«زندگی ائمه(ع) را که ۲۵۰ سال طول کشیده، زندگی یک انسان به حساب بیاوریم؛ یک انسان ۲۵۰ ساله...» این نگاه، متعلق به رهبر شهیدی است که سالها تلاش کرد تاریخ و سیره ائمه(ع) را نه صرفاً بهعنوان مجموعهای از وقایع پراکنده، بلکه بهعنوان یک مسیر واحد و بههم پیوسته برای نسل امروز روایت کند. نگاهی که در آن، فاصله میان امیرالمؤمنین(ع) تا امام حسن عسکری(ع) نه فاصلهای میان زندگیهای جداگانه، بلکه ۲۵۰ سال از حیات یک انسان با یک هدف و یک آرمان متناسب با شرایط گوناگون تاریخی است.
«انسان ۲۵۰ ساله» برآمده از همین نگاه است؛ کتابی که بیش از آنکه یک اثر تاریخی و روایی درباره زندگی ائمه(ع) باشد، تلاشی برای ارائه یک فراتحلیل تاریخی از مسیر حرکت ائمه(ع) است. در این روایت، قرار نیست فقط بدانیم هر امام در چه سالی زندگی کرده، با چه کسانی مواجه بوده یا چه حوادثی در دوران امامتش رخ داده است؛ بلکه قرار است مجموعه این وقایع را در کنار یکدیگر ببینیم و از دل آن، خطی واحد از مجاهدت، مبارزه، هدایت و تلاش برای تحقق اهداف اصیل اسلامی را دنبال کنیم.
حالا کتاب «انسان ۲۵۰ ساله» برای نوجوانان بازنویسی شده تا این روایت تاریخی و فکری، با زبانی سادهتر، روانتر و قابل فهمتر به نسل نوجوان برسد. بازنویسیای که فقط ساده کردن واژهها و کوتاه کردن مطالب نیست؛ بلکه تلاشی است برای پیدا کردن زبانی که بتواند مفاهیمی عمیق مانند «حرکت تاریخی ائمه(ع)»، «هدف مشترک» و «مجاهدت» را برای مخاطب نوجوان و امروزی قابل لمس کند. به بهانه چاپ این کتاب، بهسراغ علی شعیبی، نویسنده کتاب «مبارز ابدی»که بازنویسی کتاب «انسان ۲۵۰ ساله» به زبان نوجوان است رفتیم تا درباره چرایی این بازنویسی، ضرورت روایت دوباره تاریخ ائمه(ع) برای نوجوانان و دشواریهای انتقال چنین مفاهیم عمیق و چندلایهای با او گفتوگو کنیم.
تصویری فراتر از روایتهای تکبعدی
«انسان ۲۵۰ ساله» با هدف پرکردن خلأیی در روایت زندگی اهلبیت(ع) برای نوجوانان بازنویسی شده است؛ خلأیی که به گفته علی شعیبی، موجب شده در بسیاری از آثار مذهبی، ائمه(ع) بیشتر از زاویه اخلاق و مهربانی معرفی شوند و ابعاد سیاسی و اجتماعی زندگی آنان کمتر دیده شود. شعیبی در این باره میگوید: یکی از ایرادهایی که همیشه میبینم، این است که در کتابهای مذهبی بهخصوص آثار مربوط به ائمه اطهار(ع)، بهصورت تکبعدی به این موضوع پرداخته میشود؛ اینکه اهلبیت(ع) مهربان بودند و به فقیران کمک میکردند، اما مسائل اصلی زندگی آنان، از جمله مبارزههای سیاسی که از مهمترین زمینههای شهادت ائمه(ع) بود، کمتر مورد بررسی قرار میگیرد.
وی با اشاره به نگاه متفاوت «انسان ۲۵۰ ساله» ادامه میدهد: با توجه به اینکه خالق این اثر رهبر شهیدمان آیتالله العظمی خامنهای هستند، کتاب نگاه جدیدی به این مسئله دارد. کمتر کسی با این دید به اهلبیت(ع) نگاه کرده که زندگی آنها کاملاً سیاسی بوده و بسیاری از تنشهایشان ریشه در مسائل سیاسی و حکومت داشته است. اگر به زندگی ائمه(ع) جامع نگاه کنیم، میبینیم بخش مهمی از آن به تلاش برای تشکیل حکومت اختصاص دارد؛ چراکه حکومت بهترین ابزاری بود که میشد از طریق آن اهدافی مانند گسترش دین را محقق کرد. به باور شعیبی، این نگاه به معنای نادیده گرفتن ابعاد اخلاقی و معنوی ائمه(ع) نیست، بلکه تلاشی برای ارائه تصویری کاملتر از شخصیتهایی است که در کنار اخلاق و معنویت، در برابر جریانهای سیاسی زمان خود ایستادگی کردند.
