تربیت دینی نسل نوپای جامعه همواره یکی از چالشبرانگیزترین دغدغههای والدین و پژوهشگران حوزه علوم انسانی و معارف اسلامی است. در جهان معاصر که هجوم بیوقفه الگوهای متکثر فکری، امواج فکری نوپدید و جذابیتهای گوناگون عرفانهای ترند شده بیش از هر مقطع تاریخی دیگری ذهن، عواطف و روان کودکان و نوجوانان را احاطه کرده است، مسئله چگونگی آموزش باورها، تکالیف و احکام دینی، مرزهای ظریف میان آزادی و اجبار، همچنین سازوکارهای درونیسازی ارزشهای الهی اهمیتی بنیادین و دوچندان پیدا کرده است. پرسشهای زیادی در این زمینه وجود دارد، اینکه آیا اساساً پیش از فرارسیدن سن بلوغ شرعی میتوان یا باید کودک را به انجام فرائض و عبادات واداشت؟ ماهیت این واداشتن چیست و چه تفاوتی با اجبارهای تحکمی دارد؟
در گفتوگو با حجتالاسلام والمسلمین محمدباقر مشکاتی، کارشناس خانواده و امور دینی با تکیه بر آیات وحیانی و روایات اصیل اهلبیت عصمت و طهارت(ع)، به کالبدشکافی ضرورت الزام فرزندان پرداختهایم تا راهبردی متعادل پیش روی والدین قرار گیرد. در ادامه مشروحی از این گفتوگو آمده است.
والدین و هنر انتقال احکام دینی به فرزندان در خانه
وقتی سخن از «احکام دینی» به میان میآید، بسیاری ناخودآگاه نگاهشان به سمت مدارس و مساجد میرود؛ حال آنکه تربیت دینی، پیش از آنکه آموزشی باشد، «فرایندی خانگی» است. خداوند متعال در قرآن کریم، مسئولیت نهایی هدایت و حفظ خانواده از انحراف را مستقیماً بر دوش سرپرستان قرار داده است: «خود و خانوادهتان را از آتش [دوزخ] حفظ کنید». (سوره تحریم، آیه ۶) کلمه «حفظ کنید» در این آیه، یک فرمان راهبردی است. احکام شرعی درواقع نقشه راه صیانت دینی هستند. اگر والدین، احکام دین را نه به عنوان مجموعهای از محدودیتهای خشک، بلکه به عنوان دستورالعمل سلامت و سعادت بشناسند، آنگاه آموزش آن به فرزندان را نه یک تکلیف جانبی، که وظیفهای واجب و حیاتی خواهند دانست. این رویکرد، فراتر از یک تکلیف بیرونی، پاسخی به عطش فطری فرزند برای پیوند با حقیقت هستی است؛ چرا که در نگاه تربیتی اسلام، دین نه امری تحمیلی، که پاسخی به نیاز عمیق وجودی انسان به سوی تعالی و کمال الهی است. خانه باید نخستین محیطی باشد که احکام الهی در آن، نه با فشار، که با فرهنگسازی در تار و پود سبک زندگی اسلامی جریان مییابد.
هندسه آموزش احکام دینی در سنین مختلف
آموزش احکام به کودکان نیازمند ظرافت رفتاری است؛ «نحوه گفتن» بسیار مهمتر از «چه گفتن» است. برای هر رده سنی ابتدا چند راهکارها و قاعده کلی و اساسی برای والدین مطرح است، هر چند در ادامه گفتوگو برای هر دوره سنی، پیشنهادهای متفاوتی نیاز است که بیان خواهد شد. اما در حالت کلی به والدین این موارد را پیشنهاد میدهیم:
دنجی معنوی در خانه: اختصاص یک گوشه کوچک از خانه به عنوان اتاق آرامش یا نمازخانه کوچک که سجادهها، تسبیح و کتابهای رنگی مذهبی در آن است.
