علی نصیریان، بازیگر پیشکسوت تئاتر و سینمای ایران، با مرور نزدیک به هشت دهه فعالیت هنری خود، از مسیر شکلگیری علاقهاش به نمایش، تجربه همکاری با چهرههایی چون عبدالحسین نوشین، عزتالله انتظامی و داریوش مهرجویی و دشواریهای فعالیت هنری سخن گفت. او در عین حال با انتقاد از وضعیت امروز سینما و تئاتر، کاهش وسواس و خلاقیت در تولید آثار و اجاره سالنهای دولتی به گروههای نمایشی را نشانهای برخلاف مفهوم حمایت از هنر دانست.
علی نصیریان در گفتوگویی با برنامه «همکلام» به روایت بخشهایی از زندگی و مسیر حرفهای خود پرداخت؛ مسیری که از تماشای تعزیه، تختهحوضی، معرکهگیری و نقالی در تهران قدیم آغاز شد و بعدها به حضور در مهمترین جریانهای تئاتر، تلویزیون و سینمای ایران انجامید.
او درباره خانوادهاش گفت که پدر و مادرش ارتباط مستقیمی با فعالیت هنری او نداشتند و مشوقش نیز نبودند، اما مهمترین حمایت آنها این بود که مانع فعالیتش نشدند. نصیریان از مادرش به عنوان فردی یاد کرد که دایره میزد و او با همراهی ضرب مادر، تصنیفهای آن دوران را میخواند. پدرش نیز اگرچه تحصیلات و ارتباطی با هنر نداشت، گاهی او را به قهوهخانهها میبرد؛ مکانهایی که به گفته نصیریان، در آن زمان بخشی از فضای فرهنگی و تفریحی مردم به شمار میرفتند.
از تعزیه و قهوهخانه تا نخستین تجربههای نمایشی
نصیریان ریشه علاقه خود به بازیگری را در تماشای نمایشهای سنتی میداند. تعزیه، تختهحوضی، سیاهبازی، معرکهگیری و نقالی از جمله تجربههایی بودند که در کودکی او را به دنیای نمایش علاقهمند کردند.
او با اشاره به نقالی در قهوهخانهها، آن را یکی از گونههای مهم نمایشهای خردهفرهنگ ایرانی دانست که قصههای شاهنامه را برای مردمی که امکان مطالعه آن را نداشتند، روایت میکرد. نصیریان همچنین تأکید کرد که فرهنگسراها باید در اختیار گروههای جوان قرار بگیرند تا بتوانند در آنها تمرین و فعالیت کنند؛ چراکه به اعتقاد او استعدادهای خلاق بسیاری در میان جوانان وجود دارد که نیازمند فضا برای کار هستند.
اولین مواجهه جدی او با تئاتر نیز به تماشای نمایشهایی بازمیگشت که در فضاهای غیررسمی اجرا میشدند و بعدها به سالنهای لالهزار راه پیدا کردند. نصیریان از تماشای نمایش «یوسف و زلیخا» خاطرهای را نقل کرد که در آن، مشاهده بازیگری که پس از پایان پرده با همان گریم و لباس از صحنه خارج شده بود، برایش بسیار جالب و تأثیرگذار شد.
آغاز بازیگری و سالهای آموزش
نصیریان نخستین تجربه جدی بازیگری خود را به سالهای مدرسه نسبت داد. او در سال ۱۳۲۸ با بهمن فرسی در نمایشی به نام «شیر خورشید» همکاری کرد و یک سال بعد نیز با اقتباس از نمایشنامه «سوءتفاهم» آلبر کامو، نمایشی را در مدرسه روی صحنه برد.
او سپس برای آموزش حرفهای به کلاسهای تئاتر رفت و در ادامه، تجربه حضور در کلاسهای عبدالحسین نوشین و هنرستان هنرپیشگی را به دست آورد. به گفته نصیریان، نوشین یکی از چهرههای اثرگذار در شکلگیری تئاتر جدی در ایران بود. او همچنین از تجربه تحصیل در هنرستان هنرپیشگی و همدوره بودن با هنرمندانی چون فهیمه راستکار و بیژن مفید یاد کرد.