شعیبی درباره ضرورت انتقال این نگاه از دوران نوجوانی تأکید میکند: اگر بخواهیم این موضوع را به بعد موکول کنیم، بسیار دیر است. شاکله فکری نوجوان از همان سالها شکل میگیرد و اگر تصویر نادرستی از اهلبیت(ع) در ذهن او ایجاد شود، اصلاح آن دشوار خواهد بود. در سنی که نوجوان باید ائمه معصوم(ع) را الگوی خود قرار دهد، نباید آنان را افرادی خنثی معرفی کنیم که تنها به فعالیتهای علمی و اخلاقی مشغول بودهاند. بخش عمده زندگی اهلبیت(ع) در زندان، تبعید و در نهایت شهادت گذشت. بهویژه در روزگاری که با مفهوم جنگ و جهاد، از جمله جهاد علمی و فرهنگی مواجهیم، باید این ابعاد از زندگی ائمه(ع) برای نوجوانان بهدرستی تبیین شود تا پشتوانهای برای شناخت و مواجهه آنان با مسائل و مبارزههای امروز باشد.
مسئله فقط جذب مخاطب خاکستری نیست
یکی از چالشهای جدی در تولید محتوای دینی برای نوجوانان، پیدا کردن زبانی است که بتواند با ذهن و زیست امروز این نسل ارتباط برقرار کند؛ با این حال، مسئله فقط نوجوانانی نیست که فاصله بیشتری با فضای مذهبی دارند. حتی بخشی از نوجوانان مذهبی نیز با کمبود محتوایی روبهرو هستند که بتواند پاسخگوی پرسشها و نیازهای فکری آنان باشد. شعیبی درباره این موضوع معتقد است: ما در وهله نخست باید روی همین قشر مذهبی کار کنیم؛ اگرچه من چندان با تقسیمبندی مخاطبان به سیاه، سفید و خاکستری موافق نیستم ولی پرسش این است که برای قشر بهاصطلاح سفید، یعنی نوجوانانی که خودشان طرفدار اهلبیت(ع) هستند، چه محتوایی تولید کردهایم؟
او معتقد است بیتوجهی به این گروه میتواند زمینهساز شکلگیری نگاههای سطحی و متعصبانه شود و نوجوان مذهبی، پیش از هر چیز، به محتوایی نیاز دارد که شناخت او از دین و اهلبیت(ع) را عمیقتر کند. در کنار مسئله محتوا، شکل روایت اهمیت دارد؛ چراکه حتی یک محتوای غنی، اگر با زبان مخاطب بیان نشود، ممکن است نتواند با او ارتباط برقرار کند.
از نگاه شعیبی، «زبان روز و زبان مخاطب» نه به معنای استفاده از واژههای عجیب و تقلید از ادبیات نوجوانان، بلکه به معنای شناخت دنیای آنان است؛ اینکه نویسنده بداند نوجوان امروز چه دغدغهای دارد، چه چیزی برایش سؤال است و با چه ادبیاتی بهتر ارتباط میگیرد. او با اشاره به تجربه حضور در مدارس و مساجد و گفتوگو با نوجوانان و جوانان عنوان میکند: بسیاری از آثار دینی، حتی اگر جدید باشند، همچنان با ادبیاتی نوشته میشوند که برای نوجوان امروز جذاب و قابل فهم نیست و همین مسئله میتواند فاصله او با کتاب و مطالعه را بیشتر کند.
