تحولات منطقه

۲۴ مرداد ۱۴۰۵ - ۱۰:۰۰
کد مطلب: ۱۱۶۱۰۸۳

پیمان مکه؛ ائتلافی که هنوز نمی‌داند با چه دشمنی می‌جنگد

سه قدرت مسلمان علیه بی‌ثباتی منطقه؛ محدودیت‌های یک «ناتوی اسلامی»

پیمان دفاعی مکه میان عربستان، ترکیه و پاکستان را نمی‌توان صرفاً یک توافق نظامی دانست؛ این پیمان نشانه تلاش قدرت‌های منطقه برای کاهش وابستگی به آمریکا است، اما اختلاف در تعریف تهدید، منافع اقتصادی و ابهام تعهدات، آینده آن را پیچیده می‌کند.

پیمان مکه؛ ائتلافی که هنوز نمی‌داند با چه دشمنی می‌جنگد
زمان مطالعه: ۴ دقیقه

پیمان دفاعی مکه میان عربستان، ترکیه و پاکستان را نمی‌توان صرفاً یک توافق نظامی دانست؛ این پیمان نشانه تلاش قدرت‌های منطقه برای کاهش وابستگی به آمریکا است، اما اختلاف در تعریف تهدید، منافع اقتصادی و ابهام تعهدات، آینده آن را پیچیده می‌کند.

«ناتوی اسلامی» یا نشانه استقلال امنیتی؟

امضای پیمان دفاع مشترک مکه در ۷ اوت، میان عربستان سعودی، ترکیه و پاکستان، یکی از مهم‌ترین نشانه‌های تغییر معماری امنیتی خاورمیانه در سال‌های اخیر است. طبق توافق، حمله مسلحانه به یکی از سه کشور، حمله به همه تلقی می‌شود؛ بندی که از نظر مفهومی یادآور ماده ۵ ناتو است.

اما نباید از همین ابتدا این توافق را «ناتوی اسلامی» تلقی کرد. حتی تحلیلگران نیز بر همین نکته تأکید دارند. مختدر خان، استاد دانشگاه دلاور، می‌گوید برای چنین عنوانی هنوز زود است، اما پیمان چارچوب تازه‌ای برای «بازدارندگی جمعی و همکاری دفاعی» میان سه کشور مهم مسلمان ایجاد کرده است.

اهمیت توافق بیشتر در پیام سیاسی آن نهفته است؛ قدرت‌های منطقه‌ای دیگر نمی‌خواهند امنیت خود را تنها به تضمین واشنگتن گره بزنند. عربستان پس از حمله ۲۰۱۹ به تأسیسات بقیق و خریص و سپس حمله اسرائیل به دوحه در سال ۲۰۲۵، بیش از گذشته به محدودیت‌های چتر امنیتی آمریکا پی برده است.

جنگ ۲۰۲۶ علیه ایران نیز این نگرانی را تشدید کرد؛ جنگی که کشورهای عربی را در معرض پیامدهای درگیری قرار داد، بی‌آنکه آنها الزاماً در تعیین اهداف جنگی آمریکا نقش داشته باشند.

عربستان به دنبال بیمه امنیتی جدید

برای ریاض، مسئله فقط ساختن یک ائتلاف نظامی نیست؛ مسئله ایجاد گزینه‌های بیشتر در برابر یک محیط امنیتی بی‌ثبات است.حمله سپتامبر ۲۰۱۹ به بقیق و خریص که حدود نیمی از تولید نفت عربستان را موقتاً از مدار خارج کرد، نقطه عطفی بود. با وجود اتهام آمریکا و عربستان علیه ایران، واشنگتن پاسخ نظامی مستقیمی نداد. از نگاه ریاض، این حادثه نشان داد تضمین‌های آمریکا همیشه به معنای مداخله نظامی نیست.

پس از آن نیز عملیات «طوفان الاقصی»، حمله اسرائیل به دوحه و جنگ ایران، مجموعه‌ای از بحران‌ها را به عربستان تحمیل کرد که به بازنگری در سیاست امنیتی این کشور انجامید.

سجاد اظهر، تحلیلگر پاکستانی، مدعیست حملات ایران و متحدانش به عربستان، ضرورت ایجاد چنین چارچوبی را تقویت کرده است! به تعبیر او، «پایان دادن به تهدیدهای تکرارشونده ایران» می‌تواند یکی از اهداف راهبردی اصلی ائتلاف جدید باشد.

با این حال، همین تعبیر یک پرسش اساسی ایجاد می‌کند؛ اگر هدف اصلی مهار ایران است، چرا رهبران سه کشور اصرار دارند این پیمان علیه هیچ کشور مشخصی نیست؟

هاکان فیدان، وزیر خارجه ترکیه، صراحتاً گفته است این توافق علیه ایران یا هیچ کشور دیگری طراحی نشده است. پاکستان نیز آن را «صرفاً دفاعی» خوانده و اعلام کرده دیگر کشورهای منطقه نیز می‌توانند به آن بپیوندند؛ این دوگانگی، نخستین ابهام بزرگ پیمان مکه است.

