قدمها هنوز از گرد و غبار مشایعت گرم بود که راه، کربلایی شد. همین چندی پیش بود که شانه به شانه، از خیابانهای ایران تا صحن و سراهای نجف و کربلا، پیکر رهبر شهیدمان را روی دست بردیم و بیآنکه حواسمان باشد، اربعین امسال را زودتر از موعد به پا کردیم. آن قدمها و اشکهای گرهخورده میان دو ملت، صرفاً یک تشییع ساده نبود؛ مشق برادری و مرور پیمانی دیرین زیر یک پرچم بود. هجی کردن همان کلام جاودان که «مثلی لا یبایع مثله»؛ فریادی که اجازه نمیدهد مرز حق و باطل در غوغای روزمره گم شود.
برای فهم اینکه حماسه اربعین چگونه دلها را پیوند زده و منطق بیعتناپذیری چطور راه آینده را روشن میکند، ابعاد معرفتی این حرکت تمدنساز را در گفتوگو با حجتالاسلام والمسلمین محمدرضا عابدینی، پژوهشگر و کارشناس دینی واکاوی کردهایم.
عاشورا؛ گلوگاه سرنوشتساز در سیر تکاملی تاریخ هدایت
حجتالاسلام عابدینی با تبیین پیوستگی حرکت پیامبران و اولیای الهی توضیح میدهد: تمام نهضتها و اهداف انبیا از نخستین پیامبر تا حضرت خاتم(ص) و اوصیای ایشان، یک حقیقت واحد و جاری در طول تاریخ بشریت است. همانطور که انسان سیر رشد فردی از کودکی تا میانسالی را طی میکند، تاریخ و جوامع بشری نیز حیات و رشد واحدی دارند. خداوند متعال در آیه ۳۴ سوره اعراف میفرماید: «وَلِکُلِّ أُمَّةٍ أَجَلٌ» که نشان میدهد هر امتی دورهای از رشد و کتاب اعمالی دارد. سیر تاریخی دعوت الهی منطق واحدی دارد و هر یک از اولیا نقش مکمل را در تحقق هدایت نهایی ایفا کردهاند. سلامهای زیارتنامهها به پیامبران پیشین، صرفاً یک تحیت ساده نیست، بلکه ایجاد پیوند و فرهنگسازی برای درک این پیوستگی تاریخی است. وی در ادامه به نقش کلیدی حوادث سازنده در تحلیل تاریخ پرداخته و میافزاید: بشریت همواره برای تحلیل تاریخ به دنبال نقاط عطف بوده است. در منظر معرفتی، پیامبران و نهضتهای الهی نقاط عطف اصلی در تفسیر تاریخ هستند. هنگامی که حادثه عاشورا را نه یک واقعه منفرد، بلکه نقطهای سرنوشتساز در جریان هدایت بشری در نظر بگیریم، تمام حوادث پیش و پس از آن معنای تازهای پیدا میکنند. بروز حقیقت حق و باطل و پیمان الهی در عاشورا تجلی یافته و رویدادهای گوناگون با میزان نزدیکی یا دورافتادگی از این حقیقت سنجیده میشوند.
دیپلماسی وجدان و چهار گام حیاتی در مسیر حاکمیت توحید
استاد عابدینی با تشریح زنجیره تحولات دینی خاطرنشان میکند: بعثت، غدیر، عاشورا و ظهور، چهار گام و نقطه عطف اصلی برای هدایت بشریت به شمار میروند که مسیر حرکت انسان را به سوی حاکمیت توحید و رشد همهجانبه تکمیل میکنند. تمام برنامهریزیها و حضور شخصیتها در واقعه کربلا براساس یک برنامه دقیق الهی صورت گرفته است تا بستر رشد عقلانی و اخلاقی جوامع فراهم شود.
