تحولات منطقه

کاهش همکاری نظامی آمریکا با کره جنوبی، تنها یک تصمیم مقطعی نیست؛ نشانه رویکردی است که متحدان را هزینه‌ای اضافی می‌بیند. اما تجربه جنگ سرد نشان می‌دهد امنیت آمریکا بیش از آنکه به انزوا نیاز داشته باشد، به شبکه متحدانش وابسته است.

آمریکا بدون متحدانش، تنها و آسیب‌پذیرتر می‌شود/ قیمت انزواگرایی ترامپ؛ جهان هسته‌ای‌تر، آمریکا ناامن‌تر
زمان مطالعه: ۴ دقیقه

کاهش رزمایش‌های نظامی مشترک رئیس‌جمهور آمریکا، دونالد ترامپ، با کره جنوبی، تازه‌ترین تصمیم عجولانه و نسنجیده در زنجیره‌ای از توهین‌ها و بی‌اعتنایی‌های سیاست خارجی است که آمریکا را به سمت رها کردن جامعه دموکراتیک جهان سوق می‌دهد.

این کاهش همکاری نظامی، تنها یک تصمیم مقطعی نیست؛ نشانه رویکردی است که متحدان را هزینه‌ای اضافی می‌بیند. اما تجربه جنگ سرد نشان می‌دهد امنیت آمریکا بیش از آنکه به انزوا نیاز داشته باشد، به شبکه متحدانش وابسته است.

ترامپ در حال تبدیل ائتلاف به معامله است

در این گزارش بر یک تناقض اساسی در سیاست خارجی دونالد ترامپ تمرکز می‌کنیم؛ یعنی رئیس‌جمهوری که شعار «اول آمریکا» را سر می‌دهد، در عمل در حال تضعیف یکی از مهم‌ترین ابزارهای قدرت آمریکا یعنی ائتلاف‌های نظامی و سیاسی این کشور است.

کاهش رزمایش‌های مشترک آمریکا و کره جنوبی، در کنار کاهش حمایت از اوکراین و محدود کردن فروش تسلیحات به تایوان، بخشی از روندی است که متحدان سنتی واشنگتن را نسبت به اعتبار تعهدات آمریکا نگران کرده است. این روند مجموعه‌ای از تصمیم‌های «عجولانه و نسنجیده» است؛ تصمیم‌هایی که در نهایت می‌تواند آمریکا را از جامعه دموکراتیک جهان دور کند.

ترامپ البته استدلالی دارد که نمی‌توان به‌سادگی نادیده گرفت. آمریکایی‌ها سال‌ها هزینه سنگین حفظ نظم بین‌المللی را پرداخت کرده‌اند، در حالی که بسیاری از متحدان ثروتمند واشنگتن سهم کمتری بر دوش گرفته‌اند. اما مشکل از جایی آغاز می‌شود که کاخ سفید ائتلاف را نه یک سرمایه راهبردی، بلکه نوعی معامله تجاری می‌بیند.

در همین چارچوب، ناتو به‌تدریج از یک اتحاد مبتنی بر ارزش‌های مشترک به ساختاری تبدیل می‌شود که در آن میزان پرداخت، خرید تسلیحات و اطاعت از خواسته‌های واشنگتن اهمیت بیشتری پیدا می‌کند. گزارش‌های اخیر نیز نشان داده‌اند که رویکرد معاملاتی ترامپ، روابط میان دو سوی اقیانوس اطلس را تحت فشار قرار داده است.

متحدان، بخشی از قدرت آمریکا هستند

در بررسی استدلال اصلی به نکته‌ای می‌رسیم که برای فهم سیاست قدرت آمریکا تعیین‌کننده است؛ واشنگتن به متحدان خود نیاز دارد، نه فقط برای دفاع از آنها، بلکه برای محدود کردن قدرت رقبای بزرگ.

«جان مرشایمر» نظریه‌پرداز برجسته روابط بین‌الملل، در تراژدی سیاست قدرت‌های بزرگ استدلال کرده بود که قدرت‌های هژمونیک تلاش می‌کنند رقبا را در مناطق پیرامونی خود درگیر نگه دارند تا نتوانند ظرفیت‌هایشان را علیه هژمون به کار گیرند.

از این منظر، حضور آمریکا در ژاپن و کره جنوبی صرفاً امتیازی برای این کشورها نیست؛ این حضور، چین را در شرق آسیا مهار می‌کند. حمایت از اوکراین، روسیه را در اروپا محدود می‌کند و همکاری با کشورهای خاورمیانه نیز بخشی از معماری گسترده‌تر مهار قدرت‌های منطقه‌ای است.

