تحولات منطقه

بعضی روایت‌ها تنها از یک زندگی نمی‌گویند؛ از مسیری سخن می‌گویند که می‌تواند برای نسل‌های بعد نیز الهام‌بخش باشد.

ادبیات دفاع مقدس از روایت‌های اغراق‌آمیز عبور کرده است
زمان مطالعه: ۸ دقیقه

بعضی روایت‌ها تنها از یک زندگی نمی‌گویند؛ از مسیری سخن می‌گویند که می‌تواند برای نسل‌های بعد نیز الهام‌بخش باشد. روایت زندگی شهدا اگر صادقانه و بی‌اغراق نوشته شود، مخاطب را نه با یک قهرمان دست‌نیافتنی؛ بلکه با انسانی آشنا می‌کند که در دل زندگی روزمره، راهی متفاوت را برگزید و در نهایت به بلندترین مرتبه ایثار رسید. کتاب «بیست سال و سه روز» نیز از همین جنس روایت‌هاست؛ روایتی از زندگی سید مصطفی موسوی، جوان‌ترین شهید مدافع حرم که با نگاهی مستند و انسانی، فرازهایی از شخصیت، باورها، دغدغه‌ها و مسیر رشد او را پیش روی مخاطب قرار می‌دهد.
این کتاب به قلم سمانه خاکبازان و بر پایه خاطراتی که خانواده، دوستان و همرزمان شهید روایت کرده‌اند، شکل گرفته است. نویسنده نیز همزمان با نگارش اثر، با انجام گفت‌وگوهای تکمیلی کوشیده است تصویری نزدیک‌تر و واقعی‌تر از شهیدی را ارائه دهد که بیش از آنکه در قاب اسطوره‌ها بگنجد، در متن زندگی جریان داشته است.
به مناسبت روز بزرگداشت شهدای مدافع حرم، با سمانه خاکبازان، نویسنده «بیست سال و سه روز»، درباره ایده شکل‌گیری کتاب، دشواری‌های روایت زندگی یک شهید، جایگاه تقریظ رهبر شهید انقلاب، وضعیت امروز ادبیات دفاع مقدس و مدافعان حرم و ظرفیت‌های این گونه ادبی برای روایت صادقانه از شهدا گفت‌وگو کردیم که در ادامه می‌خوانید.

ماجرای خلق کتاب «بیست سال و سه روز» چه بود؟

شهید سیدمصطفی موسوی، جوان‌ترین شهید مدافع حرم از طریق انتشارات فتح به من معرفی شد. گفته شد پیش از این، دو اثر درباره این شهید تولید شده؛ اما مورد تأیید قرار نگرفته بودند. پس از مطالعه مصاحبه‌ها، سیدمصطفی برای من دیگر تنها یک شهید دهه هفتادی نبود؛ او برایم به یک استاد تبدیل شده بود؛ استادی که به شخصیت، نگاه، منش و رفتارش غبطه می‌خوردم. از آنجا که این شهید در ۲۰ سال و سه روزگی به شهادت رسید، نام کتاب «بیست سال و سه روز» انتخاب شد.

هنگام نگارش «بیست سال و سه روز»، سخت‌ترین بخش کار برای شما چه بود؛ جمع‌آوری روایت‌ها، انتخاب زاویه دید یا مواجهه عاطفی با خانواده شهید؟

الحمدلله خانواده شهید سیدمصطفی همراه بودند. روایت‌ها نیز به واسطه محققان مجموعه به ‌خوبی جمع‌آوری شده بود. مسئله اصلی در این کار، نوع روایت بود. دوست داشتم سیدمصطفی را بی‌هیچ کم‌وکاست، همان‌گونه که بود، روایت کنم؛ بدون بزرگ‌نمایی یا کوچک‌انگاری. از آنجا که سیدمصطفی جوان‌ترین شهید مدافع حرم محسوب می‌شد و تشکیل خانواده نداده بود، نوع بیان و ایجاد کشش در روایت خاطرات نیز بر اهمیت این موضوع می‌افزود و کار را حساس‌تر می‌کرد.

