تحولات منطقه

تغییرات اقلیمی در اصفهان دیگر فقط به کاهش بارش یا افزایش دما خلاصه نمی‌شود؛ این تغییرات به تدریج خود را در زندگی کشاورزانی نشان داده که سال‌ها معیشتشان به زمین و آب وابسته بوده است.

تغییر اقلیم در حال تغییر چهره روستاهای اصفهان
زمان مطالعه: ۱۰ دقیقه

تغییرات اقلیمی در اصفهان دیگر فقط به کاهش بارش یا افزایش دما خلاصه نمی‌شود؛ این تغییرات به تدریج خود را در زندگی کشاورزانی نشان داده که سال‌ها معیشتشان به زمین و آب وابسته بوده است. فصل‌هایی که زمانی قابل پیش‌بینی بودند، نظم گذشته را از دست داده‌اند، زمان کشت و برداشت تغییر کرده و افزایش آفات و کاهش تولید، بخشی از کشاورزان را با شرایطی مواجه کرده که ادامه کشاورزی را برایشان دشوارتر از گذشته کرده است.
این تغییرات اما فقط زمین و محصول را تحت تأثیر قرار نداده است. در بعضی روستاها، کشاورزی دیگر مانند گذشته شغل اصلی و پایه اقتصاد خانوارها نیست. در این میان، موضوع نحوه مواجهه دولت و سیاست‌های اجراشده برای سازگاری با شرایط جدید اقلیمی نیز به محل بحث کشاورزان تبدیل شده است.
دکتر حامد سیار خلج، پژوهشگر جهاد دانشگاهی استان اصفهان، در گفت‌وگو با ما از تجربه خود در بررسی وضعیت جوامع کشاورزی مناطق مختلف استان اصفهان می‌گوید؛ از تغییر تقویم کشاورزی و آسیب محصولات تا پیامدهای اجتماعی و اقتصادی این روند و چالش‌هایی که سیاست‌های موجود برای سازگاری با تغییرات اقلیمی با آن مواجه هستند.

تغییرات اقلیمی در سال‌های اخیر چه تغییری در شیوه زندگی و معیشت جامعه کشاورزان اصفهان ایجاد کرده است؟

تغییرات اقلیمی در بسیاری از مناطق اصفهان به‌ویژه مناطق غربی مانند فریدن، سبب ایجاد نوعی تقویم نامنظم کشاورزی شده است. در مصاحبه‌هایی که در سال ۱۴۰۱ با کشاورزان داشتم، معتقد بودند در گذشته زمستان‌ها حدود ۶ ماه ادامه داشت، اما به دلیل تغییرات اقلیمی، دوره سرما کوتاه‌تر شده و افزایش دما نیز زمینه بروز برخی آفات را فراهم کرده است و این تغییرات موجب شده زمان‌بندی فعالیت‌های کشاورزی آن‌ها تا حد زیادی به هم بخورد.
در مناطقی مانند تیرانچی و همچنین محدوده‌های اطراف درچه نیز کشاورزان شرایط مشابهی را مطرح می‌کردند و معتقد بودند مسئله فقط به تغییر زمان زمستان و تابستان محدود نمی‌شود، بلکه در مجموع تقویم کشاورزی دیگر نظم و قابلیت پیش‌بینی گذشته را ندارد و کشاورزان نمی‌توانند بر اساس الگوهای اقلیمی گذشته، زمان مناسب برای انجام فعالیت‌های مختلف کشاورزی را با اطمینان تعیین کنند.

این مسئله بیشترین تهدید را برای کدام محصولات کشاورزی ایجاد کرده است؟

به دلیل آسیب‌پذیری برخی محصولات کشاورزی یا محصولات باغی در برابر تغییرات اقلیمی، بخشی از کشاورزان به سمت کشت محصولاتی رفته‌اند که مقاومت بیشتری در برابر خشکی دارند. برای مثال، در برخی مناطق کشاورزان به کشت محصولاتی مانند زعفران روی آورده‌اند و این تغییر الگوی کشت، یکی از راهبردهای سازگاری آن‌ها با شرایط جدید اقلیمی بوده است.
در این میان، بیشترین آسیب متوجه باغداران بوده است؛ به‌ویژه افرادی که در زمینه تولید انواع میوه و محصولات باغی فعالیت دارند و کشت آن‌ها به آب بیشتری نیاز دارد. برای نمونه، سیب سمیرم از محصولات شناخته‌شده استان بوده و سیب پادنا نیز حتی به بازارهای صادراتی راه پیدا کرده است. با این حال، بروز آفات، نامنظم شدن تقویم کشاورزی و افزایش دما ناشی از گرمایش زمین، خسارت قابل ‌توجهی به محصولات باغی وارد کرده است.