تغییر لحن در بیان احکام: به جای گفتن «چرا نماز نخواندی؟»، بگویید «وقت آرامش ماست، دوست داری با هم بنشینیم و با خدا خلوت کنیم؟»تبدیل قانون به رویه: احکام را به صورت «قانون خانه» درآورید نه «قانون والدین». مثلاً بگویید: «در خانه ما، همه موقع اذان سعی میکنیم کارها را سبک کنیم» تا فرزندان بدانند این یک رویه خانوادگی است. هدف نهایی در این دوره: این هندسه تربیتی، کاملاً منطبق بر فطرتگرایی توحیدی است؛ چرا که در روانشناسی اسلامی، قلب کودک زمینی حاصلخیز است که بذر ایمان را با مدارا و ملایمت میپذیرد. رعایت این اصول بنیادین، بستر روانی لازم را برای هرگونه آموزش مستقیم و غیر مستقیم آموزههای شرعی فراهم میکند؛ حال بیایید براساس این بستر، نقشه راه اختصاصی هر دوره سنی را ملاحظه کنیم.
دوره کودکی اول (پیش از هفت سالگی)؛ شیوه محبت و الگوگیری
در این مرحله، آموزش مستقیم احکام دین جایگاهی ندارد. کودک باید طعم شیرین دینداری را در خانه بچشد. نحوه گفتن در این مرحله «مشاهده و الگوگیری» است. کودک نماز خواندن والدین را با آرامش، وضو گرفتن را با لبخند و حجاب مادر را با وقار میبیند. در این سن، احکام، «رفتار بزرگترهاست» نه «تکلیف کودک». از تحمیل هرگونه اجبار شرعی در این سن باید پرهیز کرد که نتیجه عکس خواهد داشت. برای عملیاتی کردن این رویکرد محبتآمیز و الگودهی، میتوان از راهکارهای زیر بهره جست:
بازیانگاری وضو: اجازه دهید کودک کنار دست شما با آب بازی کند، دست و صورتش را بشوید. او وضو گرفتن را با «آببازی مقدس» میشناسد و درک می کند. تعریف قصه بهجای حکم: وقتی میخواهید رعایت محرم و نامحرم در سنین بالاتر را یاد بدهید، در این سن فقط در قالب قصههایی که در آن حیای شخصیتها موج میزند، صحبت کنید.
پرهیز از حساسیت منفی: اگر کودک حین نماز شما روی کمرتان پرید، با لبخند و آغوش استقبال کنید. خاطره خوش از لحظات عبادی در خانه، مهمتر از رعایت آداب ظاهری در این سن است.
هدف نهایی در این دوره: تأسی به دوران سیادت و بازی است؛ امری که پیامبر اکرم(ص) فرمودند: «فرزند در هفت سال اول، سید و سرور است»؛ این سیادت، حکم میکند که تربیت نه در قالب تکلیف، بلکه در بستر بازی مهار نشده و آزاد محقق شود.
دوره کودکی دوم (۷ تا ۱۴ سال)؛ شیوه آموزش گامبهگام
اکنون زمان ورود به حوزه آشنایی با تکالیف دینی است. کودک در این سن آماده یادگیری مهارتهای عبادی است. نحوه گفتن در این مرحله، آموزش همراه با تشویق است. احکام نماز، طهارت و حلال و حرام را در قالب داستان و بازی بیاموزید. به جای نهی مستقیم، از «چرا»ها صحبت کنید. وقتی از احکام میگویید، بر جنبه مثبت آن تمرکز کنید؛ مثلاً به جای گفتن «چرا نماز نخواندی؟» بگویید «چقدر خوب است که حالا میتوانی با خدا صحبت کنی، بیا با هم یاد بگیریم چطور بهتر با خدا حرف بزنیم». برخی از راهکارهای عملی برای والدین چنین است:
برنامه رفاقت با خدا: یک جدول انگیزشی جذاب برای تکالیف ساده مثل خواندن یک آیه یا سوره کوتاه از قرآن کریم طراحی کنید.
مشارکت در مدیریت احکام: از او بپرسید: «به نظرت چطور میتوانیم طوری برنامهریزی کنیم که نماز مغرب به کارتون مورد علاقهات نخورد؟» با این کار، او خودش راهکار شرعی را پیشنهاد میدهد.
