در حالی که همه گمانهزنیها حولوحوش ادامه جنگ و چگونگی پایان آن میچرخد، سؤالات دیگری هم هست که کمتر پرسیده میشود؛ اینکه چه تصویری از این جنگ در حافظه جمعی ما ثبت خواهد شد؟ و کلاً «جنگ» برای مردم چه معنایی داشته و خواهد داشت؟ پرسشی که از همین امروز باید به فکر پاسخش بود و زمینههای روایتش را فراهم آورد.
درست است که تاریخ رسمی جنگ و عملیاتهایش را فرماندهان و سیاسیون ثبت میکنند، اما تصویری که در حافظه جمعی ثبت میشود لزوماً همان تصویر رسمی نیست. پس از پایان جنگ، پرسشها تازه شروع میشود؛ چه کسی پیروز شد؟ با خرابیها چه کنیم؟ اصلاً چرا جنگ شد؟ مقصر که بود؟ چرا ایستادیم؟ آیا میشد از آن جلوگیری کرد؟ تصمیمهای درست و غلطی که گرفتیم؟ امر ملی بود یا مربوط به طبقهای خاص؟ و پرسشهای دیگری که تجربهاش را در دوران پس از دفاع مقدس هشتساله هم داشتهایم و سالها با تبعاتش دستوپنجه نرم کردهایم.
روایت رسمی بهدرستی بر مفاهیمی مثل پیروزی، دستاوردها، ایستادگی، فداکاری، وحدت، نقش نیروهای مسلح، حمایت مردم و شکست دشمن تأکید خواهد کرد که این روایت برای ساختن معنای سیاسی و حتی امنیتی جنگ ضروری است، اما این تنها بخشی از واقعیت و روایت نیمه پر لیوان است و تنها روایت موجود هم نخواهد بود.
دشمنان و رسانههای معارض هم از زاویه خود روایت خواهند کرد؛ قربانیان جنگ، خسارتها، فرصتهای از دست رفته، مشکلات اقتصادی، تبعات تصمیمهای سیاسی و نظامی، اختلافات داخلی و اعتراضها به تصمیمها و عملکردها هر کدام میتواند محمل روایتی دیگر از جنگ باشد.
در این میان تحلیلگران غیررسمی و منتقدان انقلابی باید بتوانند روایتی جامع ارائه کنند که نگاهی متوازن به واقعیتهای جنگ داشته باشد و ضمن حفظ رویکرد امیدآفرین، روایت نیمه خالی لیوان را نیز از دشمن بگیرد تا به تجربه جنگ و صلحهای آینده بدل شود و مایه رشد و صلاح جامعه قرار گیرد.
اما شاید مهمتر از همه اینها، روایتهای غیررسمی مردم در رسانههای نوین است که به بخشی از حافظه تاریخی ایرانیان تبدیل خواهد شد. نسل آینده ممکن است جنگ را نه از لابهلای کتابهای تاریخ و گزارشهای خبری- تحلیلی و صفحات روزنامهها یا حتی مستندهای فاخر، بلکه از تصاویر و داستانها و حس و حالهای ثبت شده در تلفنهای همراه و شبکههای اجتماعی درک کند. حافظه دیجیتال گسترده و شخصیسازی شدهای که ممکن است جای حافظه رسمی را بگیرد.
طبیعی است که هیچ جامعهای جنگ را یکسان تجربه نمیکند. هر فرد ممکن است تجربهای منحصربهفرد از جنگ داشته باشد که چهبسا در تضاد و تناقض با تجربههای دیگران باشد؛ از تجربه فقدان و مجروحیت و خسارت گرفته تا دلهره و غرور و همدلی. اما تحلیل این زیستبوم هم میتواند تصویری کلی از این حافظههای شخصی منتشرشده به دست دهد و برایند آن را ترسیم کند.
این جنگهای متفاوت در حافظه یک جامعه، نقاطی کانونی هم دارند که در خاطره جمع بیشتری از مردم نشستهاند و عده زیادی را با خود همراه کردهاند. نقاطی مثل مراسم تشییع رهبر شهید انقلاب و بهویژه تجمعات شبانهای که از نخستین روز جنگ استمرار داشته و بیش از نیمی از مردم را با خود همراه کرده است.
این نقاط کانونی بستری هستند که زمینه روایت جامعتری از تجربه زیسته این مقطع خاص تاریخی را فراهم میکنند و درک بهتری از معنای جنگ در حافظه مردم به دست میدهند. این گنجینه باارزش را باید دریافت و برای ثبت و ضبطش برنامه داشت.
۵ شهریور ۱۴۰۵ - ۰۵:۲۳
کد مطلب: ۱۱۶۲۸۷۲
در حالی که همه گمانهزنیها حولوحوش ادامه جنگ و چگونگی پایان آن میچرخد، سؤالات دیگری هم هست که کمتر پرسیده میشود؛ اینکه چه تصویری از این جنگ در حافظه جمعی ما ثبت خواهد شد؟ و کلاً «جنگ» برای مردم چه معنایی داشته و خواهد داشت؟
زمان مطالعه: ۲ دقیقه
منبع: روزنامه قدس





نظر شما