تجربه تاریخی نیز هشداردهنده است. هنگامی که آمریکا پس از جنگ ویتنام نشانه‌هایی از عقب‌نشینی از آسیا ارسال کرد، کره جنوبی و تایوان به سمت بررسی گزینه‌های هسته‌ای حرکت کردند و ژاپن نیز به دنبال توسعه ظرفیت‌های بازفرآوری هسته‌ای رفت. واشنگتن در نهایت دریافت که عقب‌نشینی از تعهدات امنیتی، الزاماً به کاهش هزینه‌ها منجر نمی‌شود؛ بلکه می‌تواند متحدان را به دنبال کردن گزینه‌های پرهزینه‌تر و خطرناک‌تر سوق دهد.

بنابراین، مسئله فقط این نیست که آیا آمریکا از متحدانش حمایت می‌کند یا نه؛ مسئله این است که آیا متحدان آمریکا هنوز به تعهدات این کشور باور دارند؟

خطر بزرگ‌تر؛ جهانی که هسته‌ای‌تر می‌شود

مهم‌ترین هشدار اما در جای دیگری است؛ تضعیف ائتلاف‌های غربی می‌تواند مستقیماً به بحران اشاعه هسته‌ای منجر شود.

کاهش اعتماد به چتر امنیتی آمریکا ممکن است کشورهای اروپایی و آسیایی را به این نتیجه برساند که برای تضمین بقای خود باید به توانایی‌های هسته‌ای مستقل فکر کنند. اگر ژاپن، کره جنوبی، آلمان، لهستان یا دیگر کشورهای متحد آمریکا چنین مسیری را دنبال کنند، سیاست چند دهه‌ای منع اشاعه هسته‌ای عملاً وارد مرحله‌ای تازه خواهد شد.

اینجاست که استدلال «کنت والتز» درباره اینکه «شاید بیشتر بهتر باشد» با یک واقعیت خطرناک روبه‌رو می‌شود. طرفداران این دیدگاه معتقدند سلاح هسته‌ای می‌تواند از طریق ایجاد بازدارندگی، رفتار دولت‌ها را محتاط‌تر کند. اما این فرض بر یک خوش‌بینی خطرناک درباره عقلانیت رهبران هسته‌ای استوار است.

«برنارد برودی» نیز یادآوری کرده بود که هیچ دفاع تضمین‌شده‌ای در برابر کلاهک‌های هسته‌ای ورودی وجود ندارد. بنابراین افزایش تعداد بازیگران هسته‌ای، حتی اگر هدف آن افزایش امنیت ملی هر کشور باشد، می‌تواند در مجموع امنیت جهانی را کاهش دهد.

ترامپ ممکن است چیزی را از دست بدهد که آمریکا ساخته است

پرسش نهایی این است" اگر متحدان آمریکا دیگر به واشنگتن اعتماد نکنند، چه کسی بیشتر ضرر می‌کند؟ پاسخ روشن است؛ خود آمریکا.

اروپا در حال بررسی راه‌های افزایش استقلال دفاعی خود است و کشورهای آسیایی نیز ممکن است در برابر کاهش تعهدات واشنگتن، به دنبال گزینه‌های امنیتی مستقل بروند. چنین روندی لزوماً به معنای فروپاشی فوری غرب نیست، اما می‌تواند معماری امنیتی‌ای را که آمریکا پس از ۱۹۴۵ بنا کرد، به تدریج از مرکزیت واشنگتن خارج کند.

پارادوکس سیاست ترامپ همین‌جاست. او می‌خواهد آمریکا را از هزینه‌های نظم جهانی خلاص کند، اما ممکن است با تضعیف همان ائتلاف‌هایی که قدرت آمریکا را چند برابر کرده‌اند، هزینه‌های آینده را بیشتر کند.

در جمع‌بندی به همان هشدار محوری می‌رسیم؛ ائتلاف غربی برای آمریکا صرفاً یک تعهد اخلاقی یا کمک به متحدان نیست؛ بخشی از قدرت ملی آمریکاست. اگر واشنگتن این شبکه را کنار بگذارد، کشورهای دیگر ناچار خواهند شد از خود دفاع کنند؛ اما جهانی متشکل از دولت‌های بیشترِ مسلح به سلاح هسته‌ای، الزاماً آمریکای امن‌تری نخواهد ساخت.

مسئله اصلی پس از ۱۹۴۵، همان‌طور که تأکید شد، ایجاد نظمی بود که دموکراسی، ثبات و امنیت جمعی را سریع‌تر از گسترش سلاح‌های هسته‌ای توسعه دهد. سیاست ترامپ ممکن است دقیقاً در جهت معکوس این روند حرکت کند.

برچسب‌ها

مشهد

کربلا

کاظمین

مکه

مدینه

قم

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • مدیر سایت مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات پس از تأیید منتشر می‌شود.
captcha