خزر آرامآرام در حال تغییر چهره است؛ تغییری که شاید در نگاه نخست فقط به شکل چند متر عقبنشینی آب از ساحل دیده شود، اما پشت همین فاصله کوچک، زنجیرهای از اتفاقهای بزرگتر در جریان است. گرمتر شدن هوا، افزایش تبخیر، تغییر الگوی بارش و کاهش رواناب رودخانهها، همگی بر تراز آبی این پهنه بسته اثر گذاشتهاند؛ دریایی که زندگی، اقتصاد و زیستبوم بخش بزرگی از شمال ایران به آن گره خورده است.
تغییر اقلیم اما تنها یک عدد روی نمودار دما یا بارش نیست؛ اثر آن را میتوان در زیستگاههایی دید که کوچکتر میشوند، تالابهایی که آب کمتری دریافت میکنند و گونههایی که با تغییر شرایط زیست خود مواجه شدهاند. هر چه هوا گرمتر و تبخیر بیشتر شود و در مقابل آب کمتری از رودخانهها به خزر برسد، فشار بر این اکوسیستم حساس بیشتر میشود. در کنار این عوامل، برداشت آب، سدسازی و تخریب زیستگاه نیز بحران را پیچیدهتر کردهاند.
حالا نگرانی فقط درباره پایین رفتن سطح آب نیست؛ پای تغییر شکل سواحل، تهدید تالابها، فشار بر شیلات و بنادر و حتی آینده گردشگری شمال هم در میان است. اگر تغییر اقلیم با همین روند ادامه پیدا کند و همزمان مدیریت منابع آب اصلاح نشود، خزر ممکن است در سالهای آینده با چهرهای متفاوت از آنچه امروز میشناسیم روبهرو شود. برای بررسی ابعاد تغییرات اقلیمی و پیامدهای آن بر تراز آب خزر، اکوسیستمهای ساحلی، تنوع زیستی و آینده اقتصادی و زیست محیطی این پهنه آبی،
با دکتر شهربانو میرزاخانی، مدرس و پژوهشگر پسادکترای دانشگاه مازندران گفتوگو کردهایم.
تغییرات اقلیمی چه اثری بر تراز آب خزر گذاشته است؟
کاهش سطح آب خزر را باید یکی از جدیترین نشانههای تغییرات محیطی در این پهنه دانست. افزایش دما موجب افزایش تبخیر شده و همزمان تغییر الگوی بارش و کاهش رواناب رودخانهها، میزان آب ورودی به خزر را تحت تأثیر قرار داده است. مطالعات اقلیمی نشان میدهند اگر گرمایش ادامه پیدا کند، روند پسروی آب میتواند تشدید شود.اما پیامد این اتفاق فقط این نیست که «آب دریا کمتر میشود». با عقبنشینی آب، خط ساحلی جابهجا میشود، تالابها کوچک میشوند، زیستگاهها از بین میروند و فعالیت بنادر، شیلات و گردشگری با مشکل مواجه میشود.
به زبان ساده، اگر این روند ادامه پیدا کند، بخشی از ساحل خزر که امروز یک فضای زنده و اقتصادی است، ممکن است به یک پهنه خشک و کماستفاده تبدیل شود.
افزایش دما و تغییر بارش چه اثری بر اکوسیستم و تنوع زیستی خزر دارد؟
خزر یک اکوسیستم بسیار حساس است. تغییر دما و سطح آب میتواند زنجیرهای از تغییرات را ایجاد کند. با گرمتر شدن هوا، تبخیر بیشتر میشود و کاهش سطح آب، زیستگاههای کمعمق، تالابها و محلهای تخمریزی و تغذیه بسیاری از آبزیان را تحت فشار قرار میدهد.
گونههایی مانند فک خزری و ماهیان خاویاری حساستر هستند، چون به زیستگاههای مشخصی وابستهاند و کاهش آب میتواند این زیستگاهها را کوچک و پراکنده کند.البته کاهش تنوع زیستی فقط نتیجه تغییر اقلیم نیست؛ آلودگی، صید بیرویه، تخریب زیستگاه و تغییر جریان رودخانهها نیز همزمان فشار وارد میکنند. بنابراین ما با یک مشکل واحد روبهرو نیستیم؛ با انباشت چند بحران روی یک اکوسیستم حساس مواجهیم.
کدام مناطق بیشتر در معرض آسیب هستند؟
مناطق کمعمق بیشترین آسیبپذیری را دارند؛ چون حتی کاهش نسبتاً محدود سطح آب میتواند بخش بزرگی از آنها را از آب خارج کند.
