مؤسسه «بروکینگز» بهتازگی مقالهای درباره مواضع پکن در قبال جنگ ایران به قلم «ژائو لانگ» مدیر و پژوهشگر ارشد بخش مطالعات بینالمللی و امنیتی مؤسسههای مطالعاتی شانگهای منتشر کرده که در برگیرنده نکات مهمی در این زمینه است. خلاصهای از تحلیل «ژائو لانگ» درباره مواضع چین نسبت به جنگ ایران و آمریکا در قالب چند پرسش و پاسخ آمده است.
نوع نگاه چین به این جنگ بر مبنای بازی برد- باخت در برابر آمریکاست؟
برخی این جنگ را هدیهای راهبردی از سوی واشنگتن به پکن تلقی میکنند که در نهایت نفوذ آمریکا در خاورمیانه را تضعیف کرده و جایگاه چین را به عنوان یک قدرت دیپلماتیک و اقتصادی تقویت خواهد کرد. در مقابل عدهای هم باور دارند با توجه به روابط راهبردی ایران و چین، تضعیف ایران در نهایت به تضعیف چین و باخت آن در برابر آمریکا منجر خواهد شد. با این حال نگاه چینیها به این جنگ را باید متفاوت از این دو نوع تحلیل ارزیابی کرد. در واقع پکن به جنگ ایران و آمریکا از این منظر که چه کسی نفوذ کسب میکند و یا از دست میدهد، نگاه نمیکند. در مقابل آنچه برای چین مهمتر و فوریتر تلقی میشود، نگرانی نسبت به پیامدهای آن بر منافع اقتصادی، محیط راهبردی یا فضای مانور چین در منطقه است. بنابراین رویکرد پکن بیش از آنکه بر «بهرهبرداری» از شرایط بهوجود آمده متکی باشد، بر «مدیریت پیامدها» و تهدیدهای احتمالی اتکا دارد.
جنگ ایران و آمریکا و تداوم آن، چه پیامدها یی را متوجه چین خواهد کرد؟
این جنگ اختلال بزرگی در واردات نفت چین وارد کرد به طوری که به دلیل اختلال در تنگه هرمز، این واردات از ۶/۱۱میلیون بشکه در روز در سال ۲۰۲۵، به ۶/۷میلیون بشکه در روز در ژوئن سال ۲۰۲۶ کاهش پیدا کرد که پایینترین سطح در حدود یک دهه اخیر ارزیابی میشود. با این حال روی آوردن این کشور به تأمینکنندگان دیگر از جمله روسیه، مانع ایجاد بحران فوری در حوزه انرژی شد.
اما طولانی شدن درگیریها و بروز اختلالهای سیستماتیک در حوزههای مختلف، میتواند نگرانی بزرگتری برای پکن تلقی شود؛ بیثباتی قیمت انرژی، اختلال در حمل و نقل، افزایش هزینههای بیمه، آسیب به زیرساختهای منطقه و در نهایت ایجاد شوکهای گسترده در زنجیره تأمین.
این جنگ چه درسهایی برای پکن به ارمغان خواهد آورد؟
این جنگ درسهای مهمی به پکن داده است. در وهله نخست اهمیت تنوعبخشی را برای پکن روشن کرده است؛ اینکه تابآوری نیازمند کاهش وابستگی بیش از حد به یک کشور، مسیر یا گلوگاه است. این موضوع در زمینههای مختلفی همچون انرژی، حمل و نقل، تجارت و ارتباطات مالی صدق میکند. با این استدلال میتوان منطق راهبردی پشت پروژههایی مانند راهآهن چین- قرقیزستان- ازبکستان، کریدور ترانس خزر و یا مسیرهای کشتیرانی قطب شمال را درک کرد.اجتناب از درهمتنیدگی و ورود به جنگها درس دیگر پکن از این تحولات است. از نظر پکن وقتی قدرتهای بزرگ با چالش امنیتی روبهرو میشوند باید خویشتنداری داشته باشند تا اینکه اجازه بدهند قدرت، بدون محدودیت و مطابق قانون جنگل استفاده شود. در واقع چین به دنبال شراکتهای راهبردی است که به دستور کار توسعهاش خدمت کند، نه ترتیباتی که به طور خودکار پکن را به رویارویی با کشورها وارد کند.
نگاه چین به خاورمیانه پس از جنگ چگونه خواهد بود؟
فضای خاورمیانه پس از جنگ پیچیدهتر از شرایط کنونی خواهد بود. در نتیجه این درگیری برخی پیشفرضها همچون نگاه به کشورهای خلیج فارس به عنوان پناهگاههای امن سرمایه، استعداد و زیرساختهای انرژی و تجارت جهانی از بین رفته است. در این میان نقش ترجیحی چین احتمالاً اقتصادی و دیپلماتیک خواهد بود؛ کمک به اتصال مجدد ایران به بازارهای منطقهای، حمایت از بهبود زیرساختها و تشویق گفتوگوی سیاسی و همکاری با دیگر کشورها برای کاهش مخاطرات درگیریهای مجدد. در عین حال پکن در ارتباط با استفاده از گلوگاههای دریایی به عنوان ابزارهای فشار ژئوپلیتیکی و خطرات قدرت بدون مهار آمریکا و ایجاد بحرانهای امنیتی مکرر همچنان نگرانیهایی دارد.




نظر شما