تحولات منطقه

در بررسی آسیب‌شناختی فضای آموزشی فعلی،دو رویکرد «یأس‌آفرین» و «خیال آسودگیِ کاذب» مسیر تربیت را از مسیر اصلی منحرف کرده‌اند.در ادامه با تبیین مرز میان «آموزش»و«تربیت»،ضرورتِ بازپس‌گیریِ این حوزه از دست سلیقه‌های شخصی و آموزه‌های سکولار بررسی میشود

بازخوانی چالش‌های تربیت جنسی؛ از هراس‌افکنی تا نفوذ الگوهای مادی‌گرایانه
زمان مطالعه: ۹ دقیقه

اشاره؛

در دنیای امروز و با گسترش فضای مجازی، کودکان و نوجوانان بیش از گذشته در معرض آسیب‌های فرهنگی و محرک‌های جنسی قرار دارند. ازاین‌رو، تربیت جنسی به ضرورتی مهم برای حفظ سلامت نسل آینده تبدیل شده است. در همین راستا، حجت‌الاسلام محسن عباسی‌ولدی در سلسله جلساتی، نکات مهم و راهگشایی را مطرح کرده‌اند که تقدیم شما فرهخیتگان می شود.

بسم‌الله الرحمن الرحیم؛ ابتدا بهتر است به چیستی تربیت جنسی و به تبیین دقیق‌تر مفهوم «تربیت جنسی» بپردازیم.

اگر بخواهم تعریفی موجز و جامع از تربیت جنسی ارائه دهم، باید بگویم: تربیت جنسی عبارت است از هدایت مربی و متربی در مسیری که فرد بتواند با بهره‌گیری از توانمندی‌هایی که خداوند متعال در نهاد و فطرت او به ودیعه نهاده است، غرایز جنسی خود را در راستای «هدف آفرینش» مهار و مدیریت کند. چنان‌که می‌دانیم، هدف غایی خلقت از منظر تربیت دینی کاملاً روشن و معین است؛ «عبودیت و بندگی حق‌تعالی».

در این میان، تبیین «آنچه تربیت جنسی نیست» نیز حائز اهمیت است:

نخست اینکه تربیت جنسی یک جزیرهٔ مجزا و گسسته از نظام کلان تربیت نیست؛ این‌گونه نیست که ما یک نظام تربیتی جامع داشته باشیم و در فاصله‌ای دور، جزیره‌ای مستقل به نام «تربیت جنسی» بنا کنیم. خیر؛ تربیت جنسی دقیقاً زیرمجموعه‌ای کاملاً پیوسته و مرتبط با هندسهٔ کلان تربیت است.

دوم آنکه «تربیت جنسی» صرفاً با «آموزش مسائل جنسی» برابر نیست. آموزش، تنها بخش کوچکی از فرآیند تربیت جنسی است و حتی نمی‌توان آن را اصلی‌ترین مؤلفه یا مبنای آن دانست. متأسفانه گاهی به محض طرح عنوان «تربیت جنسی»، ذهن مخاطب صرفاً به سمت آموزش‌های مستقیم و محدود متبادر می‌شود، در حالی که این مفهوم، معنایی بسیار فراتر و عمیق‌تر از آموزش صرف دارد.

بازخوانی چالش‌های تربیت جنسی؛ از هراس‌افکنی تا نفوذ الگوهای مادی‌گرایانه

برای تبیین دقیق‌تر، باید تأکید کنم که «آموزش مسائل جنسی» اعم از شناخت اندام‌ها یا چگونگی پاسخ‌گویی به پرسش‌های کنجکاوانهٔ کودکان تنها بخشی کوچک و فرعی از «تربیت جنسی» است. همچنین، تربیت جنسی را نباید با «نظارت سخت‌گیرانه» یکی دانست؛ نظارت، صرفاً یک راهکارِ ثانویه و در چارچوبی خاص است که در جای خود به آن خواهیم پرداخت.

حتی پرداختن به دغدغه‌های روزمرهٔ والدین، نظیر مواجهه با رفتارهای جسمی کودک یا استفاده از برخی واژگان نامناسب در معاشرت با همسالان، به‌تنهایی «تربیت جنسی» نیست؛ این‌ها صرفاً حواشی و مسائلی هستند که در ذیل تربیت جنسی می‌توان به آن‌ها پرداخت. اگر در آغاز بحث با شتاب پیش رفتم، به این دلیل است که می‌خواهم از فرصت نهایت بهره را ببرم؛ چرا که در ادامه، با تحلیل مسائل بنیادین، روشن خواهد شد که چرا این مقدمات برای ورود به بحث اصلی ضروری است.

