تحولات منطقه

شش ماه پس از جنگی که قرار بود کوتاه باشد، واشنگتن با «عملیات طرد اقتصادی» آخرین شریان‌های اقتصاد ایران را هدف گرفته است؛ اما تداوم خرید نفت چین، مسیرهای مالی روسیه و تجربه چهار دهه تحریم، سقف واقعی فشار آمریکا را آشکار می‌کند.

«روز دی اقتصادی» ترامپ علیه ایران؛ فشار حداکثری یا اعتراف به بن‌بست؟
زمان مطالعه: ۴ دقیقه

شش ماه پس از جنگی که قرار بود کوتاه باشد، واشنگتن با «عملیات طرد اقتصادی»(Operation Economic Outcast) آخرین شریان‌های اقتصاد ایران را هدف گرفته است؛ اما تداوم خرید نفت چین، مسیرهای مالی روسیه و تجربه چهار دهه تحریم، سقف واقعی فشار آمریکا را آشکار می‌کند.

«روز دی اقتصادی»؛ اعترافی به ناکامی فشار نظامی؟

شش ماه پس از آغاز جنگی که قرار بود کوتاه باشد، آمریکا مرحله تازه‌ای از فشار علیه ایران را با عنوان «عملیات طرد اقتصادی» آغاز کرده است. اسکات بسنت، وزیر خزانه‌داری آمریکا، اعلام کرده واشنگتن قصد دارد نفت، دارایی‌های دیجیتال، فناوری، طلا، هوانوردی و کشتیرانی را هم‌زمان هدف قرار دهد و کشورها و شرکت‌هایی را که همچنان با ایران تجارت می‌کنند، با تحریم‌های ثانویه تهدید کند.

در نخستین موج، ۶۰ نهاد، کشتی و فرد در امارات، هنگ‌کنگ، چین، سنگاپور و سوئیس تحریم شدند. بسنت همچنین از تماس‌های شخصی دونالد ترامپ با رهبران کشورها برای متوقف کردن تجارت با ایران خبر داده است.

اما انتخاب عنوان «روز دی اقتصادی»(economic D-Day) بیش از آنکه صرفاً یک نام‌گذاری باشد، حامل یک پیام سیاسی است. «روز دی»(D-Day) در جنگ جهانی دوم آغاز یک درگیری نبود؛ نقطه اوج جنگی بود که سال‌ها ادامه داشت و شرایط نظامی و سیاسی آن از پیش تغییر کرده بود. در مورد ایران، اما واشنگتن پس از شش ماه فشار نظامی هنوز به نتیجه سیاسی مورد انتظار خود نرسیده است.

محاصره دریایی صادرات نفت ایران را کاهش داده و تردد در تنگه هرمز را مختل کرده، اما ساختار حکمرانی ایران همچنان پابرجاست. حتی ترور «سید علی خامنه‌ای» رهبر معظم ایران و چند مقام ارشد نیز به فروپاشی سیاسی منجر نشده است. تهران همچنان یا بر اساس شرایط خود مذاکره می‌کند یا اساساً مذاکره را کنار می‌گذارد.

از این منظر، تشدید فشار اقتصادی را می‌توان تلاشی برای ایجاد اهرم تازه‌ای دانست؛ اهرمی که شاید بتواند آنچه فشار نظامی تاکنون به دست نیاورده است، از مسیر اقتصاد دنبال کند.

«روز دی اقتصادی» ترامپ علیه ایران؛ فشار حداکثری یا اعتراف به بن‌بست؟

چین و روسیه؛ دو شکاف در دیوار تحریم

مشکل اصلی واشنگتن این است که اقتصاد ایران کاملاً منزوی نیست. بیش از ۸۰ درصد نفت ایران به چین می‌رود و همین تقاضا یکی از مهم‌ترین شریان‌های درآمدی تهران را زنده نگه داشته است.

بسنت آشکارا از پکن خواسته است همکاری کند، اما نشانه‌ای از تبعیت چین دیده نمی‌شود. حتی رابطه چین با انصارالله یمن در دریای سرخ نشان می‌دهد پکن حاضر نیست منطق «یا با ما یا علیه ما» را بپذیرد. چین در حالی که تهران را در جریان تحولات قرار می‌دهد، مسیر عبور نفتکش‌های خود را نیز مدیریت می‌کند.

واشنگتن می‌تواند شرکت‌های چینی را که در تجارت نفت ایران نقش دارند تحریم کند؛ اما اجرای کامل این سیاست با یک انتخاب دشوار روبه‌روست. تحریم گسترده نهادهای چینی می‌تواند ابعاد اقتصادی و سیاسی بسیار بزرگ‌تری پیدا کند و به رویارویی مستقیم با پکن نزدیک شود. در مقابل، تحریم‌های محدود تنها هزینه تجارت را افزایش می‌دهد، بدون آنکه الزاماً جریان نفت را متوقف کند.