سه کشور، سه تهدید متفاوت

مشکل بزرگ‌تر آن است که عربستان، ترکیه و پاکستان الزاماً دشمنان و اولویت‌های امنیتی یکسانی ندارند. پاکستان همچنان هند و افغانستان را در مرکز محاسبات امنیتی خود می‌بیند. ترکیه، به‌عنوان عضو ناتو، همزمان روابط نظامی و اقتصادی گسترده‌ای با غرب دارد و به دنبال توسعه بازار صادرات صنایع دفاعی خود است. عربستان نیز بیش از هر چیز به ثبات خلیج فارس، حفاظت از زیرساخت‌های انرژی و پیشبرد برنامه تنوع‌بخشی اقتصادی نیاز دارد.

امتیاز گل، تحلیلگر پاکستانی، این تفاوت را به‌خوبی خلاصه می‌کند: «سه کشور ارزیابی‌ها و اولویت‌های متفاوتی درباره تهدیدها دارند.»

این اختلاف فقط نظری نیست؛ مستقیماً بر تعهدات نظامی اثر می‌گذارد. اگر اسرائیل با یکی از اعضا درگیر شود، آیا دو عضو دیگر وارد جنگ خواهند شد؟ اگر قدرت دیگری به یک عضو حمله کند چه؟ اگر پاکستان درگیر بحران با هند شود، آیا عربستان و ترکیه باید وارد میدان شوند؟

پیمان مکه هنوز به این پرسش‌ها پاسخ روشنی نداده است؛ حتی ساختار فرماندهی، نحوه فعال شدن پیمان، میزان نیروهایی که هر کشور باید اختصاص دهد و محدوده جغرافیایی تعهدات نیز روشن نبود. همین خلأها باعث می‌شود فاصله میان یک «تعهد سیاسی» و یک «ائتلاف نظامی عملیاتی» همچنان زیاد باشد.

ائتلافی که آمریکا هم می‌تواند از آن سود ببرد

در ظاهر، پیمان مکه می‌تواند گامی علیه نفوذ آمریکا در منطقه باشد؛ اما تناقض مهم اینجاست که ممکن است دقیقاً در راستای بخشی از منافع واشنگتن نیز عمل کند.

آمریکا سال‌ها تلاش کرده بار امنیتی منطقه را میان شرکای خود تقسیم کند. اگر عربستان، ترکیه و پاکستان بتوانند بخشی از دفاع موشکی، گشت‌های دریایی، تبادل اطلاعات و بازدارندگی منطقه‌ای را برعهده بگیرند، واشنگتن می‌تواند بدون کنار گذاشتن حضور نظامی خود، بخشی از هزینه امنیت منطقه را به متحدان منتقل کند.

به همین دلیل، سکوت محتاطانه آمریکا درباره توافق معنادار است. عبدالباسط، دیپلمات بازنشسته پاکستانی، حتی معتقد است چنین توافقی بدون رضایت واشنگتن امکان شکل‌گیری نداشته است.

از سوی دیگر، منافع اقتصادی نیز در قلب این توافق قرار دارد. ترکیه بازار بزرگی برای صنایع دفاعی خود در عربستان پیدا کرده است؛ از جمله قرارداد ۳ میلیارد دلاری ریاض با شرکت «بایکار» برای خرید پهپادهای رزمی آکینجی. پاکستان نیز به منابع مالی سعودی نیاز دارد و ریاض در سال‌های اخیر میلیاردها دلار برای حمایت از اقتصاد پاکستان اختصاص داده است.

بنابراین پیمان مکه همزمان یک توافق امنیتی، سیاسی و اقتصادی است؛ در نهایت، ما با ائتلافی روبه‌رو هستیم که پیام سیاسی آن از توان عملیاتی‌اش روشن‌تر است. سه کشور اعلام کرده‌اند حمله به یکی، حمله به همه است؛ اما هنوز معلوم نیست در لحظه حمله، «همه» دقیقاً چه کاری انجام خواهند داد.

تا زمانی که این پرسش پاسخ داده نشود، پیمان مکه را باید آغاز شکل‌گیری یک معماری امنیتی جدید در جهان اسلام دانست، نه یک ناتوی اسلامی کامل. اهمیت واقعی آن نیز زمانی مشخص خواهد شد که نخستین بحران جدی، اعضای این پیمان را وادار کند میان منافع ملی خود و تعهدات جمعی یکی را انتخاب کنند.

برچسب‌ها

مشهد

کربلا

کاظمین

مکه

مدینه

قم

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • مدیر سایت مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات پس از تأیید منتشر می‌شود.
captcha