تحولات منطقه

۴۰ سال از پرواز آسمانی «شهید محمود کاوه» گذشته است؛ اما بعضی آدم‌ها با رفتن، از یادها نمی‌روند؛ بلکه به بخشی از حافظه یک ملت تبدیل می‌شوند.

شهید محمود کاوه؛ فرماندهی شجاع و مردم‌دار
زمان مطالعه: ۷ دقیقه

۴۰ سال از پرواز آسمانی «شهید محمود کاوه» گذشته است؛ اما بعضی آدم‌ها با رفتن، از یادها نمی‌روند؛ بلکه به بخشی از حافظه یک ملت تبدیل می‌شوند. شهید کاوه از همان آدم‌هاست؛ فردی که در سال‌های آغازین جوانی، در دل سخت‌ترین میدان‌ها ایستاد و نامش را نه با سن و سال، که با شجاعت و مردانگی ماندگار کرد. فرماندهی که پیش از آنکه دیگران را به میدان بفرستد، خودش در خط مقدم می‌ایستاد و خطر را پیش از نیروهایش به جان می‌خرید.
«برادر محمود» فقط یک فرمانده شجاع نبود؛ رفیق نیروهایش بود، صمیمی و بی‌تکلف؛ اما در میدان نبرد استوار و قاطع. برایش جان همرزمانش ارزش داشت و پیکر هیچ شهیدی چیزی نبود که بتوان از کنار آن گذشت. وطن‌دوستی در وجود او شعار نبود؛ خاک ایران را بخشی از هویت خود می‌دانست و برای دفاع از آن، از جان و آرامش خود می‌گذشت. شاید همین ترکیب کم‌نظیرِ شجاعت، صمیمیت، مسئولیت‌پذیری و عشق به ایران بود که از محمود کاوه بیست‌وسه ساله اسطوره‌ای بی‌همتا ساخت.
چهلمین سالگرد شهادت او فقط یادآوری یک تاریخ نیست؛ فرصتی است برای بازخوانی زندگی جوانی که در اوج قدرت، متواضع ماند و در اوج خطر، عقب ننشست؛ فرمانده‌ای که فاصله‌ای میان خود و نیروهایش نمی‌دید و شهادت را نه پایان راه؛ بلکه ادامه عهدی می‌دانست که با همرزمان و سرزمینش بسته بود. ۴۰ سال گذشته؛ اما هنوز هر زمان نام «شهید محمود کاوه» می‌آید، خاطراتی زنده می‌شود که گویی هیچ‌گاه تکراری نمی‌شوند.
این بار به بهانه چهلمین سالگرد شهادت این فرمانده بزرگ خراسان، به سراغ سه تن از همرزمان او رفتیم تا خاطراتی را مرور کنیم که شاید کمتر شنیده شده است.

باید هر طور شده جلو دشمن را بگیریم

مصطفی فتوحیان که از سال ۱۳۶۰ در ۱۶ سالگی وارد جبهه شد و تا سال ۱۳۷۰ برای برقراری امنیت در کردستان حضور داشت، درباره میهن‌دوستی و ابتکار تاکتیکی شهید کاوه در قالب یک خاطره می‌گوید: پیش از عملیات کربلای ۲، در حاج عمران، عراق تک زد و منطقه ۲۵۱۹ را گرفت و در حال پیشروی بود تا به سمت پیرانشهر حرکت کند. اگر به بالای ارتفاعات تمرچین می‌رسیدند، اشنویه، نقده، پیرانشهر و سردشت، همه در اشراف دشمن قرار می‌گرفتند. به همین خاطر در ماه مبارک رمضان سال ۶۵ لشکر ویژه شهدا عملیاتی را علیه نیروهای عراق تدارک دیده بود تا ارتفاعات ۲۵۱۹ را از دست دشمن خارج کند.
او می‌افزاید: پیش از ورود به عملیات، شهید کاوه با دوربین ارتفاع ۲۵۱۹ را که تقریباً یک تا دو کیلومتر با ما فاصله داشت، زیر نظر گرفته بود و پس از آن من را برای عملیات همان شب توجیه ‌کرد. آقای خسرو شوق، جانشین شهید کاوه وارد منطقه شد و به او گفت: «فکر نمی‌کنم امشب شرایطش باشد. الان آقای سلیمانی درگیر است. ما دو گردان دیگر داریم؛ گردان حضرت رسول(ص) و گردان امام حسین(ع). با این دو گردان نمی‌توانیم به خط بزنیم». شهید کاوه پاسخ داد: «آقای شوق، اگر ما امشب با همین دو گردان به آن‌ها نزنیم، فردا شب با دو تیپ هم نمی‌توانیم به ارتفاعات ۲۵۱۹ حمله کنیم. از طرف دیگر، ما باید هر طور شده امشب جلو عراق را بگیریم. اگر این کار را نکنیم، مطمئن باشید عراق اگر امشب مورد حمله قرار نگیرد، فردا با تدارکی که از صبح دیده‌ام، می‌آید و تمرچین را می‌گیرد. ما باید برویم نقده پدافند کنیم. ما نباید امشب حتی یک وجب عقب برویم. امشب باید به دشمن حمله کنیم».
فتوحیان خاطرنشان می‌کند: در ادامه، این حمله را انجام دادیم و از دشمن هم تلفات گرفتیم؛ اما نتوانستیم آن شب ارتفاع ۲۵۱۹را به‌طور کامل بگیریم. مسئله مهم این بود که کاوه دید وسیعی داشت. قدرت دشمن و توان او را می‌سنجید و بر اساس توان دشمن تصمیم می‌گرفت. او می‌دانست که ما آن شب قادر نیستیم ارتفاعات ۲۵۱۹را بگیریم؛ اما می‌دانست که می‌توانیم از دشمن تلفات بگیریم، ساختارش را به هم بزنیم و ضربه‌ای به ساختار نظامی آن وارد کنیم؛ به‌گونه‌ای که دشمن نتواند خودش را برای مراحل بعدی عملیات آماده کند.

