پیروزی «عبدالالسید»(Abdul El-Sayed) در میشیگان و تحولات انتخاباتی نیویورک نشان میدهد حمایت بیچونوچرای دموکراتها از اسرائیل دیگر امری بدیهی نیست؛ با این حال، نفوذ آیپک و ملاحظات انتخاباتی همچنان پابرجاست و انتخابات نوامبر آزمون واقعی این تغییر خواهد بود.
وقتی پول دیگر کافی نیست
پیروزی عبدالالسید در میشیگان باید با دقت بررسی شود. این پیروزی ثابت نمیکند که حزب دموکرات علیه اسرائیل شده یا اینکه پول ناگهان قدرت خود را در انتخابات آمریکا از دست داده است. عبدالالسید رقابتی نزدیک را پیروز شد، اما نمیتوان بهسادگی از کنار این نتیجه گذشت.
عبدالسید درباره موضع خود ابهامی باقی نگذاشته بود. او خواهان پایان کمکهای نظامی آمریکا به اسرائیل بود و همزمان حاضر بود درباره نقش پول در شکلدهی به سیاست آمریکا نیز بهصراحت صحبت کند. بخش مهمی از استدلال او به پرسشی بازمیگشت که نادیده گرفتن آن برای دموکراتها دشوارتر میشود: چرا باید از آمریکاییها خواست هزینه جنگهای خارج از کشور را تأمین کنند، در حالی که بسیاری از آنها همین حالا درباره اولویتهای واشنگتن در داخل کشور پرسش دارند؟
برنامه انتخاباتی او این ارتباط را بهصراحت برقرار کرده بود و هزینههای نظامی خارجی را به نفوذ گسترده اهداکنندگان بزرگ بر تصمیمات سیاسی پیوند میداد.
در مقابل، «استیونز» از حمایت بخش بزرگی از ساختار سیاسی حزب دموکرات در میشیگان برخوردار بود؛ از جمله «گرچن ویتمر»، فرماندار ایالت، و «گری پیترز»، سناتور مستعفی.
سپس پای هزینههای انتخاباتی به میان آمد. بنا بر گزارش آسوشیتدپرس، گروههای بیرونی حامی استیونز، بیش از ۶۰ میلیون دلار هزینه کردند. اسناد کمیسیون فدرال انتخابات نیز نشان داد «پروژه دموکراسی متحد» (United Democracy Project)، کمیته اقدام سیاسی فوقالعاده وابسته به «کمیته روابط عمومی آمریکا و اسرائیل» (AIPAC)، بیش از ۳۰.۲ میلیون دلار هزینه مستقل در انتخابات مقدماتی سنای میشیگان انجام داده است.
با این حال، عبدالالسید پیروز شد. این اتفاق به معنای بیاهمیت شدن آیپک نیست؛ بلکه میشیگان را به یک آزمون ناخوشایند تبدیل میکند؛ وقتی خودِ هزینههای انتخاباتی به بخشی از چیزی تبدیل میشود که رأیدهندگان علیه آن واکنش نشان میدهند، چه اتفاقی میافتد؟
نیویورک، نادیده گرفتن میشیگان را دشوارتر کرد
اگر میشیگان تنها نمونه موجود بود، توضیح دادن نتیجه آن آسانتر بود. جمعیت بزرگ عربتبار آمریکا در این ایالت و خشم عمیق ناشی از جنگ غزه، این امکان را فراهم میکرد که نتیجه انتخابات یک استثنا تلقی شود. اما میشیگان تنها نبود.
چند هفته پیش از آن در نیویورک، «برد لندر»، «دن گلدمن» را شکست داد، «کلر والدز» نامزدی حزب دموکرات در حوزه هفتم کنگره را به دست آورد و «داریالیزا آویلا شوالیه» نیز «آدریانو اسپایات» را شکست داد. نتایج رسمی انتخابات ایالت این پیروزیها را تأیید کردند. در رقابت لندر و گلدمن نیز مسئله اسرائیل و غزه به یکی از خطوط اصلی اختلاف تبدیل شده بود.
چند سال پیش، اتخاذ موضعی سخت علیه حمایت نظامی آمریکا از اسرائیل میتوانست یک دموکرات را درباره موفقیت در انتخابات مقدماتی نگران کند. این محاسبه در حال تغییر است؛ زیرا رأیدهندگان خود حزب نیز تغییر کردهاند.