خود بسنت نیز این محدودیت را پذیرفته است: «چرا باید بخواهم نظام مالی جهانی را منفجر کنم؟»

روسیه نیز شکاف دیگری در محاصره ایجاد کرده است. مسکو از سال ۲۰۲۲ مسیرهای پرداخت جایگزین، مبادله کالا و مسیرهای کشتیرانی خارج از زیرساخت‌های مالی غرب را در اختیار ایران قرار داده است. کریدور روبل–ریال که پیش‌تر اهمیت چندانی نداشت، با عمیق‌تر شدن انزوای ایران به مسیری مهم تبدیل شده است.

به همین دلیل، غیبت روسیه از فهرست نخست تحریم‌ها معنادار است. تحریم نهادهای روسی به دلیل کمک به تجارت نفت ایران می‌تواند هم‌زمان موضع آمریکا در قبال اوکراین، مذاکرات تعرفه‌ای با مسکو و جنگ ایران را پیچیده کند.

بنابراین، ادعای قطع «همه شریان‌های اقتصادی» با یک محدودیت جدی مواجه است؛ یک شریان روسی همچنان باز مانده و بزرگ‌ترین خریدار نفت ایران نیز در چین قرار دارد.

«روز دی اقتصادی» ترامپ علیه ایران؛ فشار حداکثری یا اعتراف به بن‌بست؟

چهار دهه تحریم و آزمون مقاومت ایران

ایران از سال ۱۹۷۹ در اشکال مختلف تحت تحریم‌های آمریکا قرار داشته است. اقتصاد کشور بارها تحت فشار قرار گرفته، ارزش پول ملی سقوط کرده و جامعه هزینه‌های سنگینی پرداخته است. اما در همین چهار دهه، سازوکارهای اقتصادی و تجاری متعددی برای ادامه فعالیت در شرایط تحریم شکل گرفته‌اند.

عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران، اقدام جدید آمریکا را «همان برنامه‌های قدیمی» توصیف کرده است. این واکنش را نمی‌توان صرفاً یک موضع‌گیری سیاسی دانست. تجربه طولانی ایران در مواجهه با تحریم‌ها، به ساختاری منجر شده که می‌تواند بخشی از فشارها را جذب و مسیرهای جایگزین برای تجارت و درآمد ایجاد کند.

البته این بار فشارها گسترده‌تر و هم‌زمان‌ترند. تحریم‌های اقتصادی در کنار فشار نظامی و محاصره دریایی اعمال می‌شوند. ارزش پول ایران به پایین‌ترین سطوح رسیده و صادرات نفت، حتی در صورت تداوم، با تخفیف‌های سنگین همراه است. بنابراین اثر اقتصادی فشارها انکارشدنی نیست اما احساس فشار اقتصادی با پذیرش خواسته‌های سیاسی آمریکا یکسان نیست. پرسش تعیین‌کننده این است که آیا انباشت فشارها تهران را به این محاسبه می‌رساند که هزینه ادامه مقاومت از هزینه توافق بیشتر شده است یا خیر.

اظهارات عراقچی و تأکید مسعود پزشکیان بر «موضع قدرت» نشان می‌دهد که دست‌کم در ظاهر، محاسبات سیاسی تهران تغییر محسوسی نکرده است.

در نهایت، «عملیات طرد اقتصادی» بیش از آنکه پایان مقاومت اقتصادی ایران باشد، آزمونی برای سنجش سقف قدرت تحریم‌های آمریکا است. واشنگتن می‌تواند هزینه‌های بیشتری بر ایران تحمیل کند، اما تا زمانی که چین خریدار اصلی نفت باقی بماند و روسیه مسیرهای جایگزین را حفظ کند، محاصره اقتصادی کامل در دسترس نخواهد بود.

نام‌گذاری این کارزار به‌عنوان «روز دی» نیز همین تناقض را برجسته می‌کند؛ آمریکا می‌خواهد نقطه تعیین‌کننده جنگ را اعلام کند، در حالی که هنوز مهم‌ترین آزمون باقی مانده است؛ اینکه فشار اقتصادی بتواند ایران را به پذیرش شروط واشنگتن وادار کند یا نه.

برچسب‌ها

مشهد

کربلا

کاظمین

مکه

مدینه

قم

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • مدیر سایت مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات پس از تأیید منتشر می‌شود.
captcha