رسیدگی به مشکلات رزمندگان

قاسم رادمرد نیز از جمله رزمندگان دفاع مقدس هشت ساله است و با وجود اینکه از سال ۱۳۵۸ تا ۱۳۶۰ در منطقه آذربایجان‌غربی و شهرهای کردنشین در ارتش خدمت کرده، به‌عنوان نیروی بسیجی در عملیات‌های فتح‌المبین و بیت‌المقدس حضور داشت و در سال ۱۳۶۲ به عضویت تیپ ویژه شهدا درآمد. وی درباره رسیدگی شهید کاوه به مشکلات و مسائل رزمندگان بیان می‌کند: شهید کاوه به مشکلات نیروهای کادر، وظیفه و سرباز توجه داشت. حتی اگر کسی می‌خواست ازدواج کند، به او کمک می‌کرد. به عنوان مثال اگر فردی می‌گفت می‌خواهم ازدواج کنم، بعضی افراد پیشنهاد می‌کردند چون شما در منطقه هستید، باید به پشت جبهه برگردید تا بتوانید ازدواج کنید. شهید کاوه از نفوذ مسئولان لشکر در شهرستان‌ها استفاده می‌کرد و به یکی از نیروها می‌گفت شما که در چناران هستید، به قوم و خویش خودتان بگویید فرد مناسبی را برای ازدواج پیدا کنند که مورد توافق طرفین باشد.
او ادامه می‌دهد: اگر یکی از رزمندگان لشکر مشکل مالی داشت، شهید کاوه به او کمک می‌کرد. یک مورد را به‌خاطر دارم که یکی از نیروهای کادر در منطقه بود و نمی‌توانست خانواده‌اش را به آنجا بیاورد. آن‌ها در شهر دیگری دچار مشکل شده و حتی از خانه بیرون رانده شده بودند. شهید کاوه بلافاصله به نمایندگی ما در مشهد مأموریت داد و خودرو در اختیار فرد گذاشت و گفت بروید برای این خانواده در همان شهری که هستند، خانه اجاره کرده و وسایلشان را جابه‌جا کنید.
رادمرد تأکید می‌کند: این‌قدر دقیق بود که اگر کسی امروز مشکلی داشت، نمی‌گذاشت موضوع به فردا موکول شود. به مسئولان و نمایندگان لشکر در خراسان دستور می‌داد که همان روز مشکل را رفع کنند؛ به‌خصوص اگر هوا سرد بود و خانواده‌ای در شرایط نامناسب قرار داشت حتی نگران بود مبادا سرما بخورند.
این رزمنده پیشکسوت یادآور می‌شود: در مقابل، برادر محمود برای خودش چنین توقعی نداشت. علاقه‌مند نبود خودش شرایط گرم و نرم داشته یا تغذیه‌اش آماده باشد. به رده‌ها سرکشی می‌کرد و ضمن بازدید، با نیروها رفتار صمیمانه‌ای داشت. اگر در محل غذاخوری گردان یا یگان غذایی سرو می‌شد، خودش در صف آن‌ها می‌ایستاد، غذا می‌گرفت و همان غذایی را می‌خورد که نیروها می‌خوردند. برایش مهم بود بداند به نیروها چه می‌دهند و آیا تفاوتی میان غذای فرماندهان و نیروهای عادی وجود دارد یا نه. مسئول آشپزخانه می‌دانست که ممکن است هر لحظه آقای کاوه برای بررسی غذا وارد غذاخوری شود؛ بنابراین همه دقت می‌کردند که کیفیت غذا و امور مربوط به آن درست باشد.

