جهان اسلام امروز در نقطهای عطف ایستاده است؛ جایی که عبور از پیچیدهترین بحرانها دیگر با رویکرد صرفاً عاطفی و چارچوبهای سنتی ممکن نیست. ابعاد این دغدغه بنیادین و راهکارهای نوآورانه عبور از بنبستهای فکری، بهتازگی در جریان چهلمین کنفرانس بینالمللی وحدت اسلامی و نشستهای تخصصی نخبگان مورد بحث و تبادل نظر قرار گرفت. برای آگاهی از زوایای دقیق این تحلیلهای راهگشا، ما را در ادامه این گزارش همراهی کنید.
وحدت باید از یک ارزش به «نظامی علمی و فقهی» تبدیل شود
در همین راستا آیتالله احمد مبلغی، نماینده جمهوری اسلامی ایران در مجمع جهانی فقه اسلامی و عضو مجلس خبرگان رهبری، با تأکید بر ضرورت تأسیس و توسعه «فقه وحدت» در حوزههای علمیه میگوید: وحدت اسلامی نباید صرفاً در سطح توصیههای اخلاقی و عاطفی باقی بماند. با وجود پیشرفتهای صورت گرفته در حوزه وحدت اسلامی، به دلیل ریشههای تاریخی تعصب و جریانهای مخالف وحدت، همچنان در برخی حوزههای فکری، رفتاری و عملی با نوعی «اختلال ادراکی» نسبت به مسئله وحدت روبهرو هستیم. ایشان فقدان یک نظریه منسجم درباره وحدت را یکی از عوامل اصلی این وضعیت دانسته و میافزاید: هنگامی که از خاستگاه یک نظریه تعریفشده حرکت نکنیم، علوم، دانشها و ظرفیتهای علمی نیز در خدمت تحقق وحدت قرار نمیگیرند. حوزه علمیه باید در این زمینه وارد میدان شود و نظریهای را شکل دهد که بتواند مجموعه ظرفیتهای قرآن، سنت، فقه، کلام، فلسفه شریعت و علوم اجتماعی را در یک منظومه واحد فعال کند.
امت اسلامی؛ واقعیتی فراتر از اختلافات سیاسی و مذهبی
این استاد حوزه علمیه در تبیین نخستین لایه نظری وحدت، از مفهوم «جعل تکوینی امت» سخن گفته و اظهار میکند: پیش از آنکه وارد فقه و احکام وحدت شویم، باید به یک مرحله پیشینی توجه کنیم و آن این است که قرآن، امت اسلامی را یک واقعیت اجتماعی و الهی معرفی میکند. همچنان که در قرآن کریم آمده است «امت بودن» مسلمانان صرفاً محصول توافق سیاسی یا اراده اعتباری آنان نیست؛ به این معنا که حتی اگر مسلمانان دچار اختلاف، تفرقه و منازعه شوند، اصل تعلق آنها به امت اسلامی از میان نمیرود. حتی اگر یک امت، متفرق و متشعب شود و اعضای آن درگیر اختلاف شوند، باز هم اصل امت بودن باقی است. بنابراین نباید تصور کرد با وقوع اختلاف، حقیقت «امت واحده» به کلی از میان میرود.
آیتالله مبلغی مرحله بعد را «جعل تشریعی اخوت» دانسته و با استناد به آیه «إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ» بیان میکند: قرآن کریم در این آیه صرفاً مسلمانان را دعوت نمیکند که با یکدیگر برادر باشند، بلکه اخوت را بهعنوان یک وضعیت تشریعی برای جامعه ایمانی تثبیت میکند. برادری اسلامی حتی با وقوع اختلاف و درگیری از اساس از میان نمیرود و به همین دلیل قرآن پس از بیان «المؤمنون إخوة» بلافاصله فرمان «فأصلحوا بین أخویکم» را مطرح میکند؛ یعنی اصل برادری باقی است و در صورت بروز نزاع باید مناسبات اجتماعی دوباره با آن اصل تنظیم شود.
