در روزهایی که شهریور به نیمه خود نزدیک میشود و خانوادهها، سالمندان، زنان باردار، بیماران مزمن و کادر درمان باید خود را برای فصل بیماریهای تنفسی آماده کنند، داروخانهها همچنان پاسخ روشنی برای متقاضیان واکسن آنفلوآنزا ندارند.
مسئله فقط «نبود یک واکسن» نیست؛ماجرا تصویری بزرگ تر از شکنندگی زنجیره تأمین اقلام سلامت در کشور است. از یک سو، مسئولان از تلاش برای واردات و یافتن مسیرهای جایگزین سخن میگویند و از سوی دیگر، فعالان حوزه دارو از تأخیر درتأمین،دشواری انتقال ارز، مشکلات حمل ونقل و نبود تولید داخلی خبر میدهند. حتی درباره زمان رسیدن واکسن نیز روایت واحدی وجود ندارد؛ یک روایت از نرسیدن واکسن تا مهرماه سخن میگوید و روایت رسمی تر از احتمال توزیع واکسن شبکه بهداشت از اواخر شهریور و عرضه داروخانه ای در مهرماه حکایت دارد.
این تناقض خود به یکی از بخشهای نگران کننده ماجرا تبدیل شده است؛ زیرا در بحران سلامت، تنها کمبود کالا مشکل ساز نیست، بلکه نبود اطلاعات شفاف و قابل اتکا نیز میتواند رفتار مردم را مختل کند. سازمان جهانی بهداشت واکسیناسیون را بهترین ابزار پیشگیری از آنفلوآنزا میداند و گروههایی مانند سالمندان، زنان باردار، افراد دارای بیماریهای مزمن و کارکنان سلامت را در اولویت قرار میدهد.
زمان طلایی در حال از دست رفتن است
واکسن آنفلوآنزا مانند بسیاری از داروها نیست که بتوان کمبود آن را با واردات فوری و بدون برنامه جبران کرد؛ترکیب واکسن هرسال متناسب با تغییر ویروسهای درگردش به روزرسانی میشود و سازمان جهانی بهداشت برای فصل ۲۰۲۶-۲۰۲۷ نیمکره شمالی نیز ترکیب جدیدی را پیشنهاد کرده است؛این ترکیب شامل سویههایی از H۱N۱، H۳N۲ و ویروس B ویکتوریا است.
به همین دلیل، برنامه ریزی برای تأمین واکسن باید بسیار زودتر از شروع فصل بیماری انجام شود. هادی احمدی، سخنگوی انجمن داروسازان ایران، گفته است که به طور متوسط سالانه حدود سه میلیون دوز واکسن آنفلوآنزا وارد کشور میشود، اما امسال هنوز واکسن به شبکه توزیع وارد نشده و حتی درباره میزان واکسن تأمین شده و مبدأ آن اطلاعات دقیقی وجود ندارد. او تأکید کرده که اکنون در آستانه زمان طلایی واکسیناسیون قرار داریم و نباید این فرصت از دست برود.
براساس اطلاعات منتشرشده در روزهای اخیر، قرار بود واکسنها در نیمه نخست شهریور وارد شبکه توزیع شوند، اما این وعده محقق نشده است؛همین تأخیر، پرسش مهمی را پیش روی سیاستگذار قرار میدهد: چرا تأمین واکسنی که هر سال مورد نیاز کشور است، تا هفتههای نزدیک به آغاز فصل مصرف به نتیجه نرسیده است؟
اهمیت زمان بندی را میتوان از توصیههای مراجع بینالمللی نیز فهمید. مرکز کنترل و پیشگیری از بیماریهای آمریکا برای اغلب افراد، شهریور و مهر را زمان مناسب واکسیناسیون میداند و توصیه میکند افراد تا پایان اکتبر واکسینه شوند. البته واکسیناسیون پس از آن نیز در صورت ادامه گردش ویروس مفید است.
بنابراین، «مهرماه» پایان فرصت نیست، اما تأخیر در تأمین به معنای از دست رفتن بخشی از فرصت پیشگیری پیش از اوج بیماری خواهد بود.
تحریم فقط یک واژه نیست؛ زنجیرهای از اختلالهاست
مقامهای حوزه دارو بخش مهمی از مشکلات امسال را به محدودیتهای ناشی از تحریم، دشواری انتقال ارز و مشکلات حمل ونقل نسبت میدهند. هادی احمدی نیز گفته است مسئله صرفاً نبود ارز نیست، بلکه امکان انتقال ارز برای خرید دارو و واکسن و همچنین انتقال فیزیکی کالا با دشواری مواجه شده است.
محمدرضا ظفرقندی، وزیر بهداشت، درمان و آموزش پزشکی نیز درباره تأمین واکسن آنفلوآنزا گفته است: «قول بیمورد نمیدهیم و تلاش میکنیم واکسن را تهیه کنیم»، اما تحقق آن را وابسته به شرایط محاصره و تحریم دانسته است.
