تحولات منطقه

کاظم دانشی پس از موفقیت «علف‌زار» و در ادامه فیلم‌سازی خود، بیش از آنکه به دنبال تجربه در یک مسیر تازه باشد، نگاه سینمایی خود را در همان جهان پیشین بسط داد.

نگاهی به فیلم «زنده‌شور» ساخته کاظم دانشی که این روزها صدرنشین گیشه سینماست/ در مرز عدالت و ترحم
زمان مطالعه: ۶ دقیقه

کاظم دانشی پس از موفقیت «علف‌زار» و در ادامه فیلم‌سازی خود، بیش از آنکه به دنبال تجربه در یک مسیر تازه باشد، نگاه سینمایی خود را در همان جهان پیشین بسط داد؛ جهانی که همچنان از دل پرونده‌های قضایی، دادگاه‌ها و زندان‌ها بیرون می‌آید و نمود آن را در آثار دیگری همچون «بی‌بدن» و «اردوبهشت» که در مقام نویسنده فیلم‌نامه آن‌هاست، نیز می‌توان دید.
با این حال او در دومین فیلم بلند خود مسیر دیگری را برای رسیدن به مقصود طی کرده است؛ اگر «علف‌زار» را تلاشی برای دستیابی به حقیقت در میانه روایت‌های متناقض بدانیم، «زنده‌شور» از نقطه‌ای آغاز می‌شود که حقیقت دیگر کارکردی در روند داستان ندارد و ماجرا از جایی شکل می‌گیرد که جرم اتفاق افتاده، حکم صادر شده و تنها ساعاتی تا اجرای آن باقی مانده است.
«زنده‌شور» داستان پنج زندانی محکوم به اعدام را روایت می‌کند که قرار است آخرین شب زندگی‌شان را سپری کنند و حکمشان پیش از سحرگاه اجرا ‌شود. مرتضی زند، نماینده دادستان با بازی بهرام افشاری، برای اجرای حکم این پنج نفر به شهری دیگر آمده است. هر یک از محکومان مرتکب جنایتی شده‌اند و حالا در واپسین ساعات حیات، خواسته‌ای را مطرح می‌کنند. فیلم از این مقطع به بعد، نه درباره کشف جرم، بلکه درباره مواجهه انسان با واپسین لحظات زندگی است. به همین دلیل فیلمساز آگاهانه از پرداختن به گذشته شخصیت‌ها فاصله می‌گیرد و علاقه‌ای به بازسازی چرایی وقوع جنایت ندارد و طبیعتاً مخاطب هم شناخت درخوری از پرونده‌ها پیدا نمی‌کند. انتخاب این زاویه روایت موجب می‌شود تمرکز از جرم به انسان منتقل شود و آنچه اهمیت پیدا می‌کند شرایط و سرنوشت کسانی است که در واپسین ساعات زندگی، میان امید و ناامیدی معلق مانده‌اند و هر کدام آخرین خواسته و امید خود را دنبال می‌کنند.

تعلیقی از جنس انتظار

افتتاحیه «زنده‌شور» با سکانسی از غسل پنج اعدامی در حمام زندان و حضور یک روحانی جوان در این مراسم کلید می‌خورد. به موازات شروع داستان در زندان، شخصیت اصلی فیلم یعنی مرتضی زند در سکانسی مجزا و طی یک عملیات معرفی می‌شود و چهره‌ای جدی و عدالت‌طلب را به نمایش می‌گذارد و مخاطب را برای پذیرش شخصیتی که کاملاً درگیر مناسبات حرفه‌ای خود است، آماده می‌کند. با ورود زند به زندان، روند اجرای احکام به جریان می‌افتد. مخاطب از همان نخستین دقایق می‌داند پایان این مسیر چیست اما فیلم همچنان موفق می‌شود تعلیق ایجاد کند، تعلیقی که نه با چاشنی غافلگیری، بلکه از جنس انتظار برای وقوع یک اتفاق همراه است. کاظم دانشی با اجرای مراسم غسل، نوشتن وصیت، درخواست‌های آخر، توقف‌های مکرر اجرای حکم، ملاقات خانواده‌ها و رفت‌وآمدهای اداری که همگی اجزای مناسکی هستند که او با وسواس ثبتشان می‌کند، این مسیر کوتاه را به تجربه‌ای فرساینده و کش‌دار شدن زمان را به عنصر اصلی فیلم تبدیل کرده است.

