تحولات منطقه

آسیای میانه در حال گذر از دوران وابستگی تک‌بعدی به قدرت‌های سنتی است و در این میان، ایران با تکیه بر موقعیت استراتژیک خود، فرصتی تاریخی برای نقش‌آفرینی ژئواکونومیک دارد.

نقش ایران در ترانزیت آسیای میانه با نقاط راهبردی سرخس، لطف‌آباد و دوغارون/ گریز آسیای میانه از بن‌بست
زمان مطالعه: ۷ دقیقه

آسیای میانه در حال گذر از دوران وابستگی تک‌بعدی به قدرت‌های سنتی است و در این میان، ایران با تکیه بر موقعیت استراتژیک خود، فرصتی تاریخی برای نقش‌آفرینی ژئواکونومیک دارد. پنج جمهوری این منطقه به همراه کشور افغانستان برای شکستن محاصره جغرافیایی خود، نگاهی راهبردی به ایران دارند و ایران می‌تواند با تفکیک مأموریت‌های «سرخس»، «لطف‌آباد» و «دوغارون» به هاب اصلی اتصال این منطقه محصور در خشکی به بازارهای جهانی تبدیل شود. دکتر مهدی استادی جعفری، دکترای شهرسازی، مشاور لجستیک و توسعه، در گفت‌وگو با قدس مدل‌های تخصصی برای بهره‌برداری از ظرفیت‌های سه محور سرخس، لطف‌آباد و دوغارون را تشریح کرد.

موازنه قدرت‌های فرامنطقه‌ای؛ تهدید یا فرصت؟

دکتر مهدی استادی جعفری با تبیین جایگاه ژئوپلیتیک پنج جمهوری آسیای میانه، نقش ایران را در اتصال این کشورهای محصور در خشکی به آب‌های آزاد حیاتی خواند و گفت: پنج جمهوری قزاقستان، قرقیزستان، تاجیکستان، ترکمنستان و ازبکستان و همچنین کشور افغانستان به‌عنوان کشوری مؤثر در اتصال به کشورهای سی‌آی‌اس، یکی از محصورترین مناطق جهان در خشکی را تشکیل می‌دهند. این کشورها با اتخاذ سیاست خارجی چندبُرداری در پی حداکثرسازی منافع ملی، تنوع‌بخشی به شریکان خارجی و کاهش وابستگی به یک قدرت واحد هستند و در این میان ایران می‌تواند بن‌بست جغرافیایی این منطقه را بشکند.
وی افزود: ظرفیت راهبردی ایران در اتصال این کشورها به آب‌های آزاد از طریق چند محور مرزی متمایز، اما هم‌افزا قابل تعریف است؛ منطقه آزاد سرخس به‌عنوان دروازه تماس مستقیم ریلی و زمینی، مرز لطف‌آباد به‌عنوان محور تخصصی ترانزیت جاده‌ای و نزدیک‌ترین مسیر زمینی به عشق‌آباد و منطقه آزاد دوغارون به‌عنوان هاب دالان واسط برای پیوند کشورهای آسیای میانه، به‌ویژه تاجیکستان و ازبکستان، با آب‌های آزاد جنوب ایران. تفکیک دقیق این مأموریت برای طراحی سیاست ترانزیتی و توسعه زیرساخت‌های مرزی ایران اهمیت اساسی دارد؛ به طوری که سرخس و لطف‌آباد باید نقش هاب تماس مستقیم و دوغارون نقش هاب دالان واسط را ایفا کند.
در این میان، بازیگران فرامنطقه‌ای از روسیه و چین گرفته تا اروپا و آمریکا، هر کدام با ابزارهایی متفاوت از پیوندهای امنیتی روسیه تا نفوذ زیرساختی چین در پی تأمین منافع خود هستند، اما این فرصت موازنه، درست همان جایی است که ایران می‌تواند نقش راهبردی خود را ایفا کند. استادی جعفری درباره نفوذ قدرت‌های فرامنطقه‌ای در این منطقه اظهار کرد: روسیه همچنان نفوذ امنیتی و تاریخی مهمی از طریق پیمان امنیت دسته‌جمعی، اتحادیه اقتصادی اوراسیا و حضور میلیون‌ها کارگر مهاجر دارد.
وی افزود: چین نیز از طریق ابتکار کمربند و جاده و سرمایه‌گذاری در انرژی، معادن و حمل ‌و نقل به شریک بزرگ اقتصادی منطقه تبدیل شده است، هر چند نگرانی‌هایی درباره افزایش وابستگی مالی برخی کشورهای ضعیف‌تر به چین وجود دارد. اتحادیه اروپا نیز با طرح‌هایی مانند تراسیکا و تمرکز بر اصلاحات ساختاری فعال است، اما نفوذ عملیاتی محدودتری دارد و از طرف دیگر، ایالات متحده نیز پس از کاهش حضور نظامی مستقیم، از ابزارهای دیپلماتیک مانند قالب C۵+۱ برای حمایت از استقلال جمهوری‌ها و مقابله با تروریسم استفاده می‌کند.
وی در عین حال یادآور شد: کشورهای منطقه از این رقابت برای افزایش قدرت چانه‌زنی خود استفاده می‌کنند تا از انحصار مسیرهای عبوری روسیه رها شوند و به شبکه‌ای متنوع، کم‌هزینه و قابل ‌اتکا برای انتقال کالا، انرژی و مواد خام دست یابند.