در سوی دیگر، اکبر عبداللهیاصل، مدیرکل دارو، روایت متفاوتی از زمان بندی تأمین ارائه کرده است. به گفته او، سفارش گذاری و قرارداد تأمین واکسن مورد نیاز کشور از ماهها قبل انجام شده بود،اما تولید کنندگان اصلی برخی واکسنهای شناخته شده با تأخیر در تولید و افزایش قیمت مواجه شدهاند و محدودیتهای ناشی از تحریم، کندی یا توقف نقل وانتقال مالی و مشکلات حمل ونقل نیز این وضعیت را تشدید کرده است.
این اختلاف روایت اهمیت زیادی دارد؛اگر سفارش گذاری از ماهها قبل انجام شده باشد، پرسش این است که اختلال دقیقاً در کدام حلقه ایجاد شده است؛ تولیدکننده، انتقال پول، حمل ونقل، ثبت سفارش، تخصیص ارز یا مجموعهای از این عوامل؟
اگر هم سفارشگذاری به موقع انجام نشده باشد، مسئله از جنس دیگری است و باید درباره عملکرد نظام تأمین دارو پاسخ روشنتری ارائه شود.
در واقع، تجربه واکسن آنفلوآنزا یک هشدار جدی برای سایر اقلام دارویی است؛ زیرا اگر یک واکسن فصلی که نیاز آن از ماهها قبل قابل پیش بینی است با چنین مشکلاتی مواجه شود، تأمین داروهایی که مصرف مستمر و حیاتی دارند، میتواند آسیبپذیری بیشتری داشته باشد.
تولید داخلی؛ ظرفیتی که از بازار جا ماند
یکی از مهمترین ابعاد بحران امسال، نبود تولید داخلی قابل اتکا است؛ ایران در سالهای گذشته تجربه تولید واکسن آنفلوآنزا را داشته، اما امسال تولید داخلی متوقف شده است.
عبداللهیاصل درباره علت این اتفاق گفته است واکسن آنفلوآنزای تولید داخل طی سه سال گذشته تولید و عرضه شد، اما استقبال کمتر مردم از نمونه داخلی نسبت به واکسنهای وارداتی باعث شد بخشی از تولید داخلی با عدم استقبال مواجه شود و حتی بخشی از واکسنها منقضی و خسارت قابل توجهی به تولیدکننده تحمیل شود. به گفته او، همین تجربه در نهایت به توقف تولید داخلی در سال جاری انجامید.
این بخش از ماجرا شاید مهم تر از کمبود فعلی باشد؛زیرا بحران امروز تنها نتیجه تحریم یا جنگ نیست؛ بخشی از آن به ضعف سیاست صنعتی و بازار واکسن نیز بازمیگردد.
وقتی تولید داخلی وجود دارد اما به دلیل ترجیح مصرف کننده برای برند خارجی، تولید کننده داخلی با انباشت و انقضای محصول مواجه میشود، دو اتفاق رخ میدهد: تولید کننده انگیزه خود را از دست میدهد و کشور در زمان بحران دوباره به واردات وابسته میشود.
به بیان دیگر، کشور همزمان دو مسیر را از دست داده است؛ مسیر واردات با محدودیت مواجه شده و مسیر تولید داخلی نیز به دلیل ضعف تقاضا و نبود سیاست پایدار حمایتی متوقف شده است.
عبداللهیاصل نیز دقیقاً به همین مسئله اشاره کرده و هشدار داده است که وابستگی ترجیحی بازار به برندهای خارجی در زمان اختلال تجارت بینالمللی میتواند کشور را همزمان با محدودیت منابع خارجی و از دست رفتن بخشی از ظرفیت تولید داخلی مواجه کند.
این تجربه نشان میدهد خودکفایی در واکسن صرفاً با راهاندازی یک خط تولید محقق نمیشود. تولید کننده باید بازار داشته باشد، مردم باید به محصول اعتماد کنند، دولت باید خرید تضمینی و سیاست ذخیرهسازی داشته باشد و نظام سلامت نیز باید میان کیفیت، قیمت و پایداری تولید تعادل ایجاد کند.
از «واکسن نیست» تا «اواخر شهریور و مهر میرسد»
یکی از مهم ترین نقاط ابهام، تفاوت میان روایتهای منتشرشده درباره زمان ورود واکسن است. هادی احمدی در اظهارات خود از نبود واکسن در شبکه توزیع و حتی احتمال از دست رفتن زمان طلایی سخن گفته و در برخی اظهارات، تأمین واکسن در مهرماه را نیز بعید دانسته است. در مقابل، اکبر عبداللهیاصل اعلام کرده حدود یک میلیون دوز واکسن برای شبکه بهداشت از منابع مختلف، از جمله چین و روسیه، درحال تأمین است و پیشبینی میشود این واکسنها از اواخر شهریور و اوایل مهر در اختیار افراد واجد شرایط قرار گیرد.
او درباره واکسن مورد نیاز داروخانهها نیز گفته است پیشنهادهایی از چین، روسیه و تعداد محدودی از کشورهای اروپایی دریافت شده و در صورت تأمین ارز و احراز الزامات کیفی، واکسن داروخانهای میتواند در مهرماه وارد شبکه توزیع شود.