ضرورت تأسیس «فقه وحدت»
نماینده مجلس خبرگان رهبری یکی از مهمترین خلأهای مطالعات اسلامی را فقدان باب مستقل و منسجمی با عنوان «فقه وحدت» عنوان کرده و میگوید: وقتی از مبانی بالادستی حرکت کنیم، ناگزیر باید به فقه وحدت برسیم؛ مگر میشود مسئلهای با این میزان اهمیت در قرآن و روایات وجود داشته باشد اما فقه آن به صورت مستقل توسعه پیدا نکرده باشد؟ مجموعهای از قواعد اسلامی همچون «تحابب»، «تزاور»، «تهادی»، «تغافل»، «تعاشر» و «تعایش» از ظرفیتهای مغفول این حوزه هستند. دهها و شاید صدها قاعده در منابع دینی وجود دارد که میتواند در ساخت فقه وحدت مورد استفاده قرار گیرد، اما چون بابی مستقل در فقه برای این موضوع گشوده نشده، بسیاری از این ظرفیتها همچنان به صورت پراکنده در متون روایی باقی ماندهاند. «فقه اخوت»، «فقه مصلحت امت» و «احکام اضطراری امت» از اجزای منظومه فقه وحدت هستند.
ایشان با طرح این پرسش که چگونه برای افراد و موضوعات مختلف احکام ثانویه و وضعیت اضطراری در نظر گرفته میشود، اما برای «امت» با چنین سابقه تاریخی و گستره اجتماعی احکام مربوط به وضعیتهای استثنایی و اضطراری کمتر مورد بحث قرار گرفته است، تصریح میکند: مصلحت امت باید بهعنوان موضوعی جدی در فقه مورد مطالعه قرار گیرد. وحدت باید قدرت پاسخگویی به بحرانها را پیدا کند و اگر نظریه نداشته باشیم دچار هرجومرج ذهنی و اختلال ادراکی میشویم و توان پاسخگویی علمی و روشمند به مسائل را از دست میدهیم. ما به یک «نظام وحدت» نیاز داریم که قدرت تولید و بازتولید داشته باشد؛ یعنی بتواند دائماً از دل مبانی خود پاسخ، قاعده و راهبرد تولید کند و در برابر بحرانهای پیچیدهای که امت اسلامی را تهدید میکنند، راهحل ارائه دهد. در غیر این صورت مسئله وحدت به سلایق اشخاص و تصمیمهای مقطعی وابسته خواهد شد.
این استاد درس خارج حوزه علمیه همچنین بر ضرورت بهرهگیری از جامعهشناسی و مطالعات هویت در این حوزه تأکید و اظهار میکند: وحدت امری اجتماعی و هویتی است و بدون شناخت هویت امت و سنن الهی حاکم بر جامعه نمیتوان نظریهای جامع درباره آن شکل داد. باید در این زمینه به ظرفیت اندیشههای علامه طباطبایی، شهید صدر و شهید مطهری دقت کرد و علوم مختلف اسلامی و انسانی در خدمت نظریه وحدت باشند.
آیتالله مبلغی در بخش پایانی تحلیل راهبردی خود، با تأکید بر مسئولیت نهادهای علمی خاطرنشان میکند: علوم اسلامی نباید نسبت به موضوع وحدت بیطرف و منفعل باقی بمانند. فقه باید وارد میدان شود و در کنار آن «کلام شریعت»، فلسفه شریعت و سایر دانشهای اسلامی نیز توسعه پیدا کنند. یکی از مشکلات اصلی موجود، فقدان صورتبندی نظاممند وحدت است. امروز وحدت برای ما یک ارزش است، اما هنوز یک نظام نیست که بتواند حرکت ایجاد کند. تبدیل وحدت از یک ارزش پذیرفتهشده به نظامی علمی، فقهی و راهبردی، میتواند ظرفیت عظیم قرآن، سنت، حوزه و دانشگاه را برای پاسخگویی به چالشهای نوپدید جهان اسلام فعال کند.