*اما در باب «هدف»؛ تا اینجا دانستیم که تربیت جنسی چیست و چه نیست. حال هدف غایی ما از این تربیت چیست؟

هدف اول: رساندن فرزند، مربی و مخاطب به نقطه‌ای از «خویشتن‌داری درونی» است که فرد بدون نیاز به نظارت بیرونی یا اتکا به کنترل‌گرهای محیطی، قادر باشد در برابر لذت‌های حرام در هر سطح و جنسی مقاومت کرده و از آن‌ها چشم بپوشد.

هدف دوم: دستیابی به چنان مرتبه‌ای از بلوغ، رشد و کمال در تمامی ابعاد وجودی است که متربی، در زمان نیاز به پاسخ‌گویی به غرایز، بتواند این نیاز را از مجرای مشروع و الهی، یعنی «ازدواج»، به بهترین شکل مرتفع سازد.

می‌دانم که فضای بحث از همین ابتدا کلاسی شد، اما این مباحث برای ایجاد یک نقطهٔ اشتراکِ معرفتی میان بنده و شما ضروری است تا بتوانیم با ادبیاتی فنی، علمی و دقیق، وارد عمق مبحث شویم. در این میان، پرسشی اساسی وجود دارد که احتمالاً ذهن بسیاری از شما را به خود مشغول کرده است...

اما پرسش اساسی اینجاست: با وجود انبوه کتاب‌ها، دوره‌ها و وبینارهای برگزارشده در حوزهٔ تربیت جنسی، چرا ما مجدداً بر آن شدیم تا به این موضوع بپردازیم؟

واقعیت این است که مدت‌ها بود تقاضای برگزاری چنین دوره‌ای از جانب دوستان مطرح می‌شد و بنده به دلایلی در پذیرش آن تأمل داشتم. اما پس از بررسی دقیق و مستمرِ محتواهای ارائه‌شده در کتب، کارگاه‌ها و فضای مجازی، به این نتیجه رسیدم که تداوم این تعلل جایز نیست و در برابر این خلأ، مسئول هستم. در این بازبینی، به سه «آفتِ خطرناک» برخورد کردم که ضرورت ورود فنی به این مبحث را دوچندان می‌کرد:

*آسیب‌شناسیِ جریان‌های فکری در تربیت جنسی

نخست؛ ترویج سلیقه‌های شخصی:

مشاهده کردم که بسیاری از یافته‌های غیرمستند و برآمده از ذوقیات فردی، تحت عنوان «تربیت جنسی» ارائه می‌شوند. این رویکردهای بی‌مبنا، از منظر تربیت دینی، انحرافی خطرناک محسوب می‌شوند که نه‌تنها ذهن والدین را مشوش می‌کند، بلکه در صورت پیاده‌سازی، می‌تواند آسیب‌های جبران‌ناپذیری به روح و روان فرزندان وارد سازد.

دوم؛ نفوذ آموزه‌های مادی‌گرایانه غرب:

آفت دوم که از نگاه بنده بسیار خطرناک است، این است که در بسیاری از موارد، آموزه‌های مادی‌گرایانه و سکولارِ غرب، متأسفانه تحت پوشش «تربیت جنسی از منظر دین» به مردم عرضه می‌شود؛ که این خود، نوعی استحالهٔ مبانی دینی در عرصهٔ تربیت است.

با خود می‌پرسم: آیا غرب با آن کارنامهٔ مشخص و تجربه‌های ملموسش در حوزهٔ تربیت، می‌تواند راهنمای ما باشد؟ ما که به خدا، وحی و منبع الهیِ معرفت اعتقاد داریم، چگونه می‌توانیم الگوی خود را از جامعه‌ای وام بگیریم که مبانی‌اش با ما کاملاً متفاوت است؟

نگاه غرب به تربیت جنسی، هرگز با نگاه دین همسو نیست. در واقع، شکاف عمیقی میان این دو وجود دارد: چیزهایی که ما از منظر دین، «مشکل» و «آسیب» می‌دانیم، آن‌ها «راه حل» قلمداد می‌کنند؛ و دقیقاً برعکس، آنچه ما آن را «گمراهی» می‌شناسیم، در نظام فکری آن‌ها «راه» محسوب می‌شود.

بسیار تأسف‌بار است که می‌بینم در برخی از کارگاه‌ها و کلاس‌ها، دقیقاً همان دیکته‌های غربی را بدون هیچ نقدی، «بی‌غلط» می‌پذیرند و تحت عنوان تربیت جنسی، به خانواده‌های مؤمن و متدین آموزش می‌دهند. متأسفانه، این رویکردها گاهی به دلیل جذابیت‌های ظاهری یا عدم تشخیص مبانی، مورد پذیرش نیز قرار می‌گیرند.

