تحولات منطقه

سازهای بومی دیگر با ساعت‌های مدرن کوک نمی‌شوند و توپچی‌های وطنی در گذرگاه حادثه یکی پس از دیگری اروپا را ترک می‌کنند، بی‌آنکه ویار آتشفشان داشته باشند.

جغرافیای کوچک شده یک فوتبال که به مسیری تازه نیاز دارد/ سقوط آزاد از جوزپه مه‌آتزا به زعبیل!
زمان مطالعه: ۲ دقیقه

سازهای بومی دیگر با ساعت‌های مدرن کوک نمی‌شوند و توپچی‌های وطنی در گذرگاه حادثه یکی پس از دیگری اروپا را ترک می‌کنند، بی‌آنکه ویار آتشفشان داشته باشند. حالا قاره سبز برای مهدی طارمی پنجره‌ای است که در توهّم خواب و بیداری بسته شده و پشت شیشه‌هایش، خاطره دورانی طلایی جاخوش کرده است. روزی روزگاری نه خیلی دور خرقه پسر بوشهر در جوزپه مه‌آتزا برق می‌زد و نامش در شب‌های جادویی کالچو شنیده می‌شد. حالا اما قصه پرغصه به جایی رسیده که شکارچی شرقی چمدانش را بسته و به سوی ادنوک لیگ بال گشوده است!
الوصل برای مردی که با جامه نراتزوری تیفوسی‌ها را سر به هوا می‌کرد ایستگاه تازه‌ای است. ایستگاهی پر از دلارهای تانخورده اما دور از هیاهوی شورانگیز ایل بیشونه که قلب هر ستاره فروزانی را به تپش می‌انداخت.۳۴ سالگی شاید برای دل بریدن از فوتبال اروپا سن مناسبی تلقی شود، اما حقیقت این است برای مردی که سقوط آزاد از جوزپه مه‌آتزا به زعبیل را برگزیده قله در مه غلیظ ناپدید شده تا بوی پایان به طرز غم‌انگیزی به مشام برسد.حالا طارمی از فوتبال پرطمطراق بیرون رفته و با خود تکه‌ای از رؤیاهای فوتبال ایران را به آن سوی خلیج فارس برده است. او آخرین چراغ روشن ما در شب‌های لیگ قهرمانان بود. چراغی که پت‌پت می‌کرد اما خاموش نمی‌شد. با این وصف دیگر خبری از سه‌شنبه‌شب‌های اقلیم بارانی و انتظار برای شنیدن نام یک تفنگدار ایرانی در قلب بزرگ‌ترین صحنه باشگاهی جهان نخواهد بود.
حالا گزیری نداریم جز اینکه تقویم را ورق بزنیم تا نوبت لیگ نخبگان آسیا برسد و اکران فوروارد وطنی با تن‌پوش زرد الوصل را به نظاره بنشینیم. چه فاصله غریبی میان آن شب‌های پرزرق‌وبرق و این روزهای خالی از جذابیت افتاده و چه تصنیف غریبی از دوردست به گوش می‌رسد. فوتبال ایران زمانی در بوندس‌لیگا، لالیگا و اسکودتو نفس می‌کشید و نام پسران ما در کانون هیجان و خلجان غریبه نبود. نسلی که رؤیای عبور از مرزها را با استوک‌هایش به مستطیل سبز می‌برد، اما امروز بخشی از همان رؤیا در زمین‌های امارات، عراق، ازبکستان و حتی لیگ‌های کم‌فروغ‌تر سرگردان است. انگار جغرافیای فوتبال ما کوچک و کوچک‌تر شده و افق‌ها یکی پس از دیگری عقب نشسته‌اند.موضوع طارمی نشانی واضح از حال ناخوش فوتبالی دارد که ستاره‌هایش را دیر به مقصد می‌رساند و زود از قله پایین می‌آورد. جام جهانی نیز برای ما بیش از آنکه آغاز یک فصل تازه باشد به آینه‌ای برای رؤیت زخم‌های ناسور قدیمی بدل شد. حالا کاپیتان یوزها می‌رود تا در سرزمین شیخ‌نشین‌ها دستمزد هنگفتی بدست آورد و فوتبال ایران یکه و تنها می‌ماند با جای خالی سرمایه‌هایش در اروپا. شاید این معامله برای یک بازیکن پابه سن گذاشته منطقی باشد، اما برای فوتبال یک کشور چیزی جز زنگ هشدار نیست. در چنین هنگامه‌ای باید پرسید کدام نعمت و نقمت در این فوتبال آغشته به زوال از دست رفته است؟
به نظر می‌رسد فوتبال ایران حالا بیش از ستاره‌هایش به مسیری تازه نیاز دارد. مسیری که دوباره استعدادها را از کوچه‌های خاکی کوچه‌ها و شهرها به بزرگ‌ترین ورزشگاه‌های جهان برساند... وگرنه فردا باز هم چمدانی بسته خواهد شد، هواپیمایی از باند بلند می‌شود و ستاره‌ای دیگر رؤیای هنرنمایی در دوردستِ خیال‌انگیز را پشت سر خواهد گذاشت. این برای فوتبالی که روزگاری صادرکننده رؤیا بود و اینک به صادرکننده حسرت بدل شده، شاید تلخ‌ترین سوت پایان باشد. شاید.

منبع: روزنامه قدس

برچسب‌ها

مشهد

کربلا

کاظمین

مکه

مدینه

قم

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • مدیر سایت مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات پس از تأیید منتشر می‌شود.
captcha