ورکشاپ سرکیسیان؛ یک سال تمرین برای یادگیری بازیگری
یکی از نقاط مهم در مسیر آموزشی نصیریان، آشنایی با سرکیسیان و شیوه بازیگری استانیسلاوسکی بود. او به پیشنهاد فهیمه راستکار به این کارگاه پیوست و یک سال همراه با شماری از هنرمندان آن دوره روی شیوههای جدید بازیگری و اجرای نمایش کار کرد.
نصیریان با اشاره به محدودیتهای مالی سرکیسیان گفت که او امکانات چندانی برای اجرای نمایش نداشت، اما این دوره آموزشی را یکی از بهترین تجربههای خود میداند؛ تجربهای که به گفته او، بیشتر از آنکه صرفاً اجرای یک نمایش باشد، یک «ورکشاپ» برای یادگیری تئاتر و بازیگری بود.
وقتی نصیریان به سراغ نمایش ایرانی رفت
آشنایی با روشنفکران و هنرمندان آن دوره، مسیر فکری نصیریان را نیز تغییر داد. او میگوید برخی از چهرههای فرهنگی از او میخواستند به جای اجرای نمایشنامههای فرنگی، سراغ موضوعات و شخصیتهای ایرانی برود.
همین توصیهها زمینهای شد تا نصیریان به نمایش ایرانی توجه بیشتری نشان دهد و در نهایت نمایش «سیاه» را بنویسد. او درباره این تجربه گفت که در آن زمان نسبت به سیاهبازی نگاه مثبتی وجود نداشت و به همین دلیل برای نوشتن چنین اثری تردید داشت؛ اما پس از مشورت با فرخ غفاری، تصمیم گرفت مسیر خود را ادامه دهد.
تلویزیون زنده و همکاری با انتظامی
با شکلگیری تلویزیون، نصیریان نیز در یکی از گروههای نمایشی آن حضور یافت. گروههای مختلف هر ماه نمایشنامههایی کوتاه آماده میکردند و آثار در آن دوره به صورت زنده و سیاهوسفید روی آنتن میرفت.
در همین دوره، نصیریان با عزتالله انتظامی همکاری کرد؛ همکاریای که پس از بازگشت انتظامی از آلمان شکل گرفت. نصیریان از استعداد انتظامی یاد کرد و این همکاری را یکی از تجربههای مهم دوران فعالیت خود دانست.
«گاو»؛ نخستین حضور سینمایی و آموزههای مهرجویی
ورود جدی نصیریان به سینما با فیلم «گاو» داریوش مهرجویی رقم خورد. او در سال ۱۳۴۷ با مهرجویی آشنا شد و بدون قرارداد و توقع مالی، کار روی فیلم را آغاز کرد.
نصیریان «گاو» را یکی از تجربههای مهم زندگی هنری خود دانست و گفت مهرجویی در نخستین حضور سینماییاش نکات بسیاری درباره بازی مقابل دوربین، لنز، فاصله و نور به او آموخت. او همچنین معتقد است مهرجویی، گلستان و کیمیایی در آن دوره جریان تازهای را در سینمای ایران شکل دادند.
از «شیر سنگی» تا «ناخدا خورشید»؛ سینمایی که مردم را روایت میکرد
نصیریان در ادامه از آثاری مانند «هزاردستان»، «سربداران»، «شیر سنگی» و «ناخدا خورشید» به عنوان نمونههایی از تولیدات تأثیرگذار یاد کرد.
او درباره دشواریهای ساخت «شیر سنگی» گفت که عوامل فیلم با امکانات بسیار محدودی کار میکردند و حتی برای اسکان در چادرهای جنگی میخوابیدند. با این حال، به اعتقاد او سختیهای تولید زمانی ارزش پیدا میکرد که نتیجه کار بتواند زندگی و شخصیتهای واقعی مردم ایران را به تصویر بکشد.