تغییر اقلیم چه پیامدهایی برای کشاورزان در استان اصفهان به همراه داشته است؟

در بررسی پیامدهای تغییرات اقلیمی در استان اصفهان، می‌توان به چند دسته پیامد اجتماعی، اقتصادی، روانی، محیط ‌زیستی، کشاورزی و مهاجرت اشاره کرد. در بخش پیامدهای اجتماعی، این آثار در مناطق مختلف استان شکل‌های متفاوتی داشته است. برای مثال، در مناطقی از شرق اصفهان مانند ورزنه، تشدید مشکلات معیشتی و فقر در میان کشاورزان، پیامدهای اجتماعی مختلفی به دنبال داشته است. در برخی موارد، افزایش سرقت از زمین‌های کشاورزی گزارش می‌شد و بخشی از کشاورزان نیز به دلیل از دست دادن شغل و درآمد خود، به کارگری فصلی روی آورده بودند.
یکی دیگر از پیامدهای اجتماعی، تضعیف شبکه‌های همیاری و گسست پیوندهای اجتماعی میان کشاورزان بود. پیش از این، شغل کشاورزی به شکل‌گیری شبکه‌ای از روابط و همکاری میان کشاورزان کمک می‌کرد، اما با تغییر شرایط اقلیمی و از دست رفتن یا تضعیف مشاغل کشاورزی، بخشی از این شبکه‌های اجتماعی نیز تضعیف و گسسته شده است.
در برخی مناطق دیگر به‌ویژه نواحی واقع در حد فاصل شهر و روستا، شکل دیگری از تغییرات اجتماعی و فرهنگی دیده می‌شود. برای نمونه، در مناطقی مانند تیرانچی، ورود سرمایه‌گذاران و افراد ساکن شهر و تبدیل باغ‌ها و زمین‌های کشاورزی به رستوران و کاربری‌های دیگر، موجب تغییر در ساختار اجتماعی و فرهنگی منطقه شده است. ورود سبک زندگی و فرهنگ شهری به این مناطق، در مواردی با فرهنگ روستایی پیشین همخوانی نداشته و به تدریج موجب تغییر الگوهای فرهنگی و اجتماعی این جوامع شده است.
در حوزه پیامدهای اقتصادی، تغییرات اقلیمی و مشکلات ناشی از آن، در بسیاری از مناطق اصفهان موجب تضعیف جایگاه اقتصادی کشاورزی شده است. در مناطقی که در نزدیکی کارخانه‌های صنعتی بزرگی مانند ذوب‌آهن و فولاد مبارکه قرار دارند، کشاورزی به تدریج از یک شغل اصلی به شغلی حاشیه‌ای تبدیل شده است چون آلودگی ناشی از فعالیت‌های صنعتی به زمین‌های کشاورزی منتقل شده و در برخی موارد نیز افزایش آفات را به این شرایط نسبت می‌دادند.
در نتیجه، وابستگی اقتصادی بسیاری از خانواده‌های کشاورز به بخش صنعت افزایش پیدا کرده است و فرزندان کشاورزان نیز در بسیاری از موارد دیگر تمایلی به ادامه شغل خانوادگی ندارند. از سوی دیگر، درآمد حاصل از کشاورزی در بسیاری از مناطق دیگر پاسخگوی هزینه‌های زندگی نیست و کاهش ارزش اقتصادی زمین‌های کشاورزی نیز بر وضعیت معیشتی کشاورزان تأثیر گذاشته است. در چنین شرایطی، مشاغل دیگر برای بسیاری از کشاورزان و خانواده‌های آن‌ها جذابیت بیشتری پیدا کرده و بخشی از آن‌ها شغل کشاورزی را به طور کامل رها کرده‌اند.
یکی از مهم‌ترین تغییرات اقتصادی که کشاورزان به آن اشاره می‌کردند، تغییر جایگاه آن‌ها از تولیدکننده به مصرف‌کننده بود. به این معنا که کشاورزی در گذشته برای آن‌ها منبع تولید و درآمد بود، اما با کاهش توان اقتصادی این بخش، بسیاری از کشاورزان دیگر امکان تولید سابق را ندارند و خود به مصرف‌کننده محصولات و کالاهای دیگر تبدیل شده‌اند.
