انتشار ترجمههای فارسی از کتاب تازه موراکامی در ایران، آن هم کمتر از یک ماه پس از انتشار نسخه ژاپنی و پیش از انتشار نسخه انگلیسی در بازارهای جهانی، پرسشبرانگیز شده؛ اینکه آیا ترجمه فارسی کتاب در این مدت کوتاه از زبان ژاپنی انجام شده یا پای هوش مصنوعی در میان است؟
«داستان کاهو» سوم جولای (۱۲ تیر) در ژاپن، در ۳۵۲ صفحه توسط شرکت انتشاراتی شینچوشا منتشر شد. این کتاب مجموعهای چهار قسمتی از موراکامی است که بخشهای آن ابتدا بین ژوئن ۲۰۲۴ و مارس ۲۰۲۶ در مجله ادبی شینچو منتشر شده بود. نسخه کتاب، در مقایسه با انتشارهای مجله، اصلاح و گسترش یافته است.نکته قابل توجه اینکه نخستین بخش این کتاب پیشتر توسط فیلیپ گابریل به انگلیسی ترجمه و در سال ۲۰۲۴ در نیویورکر منتشر شده بود. داستان با قرار ملاقات کاهو با مردی آغاز میشود که به او میگوید: «من در زندگیام با انواع و اقسام زنان قرار گذاشتهام، اما باید بگویم که هرگز زنی به زشتی تو ندیدهام».
موراکامی یکی از مشهورترین نویسندگان معاصر ژاپن، در طول ۴۷ سال فعالیت حرفهای خود ۱۵رمان نوشته و آثارش به حدود ۵۰ زبان ترجمه شده است. «جنگل نروژی»، «وقایعنگاری پرنده کوکی»، «کافکا در ساحل» و «۱Q۸۴» از شناختهشدهترین آثار او هستند.
انتشار رمان جدید موراکامی پیش از نسخه انگلیسی در ایران
با وجود این، در هفتههای اخیر چند ناشر ایرانی ترجمه فارسی «داستان کاهو» را منتشر کردهاند؛ آن هم در شرایطی که هنوز هیچ ناشر جهانی نسخه انگلیسی کامل این کتاب را منتشر نکرده است. انتشارات وزن دنیا با ترجمه علی مجتهدزاده، انتشارات میلکان با ترجمه آراز باسقیان و انتشارات چیترا با ترجمه یاسمین داودی از جمله ناشرانی هستند که ترجمه فارسی این کتاب را منتشر کردهاند. با این حال، هیچ یک از این ناشران، نه در نسخه منتشرشده فارسی و نه در توضیحات پسینی، نامی از منبع انگلیسی و مترجم آن ذکر نکردهاند.
در عین حال، برخی از این ناشران و مترجمان مدعی شدهاند ترجمه خود را بر اساس نسخه انگلیسی کتاب انجام دادهاند یا نسخه انگلیسی را بهصورت غیررسمی تهیه کردهاند. این ادعا در حالی مطرح میشود که هنوز مشخص نیست نسخه انگلیسی مورد اشاره آنها متعلق به کدام ناشر یا مترجم است.
بنا بر گزارش تسنیم و همچنین براساس اطلاعات کتابخانه ملی، ترجمههای دیگری از این کتاب نیز در ایران در دست انتشار است. انتشارات کتاب دیدآور با ترجمه سحر بستام، نشر صندوقچه با ترجمه کاظم کامروا و نشر خیزران با ترجمه امیر بهروز قاسمی از جمله ناشرانی هستند که ترجمه این اثر را در دست انتشار دارند. این ناشران نیز مانند ناشران قبلی، اعلام کردهاند متن را از نسخه انگلیسی ترجمه کردهاند؛ با این حال، نام و نشانی از ناشر یا مترجم انگلیسی این نسخهها در دست نیست.
از سوی دیگر، با گذشت یک ماه و اندی از انتشار نسخه ژاپنی «داستان کاهو»، هنوز خبری از انتشار ترجمه انگلیسی این کتاب از سوی فیلیپ گابریل، مترجم آثار موراکامی به انگلیسی یا ناشر و مترجم دیگری منتشر نشده است.علی مجتهدزاده یکی از مترجمان کتاب، در گفتوگویی مدعی شده سایتهایی هستند که تخصص آنها بدست آوردن نسخههای پیش از انتشار کتاب است و او به ترجمهای غیررسمی از کتاب دست پیدا کرده و با سرعتی که در ترجمه دارد، توانسته کمتر از دو هفته یک کتاب ۳۵۲ صفحهای را منتشر کند. او همچنین گفته در مراحل پایانی ترجمه، بخشهایی از کتاب را با نسخه ژاپنی تطبیق داده و به این شکل از صحت ترجمه اطمینان حاصل کرده است.همین فاصله زمانی میان انتشار نسخه ژاپنی و ترجمههای فارسی، در کنار نبود اطلاعات روشن درباره منبع انگلیسی مورد استفاده برخی مترجمان، پرسش درباره چگونگی آمادهسازی این ترجمهها را پررنگتر کرده است.