تقریظ رهبر شهید انقلاب بر یک کتاب، صرفاً یک تقدیر از نویسنده است یا می‌تواند به‌عنوان نوعی جهت‌دهی به جریان ادبیات مقاومت تلقی شود؟ شما این تقریظ را چگونه تحلیل می‌کنید؟

تقریظ رهبر شهید انقلاب بر هر کتاب، جامع‌الجهات است. نگاه ایشان به ادبیات حوزه مقاومت، همواره مؤثرترین، دقیق‌ترین و البته راهبردی‌ترین نگاه بوده است. به نظرم، تقریظ بر هر کتاب و حتی زمان انتشار آن، در بطن خود نوعی دستورالعمل رفتاری و جهت‌دهی به مسیر و دیدگاه افراد جامعه را در بر دارد.
برای مثال، درست زمانی که جوانان این مرز و بوم نیازمند الگویی از جنس خودشان هستند، تقریظ ایشان بر کتاب «بیست سال و سه روز» منتشر می‌شود؛ کتابی که توجه ویژه‌ای به تبیین شخصیت سیدمصطفی، تحول فکری و نگاه او داشته است. در دیگر آثار نیز می‌توان همین دقت و ظرافت را مشاهده کرد. ایشان نه‌تنها ویژگی‌های شهید را مدنظر دارند؛ بلکه جریان‌ساز بودن و تأثیرگذاری او را نیز مورد توجه قرار می‌دهند. با نگاهی به دیگر آثار متبرک به تقریظ ایشان، چنین رویکردی به‌ وضوح دیده می‌شود. برای نمونه، کتاب‌های «خانم ماه» و «تب ناتمام» الگوی زن مسلمان را ترسیم می‌کنند؛ آن هم در شرایطی که دشمنان می‌کوشند الگوی زن را زن غربی و مفهوم آزادی را بی‌قیدی معرفی کنند.

پس از انتشار تقریظ، برداشت مخاطبان از کتاب چه تغییری کرد؟ آیا احساس کردید اثر وارد مرحله جدیدی از خوانش شد؟

بی‌شک تقریظ رهبر شهید انقلاب بر میزان و کیفیت خوانش یک کتاب تأثیرگذار است. ایشان کتاب‌خوانی قهار و در حوزه ادبیات صاحب‌نظر بودند. طبیعی است وقتی ایشان کتابی را مورد توجه قرار می‌دهند و درباره آن تقریظ می‌نویسند، اهل قلم، فعالان حوزه ادبیات و دیگر اقشار جامعه کنجکاو می‌شوند بدانند این کتاب چه ویژگی‌هایی دارد و چه نکاتی را در خود جای داده است. از همین رو، توجه مخاطبان به آن اثر جلب می‌شود. پس از انتشار تقریظ رهبر شهید انقلاب، میزان خوانش کتاب «بیست سال و سه روز» چندین برابر شد. مهم‌تر از افزایش شمار مخاطبان، ارتباطی بود که به‌ویژه جوانان با شخصیت سیدمصطفی برقرار کردند؛ ارتباطی عمیق که نشان می‌داد کتاب توانسته مخاطب را با سبک زندگی، نگاه و منش این شهید همراه کند.

با توجه به تحولات سال‌های اخیر در سوریه و منطقه، آیا به پایان رسیدن یک مقطع تاریخی، به معنای پایان ادبیات مدافعان حرم هم هست؟

خیر. به تعبیر شهید حمیدرضا اسداللهی، مدافعان حرم، مدافعان حریم اسلام هستند. تا زمانی که اسلام وجود دارد، دفاع از آن نیز ادامه خواهد داشت. از همین رو، ادبیات مقاومت و مدافعان حرم نیز با پایان یافتن یک مقطع تاریخی به پایان نمی‌رسد؛ بلکه متناسب با شرایط و اقتضائات زمان، مسیر خود را ادامه می‌دهد. به باور من، این ادبیات تا زمان ظهور حضرت صاحب‌الزمان(عج) پابرجا خواهد بود.