تغییرات اقلیمی از نظر روانی نیز تأثیرات نامطلوبی بر خلقیات کشاورزان داشته است. کاهش انگیزه، شکل‌گیری احساس ناامیدی و حتی ایجاد نوعی حس کینه‌توزی در میان آن‌ها از جمله پیامدهایی بود که مشاهده می‌شد.
از نظر پیامدهای محیط ‌زیستی و کشاورزی نیز آلودگی خاک و آب از جمله مشکلاتی بود که در مناطق مختلف دیده می‌شد. برای مثال، برخی کشاورزان از نابارور شدن درختان و کاهش میزان محصول خود خبر می‌دادند. دوره‌های آبیاری نیز نظم سابق را از دست داده و در کنار آن، نظام‌های محلی مدیریت آب که پیش از این در برخی مناطق وجود داشت، به تدریج از بین رفته بود.
یکی دیگر از پیامدهای مهم، مهاجرت به‌ویژه در میان جوانان بود. بخشی از جوانان این مناطق برای پیدا کردن فرصت‌های شغلی بهتر مهاجرت کرده‌اند. البته این به معنای مهاجرت همه جوانان نیست؛ برای مثال، در مناطقی مانند فریدن و روستای ۴۰خانه، جوانانی را دیدم که همچنان کشاورزی را به شکل حرفه‌ای و علمی دنبال می‌کردند و حتی در برخی موارد به کشاورزان سنتی مشاوره می‌دادند. بنابراین نمی‌توان گفت همه جوانان مهاجرت کرده‌اند، اما واقعیت این است که کشاورزی دیگر مانند گذشته شغل غالب و انتخاب اصلی جوانان این مناطق نیست.
کاهش جمعیت، سالمند شدن روستاها و مهاجرت جوانان چه تصویری از آینده اقتصاد محلی در مناطق کشاورزی اصفهان ارائه می‌دهد؟
یکی از پیامدهای مهم تغییرات اقلیمی، تضعیف و حتی از بین رفتن اقتصاد محلی در برخی روستاهاست. روستاییانی که پیش از این تولیدکننده بودند، به تدریج نقش خود را از دست داده و صرفاً به مصرف‌کننده تبدیل شده‌اند. از سوی دیگر، افزایش مهاجرت به شهرها و ورود جمعیت روستایی به محیط‌های شهری، تغییرات فرهنگی و اجتماعی قابل ‌توجهی به دنبال داشته است. بخشی از مهاجران نیز به دلیل تفاوت میان فرهنگ روستایی و شهری، در سازگار شدن با زندگی شهری با مشکلاتی مواجه شده‌اند و این مسئله خود پیامدهای اجتماعی دیگری ایجاد کرده است.
بخشی از این مهاجرت‌ها را می‌توان نوعی مهاجرت زیست‌ محیطی دانست؛ به این معنا که افراد در واکنش به شرایط نامناسب محیطی و از دست رفتن امکان ادامه زندگی و فعالیت اقتصادی، ناچار به ترک روستا شده‌اند. در نتیجه، برخی روستاها به تدریج با کاهش جمعیت، متروکه شدن و حتی کاهش امنیت مواجه شده‌اند و در بعضی از آن‌ها جمعیت باقیمانده بیشتر شامل سالمندان است. البته در برخی مناطق، مهاجرت به شکل رفت ‌و برگشتی اتفاق می‌افتد؛ برای مثال، افرادی که خانه‌ای در شهر دارند، همچنان بخشی از سال را در روستاهای اطراف پادنا و سمیرم سپری می‌کنند، اما این به معنای پایداری اقتصاد محلی و تثبیت جمعیت در روستا نیست.
برای نمونه، در روستای ۴۰خانه کاهش جمعیت کاملاً محسوس بود و در روستاهای اطراف سمیرم نیز شرایط مشابهی دیده می‌شد. من در چهار منطقه جغرافیایی استان اصفهان، یعنی شمال، جنوب، شرق و غرب و همچنین محدوده مرکزی استان، این مسائل را بررسی کردم. در اطراف سمیرم نیز در پی وقوع سیلاب، تعدادی از خانه‌های روستایی تخلیه شده و ساکنان آن‌ها منطقه را ترک کرده بودند؛ به‌گونه‌ای که برخی از این مناطق عملاً به سمت متروکه شدن پیش رفته بودند.

