پنج سال از بازگشت طالبان به قدرت در افغانستان میگذرد؛ دورانی که همزمان با پایان یک جنگ طولانی، آغازی بر نظم جدیدی در منطقه بوده است. مهمترین دستاوردی که طالبان بر آن تأکید دارد، برقراری امنیت و پایانیافتن جنگهای ۱۴ساله است. پس از دههها ناامنی، طالبان توانستند انحصار نیروی نظامی را در دست گیرند و درگیریهای مسلحانه در سطح کشور را تا حد زیادی متوقف کنند. حکومت طالبان همچنین در مبارزه با داعش، بهعنوان «دشمن مشترک طالبان و منطقه» موفقیتهای قابلتوجهی داشته و آمار حملات این گروه را بهشدت کاهش داده است.
با این حال، به نظر میرسد این ثبات شکننده است. تنشهای مرزی با پاکستان به درگیریهای نظامی انجامیده و حملات هوایی پاکستان به شهرهای کابل و قندهار، صدها کشته برجای گذاشته است. همچنین گروههای مسلح مخالف طالبان، بهویژه در ولایت بدخشان، دست به عملیاتهایی زدهاند که نشان از ادامه ناامنی در برخی نقاط دارد. کارشناسان معتقدند همه شرایط برای خارجشدن اوضاع از کنترل فراهم است.
امنیت منطقهای؛ از کانون تهدید تا هشدار شکننده
شاید مهمترین تحولی که در این پنج سال رخ داده، دگرگونی کامل جایگاه افغانستان در معادلات امنیتی منطقه باشد. برای درک عمق این تغییر، باید وضعیت امروز را با گذشته مقایسه کرد.
تا پیش از سقوط جمهوری افغانستان نهتنها صحنه جنگ داخلی، بلکه زیستبوم اصلی گروههای تروریستی فراملی بود. القاعده، جنبش اسلامی ازبکستان، تحریک طالبان پاکستان (تیتیپی) و بعدها داعش خراسان، همگی از خاک افغانستان برای برنامهریزی و اجرای عملیات در منطقه و جهان استفاده میکردند. حملات تروریستی بزرگ در منطقه – از نیویورک تا بمبئی و اسلامآباد – ردپایی به افغانستان داشتند. این وضعیت، افغانستان را به «منطقه خاکستری» امنیتی تبدیل کرده بود که هیچیک از همسایگان از آن در امان نبودند. اما حالا طالبان پس از بازگشت به قدرت، بهصراحت تعهد داد اجازه نخواهد داد هیچ گروهی از خاک افغانستان برای تهدید کشورهای دیگر استفاده کند. این تعهد در کنار اقدامات عملی – ازجمله انهدام پایگاههای داعش، خلع سلاح گروههای مخالف و کنترل شدید مرزها – تا حد زیادی محقق شده است. براساس گزارشهای سازمان ملل و مراکز نظارتی بینالمللی، سطح فعالیتهای القاعده در افغانستان به کمترین میزان در دو دهه اخیر رسیده و هیچ مدرکی از عملیات برونمرزی این گروه از خاک افغانستان وجود ندارد. همچنین حملات داعش خراسان از چندین بار در هفته به چند بار در سال کاهش یافته و رهبران کلیدی آن از بین رفتهاند. گروههای جداییطلب مانند جنبش اسلامی ازبکستان عملاً غیرفعال شدهاند. همچنین هیچ گزارشی از استفاده از خاک افغانستان برای عملیات علیه منافع چین، روسیه، هند یا کشورهای آسیای میانه وجود ندارد.
همسایگان افغانستان – بهویژه ایران، چین، روسیه و کشورهای آسیای میانه – کاهش محسوس تهدید تروریستی از سمت شرق را تأیید کردهاند. چین با وجود نگرانی از تحرکات اویغورهای جداییطلب، تاکنون گزارشی از عملیات نظامی علیه منافع پکن از خاک افغانستان ارائه نکرده است. روسیه نیز که پیشتر نگران نفوذ داعش به آسیای میانه بود، امروز افغانستان را تهدید فوری نمیداند.
اما این امنیت «شکننده» و «مشروط» است، چرا که ثبات مبتنی بر ارعاب است، نه عدالت: آرامش کنونی بیش از هر چیز بر پایه سرکوب شدید و کنترل اجتماعی استوار است، نه حل ریشههای ناامنی. اگر طالبان نتواند نیازهای معیشتی و حقوقی مردم را تأمین کند، احتمالاً نسل جدیدی از ناامیدی، زمینه را برای رشد دوباره افراطگرایی فراهم خواهد کرد.
اما در نهایت این تحول امنیتی، همکاری طالبان با کشورهای منطقه را تسهیل کرده است. روسیه و چین که زمانی طالبان را در فهرست گروههای تروریستی داشتند، امروز با آنها روابط دیپلماتیک و اقتصادی گستردهای برقرار کردهاند. ایران نیز با وجود اختلافات بر سر حقابه هیرمند و سیاستهای قومی، همکاری امنیتی خود را با طالبان در کنترل مرزها و مبارزه با قاچاق افزایش داده است.
