تحولات منطقه

در حال و هوای چهلمین روز تدفین رهبر شهید ملت ایران به پناهگاه عاشقان و خاک مطهر حرم مطهر رضوی پا می‌گذارم، امروز اما پس از زیارت به اتاق ملاقات‌های مردمی تولیت آستان قدس رضوی می‌روم.

روایتی از گره‌گشایی در نشست‌های مردمی تولیت آستان قدس رضوی/ قصه‌هایی که به مقصد رسیدند
زمان مطالعه: ۳ دقیقه

در حال و هوای چهلمین روز تدفین رهبر شهید ملت ایران به پناهگاه عاشقان و خاک مطهر حرم مطهر رضوی پا می‌گذارم، امروز اما پس از زیارت به اتاق ملاقات‌های مردمی تولیت آستان قدس رضوی می‌روم. اتاقی که شاهد روایتی دیگر از جنس کرامت بود؛ جایی که دیوان‌سالاری اداری رنگ می‌بازد و درد انسان‌ها، بی‌واسطه به درمان تبدیل می‌شود. در این نشست، نه فقط نامه‌ها که رنج‌های انباشته‌ سالیان، یکی پس از دیگری به دست‌های گره‌گشای خادم‌الرضا سپرده شدند. برای درک این تجربه آنچه در ادامه می‌آید مفید است.

از اضطراب تا آرامش؛ وقتی رنج، بی‌واسطه درمان می‌شود

راهرو انتظار، شلوغ است. هر کسی با قصه‌ای در گلو، گوشه‌ای نشسته؛ زنی با چادر گره‌خورده دور کمر، مردی که پاهایش را روی هم انداخته و با انگشتانش بازی می‌کند و دختری که با اضطراب به لبه‌ مقنعه‌اش چنگ می‌زند. اینجا، زمان کش می‌آید.
وقتی نام‌ها خوانده می‌شود و صدای باز شدن در می‌آید، انتظار به پایان می‌رسد. با ورود به اتاق، نخستین چیزی که در چشمان مراجعان می‌بینم، ناباوری است. آن‌ها روی صندلی‌های نزدیک به آیت‌الله مروی می‌نشینند و خیلی زود، وقتی صدای آرام تولیت را می‌شنوند که گره از کلاف سردرگم زندگی‌شان باز می‌کند، آن بغض کهنه فرو می‌ریزد.
صحنه‌ای که هرگز فراموش نمی‌کنم، ورود مادر و دختری بود که پرونده‌ بدهی میلیونی‌شان مثل بختک روی زندگی‌شان افتاده بود. مادر، هنوز جمله‌اش را تمام نکرده بود؛ می‌خواست بگوید که چطور با وجود همه‌ تخفیف‌ها، باز هم زیر بار بدهی کمر خم کرده‌اند که نگاه خادم‌الرضا را دید. آن نگاه، نگاه کسی بود که می‌خواست درد را بشناسد. تولیت محترم آستان قدس بلافاصله گفت: نمی‌خواهد پرداخت کنید؛ بخشیده شد. تماشای چهره‌ آن زن، در آن لحظه، دیدنی بود. ترکیبی از حیرت، اشک و خنده‌ای که بر لبانش شکفت.
مادر برای هر فرزندی عزیز است. این را حتماً شما هم تجربه کرده‌اید؛ حالا فکر کنید که مادرتان بدهکار باشد، حتماً برای فرزند این بار سنگینی است. از بهترین لحظات این دیدار وقتی بود که پسر جوانی که آمده بود تا بدهی مادرش را مطرح کند و زمانی که با بخشش بی‌قید و شرط روبه‌رو شد، انگار کوهی از روی دوشش برداشته شد. نه تنها او که باری از دل من هم برداشته شد.
این قسمت از دیدار امروز مربوط به افرادی بود که در زمین‌های آستان قدس خانه داشتند و اجاره بهای زمینشان را پرداخت نکرده بودند یا افرادی که تقاضای خرید زمین را داشتند و مساعده می‌خواستند.
دیدن آن مادر یا آن فرزند اما تنها خاطره خوش من از قسمت اول دیدار مردمی نبود؛ بلکه نهیب‌های آرام اما محکم تولیت محترم به مسئولان مربوط بود که مرا شاد کرد. اشاره تولیت محترم به اینکه مردم را برای این ارقام کوچک، اذیت نکنید، در واقع درسی بود برای جاری شدن انسانیت در دل ساختارهای سفت و سخت اداری.

بازگشت به زندگی؛ قصه‌هایی که به مقصد رسیدند

بخش دیگر ملاقات، متعلق به آدم‌هایی بود که از بودن بریده و به آغوش امام هشتم(ع) پناه آورده بودند. دختری را دیدم که مرگ مادر، او را آواره‌ حرم کرده بود؛ کسی که شب‌هایش را در آغوش حرم به صبح می‌رساند. وقتی تولیت محترم دستور داد مسکن و وسایل اولیه‌ زندگی‌اش فراهم شود، این فقط یک کمک مالی نبود؛ بازگرداندن حرمت به دختری بود که سقف بالای سرش را از دست داده بود.
روایت بعدی، روایتی از دلتنگی بود. مادری که در یک رستوران ظرف می‌شست و در همان ‌جا هم می‌خوابید. خانواده‌اش از هم پاشیده بود؛ فرزندانش در خانه‌ اقوام بودند؛ وقتی این زن از بغض گلوگیرش برای جمع شدن دوباره‌ خانواده زیر یک سقف گفت، صدایش لرزید. اما نگاه تولیت محترم، آن بغض را به اشک شوق بدل کرد. وقتی شنید قرار است وسیله‌ای برای کار و سرپناهی برای خانواده‌اش فراهم شود، آن مادر زحمتکش لبخندی زد که انگار تمام خستگی سالیان را با خود شست. در آخرین دقایق، شاهد امضای دستور جهیزیه‌ چند نوعروس بودم.
گویی اینجا، امروز روز گره‌گشایی است و هیچ‌ کسی نباید با گرهی در دل، از این اتاق بیرون برود. وقتی از اتاق خارج شدم و به اطراف نگاه کردم، به این فکر می‌کردم که چطور در پناه امام رضا(ع)، آدم‌ها نه با پرونده‌هایشان، که با حقیقت وجودشان دیده می‌شوند. این ملاقات‌ها، تنها حل مشکلات مالی نیست؛ تجدید عهد با کرامت انسانی است.

منبع: روزنامه قدس

برچسب‌ها

مشهد

کربلا

کاظمین

مکه

مدینه

قم

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • مدیر سایت مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات پس از تأیید منتشر می‌شود.
captcha