این دو آفت، در کنار آفت سوم که دیدم، حقیقتاً چنان تکان‌دهنده بود که دیگر نتوانستم در برابر سکوت و چشم‌پوشی از تبیین صحیحِ این مسئله، طاقت بیاورم این بود: آموزه‌هایی که یا از سلیقه‌های شخصی برخاسته‌اند و یا ریشه در مبانی و روش‌های مادی‌گرایانهٔ غربی دارند، دقیقاً تحت عنوان «دین» به مردم تزریق می‌شوند.

من در این مسیر، به این نتیجه رسیدم که نمی‌توانم با رویکردی مبهم، صرفاً تجربه‌های شخصی خود را به مخاطب ارائه دهم و سپس بگویم: «این سلیقه و یافتهٔ شخصی من است»؛ چرا که در این صورت، مخاطب ممکن است تجربه‌ای را که لزوماً با اصول کلی دین سازگار نیست، به عنوان «مسیر تربیتیِ قطعی» خود برگزیند.

از سوی دیگر، نمی‌توانم با بی‌میانی بگویم: این راهکاری است که غرب دیکته کرده است؛ من کتاب‌های غربی را خوانده‌ام و آن‌ها می‌گویند فلان روش را برای تربیت فرزندتان به کار ببرید. این روش‌ها، حتی اگر ده یا بیست راهکار ساده باشند، لزوماً با دین ارتباطی ندارند؛ و بزرگترین خطر اینجاست که مربی، بدون بررسیِ میزان سازگاریِ این روش‌ها با وحی و آموزه‌های دینی، آن‌ها را عرضه می‌کند.

من با خود می‌گفتم: اگر این روش‌ها صرفاً برآمده از مبانی مادی باشد، شاید مخاطب در برابر آن‌ها احساس خطر نکند؛ اما فاجعه زمانی رخ می‌دهد که ما، مبانی و اصولِ روش‌های تربیتیِ غربی یا یافته‌های شخصی و محدود خود را، «به نام دین» به مردم معرفی کنیم.

بسیار نگرانم از اینکه خانواده‌هایی که با قرآن انس دارند، پدر و مادرانی که مسجدی و متدین هستند و افرادی که هدفشان تربیت فرزند در ابعاد مختلف بر مدار دین است، با اعتماد به این یافته‌های شخصی یا مبانیِ غربی که در پوشش دین ارائه می‌شود، مسیرِ رشدِ فرزندشان را به اشتباه انتخاب کنند؛ این وضعیت بسیار خطرناک است و در این موضوع، شکستن سکوت و تبیینِ حقیقت ضرورتی اجتناب‌ناپذیر است.

یکی از دلایل برگزاری این وبینار، آسیب‌شناسیِ رویکردهای موجود در کتاب‌ها و کارگاه‌های این حوزه است. اگرچه قصدِ متهم کردنِ تمامیِ فعالان این عرصه را ندارم و بنای من بر حاشیه‌سازی نیست، اما ضرورت دارد دیدگاه‌های ناصحیح تبیین شود تا مسیرِ تربیتی شفاف گردد.

نخستین رویکرد آسیب‌زا در آموزش‌های فعلی، «ترس‌افزاییِ افراطی» است.

متأسفانه بسیاری از والدین پس از مطالعه‌ی منابع یا شرکت در کارگاه‌های این حوزه، دچار اضطراب و تشویش شدید می‌شوند؛ تا جایی که پیش‌فرض ذهنی آنان نسبت به فرزندشان تغییر کرده و به‌جای اعتماد، بر اساسِ بدبینی مطلق عمل می‌کنند. در این نگاه، کودک «منحرف» انگاشته می‌شود مگر آنکه خلافش ثابت گردد! در نتیجه، والدین نسبت به کوچک‌ترین رفتارهای طبیعی کودک مانند تأخیر در سرویس بهداشتی یا استحمام دچار حساسیت‌های افراطی و بهم‌ریختگیِ روانی می‌شوند.

بازخوانی چالش‌های تربیت جنسی؛ از هراس‌افکنی تا نفوذ الگوهای مادی‌گرایانه

این ترس‌افزایی که با بذرِ یأس و ناامیدی همراه است، به‌شدت خطرناک است. اگرچه احتیاطِ عاقلانه در تربیت، امری پسندیده است، اما ترسی که والدین را نسبت به فرزند دچار سوءظنِ بیمارگونه کرده و آنان را به یأس و بن‌بستِ تربیتی می‌کشاند، نه‌تنها مشکلی را حل نمی‌کند، بلکه خود به یکی از بزرگ‌ترین آفات در مسیر تربیت سالم تبدیل شده است.