اقتصاد؛ رشد آماری در برابر فقر گسترده
وضعیت اقتصادی افغانستان در این پنج سال، پیچیده و دوگانه است. از یک سو، بانک جهانی، رشد اقتصادی ۳٫۴ درصدی را برای سال ۲۰۲۶ پیشبینی کرده است. طالبان توانستهاند درآمدهای داخلی را افزایش دهند، تورم را پایین نگه دارند و بهسرعت به سمت استقلال تجاری از پاکستان حرکت کنند. تجارت با کشورهای آسیای میانه، ایران، هند و روسیه گسترش یافته و پروژههای زیرساختی مانند راهسازی، سدسازی و استخراج معادن در دستور کار قرار گرفته است.
از سوی دیگر، آمارهای بینالمللی تصویری هشداردهنده نشان میدهند. حدود ۲۸ میلیون نفر در فقر مطلق به سر میبرند و ۸۰ درصد خانوارها بدهکارند. نرخ بیکاری تا ۷۵ درصد و فقر بیش از ۹۰ درصد جمعیت را دربرگرفته است. ۲۲٫۹ میلیون نفر، یعنی نیمی از جمعیت، به کمکهای بشردوستانه نیاز دارند. کاهش شدید کمکهای بینالمللی نیز بحران را تشدید کرده است. بهعبارتی، رشد اقتصادیِ گزارششده، نتوانسته بهبود محسوسی در زندگی روزمره مردم ایجاد کند.
بحران انسانی؛ گرسنگی و فروپاشی نظام سلامت
افغانستان امروز با یکی از شدیدترین بحرانهای انسانی جهان دستوپنجه نرم میکند. سازمان ملل تخمین میزند ۲۱٫۹ میلیون نفر، نزدیک به نیمی از جمعیت کشور، به کمکهای بشردوستانه نیاز دارند و ۱۴ میلیون نفر با گرسنگی حاد مواجهاند. یکسوم جمعیت نیازمند کمک فوری غذایی بوده و نزدیک به ۳٫۷ میلیون کودک زیر پنج سال در معرض سوءتغذیه حاد قرار دارند.
بستهشدن نزدیک به ۶۰۰ مرکز درمانی به دلیل کاهش بودجه، وضعیت را بحرانیتر کرده است. مادران باردار و شیرده نیز بهشدت تحت تأثیر این بحران قرار گرفتهاند. بازگشت اجباری حدود ۳میلیون مهاجر از کشورهای همسایه نیز فشار بر منابع محدود کشور را دوچندان کرده است.
حقوق زنان و آموزش؛ عقبگردی بیسابقه
شاید بحثبرانگیزترین جنبه حکومت طالبان، سیاستهای آن در مورد زنان و دختران باشد. افغانستان امروز تنها کشور جهان است که دختران و زنان از آموزش متوسطه و عالی محروماند. دختری که در زمان ممنوعیت در کلاس ششم بوده، امروز بدون یک روز تحصیل دیگر به سن بزرگسالی رسیده است.
محدودیتها فراتر از آموزش رفته است. زنان از اشتغال در بسیاری از مشاغل منع شدهاند، برای خروج از منزل نیاز به محرم دارند و قوانین جدید طلاق، امکان خروج زنان از ازدواجهای اجباری و خشونتبار را بهشدت محدود کرده است.
همزمان با این مقوله باید فعالیتهای طالبان برای محدود کردن زبان افغانستان به پشتو را هم در نظر گرفت.
سیاست خارجی؛ انزوای رسمی همراه با تعاملات عملی
حکومت طالبان در عرصه بینالمللی با وضعیتی دوگانه مواجه است. از یک سو، هیچ کشوری این حکومت را بهصورت رسمی بهرسمیت نشناخته و سازمان ملل بارها درباره عادیسازی روابط با طالبان هشدار داده است. از سوی دیگر، طالبان توانسته روابط دیپلماتیک و تجاری گستردهای با کشورهای همسایه و منطقه برقرار کند. روسیه، چین، ایران، پاکستان، هند و کشورهای آسیای میانه با طالبان تعامل دارند و نمایندگان دیپلماتیک آنها در کابل فعال هستند.
در نهایت اینکه پس از پنج سال، ارزیابی حکومت طالبان را نمیتوان در یک کلمه خلاصه کرد. این حکومت توانسته جنگهای طولانی را پایان دهد، امنیت نسبی داخلی برقرار کند، با داعش مبارزه کرده و – مهمتر از همه – افغانستان را از یک «کانون تهدید تروریستی» برای منطقه به «کشوری با ثبات شکننده» تبدیل کند. اما در برابر این دستاوردها، هزینههای گزافی بر مردم افغانستان تحمیل شده است: بحران بیسابقه انسانی، گرسنگی گسترده، فروپاشی نظام سلامت، محرومیت کامل دختران از تحصیل، حذف زنان از عرصه عمومی، سرکوب شدید مخالفان و انزوای بینالمللی. بیش از هر چیز، نسلی از دختران افغان در پنج سال اخیر بدون آموزش و آیندهای روشن، در فقر و سرخوردگی رشد کردهاند.




نظر شما