در ایران، تالابهای ساحلی، خلیج گرگان و تالاب گمیشان اهمیت ویژهای دارند. تالاب انزلی نیز از چند جهت تحت فشار است؛ کاهش بارش و ورود آب، افزایش دما، رسوبگذاری و افت سطح خزر همزمان بر آن اثر میگذارند.
از طرف دیگر، شهرها و بنادر ساحلی نیز آسیب میبینند. وقتی آب عقب میرود، ممکن است بندری که برای یک عمق مشخص طراحی شده، دیگر کارایی قبلی را نداشته باشد. پس بحران خزر فقط بحران محیط زیست نیست؛ بحران زیرساخت و اقتصاد ساحلی هم هست.
آیا تغییر اقلیم میتواند طوفانها و فرسایش ساحلی را تغییر دهد؟
بله، اما این رابطه، مستقیم و ساده نیست. تغییرات دما، فشار هوا و الگوهای باد میتوانند بر تبخیر، موج و نوسانهای کوتاهمدت سطح آب اثر بگذارند. بنابراین ممکن است در کنار یک روند بلندمدتِ پسروی آب، در مقاطع کوتاه با طوفان و بالا آمدن موقت آب در بعضی مناطق مواجه باشیم.
از طرف دیگر، وقتی خط ساحلی دائماً جابهجا میشود، الگوی فرسایش و رسوبگذاری هم تغییر میکند. بنابراین نباید تصور کنیم با پایین رفتن سطح خزر، همه سواحل به یک شکل عقب میروند. شکل ساحل، عمق آب، جریانها، باد و فعالیتهای انسانی همگی تعیینکنندهاند. به نظر من نباید یک عدد قطعی برای این موضوع اعلام کرد، چون سهم عوامل مختلف در زمانها و مناطق مختلف متفاوت است.
تغییر اقلیم سبب گرمتر شدن هوا و افزایش تبخیر شده است؛ اما مدیریت منابع آب نیز اهمیت بسیار زیادی دارد. کاهش جریان رودخانههای ورودی، سدسازی، برداشت آب برای کشاورزی و سایر مصارف میتوانند مقدار آبی را که در نهایت به خزر میرسد کاهش دهند.
بنابراین اگر بخواهیم مسئله را ساده کنیم، باید بگوییم تغییر اقلیم، فشار را بیشتر کرده؛ اما نحوه مدیریت آب تعیین میکند این فشار تا چه اندازه به بحران تبدیل شود. این نکته بسیار مهم است، چون اگر تمام مشکل را فقط به تغییر اقلیم نسبت بدهیم، بخشی از مسئولیت انسانی و مدیریتی خودمان را نادیده گرفتهایم.
چشمانداز خزر در ۱۰ تا ۲۰ سال آینده چیست و کشورهای ایران، روسیه، قزاقستان، ترکمنستان و جمهوری آذربایجان چه باید بکنند؟
اگر روند فعلی ادامه پیدا کند، در ۱۰ تا ۲۰ سال آینده احتمالاً شاهد پسروی بیشتر ساحل، کوچک شدن تالابها، فشار بیشتر بر ذخایر آبزی و افزایش مشکلات بنادر و فعالیتهای اقتصادی ساحلی خواهیم بود. اما من معتقدم نباید درباره خزر با ادبیات «خزر در حال نابودی است و کاری نمیتوان کرد» صحبت کنیم.
هنوز امکان مدیریت بحران وجود دارد؛ اما این کار بدون همکاری پنج کشور ساحلی یعنی ایران، روسیه، قزاقستان، ترکمنستان و جمهوری آذربایجان دشوار است. این کشورها باید یک برنامه مشترک برای پایش سطح آب، مدیریت رودخانههای ورودی، حفظ حقابه زیست محیطی، حفاظت از تالابها و مدیریت برداشت آب داشته باشند.
مهمتر از همه، باید بپذیریم خزر یک سیستم مشترک است. آبی که در یک کشور برداشت میشود، ممکن است اثرش را صدها کیلومتر دورتر و در کشور دیگری نشان دهد.
در مجموع «بحران خزر فقط بحران تغییر اقلیم نیست؛ بحران حکمرانی آب در شرایط تغییر اقلیم است. گرمایش زمین فشار را بیشتر میکند، اما تصمیمهای ما درباره آب، رودخانهها و تالابها تعیین میکند که آینده خزر تا چه اندازه بحرانی شود».





نظر شما