اما رویکردِ دوم، آنچه من آن را «رویکرد مکانیکی به تربیت» (به‌ویژه تربیت جنسی) می‌نامم، وجود دارد.

در این دیدگاه، تربیت جنسی به‌گونه‌ای بسیار سطحی و ساده‌انگارانه‌ جلوه داده می‌شود که گویا تنها یک «صفحه کلید» در اختیار والدین است؛ انگار که تربیت، مجموعه‌ای از دکمه‌هاست که با فشردنِ هر کدام، رفتار کودک به‌طور خودکار مدیریت و کنترل می‌شود.

در این نگاهِ اشتباه، به والدین گفته می‌شود: «این دکمه را بزنید تا رفتار فرزندتان مدیریت شود» یا «با ترکیبِ این چند اقدام، دیگر نگرانِ افکارِ خلوتِ کودک یا رفتارهای او در فضای مجازی و معاشرت‌های اجتماعی نباشید». این رویکرد، نوعی خیالِ آسودگیِ کاذب است که هیچ نسبتی با ماهیتِ پیچیده و عمیقِ فرآیندِ تربیت ندارد.

*در بررسیِ کارگاه‌ها، به دو نگاهِ غلط برخوردم:

بنابراین، ما با دو رویکردِ آسیب‌زا مواجه هستیم: نخست، یأس‌آفرینیِ افراطی و دوم، خیالِ آسودگیِ افراطی. هر دو مسیر، از مسیرِ صحیحِ تربیت دور هستند. از این رو، احساس وظیفت کردم تا با شما پدر و مادرانِ بزرگوار و دلسوزی که دغدغهٔ سلامتِ فرزندان خود را دارید، در این باب سخن بگویم.

من پس از این مقدمات، در چند گامِ مشخص وارد مبحث اصلی تربیت جنسی خواهم شد؛ اما پیش از آن، اجازه دهید سه تذکرِ مهم را با شما در میان بگذارم.

*تذکرات راهبردی برای همراهی در مسیر تربیت

تذکر نخست؛ از شما تقاضا دارم برای مدتی، ذهن خود را از تمامیِ آموزه‌ها و پیش‌فرض‌هایی که تاکنون در کتاب‌ها، وبینارها و رسانه‌های مختلف دربارهٔ «تربیت جنسی» فراگرفته‌اید، پاک کنید و صرفاً بر مباحثی که در این جلسه ارائه می‌شود، تمرکز نمایید.

مقصود من، تعطیل کردنِ تفکرِ نقادانه نیست؛ اتفاقاً دعوت می‌کنم پس از شنیدن و تأمل در این مباحث، آن‌ها را با دانسته‌های پیشین خود تطبیق دهید. اما نکته اینجاست که گاهی برخی پیش‌فرض‌ها چنان در ذهن ما «حک» و «مسلّم» انگاشته می‌شوند که به «سنگِ محک» تبدیل می‌گردند. در این وضعیت، ما هر مطلب جدیدی را صرفاً با آن سنگِ محک می‌سنجیم؛ اگر با پیش‌فرض‌های ذهنیِ ما سازگار بود، می‌پذیریم و اگر نبود، آن را رد می‌کنیم.

درخواستِ من این است: برای دقایقی، آن پیش‌فرض‌های مسلّم را کنار بگذارید و این مباحث را با ذهنی باز و فارغ از تعصبات قبلی بشنوید. پس از پایان بحث، فرصت کافی برای اندیشیدن، نقد و مقایسهٔ دقیق خواهید داشت.

این وضعیت بسیار خطرناک است و در اینجا واقعاً باید سکوت را شکست و سخن گفت.

من پس از این مقدمات، در چند گام مشخص وارد مبحث اصلی خواهم شد؛ اما پیش از آن، سه تذکر مهم دارم.

تذکر نخست؛ از شما تقاضا دارم برای مدتی، ذهن خود را از تمامی آموزه‌ها و پیش‌فرض‌هایی که تاکنون در کتاب‌ها، وبینارها و رسانه‌ها درباره «تربیت جنسی» فراگرفته‌اید، پاک کنید. مقصود من تعطیل کردن تفکر نقادانه نیست؛ اما گاهی برخی پیش‌فرض‌ها چنان در ذهن ما مسلّم انگاشته می‌شوند که به «سنگ محک» تبدیل شده و مانع شنیدن سخن حق می‌شوند. برای دقایقی این پیش‌فرض‌ها را کنار بگذارید تا بتوانیم با ذهنی باز و فارغ از تعصبات قبلی، موضوع را واکاوی کنیم.

منبع: خبرگزاری رسمی حوزه

برچسب‌ها

مشهد

کربلا

کاظمین

مکه

مدینه

قم

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • مدیر سایت مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات پس از تأیید منتشر می‌شود.
captcha