فکر می‌کنید بزرگ‌ترین خلأ امروز در ادبیات مدافعان حرم چیست؛ سوژه، روایت، پژوهش یا مخاطب؟

به نظر من، بزرگ‌ترین خلأ امروز در ادبیات مدافعان حرم، پژوهش است. وقتی بحث دفاع به میان می‌آید، هر یک از شهدا و جانبازان و رزمندگانی که از میدان بازگشته‌اند، خود سوژه‌هایی ارزشمند هستند. نوع نگاه، منش و سبک زندگی هر کدام نیز به‌ تنهایی سرمایه‌ای گرانبها برای روایت است. از سوی دیگر، نویسندگان توانمند نیز الحمدلله کم نیستند و مخاطب هم همواره از یک اثر خوب و دقیق استقبال می‌کند. مشکل اصلی، پژوهش است. در این حوزه، محقق باید آموزش‌دیده و متخصص باشد تا بتواند با طرح پرسش‌های درست، مصاحبه را به سمتی هدایت کند که جزئیات رفتاری، فکری، شخصیتی و ابعاد مختلف زندگی افراد، به ‌طور کامل و دقیق بیان شود. متأسفانه این بخش آن‌گونه که باید مورد توجه قرار نمی‌گیرد. البته در این زمینه، تنها محقق نقش‌آفرین نیست. همراهی مصاحبه‌شوندگان و میزان اطلاعاتی که در اختیار پژوهشگر قرار می‌دهند نیز اهمیت فراوانی دارد. در برخی موارد، خانواده یا دوستان شهید همکاری لازم را با محقق ندارند و همین مسئله آسیب بزرگی به روند پژوهش و در نهایت به کیفیت اثر وارد می‌کند.

آیا می‌توان از شهدا روایت‌هایی نوشت که الزاماً حماسی نباشند؛ اما همچنان الهام‌بخش باشند؟

بله. می‌توان چنین روایت‌هایی نوشت؛ اما شهید را نمی‌توان فارغ از حماسه در نظر گرفت. حتی در روایت‌هایی که از همسران شهدا نوشته می‌شود و راوی، شخص دیگری است، باز هم درباره شهیدی سخن می‌گوییم که بزرگ‌ترین حماسه را آفریده و آن، ازخودگذشتگی است. این ازخودگذشتگی ممکن است در عرصه‌ها و موقعیت‌های متفاوتی جلوه کرده باشد؛ اما اصل آن همواره حماسه است. بنابراین، شهید بدون حماسه معنا پیدا نمی‌کند. حتی اگر راوی، فرد دیگری باشد یا روایت را به سمت زندگی مشترک، خاطرات خانوادگی و تجربه‌های همسرانه ببریم، باز هم رگه‌هایی از حماسه در متن حضور خواهد داشت و همین ویژگی، روایت را الهام‌بخش می‌کند.

به نظر شما ادبیات دفاع مقدس در سال‌های اخیر از نظر تکنیک روایت رشد کرده یا همچنان گرفتار کلیشه‌های گذشته است؟

بی‌شک ادبیات دفاع مقدس در سال‌های اخیر رشد داشته است. آنچه امروز در روایت‌های این حوزه بیش از گذشته به چشم می‌آید، روایت صادقانه است؛ روایت‌هایی که دیگر کمتر گرفتار بزرگ‌نمایی‌های گذشته هستند. در برخی آثار قدیمی، گاهی شهدا به‌ گونه‌ای تصویر می‌شدند که برای مخاطب دست‌نیافتنی به نظر می‌رسیدند؛ اما امروز تلاش بر این است که شخصیت آن‌ها همان‌گونه که بوده‌اند، روایت شود. در روایت‌های کنونی، شهدا به‌عنوان انسان‌هایی زمینی، با تمام ویژگی‌های شخصیتی، رفتاری و مسیر رشدشان به تصویر کشیده می‌شوند. این روایت‌ها، بدون اغراق و با نگاهی واقع‌بینانه، ابعاد مختلف شخصیت شهدا را نشان می‌دهند و همین صداقت، نشانه بلوغ ادبیات روایت در حوزه دفاع مقدس است.

