پس از دههها عقبنشینی، انرژی هستهای بار دیگر به یکی از گزینههای اصلی جهان برای تأمین برق تبدیل شده است؛ جنگها، ناامنی انرژی، بحران اقلیمی و جهش مصرف برق، دولتها را دوباره به سوی رآکتورها کشاندهاند.
از چرنوبیل تا جنگ اوکراین؛ چرا اتم دوباره جذاب شد؟
برای چند دهه، انرژی هستهای در بخش بزرگی از جهان در موقعیت دفاعی قرار داشت. حوادث تریمایلآیلند در سال ۱۹۷۹ و چرنوبیل در سال ۱۹۸۶ ترس عمومی از رآکتورها را افزایش داد و توسعه این صنعت، بهخصوص در آمریکا و اروپا، با کندی جدی مواجه شد.
اما جهان انرژی امروز با جهان دهههای ۱۹۸۰ و ۱۹۹۰ تفاوت دارد. جنگ اوکراین وابستگی اروپا به گاز روسیه را به یک آسیبپذیری ژئوپلیتیکی تبدیل کرد و جنگ و بیثباتی در خاورمیانه نیز بار دیگر شکنندگی زنجیره تأمین نفت و گاز را آشکار کرد. در چنین شرایطی، کشورها به دنبال منبعی هستند که بتواند برق را بدون وابستگی دائمی به بازار جهانی سوختهای فسیلی و به شکل پایدار تولید کند.
این تغییر نگرش اکنون در اعداد نیز دیده میشود. طبق آمار آژانس بینالمللی انرژی اتمی، در پایان سال ۲۰۲۴، ۴۱۷ رآکتور هستهای در ۳۱ کشور فعال بودند و ۶۲ رآکتور دیگر در ۱۵ کشور در حال ساخت بودند. انرژی هستهای حدود ۹ درصد برق جهان را تأمین میکرد.
«ویجی وایتشواران»، کارشناس انرژی و اقلیم شورای روابط خارجی آمریکا، وضعیت کنونی را «روشنترین مقطع انرژی هستهای در جهان طی چند دهه» توصیف میکند؛ البته با یک شرط مهم؛ اقتصاد نیروگاههای جدید باید بتواند بر مشکلات هزینه و زمان ساخت غلبه کند.
سه نیروی محرک بازگشت اتم: امنیت، اقلیم و هوش مصنوعی
بازگشت انرژی هستهای را نمیتوان به یک عامل محدود کرد. نخست، امنیت انرژی است. جنگها به دولتها یادآوری کردهاند که حتی منابع فسیلی فراوان نیز در صورت اختلال در مسیرهای حملونقل یا تحریمها، قابل اتکا نیستند.
دوم، تغییرات اقلیمی است. انرژی هستهای هنگام تولید برق، انتشار مستقیم گازهای گلخانهای ندارد و میتواند برخلاف خورشید و باد، بهصورت شبانهروزی برق تولید کند. به همین دلیل، در شرایطی که کشورها همزمان باید انتشار کربن را کاهش دهند و برق بیشتری تولید کنند، رآکتورها بار دیگر جذاب شدهاند.
سومین عامل، پدیدهای است که در زمان شکلگیری صنعت هستهای اساساً وجود نداشت؛ هوش مصنوعی. مراکز داده و زیرساختهای محاسباتی به مصرفکنندگان عظیم برق تبدیل شدهاند و شرکتهای فناوری بزرگی مانند آمازون، گوگل، متا و مایکروسافت در سال ۲۰۲۶ به سمت قراردادهای هستهای رفتهاند.
در این میان، چین جایگاه ویژهای دارد. بر اساس دادههای آژانس بینالمللی انرژی اتمی، تا پایان ۲۰۲۴، چین ۴۶ درصد ظرفیت هستهای در حال ساخت جهان را در اختیار داشت.
آمریکا نیز تلاش میکند عقبماندگی خود را جبران کند و در کنار نیروگاههای بزرگ، روی رآکتورهای کوچک مدولار (SMR) سرمایهگذاری کرده است. با این حال، «دیوید هارت»، کارشناس انرژی شورای روابط خارجی آمریکا، برنامههای واشنگتن را بیش از حد بلندپروازانه میداند و معتقد است آمریکا باید به جای تلاش برای انجام همه کارها بهطور همزمان، روی تعداد محدودی طراحی موفق تمرکز کند.
بازگشت هستهای؛ فرصت بزرگ با صورتحساب سنگین
با وجود این چرخش، انرژی هستهای هنوز از مشکلات قدیمی خود رهایی نیافته است. مهمترین آنها هزینه و زمان ساخت نیروگاهها است. همانطور که متن اصلی تأکید میکند، در دو دهه گذشته، خارج از چین، روسیه و کرهجنوبی، ساخت نیروگاههای جدید در بسیاری از موارد با تأخیر و افزایش شدید هزینه مواجه شده است.
مسئله دوم، پسماند هستهای است؛ مادهای رادیواکتیو که به مدیریت و ذخیرهسازی بلندمدت نیاز دارد. مسئله سوم نیز اشاعه هستهای است. فناوری هستهای ماهیتی دوگانه دارد و توسعه برنامههای غیرنظامی میتواند در شرایط خاص، دسترسی کشورها به مواد، تجهیزات و دانش مورد نیاز برای تولید مواد شکافتپذیر را افزایش دهد.
توافق هستهای آمریکا و عربستان نیز دقیقاً از همین زاویه بحثبرانگیز شده است. وایتشواران هشدار میدهد که این توافق میتواند استانداردهای عدم اشاعهای را که در توافق سال ۲۰۰۹ آمریکا و امارات شکل گرفته بود، تضعیف کند.
با این حال، مسیر کلی جهان روشن است. آژانس بینالمللی انرژی اتمی در برآورد جدید خود پیشبینی کرده است ظرفیت هستهای جهان در سناریوی بالای خود تا سال ۲۰۵۰ به ۹۵۰ گیگاوات برسد؛ در حالی که ظرفیت عملیاتی پایان ۲۰۲۴ حدود ۳۷۷ گیگاوات بود.
بنابراین، بازگشت اتم را نباید یک پیروزی ساده بر انرژیهای تجدیدپذیر یا سوختهای فسیلی دانست. جهان در حال ساختن یک سبد انرژی متنوعتر است؛ سبدی که در آن انرژی هستهای، در کنار خورشید و باد، قرار است هم امنیت انرژی را تقویت کند و هم پاسخگوی تقاضای فزاینده برق باشد.
اما هشدار نهایی همچنان پابرجاست؛ اگر نیروگاههای هستهای جدید نتوانند سریعتر، ارزانتر و ایمنتر ساخته شوند، بازگشت اتم ممکن است به جای یک انقلاب انرژی، صرفاً یک آرزوی پرهزینه باقی بماند.





نظر شما