تحولات منطقه

حرم مطهر امام هشتم(ع) یکی از معدود جاهایی است که آدم‌ها در آنجا خودشان هستند، بی‌هیچ نقابی. یکی سرگردان است و دیگری با مقصد، یکی حیران است و دیگری هوشیار.

زمان مطالعه: ۳ دقیقه

حرم مطهر امام هشتم(ع) یکی از معدود جاهایی است که آدم‌ها در آنجا خودشان هستند، بی‌هیچ نقابی. یکی سرگردان است و دیگری با مقصد، یکی حیران است و دیگری هوشیار، یکی زار می‌زند و دیگری می‌خندد، یکی سرخوش است و دیگری نالان، یکی شاکی است و دیگری شاکر، ولی همه و همه در یک ردیف‌اند. می‌توانی بروی گوشه‌ای دنج برای خودت پیدا کنی، روی زمین بنشینی و ساعت‌ها به نقطه‌ای نامعلوم در امتداد گنبد خیره شوی.
می‌توانی سرت را به دیوارهای پوشیده از سنگ مرمر رواقی تکیه بدهی، چشم‌هایت را ببندی و برای لحظاتی از جهان فانی، جدا شوی. می‌توانی گوشه‌ای روبه‌روی ضریح بنشینی و به زمین و زمان ناسزا بگویی یا هر آنچه در دلت سنگینی کرده، با حرف‌ها و گلایه‌هایت بیرون بریزی و آن ‌قدر دلت قرص باشد از شنونده‌ای که ته حرف‌هایت تو را به ناشکری و بی‌معرفتی متهم نمی‌کند.
تنها جایی که قضاوت نمی‌شوی، همین نقطه‌ای است که آدم‌ها برای ورود به آن گزینش نمی‌شوند؛ جایی که هر آدمی با هر عقیده و آیینی، با هر نگاه و فکری، با هر شمایل و زبانی،قصه و روایت خودش را از تجربه مواجهه با امام رضا(ع) دارد و این تجربه، کاملاً شخصی و منحصربه‌فرد است.
شاید توصیه‌هایی برای آداب زیارت از سوی بزرگان وجود داشته باشد اما هر کس به وسع درک و جهان خودش از این دریای معرفت و فضای معنوی بهره می‌برد. نمی‌توان به یکی خرده گرفت که چقدر کم‌حاصل بوده‌ای و دیگری به خودش غره شود که چه دست پُر از زیارت برگشته است.
به تعداد آدم‌هایی که به حرم منور امام هشتم(ع) مشرف می‌شوند ــ و عددشان هم کم نیست ــ روایت، قصه و تجربه‌ای شخصی وجود دارد و چه کار مبارکی است که این روایت‌ها مکتوب شوند؛ اتفاقی که در دو مجموعه «قرار با خورشید» و «گاهِ گم‌شدگان» افتاده است؛ دو مجموعه‌ای که روایت‌هایی از چندین نویسنده سرشناس را گرد هم آورده‌ و هر کدام با دیدگاه‌های مختلف و تجربه‌های زیسته متفاوت از مواجهه و نسبت خود با امام رضا(ع) نوشته‌اند.روایت‌هایی که شاید زبان حال برخی از ما باشد یا دریچه‌ای تازه پیش رویمان باز کند یا شاید معنویتی که گم کرده‌ایم را دوباره بازیابیم یا برای رفتن به حرم مشتاق‌مان کند.
راه افتادن نهضت روایت‌نویسی از تجربه زیارت و مواجهه با امام رضا(ع) ازاین‌رو اتفاق مهم و مبارکی است چون روایت‌ها؛ شخصی و انسانی‌اند، حافظه جمعی را می‌سازند، مفاهیم سخت و پیچیده را ساده و قابل فهم می‌کنند، همدلانه‌ هستند، خواننده و شنونده را با خود همراه می‌کنند، از مفهوم زیارت کلیشه‌زدایی می‌کنند و گاهی ممکن است موجب تغییر نگاه در آدمی یا اصلاح مسیر در زندگی شوند.مسئله مهم دیگر این است که روایت‌ها می‌توانند به‌عنوان میراثی معنوی در حافظه مکتوب جامعه ایرانی ثبت و به نسل‌های آینده منتقل شوند.
اینکه آدم‌های زیسته در سال‌های آغازین قرن پانزدهم شمسی، چه نسبت و ارتباطی با امام هشتم(ع) داشته‌اند، به چه زبان و ادبیاتی با امامشان سخن می‌گفته‌اند، از چه چیزهایی با او حرف می‌زده‌اند و در عصر هجوم صفر و یک‌های دیجیتالی و گم ‌شدن رگه‌های معنویت در زندگی، چگونه در صحن و سرای حرم قدسی پی معنا می‌گشته‌اند؛ پی آنچه که جرقه‌های امید را در دلشان روشن نگه دارد.
آنچه مخاطب امروز از این روایت‌ها و ناداستان‌ها انتظار دارد، تکثر و تنوع است. کوششی که مهدی قزلی در جمع‌آوری این روایت‌ها و گرد هم‌ آوردن نویسندگان داشته، ستودنی است اما شعاع این روایت‌نگاری بایستی گسترده‌تر شود و تنها به کسانی که در دایره نویسندگان خاص و محدودی قرار می‌گیرند، خلاصه نشود؛ چراکه به تعداد آدم‌هایی که به حرم مطهر می‌آیند یا نسبتی با امام رضا(ع) دارند، روایت و نگاه وجود دارد و همین جهان‌های کوچک معناست که این بارگاه و پایگاه را قرن‌ها پابرجا و استوار نگه داشته است چون امام رضا(ع)، امام رضای همه آدم‌هایی است که سال‌ها، دهه‌ها و سده‌ها با او مواجهه و ماجرایی داشته‌اند؛ ماجراهایی که فقط ذره‌ای از آن مکتوب شده است.

منبع: روزنامه قدس

برچسب‌ها

مشهد

کربلا

کاظمین

مکه

مدینه

قم

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • مدیر سایت مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات پس از تأیید منتشر می‌شود.
captcha