گاهی مستقیم، گاهی از مسیر دغدغه نوجوان
شعیبی درباره شیوه شخصی خود در نویسندگی تأکید میکند: برای ارتباط با نوجوان نمیتوان همیشه از یک روش ثابت استفاده کرد. گاهی لازم است نویسنده مسئله را مستقیم مطرح کند و درباره آن توضیح دهد، اما در برخی موارد بهتر است ابتدا دغدغه و مسئله ذهنی نوجوان را مطرح کند، به او حق بدهد و سپس از همان نقطه، پاسخ و تحلیل خود را ارائه دهد. از نظر او، پیدا کردن این مسیر ارتباطی بخشی از هنر نویسندگی است؛ زیرا نوجوان امروز مخاطبی منفعل نیست و نمیتوان بدون شناخت ذهن، دغدغهها و پرسشهای او انتظار داشت یک متن دینی را بپذیرد و با آن همراه شود. او همچنین بر تفاوت جدی میان کودک و نوجوان تأکید دارد و معتقد است نباید این دو گروه را یکسان در نظر گرفت. به گفته شعیبی، حتی نوجوانان ده و یازده ساله در مدت کوتاهی از نظر فکری و اجتماعی رشد قابل توجهی پیدا کردهاند و بسیاری از مسائل سیاسی و اجتماعی را که پیشتر برایشان پرسش بود، در تجربههای واقعی زندگی و اتفاقهای اجتماعی لمس کردهاند. بنابراین نوجوان امروز مخاطب آگاهتر و باتجربهتری است و ادبیات دینی باید بتواند با چنین مخاطبی ارتباط برقرار کند؛ در نتیجه نمیتوان با زبان ساده و کودکانه با او سخن گفت.
شعیبی تأکید میکند: برای همه مخاطبان و موضوعات نمیتوان یک نسخه واحد در نظر گرفت. اگر هدف کتاب از ابتدا مشخص باشد، مثلاً آموزش اصول دین به نوجوان، میتوان موضوع را صریح و روشن مطرح کرد و آن را با روشهای مختلف مانند داستان یا تمثیل توضیح داد. اما در برخی آثار، بهتر است مخاطب از ابتدا نداند قرار است به چه نتیجهای برسد و نویسنده با استفاده از داستان و روایت، او را تا پایان درگیر نگه دارد تا در نهایت خودش موضوع را دریافت و تحلیل کند.
بازنویسی؛ فراتر از ساده کردن متن
شعیبی درباره شیوهای که در بازنویسی «انسان ۲۵۰ ساله» در پیش گرفته است، عنوان میکند که هدف اصلی، تغییر محتوای اثر نبوده، بلکه تسهیل فهم آن برای نوجوان امروز بوده است و میگوید: سعی کردیم حرف آقای شهید را برای نوجوان، تسهیل و فهمش را راحتتر کنیم. نحوه نوشتن متن اصلی کتاب مربوط به ۶۰ سال پیش است و ادبیات کتاب به شکلی بوده که برای مخاطب نوجوان امروز، دستهبندیشده، قابل فهم و حتی قابل بحث و گفتوگو نیست. تلاش کردهایم متن بهگونهای تنظیم شود که هم مخاطب نوجوان بتواند بهتنهایی آن را مطالعه کند و تصویری کلی از زندگی اهلبیت(ع) بدست آورد و هم بتوان از آن در جلسات گروهی نوجوانان، در کنار استاد یا مربی استفاده کرد.
وی با اشاره به نگاه شهید آیتالله العظمی خامنهای به مطالعه زندگی ائمه(ع) میگوید: این نوع مطالعه دو فایده «آموزشی» و «انگیزشی» دارد؛ از یک سو به مخاطب میآموزد ائمه(ع) چگونه رفتار و زندگی میکردند و از سوی دیگر، شناخت عظمت و ویژگیهای آنان میتواند انگیزهای برای حرکت و رشد ایجاد کند.
شعیبی درباره حساسیتها و دشواریهای این بازنویسی میافزاید: این کتاب اسم حضرت آقای شهید را روی خودش دارد و سمت آن رفتن برایم خوف و رجا داشت. زمانی که کار را نوشتم، آقا در میان ما بودند و هنوز به شهادت نرسیده بودند. اسم حضرت آقا روی کتاب بود و بسیاری از همصنفیهایم یعنی طلبهها و روحانیون، این کتاب را خوانده بودند و تدریس میکردند، اینکه بروم سمتش برایم سخت بود.
وی در پایان، امروزی کردن زبان اثر را یکی از مهمترین چالشهای بازنویسی «انسان ۲۵۰ ساله» عنوان و اظهار میکند: چالش دوم ما این بود که چطور کلام حضرت آقا را که مربوط به ۶۰ سال پیش است، بدون اینکه به کلام اصلی یا لحن آن ضربه وارد شود، امروزی کنیم. واقعاً لطف خدا و عنایت خود حضرت آقای شهید بود که توانستیم از این مرحله به سلامت عبور کنیم. متن بازنویسی شده در ابتدا به حدود ۴۰۰ صفحه رسید و حتی صفحهآرایی شد، اما برای اینکه اثر از نظر حجم برای مخاطب نوجوان سنگین نباشد، بازنویسی دوباره انجام گرفت و در نهایت، کتاب به حدود ۲۶۰ صفحه رسید.





نظر شما