از احتمال ترجمه مشارکتی تا دستپخت هوش مصنوعی
مهدی غبرائی از مترجمان شناختهشده آثار موراکامی در ایران، درباره انتشار شتابزده برگردان فارسی رمان جدید این نویسنده ژاپنی معتقد است احتمالاً چند نفر به صورت مشارکتی نسخه ژاپنی کتاب را ترجمه و روانه بازار کردهاند.
او در این باره به خبرنگار ما میگوید: ترجمههای متعددی از این نویسنده در بازار ایران وجود دارد. یکی از ناشران به من میگفت؛ موراکامی را رها کن، چون بسیاری از مترجمان بهسراغ آثار این نویسنده میروند و کتابهای شما، در چاپهای محدود بازنشر میشود؛ ولی گفتم من سالهاست آثار این نویسنده را ترجمه میکنم و ادامه خواهم داد، چون مترجمان زبان ژاپنی به فارسی هنوز آماده نشدهاند و به اصطلاح ورز نیامدهاند.
من یکی از ترجمههای آثار قبلی این نویسنده را که ادعا میشد از ژاپنی به فارسی است، خواندم و اگر نگویم پرایراد بود، ولی کمایراد هم نبود. زمانی که نسخه ژاپنی این کتاب منتشر شد، گمان میکردم پیش از نسخه انگلیسی، نسخه فارسی آن وارد بازار کتاب ایران شود، ولی فکر نمیکردم این قدر سریع؛ احتمالاً این ترجمه یا گروهی بوده است یا ترجمه هوش مصنوعی.
این مترجم هشتاد و یک ساله کشورمان درباره آسیبهای ترجمههای هوش مصنوعی توضیح میدهد: هوش مصنوعی یاریدهنده است و من هم از آن کمک میگیرم، بهویژه درباره برخی اصطلاحات فرهنگی یا نام برخی غذاها و... با هوش مصنوعی مراوده دارم، ولی در حد مشاوره و همفکری، مثل اینکه با دوست دانایی مشورت میکنید.
اما اگر کل ترجمه را به هوش مصنوعی بسپارید، طبعاً نتیجه کار؛ ماشینی و بیروح میشود، بهویژه در زبان فارسی، چون بسیاری از اصطلاحات، تشبیهات و ظرایف زبانی را بلد نیست.
او با بیان اینکه معمولاً آثار موراکامی از انگلیسی به فارسی برگردان میشوند، یادآور میشود: بهتازگی برخی مترجمان که تا به حال نامشان را نشنیدهام، مدعی شدهاند آثار موراکامی را از نسخه ژاپنی به فارسی برگردان کردهاند که پس از خواندن یکی از نسخهها، به نظرم ایراداتش زیاد بود.
غبرائی با تأکید بر اینکه ترجمه ادبی نیازمند تجربه، دانش در زبان فارسی و آشنایی به داستان است، خاطرنشان میکند: هیچ نهاد و صنفی هم نداریم که بر ترجمههای ادبی نظارت کند؛ منظورم نهاد دولتی نیست.
هنوز انجمن مترجمان نداریم، نهادی که صلاحیت اظهارنظر و نظارت داشته باشد، اگرچه اصنافی هستند، اما اعتبار زیادی ندارند.
آسیبهای ترجمه هوش مصنوعی به این حرفه
این مترجم ادبی کشورمان درباره اینکه ترجمههای عجولانهای که معمولاً محصول هوش مصنوعی هستند، چه آسیبی به زبان ادبی نویسنده اصلی در ادبیات فارسی میزنند، معتقد است شاید چندان آسیب زبانی نزنند، ولی حتماً به مترجم و ناشران حرفهای، آسیب مالی میزنند. اگرچه ترجمههای پرغلط و ناشیانه کمکم از بازار حذف میشوند، ولی برخی از آنها در همان چاپهای اول، سودشان را میبرند.
