اروپا آرامآرام در حال کنار گذاشتن تصویری است که چند دهه از خود ساخته بود؛ قارهای که قدرتش را با اقتصاد، تجارت، دیپلماسی و نفوذ سیاسی تعریف میکرد و تأمین امنیتش را تا حد زیادی به ایالات متحده سپرده بود. اکنون اما نشانههای یک تغییر بزرگ در سراسر اروپا دیده میشود: افزایش بیسابقه هزینههای نظامی، توسعه صنایع دفاعی، ساخت ناو و زیردریایی، تقویت ارتشها و آمادهسازی زیرساختهای حیاتی برای شرایط جنگی. اروپا دیگر فقط درباره دفاع از خود سخن نمیگوید؛ به تدریج در حال ساختن تواناییهایی است که برای ورود به یک رویارویی نظامی گستردهتر مورد نیاز خواهد بود.
قارهای که دوباره به ارتش نیاز پیدا کرده است
به گزارش یورونیوز، هزینههای دفاعی کشورهای عضو اتحادیه اروپا در سال ۲۰۲۵ به ۴۱۸ میلیارد یورو رسید؛ رقمی که نسبت به سال قبل ۲۰درصد افزایش داشت. پیشبینی میشود این هزینه در سال ۲۰۲۶ به ۴۵۴ میلیارد یورو معادل ۴/۲درصد تولید ناخالص داخلی اتحادیه اروپا برسد. این ارقام فقط افزایش بودجه یک بخش دولتی را نشان نمیدهند؛ پشت آنها تلاش گسترده اروپا برای بازسازی و گسترش ظرفیت نظامی قرار دارد. یکی از مهمترین میدانهای این تحول، دریاست. از سال ۲۰۱۶ تاکنون، ارزش تولید ناوها، زیردریاییها و تجهیزات دفاع دریایی در اتحادیه اروپا به ۸/۱۱۷میلیارد یورو رسیده و فقط در سال ۲۰۲۵ ارزش این تولید به ۷/۱۳میلیارد یورو بالغ شده است. فرانسه، آلمان، ایتالیا و اسپانیا در قلب این روند قرار دارند و در مجموع ۸۷ درصد ظرفیت صنعتی دفاع دریایی اتحادیه را در اختیار گرفتهاند. این چهار کشور همچنین ۸۲ درصد ارزش تولید دفاع دریایی اتحادیه در سال گذشته را به خود اختصاص دادهاند. سهم فرانسه ۳۷ درصد، سهم آلمان و ایتالیا هر کدام ۱۹ درصد و سهم اسپانیا ۸ درصد بوده است. این روند در شرق اروپا حتی آشکارتر است. لهستان با اختصاص ۴۸/۴درصد تولید ناخالص داخلی خود به دفاع، در صدر کشورهای اتحادیه اروپا قرار دارد. پس از آن لیتوانی با ۴درصد، لتونی با ۷۳/۳درصد و استونی با ۳۸/۳درصد قرار دارند. لهستان در سال ۲۰۲۶ حدود ۵۳ میلیارد یورو برای هزینههای اصلی دفاعی کنار گذاشته؛ رقمی معادل حدود ۷/۴درصد تولید ناخالص داخلی این کشور. شمار نیروهای مسلح لهستان نیز از ۲۲۰هزار نفر گذشته است. کشوری که چند سال پیش بیشتر به عنوان یکی از اقتصادهای رو به رشد اروپا شناخته میشد، اکنون در حال تبدیل شدن به یکی از مهمترین قدرتهای نظامی این قاره است. این تغییر فقط محصول نگرانی از روسیه نیست؛ نشاندهنده شکلگیری نسلی جدید از سیاستمداران اروپایی است که امنیت را بیش از هر زمان دیگری با قدرت نظامی پیوند میزنند.
ژرمنها از سایه بیرون میآیند
آلمان نیز در حال شکستن یکی از مهمترین محدودیتهای تاریخی خود است. کشوری که پس از جنگ جهانی دوم دههها با احتیاط به قدرت نظامی مینگریست، اکنون سهم هزینههای دفاعی خود از تولید ناخالص داخلی را از ۲۷/۱درصد در سال ۲۰۲۱ به ۱۴/۲درصد رسانده و قصد دارد هزینه سالانه دفاعی خود را تا سال ۲۰۲۹ به ۱۶۲ میلیارد یورو افزایش دهد.
این فقط افزایش بودجه نیست؛ برلین همزمان به دنبال افزایش ظرفیت تولید تسلیحات و ایجاد توان نظامی متناسب با جایگاه اقتصادی و سیاسی خود در اروپاست. به این ترتیب، یکی از کشورهایی که پس از تجربه جنگ جهانی دوم بیشترین حساسیت را نسبت به نظامیگری داشت، اکنون خود به یکی از موتورهای اصلی بازسازی قدرت نظامی اروپا تبدیل شده است.
پایان قدرت نرم؟
مجموع این تحولات نشان میدهد اروپا در حال فاصله گرفتن از تصویری است که طی دهههای گذشته از خود ساخته بود؛ تصویری از یک قدرت اقتصادی که امنیت خود را تا حد زیادی به ایالات متحده واگذار کرده و بیشتر بر ابزارهای سیاسی، اقتصادی و دیپلماتیک تکیه دارد.
جنگ اوکراین این روند را سرعت بخشیده، اما دامنه آن بسیار گستردهتر از این جنگ است. اروپا اکنون از بازدارندگی، آمادگی نظامی، حفاظت مسلحانه از زیرساختها و مقابله با تهدیدهای دولتی سخن میگوید و برای تحقق این اهداف، صدها میلیارد یورو هزینه میکند.اروپا در حال تغییر است؛ قارهای که زمانی جنگ را بزرگترین شکست تاریخ خود میدانست، اکنون در حال آماده شدن برای جنگ به عنوان یکی از احتمالات آینده است. اروپا دیگر از جنگ فقط به عنوان یک تهدید سخن نمیگوید؛ دارد ارتش، صنایع و ابزارهای لازم برای روزی میسازد که آن را خیلی نزدیک میبیند.
خبرنگار: نیکپندار




نظر شما