وی تصریح میکند: ظرفیتهای حرکت عاشورا هنوز بهطور کامل بازخوانی و استفاده نشده است. حرکتهای نمادینی همچون یادبود حضرت علیاصغر(ع) توانستهاند وجدان عمومی جهان را در برابر ستم و مظلومیت بیدار کنند. امروز که مسئله حمایت از کودکان و نفی ظلم در سطوح بینالمللی مطرح است، چنین حرکتهایی توانمندی ایجاد دیپلماسی وجدان را دارند. امام حسین(ع) در روز عاشورا خطاب به کسانی که حتی پایبندی دینی نداشتند، فرمودند: «إن لَم یَکُن لَکُم دینٌ وَکُنتُم لا تَخافونَ المَعادَ فَکونوا أَحراراً فی دُنیاکُم» (بحارالأنوار، جلد ۴۵، صفحه ۵۱). این سخن بدان معناست که مخاطب اولیه حرکت حسینی، وجدان آزادگان جهان است و این دعوت منحصر به یک گروه یا مذهب خاص نیست.
الگوهای جاودان کربلا و تحول عزاداری به سوگ حماسی و مسئولیتساز
این پژوهشگر دینی درباره الگوهای کربلا و کارکرد امروزین آنها در بیداری جوامع عنوان میکند: هر یک از حاضران در حادثه کربلا مأموریتی در بیدارگری انسانها دارند. چهرههایی مانند جون، نماد رفع تبعیض و عزتبخشی هستند که امروزه الهامبخش میلیونها انسان در دوردستترین نقاط جهان شدهاند. همانطور که الگوی حضرت قاسم(ع) برای نوجوانان و حضرت علیاکبر(ع) برای جوانگرایی و رشد نسل جدید بسترسازی میکند، بزرگان و سالخوردگان کربلا نیز الگوی پارسایی و ایستادگی هستند.
وی با اشاره به ضرورت تحول در کارکرد مجموعههای مذهبی یادآور میشود: اگر نهضت حسینی را جریانی بیدارگر و هدایتآفرین بدانیم، افق نگاه تشکلهای دینی نیز از مرزهای محدود فراتر رفته و وجدان تمام انسانها را مخاطب قرار میدهد. در چنین الگویی، تمام قالبهای اجرایی از سخنرانی و مرثیه تا شیوه خدمترسانی باید با این هدف والا همگام شوند. این تغییر نگاه هرگز به معنای کاستن از شور، احساس و اشک بر مصائب نیست، بلکه اشک را از حالت انفعالی به سوگواری حماسی، عزتآفرین و مسئولیتساز تبدیل میکند. وقتی سوگوار حسینی از مجلس عزاداری خارج میشود، نباید احساس آسودگی محض داشته باشد، بلکه باید بار مسئولیت سنگینتری را برای اصلاح خویش و ارتقای اخلاق در جامعه روی دوش خود احساس کند. از این رو، منبر و مداحی زمانی به اثرگذاری واقعی میرسند که عقلانیت بشر را رشد داده، عزم انسانها را برای نفی ظلم و گسترش برادری استوارتر کنند و بستر را برای پیوند دلی جوامع حول محور حق فراهم آورند.
همدلی کاروانی ملتها در پرتو محبت مسئولیتآفرین حسینی
این کارشناس دینی با اشاره به رویدادهای اخیر و جایگاه ویژه اربعین حسینی میگوید: راهپیمایی اربعین شاخصترین نماد برای معرفی حقیقت حرکت حسینی به جهان است. سکوت یا بایکوت خبری رسانههای بیگانه خود نشاندهنده عظمت و تأثیرگذاری این حرکت عظیم مردمی است. این رویداد توانسته امتها و اقوام گوناگون را با فرهنگها و زبانهای مختلف در کنار یکدیگر گرد آورد و زمینهساز تقارب دلها شود. تجلی اخوت ملت عراق در میزبانی کریمانه از زائران و همراهی عمیق آنان در مراسمهای اخیر، نشان داد این حرکت تا چه اندازه در ایجاد پیوندهای انسانی و دینی موفق بوده است. البته مسئولیت زائران نیز در این میان، پاسداشت این میزبانی، رعایت نظم، احترام به قوانین کشور میزبان و توجه به دستورالعملهای رسانهای است. نگاه رسالتمحور به عاشورا موجب میشود تشکلهای مذهبی، عملکرد خود را محدود به یک منطقه یا شهر نبینند. هدف اصلی، بیداری وجدانها و ایجاد همبستگی انسانی است. این رویکرد نه تنها از عمق احساسات و اشک بر مصائب نمیکاهد، بلکه آن اشک را عمیقتر، حماسیتر و مسئولیتآفرینتر میکند.