به باور غبرائی، راه درست این است که ایران به کنوانسیون جهانی کپیرایت بپیوندد و اگر قرار باشد با قواعد جهانی بازی کنیم، باید به آن قواعد هم پایبند باشیم و میافزاید: برخی ناشران مانند نشر افق برای بعضی کتابها حق کپیرایت را از ناشران اصلی میگیرند، حتی با وجود اینکه سهم مترجم ناچیز است، اما از سهم مترجم هم کسر میکنند، ولی من با رغبت پذیرفتم.
البته این موضوع موجب نمیشود که ناشر دیگری همان کتاب را با یک اسم دیگر ترجمه نکند، در حالی که اگر به قانون کپیرایت پایبند بودیم، این اتفاق رخ نمیداد. در شرایط فعلی هم به دلیل قیمت دلار، هزینه حق کپیرایت برای ناشران ایرانی مبلغ گزافی میشود و آنها را به این کار بیمیلتر میکند.
او درباره اینکه آیا جایگاه و شغل مترجم ادبی با وجود هوش مصنوعی دچار دگرگونی خواهد شد، پاسخ میدهد: حتماً، هوش مصنوعی همه چیز زندگی را دستخوش تغییر میکند و شاید در درازمدت، حرفه مترجمی از بین برود، حتی حرفه مترجم ادبی. شاید این شغل تا چند سال آینده همین طور نرمنرمک ادامه حیات دهد، ولی حتماً در آینده تغییرات بزرگی در راه است.
نابلدی هوش مصنوعی در زبان فارسی
یکی از انتقادها به ترجمه هوش مصنوعی، نادیده گرفتن لحن و سبک نویسنده در ترجمههای ادبی است، ولی با دادن اطلاعات بیشتر، شاید هوش مصنوعی لحن و سبک را هم بتواند رعایت کند. غبرائی معتقد است شاید در برخی موارد، ترجمههای هوش مصنوعی بهتر از ترجمههای انسانی باشد. نکته مهم این است که هوش مصنوعی دائماً در حال یادگیری است. اکنون هم زبان فارسیاش ضعیف است، ولی شاید ۱۰سال بعد بر زبان فارسی مسلط تر شود، چون دائم در حال اصلاح و یادگیری است.به گفته او، خطاهای ترجمه فارسی هوش مصنوعی به دلیل محدودیت جهان دادههای زبان فارسی در آن است، ولی اگر اصطلاحات و آرایههای ادبی بیشتری را بشناسد، خودش را اصلاح میکند. همین چالشها و گفتوگوهایی که با کاربر انسانی دارد سبب میشود اطلاعاتش را بیشتر و بهروزتر کند.
این مترجم درباره اینکه آیا هوش مصنوعی خلاقیت انسانی را محدود و کم میکند، پاسخ میدهد: تا اینجا که همراه و مشاور انسانها بوده، ولی مشخص نیست در آینده چه اتفاقی میافتد و اگر تسلط ماشین بر انسان باشد، خطرناک است.
یک زمانی کابوس بشر، بمب اتم بود و الان هوش مصنوعی دارد به کابوس بشر تبدیل میشود.
غبرائی که پیش از این چندین اثر از نویسندگان مشهور ژاپنی چون موراکامی و ایشیگورو را ترجمه کرده است، درباره ترجمههای جدیدش میگوید: اگر عمری باشد، علاوه بر اثر جدید موراکامی که باید نسخه انگلیسی آن را بخوانم، رمان جدید ایشیگورو (خاتم لمبرت...) را هم ترجمه خواهم کرد و پس از رایزنی و گرفتن کپیرایت این آثار توسط ناشران ایرانی، آنها را ترجمه خواهم کرد.
به گفته او، احتمالاً نسخه انگلیسی کتاب «داستان کاهو» اوایل سال جدید میلادی وارد بازار میشود و سپس او برگردان به فارسی رمان جدید موراکامی را آغاز خواهد کرد. فرایند ترجمه کتاب برای غبرائی با بیش از ۴۰سال سابقه کار ترجمه ادبی، وابسته به حجم کتاب، ماهانه ۸۰ تا ۱۰۰ صفحه ترجمه است و ترجمه کتاب «داستان کاهو» که احتمالاً بالای ۳۰۰صفحه است، بیشتر از سه ماه برای او زمان میبرد.این استاد ترجمه ادبی در پایان یادآور میشود: الان در این حرفه (و البته بسیاری مشاغل و حرفههای دیگر) پول حرف اول را میزند و حتی دیگر شهرت هم مطرح نیست؛ به امید اینکه روزی این حرفه سر و سامان بگیرد.





نظر شما