تأملی بر مفهوم بخشش با تجربه رنج

نخستین محکوم، «امیر» با بازی امیر جعفری، کسی است که خونسردتر از دیگران به نظر می‌رسد و ظاهراً به شرایط مسلط است. او به عنوان آخرین درخواست، پیتزا و گوش دادن به ترانه محبوبش را می‌خواهد و در واپسین لحظات، اعتراف‌نامه‌ای به مأمور زندان می‌دهد تا به دست مادرش برساند؛ نامه‌ای که بعدتر نقشی کلیدی در گره‌گشایی داستان ایفا می‌کند. سکانس‌های ضجه و التماس مادر و خواهران امیر برای بخشش، بی‌تردید برای مخاطب بسیار آزاردهنده خواهد بود. فیلمساز با نزدیک ‌شدن بی‌امان به این فضا و خلق لحظاتی پرتنش، دلهره‌آور و ناراحت‌کننده، صرفاً به دنبال بازسازی و نمایش اجرای حکم اعدام نیست. آنچه اهمیت پیدا می‌کند، تأثیر این فرایند بر همه کسانی است که به نوعی با این لحظه درگیرند و در صحنه حضور دارند و اهمیت «زنده‌شور» دقیقاً در این است که بخشش را نه با شعار و نصیحت، بلکه به واسطه تجربه رنج پیشنهاد می‌کند.دانشی به دنبال نقطه عطف قصه یا در واقع هدف اصلی‌اش از ساخت این فیلم یعنی «بخشش» است و برای رسیدن به چنین باوری که می‌توان بخشید و یک انسان و خانواده‌اش را از زیر بار چنین لحظات کمرشکنی خلاص کرد، راهی ندارد جز تزریق دُز بالای تنش در این دم آخر و به همین دلیل عامدانه فشار روانی زیادی را به مخاطب تحمیل می‌کند و التهاب در سکانس‌های ابتدایی فیلم و اجرای نخستین حکم را به اوج خود می‌رساند.زند که مأموری وظیفه‌شناس، سخت‌گیر و بی‌تعارف است با رازی که پس از اعدام امیر از آن مطلع می‌شود، تلاش می‌کند حکم اعدامی‌های دیگر را با رضایت گرفتن از خانواده‌های مقتولان لغو کند. در جریان همین اتفاق‌ها، لایه پنهانی از شخصیت باصلابت او پیدا می‌شود که روح ناآرام و ناسازگارش را با شغلی که دارد آشکار می‌کند؛ گویی سال‌ها اجرای قانون، فاصله‌ای میان وظیفه اداری و احساسات شخصی او ایجاد کرده که هر بار در مواجهه با خانواده محکومان دوباره سر باز می‌کند و بهرام افشاری به خوبی توانسته این دوگانگی را در بازی خود متبلور کند.

خرده‌روایت‌هایی مهم در بطن داستان اصلی

در کنار این‌ها، دانشی در دل روایت اعدام این پنج محکوم، روی موضوعات مهمی دست می‌گذارد؛ از خطاهای جبران‌ناپذیر سیستم قضایی در صدور حکم گرفته تا گره‌ خوردن یک قتل ناموسی با مسائل سیاسی و امنیتی. این مؤلفه‌ها در قالب دو داستانک مهم و به‌عنوان نقاط عطف فیلم، با ظرافت وارد روایت شده‌اند و از نکات قابل ‌توجه «زنده‌شور» به شمار می‌آیند. حضور روحانی جوان در کنار محکومان نیز از همین منظر اهمیت دارد؛ نه صرفاً به دلیل نقش او در شب اعدام و حضور کنار محکومان، بلکه به واسطه طعنه‌ها و متلک‌های ریز و درشتی که در طول فیلم نثارش می‌شود و او با صبوری از کنارشان می‌گذرد؛ لحظاتی که به گرفتن زهر و تلخی داستان هم کمک بسیاری کرده است. با ورود «تفقد» به عنوان مقام بالادستی حوزه قضایی و شکل‌گیری تقابل او با مرتضی زند، تنش‌ها بالا می‌گیرد و جنگ قدرت میان «زند» و «تفقد» داستان را از مسیر دیگری پیش می‌برد.
اگرچه کاظم دانشی سعی می‌کند فیلم را با ریتمی جان‌دار و ضرباهنگی کوبنده پیش ببرد اما از نیمه دوم، آن جدیت سرد و بی‌رحمانه‌ای که بر فضای داستان غلبه داشت، جای خود را به دورهمی‌های میان خانواده‌های مقتول و قاتل و صحنه‌هایی احساسی و غیرواقعی می‌دهد و هر چه فیلم به پایان نزدیک می‌شود، این تعادل به‌تدریج بر هم می‌خورد تا جایی که این تغییر لحن، بزرگ‌ترین ضربه را به فیلم می‌زند. این در حالی است که مدت زمان طولانی فیلم هم آفت دیگری شده و از رمق افتادن داستان در نیمه پایانی، «زنده‌شور» را کسالت‌بار کرده و از میزان تأثیرگذاری‌اش کاسته است.

نگاهی به بازی نقش‌آفرینان «زنده‌شور»

با این حال، یکی از نقاط قوت «زنده‌شور» بازی بازیگران آن است؛ بازی‌هایی که سهم مهمی در خلق فضای پرتنش و تأثیرگذار فیلم دارند. در میان بازیگران، بهرام افشاری یکی از متفاوت‌ترین نقش‌آفرینی‌های کارنامه خود را ارائه می‌دهد. او برخلاف تصویر آشنایی که مخاطب از او دارد، شخصیتی کم‌حرف، تهاجمی اما کنترل‌شده و درون‌گرا خلق کرده است؛ شخصیتی که احساساتش را پشت چهره‌ای خشک پنهان می‌کند و همین خویشتن‌داری، بازی او را باورپذیرتر کرده است. امیر جعفری نیز با حضوری کوتاه اما اثرگذار، یکی از مهم‌ترین لحظات عاطفی فیلم را خلق می‌کند. او موفق می‌شود در زمانی محدود، شخصیتی بسازد که فقدانش تا پایان روایت احساس می‌شود.
همچنین باید به بازی خوب حامد بهداد و تورج الوند نیز اشاره کرد که به خوبی در حس و حال فیلم قرار گرفته‌اند.
در پایان باید گفت اگرچه «زنده‌شور» در نیمه دوم روایت، به اندازه شروع خود منسجم نیست اما همچنان یکی از آثار قابل توجه سینمای اجتماعی در پرداختن به مسئله قصاص و بخشش است؛ فیلمی که به جای تمرکز بر خودِ مجازات، انسان‌های گرفتار در سایه آن را روایت کرده و از دل تجربه‌ای تلخ، مخاطب را به تأمل درباره امکان بخشش دعوت می‌کند.

منبع: روزنامه قدس

برچسب‌ها

مشهد

کربلا

کاظمین

مکه

مدینه

قم

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • مدیر سایت مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات پس از تأیید منتشر می‌شود.
captcha