نقش راهبردی ایران در اتصال ژئواکونومیک آسیای میانه

مشاور لجستیک مناطق آزاد دوغارون و سرخس با بیان اینکه در شطرنج ژئوپلیتیک آسیای میانه، ایران به‌عنوان کلید اتصال جنوب برای کشورهای محصور در خشکی عمل می‌کند، توضیح داد: پنج جمهوری این منطقه و همچنین کشور افغانستان (هم به عنوان مقصد و هم مسیر برای کشورهای سی‌آی‌اس) برای دسترسی به خلیج فارس، دریای عمان و بازارهای جهانی نیازمند مسیرهایی هستند که از نظر جغرافیایی کوتاه، از نظر سیاسی پایدار و از نظر اقتصادی رقابتی باشند. با توجه به بن‌بست‌های ترانزیتی ناشی از تحولات روسیه و ناامنی‌های شرق آسیا، ایران می‌تواند یکی از پایدارترین مسیرهای دسترسی آسیای میانه به بندرهای جنوبی، به‌ویژه بندر چابهار و بندرعباس باشد.
وی تصریح کرد: مزیت جغرافیایی ایران تنها زمانی به نفوذ پایدار تبدیل می‌شود که رویکرد خود را از کنترل فیزیکی مرز به ارائه خدمات لجستیکی، گمرکی، مالی، بیمه‌ای و اطلاعاتی تغییر دهیم.وی افزود: ایران باید با توسعه زیرساخت‌های نرم مانند همگون‌سازی استانداردهای گمرکی، دیجیتال‌سازی اسناد و شفاف‌سازی فرایندها، رقابت‌پذیری خود را در سه متغیر کلیدی زمان، هزینه و قابلیت اطمینان افزایش دهد.

سرخس؛ هاب تماس مستقیم با آسیای میانه

این کارشناس شهرسازی و توسعه در خصوص مأموریت تخصصی مرزها با بیان اینکه منطقه آزاد سرخس باید هاب تماس مستقیم ریلی و زمینی با آسیای میانه باشد، در تشریح مأموریت سرخس گفت: منطقه آزاد سرخس به عنوان نقطه اتصال مستقیم ریلی و جاده‌ای ایران به ترکمنستان، باید بر مدیریت جریان مستقیم کالا میان ایران و کشورهای مستقل مشترک‌المنافع تمرکز کند. وی افزود: بهره‌مندی از امکان تعویض بوژی و اتصال شبکه ریلی ایران به شبکه ریلی آسیای میانه، سرخس را به مرکزی ایده‌آل برای ترانزیت غلات، مواد معدنی، محصولات پتروشیمی و کالاهای فله و کانتینری تبدیل کرده که برای تحقق این امر، توسعه سیلوها، پایانه‌های کانتینری و تجهیزات تخلیه و بارگیری ضروری است.

