تحولات منطقه

تجرد قطعی درایران دیگرصرفاً به چند درصد از زنان ومردانی محدود نمی‌شود که دیرتر ازالگوی سنتی ازدواج کرده‌اند؛آمارها ازتغییرتدریجی الگوی تشکیل خانواده وافزایش تعدادافرادی حکایت دارد که تا میانسالی وارد زندگی مشترک نشده‌اند.

تجرد قطعی؛ انتخاب نسل جدید یا شکست سیاست‌های خانواده؟
زمان مطالعه: ۱۰ دقیقه

تجرد قطعی درایران دیگرصرفاً به چند درصد از زنان ومردانی محدود نمی‌شود که دیرتر ازالگوی سنتی ازدواج کرده‌اند؛آمارها ازتغییرتدریجی الگوی تشکیل خانواده وافزایش تعدادافرادی حکایت دارد که تا میانسالی وارد زندگی مشترک نشده‌اند.

از یک‌سو، مسئولان از رشد چندبرابری تجرد قطعی و کاهش محسوس ازدواج سخن می‌گویند و از سوی دیگر، جامعه ‌شناسان تأکید دارند که نمی‌توان همه این پدیده را به «بی‌میلی به ازدواج» تقلیل داد؛ بحران مسکن، ناامنی شغلی، افزایش سن ازدواج، تغییر انتظارات از زندگی مشترک، گسترش فردگرایی و تجربه‌های ناموفق خانوادگی، در کنار تغییر نگاه نسل‌های جدید به مفهوم ازدواج، تصویری پیچیده از این پدیده ساخته است؛ تصویری که اگرچه در سطح فردی می‌تواند انتخابی مشروع باشد، در مقیاس جمعیتی می‌تواند پیامدهای سنگینی برای باروری، سالمندی و نظام رفاه کشور داشته باشد.

تجرد قطعی دقیقاً چیست و آمارها چه می‌گویند؟

«تجرد قطعی» در ادبیات جمعیت‌ شناختی معمولاً برای افرادی به کار می‌رود که تا سنین بالای زندگی، بدون تجربه ازدواج باقی مانده‌اند. در برخی مطالعات، مرز ۴۰ یا ۴۵ سال و در بسیاری از تحلیل‌های جمعیتی، سن ۵۰ سال به‌عنوان نقطه‌ ای درنظر گرفته می‌شود که احتمال ازدواج پس از آن بشدت کاهش می‌یابد؛بنابراین باید میان «مجرد بودن در سن ازدواج» و«تجرد قطعی» تفاوت گذاشت؛چراکه میلیون‌ها جوان ممکن است هنوز ازدواج نکرده باشند،اما همچنان در معرض ازدواج قرار داشته باشند.

یکی از مهم ‌ترین ارقام مطرح‌ شده درماه‌های اخیر مربوط به زنان ۵۰ ساله است. مرضیه وحید دستجردی، دبیر ستاد ملی جمعیت، در آذر ۱۴۰۴ اعلام کرد که سهم زنان ۵۰ ساله‌ ای که هرگز ازدواج نکرده‌اند، از حدود ۱.۱ درصد در سال ۱۳۶۵ به ۷.۷ درصد در سال ۱۴۰۲ رسیده است؛ آماری که او آن را افزایش هفت‌ برابری تجرد قطعی توصیف کرد؛او هم‌زمان گفت تعداد ازدواج‌ های ثبت‌ شده که در سال‌های ۱۳۹۰ تا ۱۳۹۲ حدود ۸۰۰ هزار مورد در سال بود، در سال ۱۴۰۳ به حدود ۴۸۰ هزار مورد رسیده است.

در داده‌های دیگری که علیرضا رحیمی، معاون امور جوانان وزارت ورزش و جوانان، در سال ۱۴۰۴ ارائه کرده، حدود ۱۴ درصد زنان و ۴ درصد مردان بالای ۴۵ سال هرگز ازدواج نکرده‌اند. او همچنین از کاهش نرخ ازدواج از ۴.۲۵ درصد در سال ۱۴۰۱ به ۳.۸۵ درصد در سال ۱۴۰۲ خبر داده است.

