تحولات منطقه

وعده‌گاه مشهدی‌ها از میدان بسیج تا حرم مطهر رضوی است، با وجود گرمای هوا از ساعات ابتدایی آغاز این پیاده‌روی عاشقانه که ساعت ۹ صبح بود، حضور عشاق اباعبدالله(ع) در خیابان امام رضا(ع) چشمگیر است و متوقف نمی‌شود.

حضور باشکوه مردم مشهد در پیاده‌روی جاماندگان اربعین
زمان مطالعه: ۴ دقیقه

به گزارش قدس، شاید گذشت یک هزار و سیصد و هشتاد و هفت سال برای فراموشی برخی رنج‌ها و داغ‌ها کافی باشد، اما گذشت سال‌ها و قرن‌ها برای داغ عظمای ذبح عظیم و درد و رنجی که در ظهر روز دهم محرم الحرام سال ۶۱ هجری قمری بر سر خاندان آل الله(ع) و برگزیدگان امت پیامبر آخرالزمان آمد، چیزی را تغییر نمی‌دهد، آن هم تا زمانی که منتقم آل محمد(ع) نیامده و انتقام خون عزیزترین بندگان خدا را از دستگاه شیطانی کفر و شرک و نفاق نگرفته است.
اکنون در پس قرن‌ها، کاروان اسرای اهل بیت رسول الله(ص) بعد از گذشت چهل روز از روز واقعه به صحرای نینوا رسیده‌اند و آمده‌اند تا با ارواح پاک و ابدان ارباً اربای عزیزان خود دیدار تازه کنند، آن هم چه دیداری، در سالروز این بازگشت و زیارت عاشقانه خانواده شهدای کربلا، آن میعادگاه عاشقی و نورانی‌ترین نقطه زمین لبریز از حضور دلدادگانی است که بعد سه روز پیاده‌روی از نجف تا کربلا با تنی خسته و دلی داغدار به یاد اهل بیت رسول الله(ع) خودشان را به کربلا رسانده‌اند. اما در این گوشه ایران و در جوار عالم آل محمد(ص) دلدادگانی که به هر دلیلی از این مسیر عاشقی جا ماندند اما دل و جانشان کیلومترها دورتر از مشهد در مشایه و کربلا است، در این روز بزرگ نتوانستند در خانه بمانند و به خیابان آمدند.
وعده‌گاه مشهدی‌ها از میدان بسیج تا حرم مطهر رضوی است، با وجود گرمای هوا از ساعات ابتدایی آغاز این پیاده‌روی عاشقانه که ساعت ۹ صبح بود، حضور عشاق اباعبدالله(ع) در خیابان امام رضا(ع) چشمگیر است و متوقف نمی‌شود.
ابتدای ورودم به میدان بسیج صدای سنج و دمام‌زنی در گوشه‌ای از خیابان ملک‌الشعرای بهار نظرم را به خود جلب می‌کند، پیرمردی مو سپید در میانه این بزم عزا با حرکات سرش همچون عاشقی آشفته از دوری ارباب برای امام خود دلبری می‌کند.
نماز اول وقت ظهر روز اربعین هم به یاد نماز ظهر عاشورای سید و سالار شهیدان، در گوشه‌ای از خیابان امام رضا(ع) برپاست و آفتاب داغ مشهد هم مانع این عبتدت عاشقانه نمی‌شود.
در این پیاده‌روی باشکوه هم همچنان نشانه‌های بعثت مردمی با پرچم‌های سرخ خونخواهی و پرچم ایران بر روی دستان عزاداران حسینی، پررنگ‌تر از هر سال است، جلوتر که می‌روم پرچم‌های دشمنان خبیث و کودک‌کش اسلام و ایران زیرپای مردم است و شاهد سیاسی‌ترین اربعین حسینی در فراق آقای شهید ایران هستیم.

دلدادگان حسینی از کودک و جوان و کهنسال همه آمده‌اند، مادران زیادی با کالسکه یا بدون آن دست کودکانشان را گرفته‌اند تا از همان سنین کودکی مشق عاشقی در مسیر حسین بن علی(ع) را به فرزندان خود بیاموزند.
برخی جلوه‌های این پیاده‌روی مانند تجمع‌های شبانه‌ای است که همچنان در گوشه‌گوشه شهر در جریان است، از دستنوشته‌هایی همچون«ما همه خونخواه پدر/گوش به فرمان پسر» که در دست یک خانم مانتویی دیدم، تا چفیه‌هایی که بر روی دوش کودک و جوان است و عکس آقای شهید ایران و رهبر معظم انقلاب که در دست مردم دیده می‌شود.