دوغارون؛ دروازه اتصال کشورها به بندرهای جنوبی

استادی جعفری درباره منطقه آزاد دوغارون اظهار کرد: دوغارون اگرچه هم‌مرز با آسیای میانه نیست، اما می‌تواند هاب دالان واسط و دروازه اتصال تاجیکستان و ازبکستان از طریق افغانستان به بندرهای جنوبی ایران باشد.وی با بیان اینکه در چارچوب کریدور کتای(KTAI)، دوغارون به عنوان دروازه ورود کالا به شبکه حمل ‌و نقل ایران عمل می‌کند، تأکید کرد: با تکمیل و تثبیت بهره‌برداری از راه‌آهن خواف- هرات و توسعه زیرساخت‌های جاده‌ای و لجستیکی دوغارون و همچنین اتصال ریلی با دوغارون (اتصال به محور خواف- شمتیغ یا مشهد- فریمان- تربت‌جام)، این منطقه می‌تواند به گره اصلی مدیریت و تسهیل جریان کالا میان افغانستان و ایران تبدیل شود. چنین ظرفیتی به‌صورت غیرمستقیم، هزینه و زمان ترانزیت کالا برای کشورهای محصور در خشکی آسیای میانه به‌ویژه تاجیکستان و ازبکستان را کاهش می‌دهد و مسیرهای جایگزین و مکملی برای دسترسی به آب‌های آزاد فراهم می‌کند.

لطف‌آباد؛ دروازه عبور ترانزیت جاده‌ای و تخصصی به آسیای میانه

استادی جعفری با اشاره به اهمیت مرز لطف‌آباد در استان خراسان رضوی اظهار کرد: منطقه مرزی لطف‌آباد باید مأموریت خود را بر روان‌سازی و توسعه ترانزیت جاده‌ای تخصصی با ترکمنستان و کشورهای فراتر از آن متمرکز کند.وی با بیان اینکه لطف‌آباد نزدیک‌ترین مسیر زمینی ایران به عشق‌آباد (پایتخت ترکمنستان) است، گفت: مزیت راهبردی این مرز، دسترسی سریع جاده‌ای به مرکز سیاسی و اقتصادی ترکمنستان و همچنین برخورداری از زیرساخت‌های مناسب گمرکی است. این موقعیت، لطف‌آباد را به گزینه‌ای کارآمد برای عبور کالاهای مصرفی، مواد غذایی، مصالح ساختمانی و تجهیزات فنی تبدیل کرده است.وی با تأکید بر ضرورت ارتقای نقش ترانزیتی لطف‌آباد افزود: برای کاهش زمان توقف و تسریع جریان کالا در این مرز، اقدام‌هایی نظیر نوسازی ناوگان حمل ‌و نقل جاده‌ای، هماهنگی دوجانبه در پذیرش اسناد گمرکی الکترونیکی، توسعه انبارهای موقت و استانداردسازی مسیرهای دسترسی جاده‌ای ضروری است. روان‌سازی فعالیت در لطف‌آباد می‌تواند حجم بزرگی از بارهای جاده‌ای به مقصد آسیای میانه را پشتیبانی کرده و بار ترافیکی سایر مرزها را متوازن کند.