این دو دسته آمار در ظاهر متفاوت‌اند،اما الزاماً متناقض نیستند؛زیرا یکی وضعیت زنان در سن ۵۰ سالگی را با دو مقطع تاریخی مقایسه می‌کند و دیگری نسبت افراد هرگز ازدواج‌ نکرده را در گروه بالای ۴۵ سال گزارش می‌دهد. در نتیجه، هنگام تحلیل تجرد قطعی باید همواره سن، جنسیت، سال آماری و تعریف شاخص را در نظر گرفت.

چرا ازدواج دیرتر و تجرد طولانی‌تر شده است؟

پاسخ را نمی‌توان در یک عامل خلاصه کرد. اقتصاد یکی از مهم‌ترین متغیرهاست، اما تنها متغیر نیست؛ هزینه مسکن، اجاره ‌بها، دشواری دستیابی به شغل پایدار و نگرانی درباره آینده اقتصادی باعث شده تصمیم به ازدواج برای بسیاری از جوانان با ریسک بیشتری همراه شود.درگذشته، خانواده‌ها در بسیاری از موارد بخشی از هزینه‌های شروع زندگی را برعهده می‌گرفتند و حتی چند نسل دریک خانه زندگی می‌کردند. مرضیه وحید دستجردی نیز با اشاره به همین تغییر سبک زندگی گفته است که در گذشته افراد حتی بدون شغل یا مسکن ازدواج می‌کردند و چند نسل در خانه پدری یا مادری زندگی می‌کردند،اما این الگو به‌ تدریج کمرنگ شده است.

از طرف دیگر، خود مفهوم «زندگی خوب» تغییرکرده است؛ازدواج برای نسل‌های جدید تنها یک ضرورت اجتماعی نیست؛بلکه تصمیمی است که باید با تحصیل، اشتغال، استقلال فردی، کیفیت رابطه، وضعیت اقتصادی و چشم‌انداز آینده هماهنگ باشد.

شهلا کاظمی‌پور،جامعه ‌شناس وعضوهیأت علمی دانشگاه تهران، در اردیبهشت ۱۴۰۴ درتحلیلی درباره تجرد قطعی دختران دهه شصتی گفت حدود ۷۰ درصد این تجرد را انتخاب و ۳۰ درصد را ناشی از جبر دانسته است. فارغ از اینکه این نسبت را نمی‌توان بدون شناخت دقیق روش پژوهش به کل جامعه تعمیم داد، این اظهارنظر یک نکته مهم را برجسته می‌کند: بخشی از تجرد طولانی‌مدت نتیجه تغییر ترجیحات و سبک زندگی است و نباید تمام آن را به فقر یا اجبار اقتصادی نسبت داد.

در واقع، پدیده امروز ترکیبی از «تجردانتخابی» و«تجرد ناشی ازمحدودیت» است؛مرزی که در بسیاری از موارد نیز کاملاً روشن نیست؛فرد ممکن است از نظر ذهنی خواهان ازدواج باشد،اما آن را به دلیل هزینه‌های زندگی، نبود شغل یا پیدا نکردن شریک مناسب به آینده موکول کند.این وضعیت را می‌توان «انتخاب تحت محدودیت» نامید.

زنانه ‌شدن تجرد قطعی

یکی از مهم‌ ترین ویژگی‌های آماری تجرد قطعی درایران، تفاوت چشمگیر میان زنان و مردان است؛بر اساس آمار اعلام ‌شده ازسوی معاون امور جوانان وزارت ورزش و جوانان، حدود ۱۴ درصد زنان بالای ۴۵ سال و حدود ۴ درصد مردان این گروه سنی هرگز ازدواج نکرده‌اند.

