نگرش انتقادی، به عنوان یک روش «شبه علمی» بهویژه در تفسیر و تأویل مناسبات انسانی و اجتماعی به ما گوشزد میکند هر کنش و واکنشی، لاجرم لایهها و سطوحی فراتر از آنچه به نظر میرسد، داشته و از این رو است که اکتفا به «متن» بدون در نظر گرفتن «زمینه» نسبت چندانی با «واقعیت» برقرار نخواهد کرد. واقعیتی که حتی خود گاهی «برساخته» و فاقد نسبت وثیق با «حقیقت» است.
خلاصه و ساده و خودمانی؛ باید همیشه برای هر احتمالی، یک شانس باقی گذاشت، هرچند ضعیف و شاید گاهی اشتباه. در موضوع داغ این روزها که البته شاید عمری به بلندای ریاست دو ساله آقای پزشکیان بر قوه مجریه داشته باشد نیز همین امر رواست.
در این میان اگر مواردی چون ادبیات تکرارشونده شخص رئیسجمهور با این مضمون که «هر کس میتواند مشکلات مردم را حل کند این گوی و این میدان» یا تکذیبیههای نامنسجم و مبهم افراد مختلف دولت در این موضوع را نادیده بگیریم، به اصل مطلب میرسیم؛ مسعود پزشکیان اگر میخواست استعفا کند، رئیسجمهور نمیشد! دو سال، بدون یک روز ریاست در قالب متعارف؛ او عین این دو سال را جنگیده در سنگر خودش.اما در میان طیف سیاسی که نقشی (کم یا زیاد) در به قدرت رسیدن ایشان داشته، استفاده از حربههای اینچنینی به عنوان ابزار چانهزنی و تغییر موازنههای سیاسی، مسبوق به سابقه است و در میان رادیکالهای این جریان که همچنان «قبای ناجور و نچسب آلترناتیو قدرت» در ایران را به تن خود تصور میکنند نیز این از همان آرزوهای دیرینه است تا شاید زمین و زمان یاری کرده و «چپهای رادیکال» و «سوپرانقلابیهای دیروز» و «لیبرالهای اولترای امروز»، ایران را به الگوی «توسعه» کذایی خود مزین کنند! در مقابل هم جریانهای سیاسی و تأثیرگذاران و متنفذان بازمانده از اریکه قدرت، شاید این استعفای ادعایی را یک شانس دوباره برای آزمودن اقبال عمومی به خود دیده و احتمالاً از عملی شدن آن استقبال خواهند کرد.حال من شهروند ساده، در این گرگ و میش مبهم، یک سلاح دارم و یک راه؛ هیچ احتمالی را ۱۰۰درصد نفی نمیکنم و هیچ ادعایی را بدون استناد و استدلال نخواهم پذیرفت. بله، در مناسبات قدرت، بهویژه آنجا که اوضاع تا این حد غبارآلود است، حتی مؤمنان و معتمدان نیز احتمال لغزش خواهند داشت؛ لغزشی از جنس ابزارانگاری تهدید به استعفا یا چیزی شبیه به آن و در مقابل نیز یک احتمال همواره زنده است؛ شاید همه چیز آنقدر هم که نمایش داده میشود، ساده و صریح نباشد. شاید آن «گوینده اسرار مگو» دارد آرزوهایش را در قالب «خبر» و «با اطلاع» میگوید و هزار شاید و اما و اگر دیگر.ما اما در کنار ابزار کارآمد «عقل سلیم» یک موهبت عظیم داریم و آن عبارت است از «نص صریح». از خمینی کبیر و خامنهای شهید تا نور چشممان، رهبر عزیز انقلاب. گوشمان به فرمان و اشاره ایشان است و آخرین فرمان، امر به «اتحاد»، «حسن ظن به مسئولین» و «حفظ روحیه» ملتی است که در حال تغییر ریل تاریخ بشر از مسیر قهقرایی خود به سوی «نور» است.
خلاصه این سطور برای آن که باید بشنود و خواهد شنید؛ ملتی مبعوث که کشور را از حلقوم پلید آمریکا و اسرائیل در فردای ۹ اسفند بیرون کشید، بر فرض بسیار بعید آن «استعفای ادعایی» هم نخواهد گذاشت گزندی به این نظام و سرزمین مقدس برسد و در مقابل، اگر جریانی با آویزان شدن به این ادعا و با قیمت به خطر انداختن امنیت روانی جامعه، سودای قدرت را به سر راه داده باشد، خیلی زود با واقعیت عریان حذف تحقیرآمیز از فضای سیاسی کشور روبهرو خواهد شد.
۱۵ مرداد ۱۴۰۵ - ۰۵:۳۴
کد مطلب: ۱۱۵۹۹۷۵
نگرش انتقادی، به عنوان یک روش «شبه علمی» بهویژه در تفسیر و تأویل مناسبات انسانی و اجتماعی به ما گوشزد میکند هر کنش و واکنشی، لاجرم لایهها و سطوحی فراتر از آنچه به نظر میرسد، داشته.
زمان مطالعه: ۲ دقیقه
منبع: روزنامه قدس





نظر شما