مرکز تحقیقات پیو (Pew) دریافت که امسال ۸۰ درصد دموکراتها و مستقلهای متمایل به دموکراتها دیدگاه نامطلوبی نسبت به اسرائیل دارند. این رقم تنها یک سال قبل ۶۹ درصد و در سال ۲۰۲۲، ۵۳ درصد بود.
این اعداد به دموکراتها نمیگویند چه سیاستی باید اتخاذ کنند، اما به نامزدها نشان میدهند که زمین سیاسی زیر پای این مسئله دیگر همان زمین سابق نیست.
این البته به معنای آن نیست که ۸۰ درصد خواهان پایان اتحاد آمریکا و اسرائیل هستند. اما کنگره نیز همین تنش را بازتاب میدهد. در ۱۵ ژوئیه، ۱۰۳ نماینده دموکرات مجلس نمایندگان به همراه «توماس مَسی»، نماینده جمهوریخواه، از اصلاحیهای حمایت کردند که میتوانست ۳.۳ میلیارد دلار کمک پیشنهادی به اسرائیل را حذف کند. این اصلاحیه شکست خورد، اما رأیگیری نشان داد که بحث سیاسی تا چه اندازه جابهجا شده است.
پرسش اکنون این است که آیا این شکاف در حال تبدیل شدن به یک شکاف پایدار انتخاباتی است یا نه؟
غزه، ایران و هزینه داخلی سیاست خارجی
پاسخ به این پرسش را نمیتوان بهسادگی از جنگ ایران جدا کرد. مخالفت با حمایت آمریکا از اسرائیل و مخالفت با جنگی دیگر در خاورمیانه یکسان نیست. این دو مسئله متفاوتاند، اما در مناظره سیاسی آمریکا بهتدریج در حال درهمآمیختن هستند.
تا اواخر ژوئیه، نظرسنجی رویترز/ایپسوس نشان میداد حمایت از جنگ ایران در حدود یکسوم آمریکاییها متوقف مانده است. نکته مهمتر اینکه ۶۹ درصد گفته بودند ترامپ هرگز بهطور واقعی روشن نکرده است که آمریکا دقیقاً میخواهد در این جنگ به چه چیزی دست یابد.
پیامدهای جنگ نیز بسیار فراتر از واشنگتن احساس میشود. اداره اطلاعات انرژی آمریکا افزایش قیمت سوخت را به درگیریهای خاورمیانه و اختلال در حملونقل دریایی از طریق تنگه هرمز مرتبط دانسته است.
وقتی سیاست خارجی به بودجه خانوارها میرسد، استدلالهای ضدجنگ قدرت بیشتری پیدا میکنند.
برای دموکراتها، این وضعیت یک فرصت ایجاد میکند؛ آیا باید از نحوه مدیریت جنگ توسط ترامپ انتقاد کنند، اما مفروضات مداخلهگرایی آمریکا را دستنخورده باقی بگذارند؟ یا اجازه دهند بحث عمیقتری درباره جنگ، کمکهای نظامی و اختیارات رئیسجمهور وارد جریان اصلی حزب شود؟
هشدار میسوری؛ این هنوز یک قانون انتخاباتی نیست
میسوری نشان میدهد که نباید این روند را بیش از حد بزرگ کرد؛ «کوری بوش»، نماینده سابق کنگره، تلاش کرد کرسی منطقه سنتلوئیس را که در سال ۲۰۲۴ به وسلی بل واگذار کرده بود، پس بگیرد؛ اما شکست خورد. بل که بار دیگر از حمایت آیپک برخوردار بود، بر کارنامه محلی خود تأکید کرد و خود را نمایندهای عملگراتر معرفی کرد.
انتقاد از اسرائیل بهتنهایی یک راهبرد انتخاباتی نیست؛ همانطور که مخالفت با آیپک نیز بهتنهایی چنین نیست. کیفیت نامزد، برخورداری از سمت فعلی، سازماندهی انتخاباتی، میزان مشارکت و مسائل محلی همچنان اهمیت دارند. یک روند هنوز به یک قاعده تبدیل نشده است.
«پیروزی عبدالالسید» نیز ثابت نمیکند که سازمانهای سیاسی حامی اسرائیل نفوذ خود را از دست دادهاند. میسوری خلاف این را نشان میدهد.
نتیجه محدودتر و دقیقتر این است که در برخی حوزههای انتخاباتی دموکراتها، هزینه سنگین جریانهای حامی اسرائیل دیگر پیروزی را تضمین نمیکند و حتی ممکن است به رقیبان کمک کند تا خودِ تأمین مالی کارزار انتخاباتی را به یک مسئله سیاسی تبدیل کنند.