این استاد حوزه علمیه با تبیین ساختار کاروانی نهضت حسینی و نقش محوری محبت در تحولات اجتماعی توضیح میدهد: حرکت امام حسین(ع) قالبی کاروانی و جمعی داشت که در آن، آحاد جامعه با تفاوتهای سنی و توانمندیهای گوناگون، زیر یک پرچم به سوی مقصدی واحد گام برداشتند. این الگوی حماسی که با پیامرسانی حضرت زینب(س) و امام سجاد(ع) امتداد یافت، روح جمعی، ایثار و سعهصدر را در جامعه پرورش میدهد. عامل اصلی پیوند و پویایی در این مسیر، محبت صادقانهای است که طبق روایت امام صادق(ع) حقیقت دین را میسازد؛ آنجا که میفرمایند: «هَلِ الدِّینُ إِلاَّ الْحُبُّ وَالْبُغْض» (بحارالأنوار، ج ۶۵، ص ۶۳). این محبت حسینی، خودخواهیها را کنار زده و عالیترین جلوههای خلوص و خدمترسانی را خلق میکند تا مجالس عزاداری و زیارت اربعین نه یک سوگ بیاثر، بلکه حرکتی مسئولیتآفرین در راستای اصلاح جامعه باشد؛ دقیقاً همان هدفی که حضرت سیدالشهدا(ع) در تبیین فلسفه قیام خود فرمودند: «إنّما خَرَجْتُ لِطَلَبِ الإصْلاحِ فی أُمَّةِ جَدّی» (بحارالأنوار، ج ۴۴، ص ۳۲۹).
مرزبندی مقدس حق و باطل در پرتو شعار بیعتناپذیری با ستم
حجتالاسلام عابدینی با تبیین معنای دقیق شعار محوری اربعین امسال خاطرنشان میکند: عبارت ماندگار «مِثْلِی لاَ یُبَایِعُ مِثْلَهُ» که از زبان حماسی حضرت سیدالشهدا(ع) در مواجهه با انحراف صادر شد، یک اصل همیشگی برای مرزبندی میان حقیقت و باطل است. این موضع قاطعانه که در بیانات اخیر رهبر شهید نیز برجسته شد، به هیچ وجه منافاتی با وحدت جامعه اسلامی ندارد، بلکه تبیینکننده این حقیقت است که اتحاد واقعی بر مدار حق و عدالت شکل میگیرد. در منطق اسلامی، توحید بدون نفی ستم کامل نمیشود؛ چنانکه خداوند در آیه ۲۵۶ سوره بقره میفرماید: «فَمَن یَکْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَیُؤْمِن بِاللَّهِ فَقَدِ اسْتَمْسَکَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقَی». بنابراین، بیعتناپذیری در برابر انحراف، ضامن اقتدار ملی و حفظ ماهیت الهی جامعه است و راه را بر سازشهای مصلحتجویانه برمیچیند.
این استاد حوزه علمیه در پایان با اشاره به مسئولیت سنگین زائران در زیارت اربعین میگوید: کسانی که با پا نهادن در این مسیر حماسی، با آرمانهای بینظیر حسینی همراه میشوند، بار رسالتی عظیم را بر دوش میکشند. تجلی برادری ملت عراق و میزبانی کریمانه آنان که در رویدادهای اخیر نیز به اوج رسید، بستر را برای یک دگرگونی عمیق اخلاقی هموار کرده است. سوگواران حسینی باید با رعایت نظم، احترام به قواعد کشور میزبان و حفظ پیوندهای ایمانی، این زیارت را به نقطه عطفی در زیست فردی و اجتماعی خود بدل کنند. بازگشت از اربعین باید همراه با تقویت روحیه خدمت، نقد عالمانه و پایداری بر اصول باشد تا جامعه را به سوی اصلاح حرکت دهد. همانگونه که امیرالمؤمنین علی(ع) در نامه ۴۷ نهجالبلاغه فرمودند: «کُونَا لِلظَّالِمِ خَصْماً وَ لِلْمَظْلُومِ عَوْناً» اربعین معبری برای تمرین مسئولیتپذیری و زمینهسازی برای برپایی عدل کل در جهان است.





نظر شما