هایی را درباره تصمیم‌های مقام‌های مراکشی ایجاد کرد. اگر نیروهای امنیتی حضور خود را کاهش داده یا امکان حرکت آزادانه‌تر گروه‌های بزرگ به سمت مرز را فراهم کرده باشند، طبیعی است که این مسئله از منظر سیاسی مورد بررسی قرار گیرد.

با این حال، میان «امکان» و «اثبات» فاصله وجود دارد. تاکنون شواهد عمومی کافی برای اثبات اینکه بحران به‌صورت عمدی سازمان‌دهی شده یا با هدف مشخصی شکل گرفته، ارائه نشده است.

با این وجود، سابقه روابط رباط و مادرید باعث شده این فرضیه کاملاً از دستور کار تحلیلگران خارج نشود. مراکش و اسپانیا پیش‌تر بر سر مسائلی همچون صحرای غربی، حقوق ماهیگیری و سیاست‌های منطقه‌ای اختلاف داشته‌اند. در چنین شرایطی، مهاجرت می‌تواند بالقوه به یک اهرم دیپلماتیک تبدیل شود؛ همان‌گونه که دولت‌های اروپایی پیش‌تر بلاروس، ترکیه و لیبی را به استفاده از جریان‌های مهاجرتی برای اعمال فشار سیاسی متهم کرده‌اند.

رابطه نزدیک آمریکا و مراکش نیز بر حساسیت ماجرا افزوده است. واشنگتن و رباط دهه‌هاست همکاری نظامی، اطلاعاتی و دفاعی نزدیکی دارند و در شمال آفریقا از روابط راهبردی برخوردارند.

همزمان، اسپانیا در سال‌های اخیر در برخی موضوعات سیاست خارجی، به‌ویژه در قبال مناقشات خاورمیانه، مواضعی مستقل‌تر اتخاذ کرده و بر حقوق بین‌الملل، حفاظت‌های بشردوستانه و راه‌حل‌های دیپلماتیک تأکید بیشتری داشته است.

اما اینجا نیز باید میان همزمانی و رابطه علت و معلولی تفاوت گذاشت. روابط نزدیک آمریکا و مراکش به‌تنهایی ثابت نمی‌کند که بحران سئوتا بخشی از فشار ژئوپلیتیکی علیه اسپانیا بوده است.

شکاف اروپا؛ اسپانیا تنها ماند؟

شاید مهم‌ترین بخش بحران نه در مرز اسپانیا، بلکه در واکنش پایتخت‌های اروپایی رخ داد. مادرید انتظار داشت اتحادیه اروپا در مواجهه با بحران مرزی، از یکی از اعضای خود حمایت کند؛ اما واکنش برخی دولت‌ها بیشتر بر تشدید کنترل‌های مرزی، محدودیت‌های موقت سفر و انتقاد از سیاست مهاجرتی اسپانیا متمرکز شد.

پدرو سانچز، نخست‌وزیر اسپانیا، به‌شدت به این رویکرد اعتراض کرد و برخی شرکای اروپایی را متهم کرد که ملاحظات سیاسی داخلی را بر همبستگی اروپایی ترجیح داده‌اند. استدلال مادرید این بود که اسپانیا در بحران‌های مهاجرتی پیشین از دیگر اعضای اتحادیه حمایت کرده و انتظار داشته است در شرایط مشابه، همان رفتار را دریافت کند.

در مقابل، مخالفان دولت اسپانیا معتقدند سیاست‌های مهاجرتی مادرید در تشویق ورودهای غیرقانونی نقش دارد. دولت اما تأکید دارد که فشارهای مهاجرتی بین‌المللی را نمی‌توان صرفاً به قوانین و سیاست‌های داخلی نسبت داد.

به این ترتیب، بحران سئوتا شکافی قدیمی در اروپا را دوباره آشکار کرد: یک طرف بر امنیت فوری مرزها و کنترل سخت‌گیرانه مهاجرت تأکید دارد و طرف دیگر بر همبستگی اروپایی، مسئولیت مشترک و تعهدات بشردوستانه تأکید می‌کند.

اسپانیا تلاش کرد هر دو موضع را همزمان حفظ کند؛ از یک سو بر ضرورت حفاظت از مرزهای خارجی اروپا تأکید کرد و از سوی دیگر خواستار همبستگی شرکای اروپایی شد.

وقتی مهاجرت به مسئله ژئوپلیتیک تبدیل می‌شود

بحران سئوتا در نهایت نشان داد که مرز میان مهاجرت، امنیت و سیاست خارجی در اروپا بیش از گذشته کمرنگ شده است. یک موج مهاجرتی می‌تواند در مدت کوتاهی به مسئله‌ای میان دولت‌ها، ائتلاف‌ها و حتی قدرت‌های بزرگ تبدیل شود.

برای اسپانیا، ماجرا همزمان یک بحران مرزی، یک چالش داخلی و یک آزمون دیپلماتیک بود. دولت سانچز در داخل با پارلمانی چندپاره، فشار مخالفان، اختلاف بر سر اصلاحات مهاجرتی، چالش‌های اقتصادی و تنش‌های منطقه‌ای روبه‌روست. بنابراین بحران سئوتا به سرعت به موضوعی سیاسی نیز تبدیل شد.

اما اهمیت بزرگ‌تر ماجرا در جای دیگری است. مهاجرت اکنون در تقاطع چند روند قرار گرفته است: رقابت‌های امنیتی، روابط میان دولت‌ها، سیاست داخلی، کارزارهای اطلاعاتی و مناسبات ائتلافی.

به همین دلیل، حتی اگر هیچ مدرکی برای اثبات مهندسی‌شدن بحران سئوتا وجود نداشته باشد، نمی‌توان زمینه ژئوپلیتیکی آن را نادیده گرفت. پرسش اصلی این نیست که آیا هر بحران مهاجرتی الزاماً از سوی یک قدرت سیاسی طراحی شده است؛ بلکه این است که دولت‌ها چگونه می‌توانند از چنین بحران‌هایی برای پیشبرد منافع خود استفاده کنند.

تجربه اسپانیا نشان می‌دهد که اتحادیه اروپا در برابر چنین آزمونی با یک مشکل بنیادین مواجه است: زمانی که منافع ملی، فشارهای سیاسی داخلی و روایت‌های متفاوت درباره مهاجرت بر هم منطبق نمی‌شوند، مفهوم همبستگی اروپایی به‌سرعت تحت فشار قرار می‌گیرد.

سئوتا از این منظر فقط داستان ورود ده‌ها هزار مهاجر نیست. این بحران تصویری از اروپایی است که در آن مرزها، مهاجرت و ژئوپلیتیک بیش از هر زمان دیگری به یکدیگر گره خورده‌اند؛ و همین پیوند، بحران‌های مرزی آینده را بالقوه به بحران‌های سیاسی بزرگ‌تری تبدیل خواهد کرد.

برچسب‌ها

مشهد

کربلا

کاظمین

مکه

مدینه

قم

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • مدیر سایت مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات پس از تأیید منتشر می‌شود.
captcha