این اختلاف صرفاً یک تفاوت آماری نیست؛ بلکه از یک مسئله ساختاری در بازار همسرگزینی خبر می‌دهد. در جامعه‌ ای که هنوز دربخش‌هایی از آن اختلاف سنی و برخی ترجیحات جنسیتی در انتخاب همسر اهمیت دارد، افزایش سن می‌تواند فرصت‌های ازدواج را برای زنان و مردان به شکل یکسان کاهش ندهد.

درنتیجه،ممکن است زنی که ازدواج خود را تا میانه دهه چهارم زندگی به تعویق انداخته،با دشواری بیشتری برای پیدا کردن شریک زندگی مواجه شود؛موضوعی که به‌خصوص زمانی اهمیت پیدا می‌کند که فرد هم‌زمان خواهان فرزندآوری باشد.

با این حال، نباید ازاین مسئله نتیجه گرفت که تمام زنان مجرد بالای ۴۵ سال «قربانی» شرایط هستند. بخشی از آنان ممکن است آگاهانه ازدواج نکرده باشند و از وضعیت زندگی خود رضایت داشته باشند. به همین دلیل، استفاده از ادبیات ترحم‌ آمیز یا سرزنش ‌کننده درباره زنان مجرد، نه‌ تنها از نظر اجتماعی دقیق نیست، بلکه می‌تواند خود به فشارهای فرهنگی بر زنان دامن بزند.

عالیه شکربیگی، جامعه ‌شناس و عضو هیأت علمی دانشگاه آزاد، نیز در تحلیلی که درباره افزایش تجرد قطعی ارائه کرده، برهمین دوگانگی تأکید کرده است. از نگاه او، تجرد قطعی درسطح فردی می‌تواند یک انتخاب آزاد و محترم باشد، اما وقتی این انتخاب به یک روند گسترده جمعیتی تبدیل می‌شود، پیامدهای اجتماعی و اقتصادی آن باید مورد توجه قرار گیرد.

اقتصاد، خانواده و تغییر ارزش‌ها؛ سه ضلع یک مسئله

اگراقتصاد را تنها علت تجرد بدانیم، بخشی از واقعیت را از دست داده‌ایم. در کنار مسائل اقتصادی، خانواده ایرانی نیز در چند دهه گذشته تغییر کرده است.

خانواده گسترده گذشته، که در آن چند نسل در کنار یکدیگر زندگی می‌کردند، در بسیاری از شهرها جای خود را به خانواده هسته‌ ای و حتی خانوارهای تک‌ نفره داده است؛استقلال فردی ارزش بیشتری پیدا کرده و تحصیلات و اشتغال زنان نیز مسیر زندگی آنان را تغییر داده است.

این تغییرات لزوماً منفی نیست. افزایش تحصیلات زنان، ورود آنان به بازار کار و افزایش استقلال اقتصادی می‌تواند دستاورد مهم اجتماعی باشد.مسئله زمانی ایجاد می‌شود که ساختار اقتصادی و اجتماعی کشور نتواند میان این تحولات جدید و تشکیل خانواده تعادل برقرار کند.

از سوی دیگر، تجربه خانواده مبدأ نیز اهمیت دارد؛افرادی که درخانواده‌های پرتنش، طلاق‌ گرفته یا دچار «طلاق عاطفی» بزرگ شده‌اند، ممکن است تصویر متفاوتی از ازدواج داشته باشند. آنان ممکن است ازدواج را نه به‌عنوان امنیت و آرامش، بلکه به‌عنوان منبع تعارض و آسیب ببینند.

امان‌الله باطنی، جامعه‌ شناس و پژوهشگر اجتماعی، در تحلیلی درباره تجرد قطعی، از مفهومی به نام «انتخاب اجباری» استفاده کرده است؛ یعنی فرد لزوماً مخالف ازدواج نیست،اما شرایط اجتماعی و اقتصادی یا مسئولیت‌های سنگین زندگی مشترک، امکان عملی آن را برایش دشوار می‌کند. او همچنین نقش حمایت بیش از اندازه والدین و تجربه طلاق در خانواده را در شکل‌ گیری مقاومت برخی جوانان نسبت به ازدواج مورد توجه قرار داده است.