با توجه به اینکه تغییرات اقلیمی یک روند بلندمدت و واقعیتی اجتناب‌ناپذیر است، آیا در استان اصفهان سیاست‌گذاری یا برنامه مشخصی برای سازگاری بخش کشاورزی و جوامع روستایی با شرایط اقلیمی جدید وجود دارد؟

یکی از مواردی که خود کشاورزان از آن به عنوان نمونه‌ای از مداخله ناکارآمد دولت یاد می‌کردند، موضوع یکپارچه‌سازی زمین‌های کشاورزی بود که در برخی مناطق بیشتر مطرح می‌شد؛ مناطقی که بخش قابل‌ توجهی از زمین‌های آن‌ها زیر کشت گندم قرار دارد و دولت در راستای یکپارچه‌سازی، اقدام به تجمیع این زمین‌ها و تعیین سهم گندم برای آن‌ها کرده است. با این حال، به دلیل وسعت زمین‌ها و همچنین مسائل مربوط به وراث، میان مالکان در خصوص سهم هر یک اختلافات و چالش‌هایی ایجاد شده بود و برخی کشاورزان این سیاست را ناکارآمد می‌دانستند.
یکی دیگر از سیاست‌های دولت، ارائه تسهیلات و وام برای حرکت کشاورزی به سمت استفاده از فناوری‌های جدید، از جمله توسعه سامانه‌های آبیاری قطره‌ای بوده است. با این حال، کشاورزان معتقد بودند بخشی از این سیاست‌ها بدون ارائه آموزش و آگاهی لازم اجرا شده و به همین دلیل در مواردی نتیجه مطلوبی نداشته است.
برای مثال، در سمیرم برخی کشاورزان عنوان می‌کردند تعدادی از افرادی که از سامانه‌های آبیاری جدید استفاده کرده بودند، با آسیب دیدن و خشک شدن درختان خود مواجه شدند. به گفته آن‌ها، یکی از دلایل این مسئله، نبود آموزش کافی درباره نحوه استفاده از این روش‌ها بود. به این معنا که درختی که سال‌ها به شیوه آبیاری غرقابی عادت کرده است، نمی‌تواند بدون رعایت اصول و تغییر تدریجی شرایط آبیاری، صرفاً با تغییر سامانه به آبیاری قطره‌ای سازگار شود و لازم است این تغییر از مراحل اولیه رشد و از زمان نهال بودن درخت مورد توجه قرار گیرد.
در واقع، انتقاد اصلی کشاورزان این بود که دولت در برخی موارد به جای فراهم کردن همزمان فناوری، آموزش و دانش مورد نیاز برای استفاده از آن، صرفاً امکانات و تسهیلات تکنولوژیک را در اختیار آن‌ها قرار داده است. به همین دلیل، بخشی از این طرح‌ها از نگاه کشاورزان موفق نبوده و حتی در مواردی خسارت‌هایی نیز به همراه داشته است.
کشاورزان معتقد بودند تقریباً هر نوع مداخله، چه از سوی دولت و چه در نتیجه تحولاتی که همزمان با صنعتی‌ شدن در جامعه اتفاق افتاده، به نوعی نظام خوداتکا و پایداری را که در گذشته در جوامع کشاورزی وجود داشته، برهم زده است. به همین دلیل، نگرش بخش قابل ‌توجهی از آن‌ها نسبت به این مداخلات، منفی بود. همچنین در گذشته نظام‌های محلی و خوداتکای مختلفی در روستاها وجود داشته است؛ برای مثال، مدیریت آب به شکل محلی انجام می‌شد و کشاورزان در قالب نظام‌های همیاری، امور مربوط به آبیاری، کشت و حتی شخم‌ زدن زمین‌ها را به صورت جمعی انجام می‌دادند. این شبکه‌های همکاری، بخشی از سازوکار اجتماعی و اقتصادی روستاها را تشکیل می‌داد و به نوعی به پایداری این جوامع کمک می‌کرد.
از نگاه آن‌ها، تحولاتی که در فرایند صنعتی ‌شدن اتفاق افتاده، از جمله گسترش ساختارهای تکنولوژیک و فعالیت‌های صنعتی با مصرف بالای سوخت‌های فسیلی و همچنین تغییر سبک زندگی به سمت الگوهای پرکربن و ماشینی، این اکوسیستم را به تدریج برهم زده است.
از سوی دیگر، آن‌ها معتقد بودند دولت نیز برای حل بخشی از این مشکلات وارد عمل شده، اما برخی مداخلات دولتی نه‌تنها نتوانسته شرایط را اصلاح کند، بلکه در مواردی وضعیت را پیچیده‌تر کرده است. دلیل اصلی این مسئله از نگاه کشاورزان این بود که بسیاری از سیاست‌ها و مداخلات با ساختارهای اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی جوامع محلی سازگار نبوده و بدون توجه کافی به تجربه و نظام‌های بومی مدیریت منابع اجرا شده‌اند.

منبع: روزنامه قدس

برچسب‌ها

مشهد

کربلا

کاظمین

مکه

مدینه

قم

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • مدیر سایت مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات پس از تأیید منتشر می‌شود.
captcha