خدمت به زائران رضوی و شهید خامنه‌ای نیز در مردمی‌ترین شکل آن در این قطعه از بهشت که میزبان گام‌های دلدادگان حسینی است، ساری و جاری است. موکب‌هایی که در حاشیه خیابان امام رضا(ع) برپا شده هر کدام مربوط به گوشه‌ای از شهر مشهد است. برخی مواکب از مساجد محلاتی همچون جاهدشهر، دانش‌آموز، عباس‌آباد و تلگرد هستند و سایر مواکب نیز از طرف موسسات فرهنگی، واحدهای تولیدی و دیگر ارگان‌ها برپا شده‌اند که با شربت و آب و غذا از مردم پذیرایی می‌کنند.

خدمت به زائران به اینجا ختم نمی‌شود، در کنار ماشین‌های آبپاش شهرداری مشهد که زائران برای فرار از گرما به آن‌ها پناه می‌برند، برخی از مردان نیز به صورت خودجوش با گلاب‌پاش‌هایی که به پشتشان انداخته‌اند، مردم را در ظهر روز اربعین خنک می‌کنند.

شهرداری مشهد بر روی نرده‌های بی‌آرتی وسط خیابان امام رضا(ع) تابلوهای بزرگی از شهدای شاخص جنگ رمضان نصب کرده، قاب‌هایی که عطر و یاد هر کدام از آن‌ها عطر کرب‌وبلا را به این گوشه از مشهد آورده، یکی از مواکب فرهنگی نیز با نصب عکس شهدای دانش‌آموز میناب بر سر در خود، کربلای میناب را یادآور شده، کربلایی که داغ آن چند روز قبل نیز با تشییع پاره‌های پیکر کودکان مینابی، بعد از پنج ماه دوباره تازه شد.

جلوتر که می‌روم، خانمی در حال پخش صفحات قرآن بین مردم است تا هر کدام صفحه‌ای قرآن به یاد شهدا قرائت کنند، اگر آینه دل‌های این مردمی که رو به حرم مطهر رضوی در حال قرائت قرآن بودند، دیده می‌شد، یقیناً نیم بیشتر آن‌ها برای آقای شهید ایران که در حال قرائت قرآن به شهادت رسید، قرآن می‌خواندند.

ارابه‌ای که با پارچه سبز، پرهای رنگی و پرچم یا ابوالفضل(ع) تزئین شده نظرم را جلب می‌کند، جلوتر که می‌روم گوشه‌ای از آن باز است و گهواره و عروسکی به یاد حضرت علی اصغر(ع) درون آن گذاشته‌اند و گویی کربلا را به مشهد آورده‌اند، پیرزنی از کنار آن می‌گذرد و به نشانه تبرک گوشه‌ای از پارچه سبز آن را می‌گیرد و می‌بوسد. به یقین حتی یاد شهدای کربلا هم اشیاء را متبرک می‌کنند و چه خوشبختند این اشیاء که با دیدنشان دل‌ها را به کربلا می‌برند.
امروز در مشهد، گرچه بدن‌ها کیلومترها دورتر از کربلاست اما دل‌ها به طرف‌العینی به کربلا می‌رسد، چرا که تا چشم می‌چرخانی ماکتی از شش‌گوشه را می‌بینی که چند مرد در حال حمل آن هستند، دیدن این صحنه دل‌ها را بی‌تاب کربلا می‌کند و آه دلتنگی و فراق از نهاد آدمی بیرون می‌آورد، این آه‌ها به یقین زیارت مقبول زائران حسینی است که دل در گرو این دردانه الهی دارند، زائرانی که با گام‌ها و زبانشان هر لحظه با شهدا همراه هستند.

این خبر در حال بروزرسانی است ...

برچسب‌ها

مشهد

کربلا

کاظمین

مکه

مدینه

قم

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • مدیر سایت مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات پس از تأیید منتشر می‌شود.
captcha