در همین مسیر، فاطمه موسوی ویایه، مدیر گروه مسائل اجتماعی انجمن جامعه ‌شناسی ایران، در تیر ۱۴۰۵ تأکید کرد فشارهای اقتصادی و افزایش بیکاری به کاهش ازدواج و فرزندآوری و گسترش تجرد قطعی دامن زده است. به گفته او، از دست دادن شغل فقط کاهش درآمد نیست؛ بلکه عزت‌ نفس، اعتبار اجتماعی و برنامه زندگی افراد را نیز تحت تأثیر قرار می‌دهد و این آثار به روابط خانوادگی منتقل می‌شود.

این دیدگاه اهمیت یک نکته را روشن می‌کند:جوانی که آینده شغلی خود را نا مطمئن می‌بیند،ممکن است نه‌ تنها از خرید خانه،بلکه از پذیرش تعهد بلندمدت نیز اجتناب کند.

پیامدهای جمعیتی؛ مسئله فقط ازدواج نیست

مهم‌ ترین نگرانی سیاست‌ گذاران درباره تجرد قطعی، آثار آن بر جمعیت است؛ازدواج دیرتر معمولاً فرصت زمانی فرزند آوری را محدود می‌کند و اگر با تصمیم به نداشتن فرزند یا تک‌ فرزندی همراه شود، اثر آن بر باروری شدیدتر خواهد شد.

مرضیه وحید دستجردی گفته است میانگین سن زنان در نخستین فرزندآوری به ۲۷.۵ سال رسیده و این رقم در تهران حدود ۳۰ سال است. او همچنین فاصله ازدواج تا تولد فرزند اول را حدود چهار سال و نیم و فاصله تولد فرزند اول تا دوم را حدود شش سال اعلام کرده است.

در همین حال، وی اعلام کرده میانگین تعداد فرزند به ازای هر زن که در دهه ۱۳۶۰ حدود ۶.۸ فرزند بود، در سال ۱۴۰۳ به کمتر از ۱.۵ فرزند رسیده است.

بنابراین تجرد قطعی را باید در زنجیره‌ای بزرگ‌ تر دید: کاهش ازدواج، افزایش سن ازدواج، تأخیر در فرزندآوری، کاهش تعداد فرزندان و در نهایت شتاب گرفتن سالمندی جمعیت.

اما پیامد این وضعیت فقط جمعیتی نیست؛کاهش جمعیت در سن کار، در بلندمدت می‌تواند بر بازار کار، صندوق‌های بازنشستگی، نظام سلامت و هزینه‌های مراقبت از سالمندان فشار وارد کند.

اگر تعداد بیشتری از سالمندان آینده بدون همسر یا فرزند زندگی کنند، بخش بیشتری از وظایف مراقبتی که در گذشته برعهده خانواده بود، به دولت، شهرداری‌ها، بیمه‌ها و بازار خدمات مراقبتی منتقل خواهد شد؛بنابراین مسئله تجرد قطعی امروز، تا حدی مسئله «نظام رفاه فردا» نیز هست.

بحران یا انتخاب؟سیاست‌گذاری باید از اجبار فاصله بگیرد

مهم ‌ترین خطای سیاست‌ گذاری این است که تجرد قطعی را صرفاً با دستور، تبلیغات یا توصیه اخلاقی حل‌شدنی بدانیم. کسی که از آینده اقتصادی خود مطمئن نیست، با شنیدن توصیه برای ازدواج لزوماً تصمیم خود را تغییر نمی‌دهد.

