تحولات منطقه

۲۶ مرداد ۱۴۰۵ - ۰۵:۲۰
کد مطلب: ۱۱۶۱۳۸۱

۶ ماه پس از آغاز جنگ، واشنگتن از «تسلیم کامل»، تغییر نظام و خلع توان منطقه‌ای ایران یک‌به‌یک فاصله گرفته و اکنون ثبات قیمت انرژی و جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هسته‌ای را در صدر اهداف خود معرفی کرده است.

آب شدن اهداف آمریکا
زمان مطالعه: ۲ دقیقه

۶ ماه پس از آغاز جنگ، واشنگتن از «تسلیم کامل»، تغییر نظام و خلع توان منطقه‌ای ایران یک‌به‌یک فاصله گرفته و اکنون ثبات قیمت انرژی و جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هسته‌ای را در صدر اهداف خود معرفی کرده است.
۶ماه پس از آغاز جنگ، شاید مهم‌ترین تحول نه در میدان، بلکه در تعریف واشنگتن از «پیروزی» دیده شود. دولت ترامپ در ماه‌های نخست از مجموعه‌ای بسیار گسترده از اهداف سخن می‌گفت؛ تسلیم ایران، تغییر نظام، پایان حمایت ایران از متحدان منطقه‌ای، از میان بردن زیرساخت موشکی و جلوگیری کامل از احیای برنامه هسته‌ای.
اما جی‌دی ونس اکنون دو هدف را عنوان کرده است؛ نخست، پایین نگه ‌داشتن قیمت نفت و گاز برای مصرف‌کننده آمریکایی و دوم، جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هسته‌ای. اعترافی ضمنی به شکست مفتضحانه در اهداف جنگ جنون‌آمیزی که ترامپ به راه انداخت.این تغییر برای ایران اهمیت دارد؛ زیرا بازگشت آزادانه نفت خلیج فارس به بازار، در عمل یعنی حل بحرانی که پیش از آغاز جنگ وجود نداشت.

فشار اقتصادی؛ گزینه‌ای با محدودیت‌های سیاسی

ترامپ همزمان وعده داده فشار اقتصادی بر ایران را به سطحی تازه برساند. اما بررسی ابزارهای موجود نشان می‌دهد مرحله بعدی «فشار حداکثری» ساده‌تر از گذشته نخواهد بود.
مهم‌ترین مسیر، فشار بر خریداران چینی نفت ایران است. با این حال، بخش بزرگی از این تجارت توسط پالایشگاه‌هایی انجام می‌شود که وابستگی محدودی به نظام مالی آمریکا دارند. هدف ‌گرفتن بانک‌های بزرگ‌تر چین می‌تواند اثر بیشتری داشته باشد، اما در مقابل، خطر واکنش پکن و محدود شدن صادرات مواد معدنی حیاتی به غرب را بالا می‌برد.
محاصره زمینی نیز حتی پیچیده‌تر است. ایران با هفت کشور مرز زمینی دارد و اجرای چنین طرحی بدون همکاری ترکیه، عراق، پاکستان، آذربایجان، ارمنستان، ترکمنستان و افغانستان عملاً ممکن نیست. به این ترتیب، هر چه واشنگتن بخواهد حلقه اقتصادی را تنگ‌تر کند، بیشتر ناچار می‌شود سیاست خود را به تصمیم دولت‌هایی گره بزند که لزوماً منافعشان با آمریکا یکسان نیست و حالا بیش از گذشته از قدرت ایران، حساب می‌برند.حتی گزینه تعرفه‌های ثانویه نیز با محدودیت حقوقی و مخالفت بخشی از کنگره مواجه است. بنابراین «فشار بی‌سابقه» بیش از آنکه یک ابزار واحد تعیین‌کننده باشد، مجموعه‌ای از اقدام‌هاست که هر کدام هزینه و مانع خاص خود را دارند.

۲ پرونده که ایران جدا نگه داشته است

در همین شرایط، مذاکرات ایران و عمان درباره مسیر جدید کشتیرانی ادامه دارد؛ اما عباس عراقچی بار دیگر تأکید کرده تعیین مسیر دریایی و بازگشایی تنگه دو موضوع جداگانه‌اند. ایران می‌تواند درباره مختصات عبور کشتی‌ها به تفاهم برسد، بدون آنکه پیش از اجرای تعهدات آمریکا، تصمیم سیاسی برای عادی‌سازی کامل تردد بگیرد.این تفکیک برای ایران اهمیت راهبردی دارد. اگر توافق فنی با عمان به‌طور خودکار به بازگشایی هرمز منجر شود، بخشی از قدرت چانه‌زنی ایران پیش از روشن‌ شدن تکلیف محاصره، تحریم‌ها و تفاهم ژوئن از دست خواهد رفت.
پس از گذشت بیش از ۱۶۰روز از شروع جنگ، فاصله میان ادبیات آغاز جنگ و اهداف فعلی واشنگتن آشکارتر شده است. آمریکا هنوز توان اعمال فشار دارد و اثر محاصره بر اقتصاد و معیشت ایران نیز واقعی است؛ اما همزمان، گزینه‌های بعدی واشنگتن پرهزینه‌تر، وابسته‌تر به بازیگران ثالث و از نظر سیاسی پیچیده‌تر شده‌اند.از این رو، مسئله اصلی دیگر فقط این نیست که آمریکا چه فشار تازه‌ای می‌تواند اعمال کند. پرسش مهم‌تر این است که واشنگتن پس از ۶ماه جنگ، برای چه نتیجه‌ای حاضر است این هزینه را ادامه دهد. وقتی «ثبات قیمت انرژی» در کنار پرونده هسته‌ای به صدر اهداف جنگی آمریکا می‌آید، می‌توان گفت فقط نبرد با ایران وارد مرحله تازه‌ای نشده، بلکه تعریف خودِ پیروزی نیز در واشنگتن در حال کوچک‌ شدن است.

منبع: روزنامه قدس

برچسب‌ها

مشهد

کربلا

کاظمین

مکه

مدینه

قم

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • مدیر سایت مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات پس از تأیید منتشر می‌شود.
captcha