نصیریان در همین بخش بر اهمیت دانش و مطالعه برای هنرمند تأکید کرد و گفت هنرمند باید بداند چه کاری انجام میدهد، مطالعه کند، بنویسد و برای شناخت موضوع و شخصیت به سراغ تحقیق برود.
«خلاقیت و هنر مربوط به انسان است، نه مانعتراشی»
بخش مهمی از صحبتهای نصیریان به وضعیت امروز سینما و تلویزیون اختصاص داشت. او معتقد است تولیدات سالهای ابتدایی پس از انقلاب با وسواس و دقت بیشتری انجام میشد، اما به مرور این حساسیت کاهش پیدا کرده و آثار خلاقانه کمتری تولید میشود.
این بازیگر پیشکسوت با اشاره به نمونههایی از سریالهای موفق تلویزیونی، از جمله «میوه ممنوعه» و «امام علی(ع)»، گفت که این نوع آثار به تدریج کمرنگ شدهاند.
او در انتقاد از شرایط فعلی سینما و تئاتر گفت که خلاقیت متعلق به انسان است و دولتها و نهادها باید زمینه فعالیت هنرمندان را فراهم کنند، نه اینکه با مانعتراشی، ایرادگیری و بهانهجویی، مسیر تولید آثار هنری را دشوار کنند.
اجاره سالنهای دولتی؛ «ضد حمایت» از تئاتر
نصیریان در بخش دیگری از سخنان خود به وضعیت سالنهای تئاتر اشاره کرد و با انتقاد از اجاره دادن سالنهای دولتی، آن را برخلاف مفهوم حمایت از هنر دانست.
او درباره تالار وحدت گفت اگر سالنی که متعلق به بخش عمومی است به گروههای نمایشی اجاره داده شود، در واقع امکانات عمومی از هنرمندان گرفته شده و در اختیار آنها قرار نمیگیرد. نصیریان تأکید کرد که به جای این رویکرد، باید فضا را برای فعالیت جوانان و گروههای خلاق فراهم کرد، چراکه استعدادهای فراوانی در سراسر کشور وجود دارد.
توصیه نصیریان به نسل جوان: خودآموزی را جدی بگیرید
نصیریان مهمترین توصیه خود به جوانان را «خودآموزی» عنوان کرد. او از محافل فرهنگی و هنری گذشته یاد کرد؛ جمعهایی که در آنها هنرمندان و روشنفکران درباره ادبیات، هنر و فرهنگ ایران و جهان گفتوگو میکردند و همین نشستها برای نسل جوان آن زمان به فرصتی برای یادگیری تبدیل میشد.
او تأکید کرد که یادگیری هنرمند تنها به کلاس و آموزش رسمی محدود نمیشود و مطالعه، گفتوگو، تمرین، تحقیق و شناخت شخصیتها بخش جداییناپذیر مسیر حرفهای بازیگر است.
«بازیگری بعد از کار معدن، سختترین حرفه است»
نصیریان در پایان درباره دشواری حرفه بازیگری گفت این حرفه نیازمند تمرین و تلاش مداوم است. به گفته او، بازیگر حتی در زمان استراحت نیز درباره شخصیت، لحن و شیوه اجرای نقش فکر میکند.
او با نقل قولی درباره سختی حرفه بازیگری، آن را پس از کار معدن از دشوارترین مشاغل دانست و به جوانان توصیه کرد این حرفه را ساده نگیرند؛ چراکه بازیگری به زمان، مطالعه، تمرین و تحمل رنج و دشواری نیاز دارد.
در پایان برنامه «همکلام»، زندگی علی نصیریان با داستان «پیرمرد و دریا» اثر ارنست همینگوی مقایسه شد. نصیریان نیز این انتخاب را زیبا توصیف کرد و در پایان سخنانش تصنیفی از حافظ خواند.




نظر شما