نگاهی به الگوی عملی تقریب؛ تبیین ابعاد اندیشه وحدت در نگاه رهبر شهید
در امتداد همین مباحث نظری و برای نشان دادن نمونههای عینیت یافته این اندیشهها، حجتالاسلام والمسلمین حمید شهریاری، دبیرکل مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی، با تمرکز بر سیره رهبر شهید(ره)، ابعاد تازهای از وحدت و تمدن اسلامی را تبیین میکند. وی سخنان خود را با استناد به جمله ماندگار «ما رأیت الا جمیلا» از حضرت زینب(س) آغاز میکند و به تبیین مفهوم «زیبایی» در فلسفه اخلاق و زندگی پرداخته و میگوید: جذابیت و زیبایی یک شخصیت در گرو ماندگاری و تأثیرگذاری او است. انسان در گستره بیکران هستی، با تکیه بر فضائل چهارگانه حکمت، شجاعت، عدالت و عفت، به حیات خود معنا میبخشد و آنچه از این عمر کوتاه باقی میماند، باقیات صالحات است. شخصیت امام شهید جذابیت جهانی داشت و تشییعهای میلیونی ایشان در نقاط مختلف کشور، گواهی بر محبوبیت و نفوذ کلام ایشان است. این جذابیت ریشه در ویژگیهای عمیق اخلاقی و رفتاری ایشان داشت.
دبیرکل مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی در ادامه، با تبیین مؤلفههای عملیاتی این مکتب فکری، نخستین ویژگی برجسته امام شهید را فراغت از مقام دنیا دانسته و اظهار میکند: ایشان نه تنها به دنبال مقام نبودند، بلکه از پذیرش مسئولیتهای سنگین به دلیل تقوای الهی نگران بودند. برخلاف بسیاری از حکام که قدرت را هدف میدانند، ایشان با بیاعتنایی به دنیا، در میان مردم ماندگار شدند. «مجاهدت مستمر» دومین ویژگی ایشان بود. ایشان از دوران تبعید پیش از انقلاب تا مسئولیتهای سنگین پس از انقلاب، همواره سربازی در میدان بودند و مسیر ترورها و جانبازیها، گواه حضور خستگیناپذیر ایشان در خط مقدم جهاد است. همچنین «عمق شناخت راهبردی از تاریخ معاصر» از دیگر ویژگیهای امام شهید بود. ایشان عالمی بودند که با تحلیل دقیق تاریخ، آینده را پیشبینی میکردند؛ به طوری که در موضوعات کلانی همچون تعامل با آمریکا، نگاه راهبردی ایشان همواره چراغ راه بود و حتی در شرایطی که «نرمش قهرمانانه» را مطرح کردند، مبتنی بر همان شناخت دقیق و مصلحت امت بود.
نوآوری علمی و اخلاق کریمانه؛ پشتوانههای عملی تقریب
دبیرکل مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی در ادامه، تأکید امام شهید بر نوآوری علمی را ستوده و بیان میکند: ایشان در حوزه تقریب تنها به کلیات بسنده نمیکردند، بلکه در مباحثی همچون اتحادیه کشورهای اسلامی و تمدن اسلامی، نظریهپرداز بودند و همواره نخبگان را به تفکر و تولید محتوای تازه دعوت میکردند. اخلاق کریمانه ویژگی ممتاز دیگر رهبر شهید انقلاب بود. ایشان حتی با منتقدان و کسانی که بهصراحت در برابرشان موضعگیری میکردند، با محبت و بزرگواری رفتار میکردند. این سیره که میراث ائمه اطهار(ع) بود، موجب شد حتی مخالفان نیز از منش اخلاقی ایشان متأثر شوند.
حجتالاسلام شهریاری در پایان، با اشاره به شهادت قائد امت در سنین بالا و جمعبندی این مسیر نورانی تصریح میکند: شهادت، زیباترین فرجام برای شخصیتی بود که تمام عمرشان را صرف خدمت به امت اسلامی کردند. در نهایت، راز آن «جمیل» دیدن کربلا، در همین ماندگاری و تأثیری است که شخصیتهایی همچون امام شهید با تأسی به اولیای الهی از خود بر جای میگذارند؛ فرجامی که اثبات میکند آرمان وحدت اسلامی برای تحقق، به چیزی فراتر از شعور عاطفی، یعنی به نظام علمی و اخلاق کریمانه نیازمند است.





نظر شما