چرا برخی آثار دفاع مقدس با وجود ارزش‌های تاریخی و ادبی نتوانسته‌اند مخاطب عمومی را جذب کنند؟

در پاسخ به این پرسش باید بگویم نخستین نکته این است که باید دید درباره کدام شهید و برای چه مخاطبی نوشته می‌شود. گاهی خود شهدا دوست داشتند گمنام بمانند. در چنین شرایطی، حتی اگر کتاب از نظر تکنیک روایت، انسجام، زبان و ساختار، اثری درجه‌یک باشد، باز هم ممکن است آن‌گونه که انتظار می‌رود، دیده نشود. به باور من، اگر نیت و سیره یک شهید بر گمنام ماندن استوار بوده باشد، این ویژگی در تمام ابعاد زندگی او جاری و ساری است و حتی در آثاری که درباره او نوشته می‌شود نیز می‌تواند نمود پیدا کند. به همین دلیل، برخی آثار با وجود کیفیت بالا، مخاطب گسترده‌ای پیدا نمی‌کنند؛ گویی خود شهید نیز نمی‌خواهد بیش از آنچه باید، دیده شود. نکته مهم دیگر، دقت در پژوهش و روایت است. روایت، حوزه‌ای بسیار ظریف و حساس به شمار می‌آید. اگر نویسنده یا پژوهشگر در زمینه موضوع مورد نظر تحقیق کافی انجام نداده باشد، ممکن است راوی به‌ صورت سهوی، زمان یا مکان یک واقعه را اشتباه بیان کند، نام یک عملیات را جابه‌جا بگوید یا افرادی را در یک عملیات ذکر کند که اساساً در آن حضور نداشتند. هرچند اصل کار ارزشمند است؛ اما همین خطاهای کوچک می‌تواند برای مخاطب این پرسش را ایجاد کند که آیا سایر بخش‌های کتاب نیز به همین اندازه دچار خطا هستند یا خیر. به‌هرحال، عملیات‌های مهم دفاع مقدس، تاریخ‌ها و وقایع شناخته‌شده‌ای هستند که از نگاه مخاطبان و پژوهشگران پنهان نمی‌مانند. نقدهای فراوانی بر این آثار وارد می‌آید و گاهی تنها یک روایت نادرست یا یک اشتباه تاریخی، موجب می‌شود مخاطب اعتماد خود را به کل اثر از دست بدهد و کتاب از دایره توجه او خارج شود. متأسفانه، گاهی چنین خطاهایی را در برخی آثار حوزه دفاع مقدس مشاهده می‌کنیم. موضوع دیگری که در جذب مخاطب بسیار تأثیرگذار است، بزرگ‌نمایی شخصیت شهداست. این شیوه روایت، بیشتر در آثار سال‌های گذشته رواج داشت؛ آثاری که در آن‌ها شهدا به‌گونه‌ای تصویر می‌شدند که گویی انسان‌هایی کاملاً آسمانی و دور از دسترس بودند و هیچ پیوندی با زندگی عادی و زمینی نداشتند. همین نگاه سبب می‌شد مخاطب نتواند با آن‌ها همذات‌پنداری کند. شهدا گاه به «ستاره‌های سهیل» تشبیه می‌شدند؛ شخصیت‌هایی که دست ‌یافتن به آن‌ها ممکن نبود. طبیعی است چنین رویکردی، به ‌تدریج فاصله مخاطب با اثر را بیشتر و کتاب را از دایره اقبال عمومی خارج می‌کند.

منبع: روزنامه قدس

برچسب‌ها

مشهد

کربلا

کاظمین

مکه

مدینه

قم

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • مدیر سایت مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات پس از تأیید منتشر می‌شود.
captcha