فلوریدا و سیاست تعیین مرزهای سخن گفتن
فلوریدا اکنون آزمون بعدی است. در آستانه انتخابات مقدماتی ۱۸ اوت، سالنی در فورت لادردیل از میزبانی تجمعی با حضور «رشیده طلیب»، نماینده کنگره، در حمایت از «آنجی نیکسون»، «الیجا منلی» و «الیور لارکین» خودداری کرد.
«مایکل گاتلیب»، قانونگذار دموکرات فلوریدا، این تجمع را «ضدیهود» خوانده بود و جنجال بهسرعت از خود کارزار انتخاباتی فراتر رفت. سالن فورت لادردیل در نهایت با استناد به نگرانیهای امنیتی تصمیم گرفت این مراسم را میزبانی نکند. طلیب و نامزدها نیز مراسم را لغو نکردند و آن را در مکان دیگری برگزار کردند.
دموکراتهای پیشرو در این اتفاق مسئله نگرانکنندهتری دیدند و استدلال کردند که احساسات ضداسلامی نیز در این ماجرا نقش داشته است. رویترز در ۱۵ اوت این اختلاف را پوشش داد.
این حادثه نشان میدهد که مناقشه درون حزب دموکرات بر سر اسرائیل اکنون به مسئله مرزهای «گفتار سیاسی مشروع» نیز کشیده شده است.
انتقاد از اسرائیل میتواند به یهودستیزی تبدیل شود و یهودستیزی واقعی هرگز نباید کماهمیت جلوه داده شود. اما اگر این اتهام آنقدر گسترده شود که مخالفت با سیاستهای دولت اسرائیل نیز بهخودیخود مشکوک تلقی شود، فضای بحث دموکراتیک محدود خواهد شد.
فلوریدا این مناقشه را حل نخواهد کرد؛ اما نوامبر ممکن است پاسخ مهمتری ارائه دهد.
نوامبر؛ آزمون واقعی
عبدالسید هنوز رقابت دشوارتری پیش رو دارد. او در ماه نوامبر با مایک راجرز، نامزد جمهوریخواه، در سراسر ایالتی رقابت خواهد کرد که دو سال پیش دونالد ترامپ در آن پیروز شد.
دموکراتهای میشیگان در انتخابات مقدماتی حاضر شدند روی پیام او ریسک کنند؛ اکنون پرسش این است که آیا رأیدهندگانی خارج از پایگاه دموکراتها نیز همین کار را خواهند کرد یا نه.
عملکرد ضعیف عبدالالسید به میانهروهای حزب فرصت زیادی خواهد داد تا استدلال کنند که میشیگان چیزی محدودتر از آنچه ترقیخواهان امیدوار بودند ثابت کرده است؛ یک نامزد میتواند با چنین مواضعی در انتخابات مقدماتی دموکراتها پیروز شود، اما این به معنای آن نیست که بتواند در سراسر میشیگان نیز پیروز شود.
اما اگر او پیروز شود یا حتی نشان دهد که این مواضع مانع رقابت جدی او در سراسر ایالت نمیشوند، پیامدها بسیار فراتر از یک کرسی سنا خواهد رفت.
حزب دموکرات در حال ترک اسرائیل نیست. آیپک نیز از اهمیت نیفتاده است. اما یک فرض قدیمی تحت فشار قرار گرفته است؛ حمایت از کمک نظامی، پرهیز از رویارویی با شبکههای لابی و اهداکنندگانی که از آن حمایت میکنند، تلقی کردن هر تشدید تنش در خاورمیانه بهعنوان بحرانی جداگانه و فرض اینکه سیاست خارجی در زمان انتخابات همچنان موضوعی فرعی باقی خواهد ماند.
نیویورک این فرض را تضعیف کرد. میشیگان آن را بیش از پیش تضعیف کرد. میسوری محدودیتهای آن را نشان داد. فلوریدا دامنه آن را خواهد آزمود و نوامبر مشخص خواهد کرد که آیا این فرض میتواند خارج از انتخابات مقدماتی دموکراتها نیز دوام بیاورد یا نه.
برای سالها، مخالفت با این اجماع عمدتاً در حاشیه سیاست دموکراتها قرار داشت. اما در سال ۲۰۲۶، نامزدهایی که چنین پیامی را حمل میکنند، شروع به پیروزی در انتخابات مقدماتی مهم کردهاند.
اکنون پرسش بزرگتر این است: آیا این جریان میتواند سیاست خارجی حزب دموکرات را تغییر دهد و بهتدریج خودِ حزب را نیز بازتعریف کند؟





نظر شما