خروج سوریه پس از ۴۷ سال از فهرست کشورهای حامی تروریسم آمریکا، بیش از آنکه پایان یک پرونده ضدتروریستی باشد، ماهیت سیاسی این ابزار را آشکار میکند؛ فهرستی که نام کشورها در آن، همزمان با تغییر منافع راهبردی واشنگتن، تغییر میکند.
فهرستی که بیش از تروریسم، سیاست را اندازه میگیرد
سوریه در سال ۱۹۷۹ به اتهام حمایت دولت حافظ اسد از گروههای مسلح مخالف اسرائیل در فهرست کشورهای حامی تروریسم آمریکا قرار گرفت و نزدیک به پنج دهه در آن باقی ماند؛ حتی در دوران جنگ داخلی و پس از سقوط دمشق در دسامبر ۲۰۲۴.
اما خروج سوریه زمانی اتفاق افتاد که واشنگتن تشخیص داد رابطه با دولت جدید دمشق ارزش تغییر این وضعیت را دارد. احمد الشرع یا همان ابومحمد الجولانی، رئیسجمهور جدید سوریه و رهبر پیشین یکی از شاخههای وابسته به القاعده، تضمین داد که سوریه در آینده از تروریسم بینالمللی حمایت نخواهد کرد.
با این حال، مسئلهای که در اینجا برجسته میشود، فاصله میان معیار اعلامشده و منطق عملی فهرست است. «روسلان تراد»، تحلیلگر سیاسی سوری، در مطلبی برای شورای آتلانتیک، این فهرست را نه یک ثبت عینی از حامیان تروریسم، بلکه نوعی «شیر فشار سیاست خارجی» توصیف میکند.
«مارکو روبیو»، وزیر خارجه آمریکا، حذف سوریه را راهی برای باز شدن مسیر تجارت و سرمایهگذاری بینالمللی و بازسازی سوریه معرفی کرد. همین استدلال، کارکرد واقعی فهرست را نیز روشن میکند؛ عنوان «حامی تروریسم» دسترسی به نظام مالی جهانی تحت سلطه آمریکا را محدود میکند و حذف آن، علاوه بر پیام سیاسی، یک مشوق اقتصادی قدرتمند است.
کوبا، ایران و کره شمالی؛ سه کشور باقیمانده
اگر معیار اصلی، صرفاً سابقه حمایت از تروریسم بود، پرسش این است که چرا سه کشور باقیمانده دقیقاً کوبا، ایران و کره شمالی هستند؟ متن اصلی پاسخ را در وضعیت روابط آنها با واشنگتن جستوجو میکند.
کوبا روشنترین نمونه است. این کشور در چهار دهه گذشته سه بار از فهرست خارج و دوباره به آن بازگردانده شده است. اوباما در سال ۲۰۱۵ کوبا را حذف کرد و بایدن در ژانویه ۲۰۲۵ اعلام کرد که قصد دارد بار دیگر این کار را انجام دهد؛ اما ترامپ پس از بازگشت به قدرت، این تصمیم را معکوس کرد. رفتار کوبا در این فاصله، تنها متغیر تعیینکننده نبوده است؛ آنچه تغییر کرده، رویکرد دولت آمریکا در قبال هاوانا بوده است.
ایران از سال ۱۹۸۴ در فهرست قرار دارد و اکنون این عنوان در کنار «عملیات طرد اقتصادی»، محاصره دریایی بنادر ایران و ساختار گسترده تحریمهای دولت ترامپ قرار گرفته است. بنابراین تا زمانی که جنگ ادامه دارد، جایی برای خروج ایران از فهرست باقی نمیماند.
کره شمالی نیز نشان میدهد حتی دیپلماسی شخصی ترامپ با «کیم جونگ اون» لزوماً به حذف این عنوان منجر نمیشود. کره شمالی در سال ۲۰۱۷، در دوره نخست ریاستجمهوری ترامپ، دوباره وارد فهرست شد و با وجود نشست سنگاپور و کاهش تنشهای مقطعی، همچنان در آن باقی مانده است.
سوریه چه چیزی به دست میآورد و آمریکا چه چیزی؟
برای سوریه، حذف عنوان «حامی تروریسم» اهمیت عملی دارد. تحریمهای گستردهتر آمریکا پیشتر در سال ۲۰۲۵ تا حدی کاهش یافته بود، اما همچنان ریسک حقوقی و اعتباری ناشی از این عنوان، بانکها و شرکتهای بینالمللی را از تعامل با دمشق دور نگه میداشت.
اکنون این مانع برداشته شده است؛ اما حذف فهرست بهتنهایی بازسازی سوریه را تضمین نمیکند. کشور به چندصد میلیارد دلار سرمایهگذاری برای بازسازی نیاز دارد و خروج از فهرست، سرمایهگذاری را قانونیتر و از نظر مالی امنتر میکند، اما بهخودیخود ثبات سیاسی، کارآمدی نهادی یا جذابیت اقتصادی لازم برای جذب چنین سرمایهای را ایجاد نمیکند.
از این منظر، پذیرش دولت احمد الشرع بهعنوان شریک بازسازی، برای واشنگتن یک شرطبندی راهبردی است و حذف سوریه از فهرست را میتوان نخستین پرداخت این شرطبندی دانست.
در نهایت، معنای سیاسی این فهرست زمانی روشنتر میشود که سه کشور باقیمانده را کنار سوریه قرار دهیم. سوریه زمانی از فهرست خارج شد که رابطهاش با واشنگتن تغییر کرد؛ نه صرفاً زمانی که گذشتهاش تغییر کرده باشد. به همین دلیل، نتیجهگیری روشن است؛ برای خروج از این فهرست، فقط رفتار بهتر کافی نیست؛ معاملهای بهتر لازم است.





نظر شما