استفاده از رسانه: فیلمها یا پویانماییهایی که در آنها شخصیت اصلی داستان در موقعیتهای سخت، به احکام شرعی پایبند است، تأثیری ۱۰ برابر سخنرانی دارند.
هدف نهایی در این دوره: نهادینهسازی عادتهای عبادی است؛ بهگونهای که انجام احکام دینی، نه یک بار تحمیلی، بلکه بخشی از هویت روزمره کودک شود. در این بازه زمانی، بهرهگیری از اصل ملازمت و رفاقت در سیره تربیتی اهلبیت(ع)تأکید شده است.
دوره نوجوانی (۱۴ سال به بالا)؛ شیوه استدلال و مسئولیتپذیری
نوجوان در حال شکلدهی شخصیت مستقل خویش است. او احکام را نمیپذیرد مگر آنکه منطق و فلسفه آن را درک کند. نحوه گفتن در این دوره، گفتوگوی برابر و منطقی با نوجوان است. در این سن، والدین باید از آموزشگر به مشاور دین تغییر نقش دهند. احترام به بلوغ فکری نوجوان، کلید پذیرش احکام است. پیشنهاد راهکارهایی عملی برای والدین:
جلسات پرسش و پاسخ چالشی: اجازه دهید نوجوان پرسشهای حتی تند و تیز خود را بپرسد. اگر جوابی ندارید، نگویید «همینی که هست!»؛ بگویید «سؤال عمیقی بود، اجازه بده تحقیق کنم یا از یک کارشناس دینی (روحانی) بپرسم تا با هم تحلیلش کنیم».
واگذاری مسئولیت دینی: از او بخواهید در مسائل خانوادگی، نظر شرعی یک موضوع را (مثلاً محاسبه خمس و کفاره یا نحوه صحیح انجام یک کار مذهبی) برایتان در اینترنت جستوجو کرده یا از کتاب معتبر پیدا کند. این کار به او احساس خوب بلوغ میدهد.
هدف نهایی در این دوره: طبق فرمایش امام صادق(ع) که نوجوانی را زمان وزارت میداند، باید نوجوان را از جایگاه مأمور به جایگاه مشاور پدر و وزیر خانواده ارتقا داد تا حس استقلال و مسئولیتپذیری شرعی در او شکوفا شود.
سخن پایانی؛ انتقال آموزههای دینی با منش و سبک زندگی
آموزش آموزهها و احکام دین به فرزندان، پروژهای کوتاهمدت نیست که با چند تذکر یا برنامه آموزشی در خانه تمام شود؛ این امر باید در یک روند سبک زندگی اسلامی رقم بخورد.
اگر والدین در خانه به احکام شرعی اهمیت دهند، مثلاً در مورد رزق حلال، مراعات محرم و نامحرم در خانه یا اولویت نماز اول وقت؛ فرزند به صورت ناخودآگاه در فضای دین رشد میکند. فراموش نکنیم بهترین مدرس، منش والدین است.
نکته پایانی برای والدین اینکه؛ برای تداوم فراگیری آموزههای دینی، اصل استمرار از شدت مهمتر است. یک رفتار کوچک مذهبی اهل خانه که هر روز تکرار شود، بسیار مؤثرتر از یک سخنرانی طولانی یکباره از سوی والدین است. والدین موفق، کسانی هستند که حضور دین در خانه را در قالب رفتارهای مثبت روزانه تثبیت و نهادینه میکنند. پرورش این امانتهای الهی، برترین باقیاتالصالحات در مسیر پرفراز و نشیب زندگی اینجهانی و آنجهانی ما خواهد بود، چرا که تربیت صحیح، نخستین گام در ساختن انسان تمدنساز است؛ انسانی که در مسیر تحقق گامهای بزرگ انقلاب و بنای تمدن نوین اسلامی، ستون اصلی حرکت جمعی ملت ایران خواهد بود.





نظر شما