از سوی دیگر، تبدیل تمام افراد مجرد به «گروه نیازمند نجات» نیز رویکرد درستی نیست. تجرد برای برخی افراد یک انتخاب آگاهانه است و سیاست‌ گذاری عمومی باید به این انتخاب احترام بگذارد؛مسئله اصلی آنجاست که فردی که می‌خواهد ازدواج کند، نباید به دلیل ساختار اقتصادی و اجتماعی از امکان آن محروم شود.

بنابراین سیاست مؤثر باید چندلایه باشد: ایجاد امنیت شغلی، کنترل تورم، تسهیل دسترسی به مسکن، کاهش هزینه شروع زندگی، اصلاح فرآیند پرداخت تسهیلات ازدواج، تقویت مشاوره پیش از ازدواج و حمایت از زوج‌های جوان. در کنار آن، باید برای افرادی که ازدواج نکرده‌اند نیز شبکه‌های حمایت اجتماعی، خدمات سلامت روان، بیمه و امنیت اقتصادی مناسب وجود داشته باشد.

آمارهای جدید نشان می‌دهد تجرد قطعی دیگر موضوعی حاشیه‌ ای نیست؛اما تعبیر آن به‌عنوان «سونامی» یا «فاجعه» نیز بدون تفکیک داده‌ها می‌تواند به ساده ‌سازی یک مسئله پیچیده منجر شود؛آنچه قطعی‌تر از همه به نظر می‌رسد، تغییر الگوی تشکیل خانواده در ایران است.

جامعه ایران از دوره‌ای که ازدواج تقریباً یک مسیر عمومی و اجتناب‌ ناپذیر زندگی بود، به مرحله ‌ای رسیده که در آن ازدواج باید با تحصیل، شغل، مسکن، استقلال فردی، کیفیت رابطه و چشم‌انداز آینده سازگار باشد. همین تغییر، سیاست ‌گذار را با یک انتخاب روبه‌ رو می‌کند؛آیا می‌خواهد افراد را به ازدواج وادار کند، یا شرایطی بسازد که ازدواج برای کسانی که خواهان آن هستند، امکان‌ پذیرتر و کم‌هزینه ‌تر شود؟

به نظر می‌رسد پاسخ دوم واقع‌ بینانه‌ تر باشد؛زیرا کاهش تجرد قطعی با شعار اتفاق نمی‌افتد؛ همان‌ طور که افزایش آن نیز صرفاً حاصل تغییر نگرش جوانان نیست. این پدیده محصول برخورد اقتصاد، فرهنگ، خانواده، جنسیت، بازار کار، مسکن و تغییر سبک زندگی است.

از این منظر، تجرد قطعی را باید هم‌زمان دو چیز دانست: در سطح فردی، یک انتخاب یا سبک زندگی ممکن و مشروع؛ و در سطح کلان، شاخصی مهم از تغییر ساختار جمعیتی و اجتماعی ایران. هنر سیاست‌ گذاری نیز در همین نقطه است که بدون سرزنش افراد، موانع ساختاری تشکیل خانواده را کاهش دهد و در عین حال، برای جامعه‌ ای که در حال پیرشدن و متنوع‌ شدن است، شبکه‌ های حمایتی متناسب با آینده ایجاد کند.

اگر روند کاهش ازدواج و فرزندآوری ادامه پیدا کند، پرسش اصلی دیگر فقط این نخواهد بود که «چرا جوانان ازدواج نمی‌کنند؟»؛ بلکه باید پرسید ایران برای جامعه‌ ای که تعداد بیشتری از شهروندان آن در میانسالی و سالمندی تنها زندگی خواهند کرد، چه زیرساخت اقتصادی، اجتماعی و رفاهی آماده کرده است؟ پاسخ به این پرسش، تعیین‌کننده ‌تر از هر شعار و برنامه کوتاه‌ مدت برای آینده خانواده ایرانی خواهد بود.

برچسب‌ها

مشهد

کربلا

کاظمین

مکه

مدینه

قم

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • مدیر سایت مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات پس از تأیید منتشر می‌شود.
captcha