وقتی شهید کاوه امنیت و جاده را به روستاهای کردستان آورد

احمد رادمرد نیز که سال ۵۸ وارد سپاه شد و در درگیری‌های داخلی کردستان پیش از تشکیل تیپ و لشکر ویژه شهدا در کردستان مستقر بود، در گفت‌وگو با طوس درباره عملیات آزادسازی دو روستا در منطقه‌ کامیاران می‌گوید: من همراه تیپ ۷۲ شهید هاشمی‌نژاد از مشهد به کردستان اعزام شدم و در کامیاران استقرار پیدا کردیم. روستا سیویه کامیاران هیچ جاده‌ ارتباطی نداشت و رفت‌وآمد در آنجا فقط با الاغ و موتور انجام می‌شد. از لشکر ویژه شهدا درخواست شده بود این روستا و یکی از روستاهای دیگر کامیاران را که زیر نفوذ ضد انقلاب بود، آزاد کنند.
او می‌افزاید: شهید کاوه با گروهی از نیروهای لشکر ویژه شهدا وارد منطقه شد و همزمان با عملیات شناسایی، کار جاده‌سازی را با لودر و بلدوزری که همراه داشتند، آغاز کردند. نظر شهید کاوه این بود که همزمان با آزادسازی روستاها باید برای آن‌ها جاده‌سازی را نیز انجام دهیم.
این رزمنده پیشکسوت مشهدی یادآور می‌شود: عملیات ۴۸ ساعت طول کشید و سرانجام روستاها آزاد شدند. روش او چنین بود که در بامداد و پیش از روشنایی کامل، روستا را محاصره و اعلام می‌کرد، مردمی که قصد همکاری با ضدانقلاب را ندارند و مسلح نیستند، بیرون بیایند. سپس نیروهای سپاه با منافقانی که در روستا کمین کرده بودند، درگیر می‌شدند و کار پاک‌سازی روستا از این عناصر آغاز می‌شد.
رادمرد ادامه می‌دهد: در یکی از این روستاها پس از پایان عملیات، ماموستای روستا با ترس و لرز، مقداری دوغ و پارچه به رسم هدیه آورد تا به رزمندگان بدهد. وقتی متوجه شد فرمانده‌ عملیات شهید کاوه است، باور نمی‌کرد که فرمانده‌ای با صلابت، جثه‌ای لاغر و نحیف داشته باشیم. ما هدایای او را تحویل گرفتیم و آن ماموستا با اشک گفت: «من صبح بیدار شدم. باورم نمی‌شد که خودروهای شما بدون راه و جاده وارد روستا شده‌اند. سال‌ها بود که حتی موتور هم نمی‌توانست در این روستا تردد کند و بیمارانمان را نمی‌توانستیم به کامیاران برسانیم و می‌مردند».
او خاطرنشان می‌کند: ماموستا دست شهید کاوه را بوسید و او در پاسخ گفت: «انجام این کار وظیفه ‌ماست تا مردم کردستان را نجات دهیم. مردم کرد، از خود ما هستند و هدفمان دفاع از آن‌هاست». این برخورد محبت‌آمیز و در عین حال قاطع، چنان در دل مردم نفوذ کرد که تا ۱۰ روز پس از شهادت شهید کاوه، اهالی این روستاها برای او عزاداری می‌کردند.
۴۰ سال از رفتن سردار شهید محمود کاوه گذشته است و آنچه از او به یادگارمانده تصویری از فرماندهی است که شجاعت را با مسئولیت، قاطعیت را با مهربانی و عشق به ایران را با خدمت به مردم معنا کرد. شاید راز ماندگاری «برادر محمود» همین باشد مردی که در میدان نبرد برای یک وجب از خاک وطن مقابل دشمن غدار ایستاد و در میان مردم، خود را خادم آن‌ها می دانست؛ به همین خاطر پس از چهار دهه، نامش هنوز در جان و دل دوستانش زنده است.

منبع: روزنامه قدس

برچسب‌ها

مشهد

کربلا

کاظمین

مکه

مدینه

قم

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • مدیر سایت مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات پس از تأیید منتشر می‌شود.
captcha