موانع پیش ‌روی توسعه کریدورهای شمال ‌شرق

وی چالش‌های پیش ‌روی توسعه کریدورهای شمال ‌شرق را برشمرد و گفت: پیچیدگی‌های سیاسی افغانستان و فضای بسته سیاسی ترکمنستان، ناهمخوانی زیرساخت‌های ریلی و جاده‌ای، فرسودگی مسیرها و تداخل وظایف نهادهای مرزی مانند گمرک و راهداری از موانع جدی هستند. نبود پنجره واحد واقعی، بی‌ثباتی تعرفه‌ها و محدودیت‌های بانکی و مالی نیز بر دشواری‌های مسیر می‌افزایند.استادی جعفری تأکید کرد: توسعه دیپلماسی حمل‌ و نقل چندجانبه و استفاده از ظرفیت ماده۶۵ قانون احکام دائمی برنامه‌های توسعه برای ایجاد مدیریت یکپارچه مرزی، ضروری است.وی تصریح کرد: باید با راه‌اندازی پنجره واحد، تبادل برخط داده و الکترونیکی کردن اسناد، پاسخ‌گویی واحد در مرزها ایجاد شود تا از طریق کاهش زمان و هزینه، مسیرهای ترانزیتی ایران در رقابت با کریدورهای روسیه و چین، قابلیت اطمینان بیشتری پیدا کنند.وی افزود: تداخل وظایف و بروکراسی مرزی، دشمن اصلی این کریدورهاست. ما نیازمند مدیریت یکپارچه مرزی هستیم؛ یعنی چیزی فراتر از ظاهر فعلی که شامل تبادل برخط داده میان دستگاه‌ها، پنجره واحد واقعی و استقرار نظام نوبت‌دهی هوشمند برای کاهش توقف کامیون‌ها باشد.

الزامات تبدیل موقعیت جغرافیایی به مزیت ژئواکونومیک

وی با اشاره به ضرورت‌های عملیاتی گفت: چالش‌هایی نظیر ناهمخوانی زیرساخت‌های ریلی، بی‌ثباتی‌های سیاسی در افغانستان و رقابت کریدورهای موازی که ایران را دور می‌زنند، واقعی هستند. برای مقابله با این موارد، ایران باید علاوه بر دیپلماسی فعال حمل‌ و نقل، برای اجرای موافقت‌نامه‌هایی مانند اکو، عشق‌آباد، نوروز و کریدور کتای، بر کاهش دو متغیر کلیدی زمان و هزینه تمرکز کند. موفقیت در تبدیل موقعیت جغرافیایی به مزیت ژئواکونومیک، مستلزم آن است که ما نه صرفاً بر ساخت‌وساز، بلکه بر کیفیت حکمرانی مرزی، ثبات قوانین و تعرفه‌ها و ارائه خدمات لجستیکی قابل اعتماد متمرکز شویم.
این کارشناس توسعه بیان کرد: در این راستا ابتدا باید مأموریت‌های تخصصی تفکیک شوند؛ سرخس بر حمل‌ و نقل ریلی و انبارهای پردازش مواد اولیه، لطف‌آباد بر توسعه زیرساخت‌های انبارش کالا و فضاهای لجستیکی و دوغارون بر روان‌سازی جریان جاده‌ای و تیرپارک‌های هوشمند تمرکز کنند.
دوم، ایجاد مدیریت یکپارچه مرزی با هدف راه‌اندازی پنجره واحد خدمات مرزی و تبادل برخط داده میان دستگاه‌ها باید در اولویت قرار گیرد. سوم، توسعه دیپلماسی حمل‌ و نقل چندجانبه برای فعال‌سازی موافقت‌نامه‌هایی نظیر عشق‌آباد و کریدور کتای انجام شود و چهارم، سرمایه‌گذاری جدی در زیرساخت‌های چندوجهی و مراکز لجستیکی تخصصی از الزامات اصلی است.
رقابت‌پذیری مسیرهای ایران وابسته به کاهش توقف‌ها و حذف هزینه‌های پنهان است. در نهایت، موفقیت این سه محور نه صرفاً به ساخت زیرساخت، بلکه به کیفیت حکمرانی مرزی، ثبات قوانین و توانایی ایران در ارائه مسیرهایی سریع، کم‌هزینه و قابل پیش‌بینی وابسته است که می‌تواند جایگاه مؤثری برای ایران در شبکه اتصال آسیای میانه به بازارهای جهانی ایجاد کند.

منبع: روزنامه قدس

برچسب‌ها

مشهد

کربلا

کاظمین

مکه

مدینه

قم

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • مدیر سایت مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات پس از تأیید منتشر می‌شود.
captcha