این اظهارات یک نکته مهم را روشن میکند: مسئله امروز الزاماً «صفر بودن واکسن» نیست؛ بلکه کمبود شدید، تأخیر و نامشخص بودن حجم و زمان توزیع است.
از منظر سیاست گذاری سلامت، این تفاوت بسیار مهم است؛ اگر یک میلیون دوز برای شبکه بهداشت در راه باشد، باید مشخص شود این میزان دقیقاً چه تعداد از افراد گروههای پرخطر را پوشش میدهد و چه سهمی برای بازار عمومی باقی میماند.
قباد مرادی، رئیس مرکز مدیریت بیماریهای واگیر وزارت بهداشت، نیز گفته است که هرسال نیاز معاونت بهداشت به واکسن آنفلوآنزا برای گروههای هدف به سازمان غذا و دارو اعلام میشود و تأمین واکسن برعهده این سازمان است. او تأکید کرده که تاکنون واکسن به شبکه بهداشت نرسیده و به محض رسیدن، توزیع آن در شبکه انجام خواهد شد.
این سخنان عملاً نشان میدهد که درحال حاضر، شبکه بهداشت نیز در انتظار تأمین است؛ موضوعی که برای گروههای پرخطر اهمیت بیشتری دارد.
خطر اصلی؛ فشار بیشتر بر نظام درمان
ممکن است برخی تصور کنند آنفلوآنزا بیماریای شایع اما کمخطر است و کمبود واکسن نباید به یک بحران سلامت تبدیل شود؛اما این نگاه، تفاوت میان «یک بیماری معمولی» و «بار بیماری در مقیاس جمعیت» را نادیده میگیرد.
سازمان جهانی بهداشت تأکید میکند آنفلوآنزا میتواند در گروههای پرخطر به بیماری شدید، بستری و حتی مرگ منجر شود. سالمندان، زنان باردار، کودکان خردسال، افراد دارای بیماریهای مزمن و کارکنان سلامت در معرض خطر بیشتری قرار دارند،همچنین شیوع گسترده آنفلوآنزا میتواند فشار قابل توجهی بر مراکز درمانی ایجاد کند.
بنابراین، مسئله واکسن فقط جلوگیری از چند روز تب و سرفه نیست؛ واکسیناسیون گستردهتر، به ویژه در گروههای پرخطر، میتواند احتمال بیماری شدید و عوارض را کاهش دهد و در نهایت از فشار بر بیمارستانها بکاهد.
این موضوع در شرایطی اهمیت بیشتری دارد که پاییز و زمستان معمولاً با افزایش همزمان بیماریهای تنفسی همراه است؛ مدارس بازگشایی میشوند، دانشگاهها فعالیت خود را از سر میگیرند، حمل ونقل عمومی شلوغ تر میشود و تماسهای اجتماعی افزایش پیدا میکند.
در چنین شرایطی، هرچه واکسیناسیون با تأخیر بیشتری انجام شود، فرصت ایجاد ایمنی پیش از افزایش گردش ویروس کمتر خواهد شد.
البته نباید از سوی دیگر به مردم این پیام منتقل شود که اگر واکسن ندارند، هیچ راهی برای پیشگیری وجود ندارد. سازمان جهانی بهداشت علاوه بر واکسیناسیون، بر شست وشوی دستها، رعایت بهداشت تنفسی، دوری از افراد بیمار و ماندن در خانه هنگام بیماری تأکید دارد.
استفاده از ماسک نیز میتواند در محیطهای شلوغ و هنگام افزایش بیماریهای تنفسی، یکی از ابزارهای کاهش انتقال باشد؛ اما ماسک نباید به عنوان جایگزین واکسن معرفی شود؛ واکسیناسیون همچنان مهمترین ابزار پیشگیری از آنفلوآنزا و کاهش شدت بیماری است.
در نهایت، بحران واکسن آنفلوآنزا بیش از آنکه فقط داستان یک محموله تأخیری باشد، آزمونی برای نظام تأمین سلامت کشور است. واکسن آنفلوآنزا یک کالای ناشناخته و غیرقابل پیشبینی نیست؛ مصرف آن فصلی است، نیاز تقریبی کشور قابل برآورد است و ترکیب واکسن نیز هرسال براساس توصیههای علمی به روزرسانی میشود؛ سازمان جهانی بهداشت نیز ترکیب واکسن فصل ۲۰۲۶-۲۰۲۷ نیمکره شمالی را از فوریه ۲۰۲۶ اعلام کرده است.
پس سؤال اصلی فقط این نیست که «واکسن چه زمانی میرسد؟»؛ سؤال بزرگ تر این است که چرا کشوری با نیاز سالانه مشخص، هنوز در شهریورماه درباره تعداد، مبدأ و زمان توزیع واکسن با ابهام مواجه است؟
اگر واکسنهای چین و روسیه با استانداردهای لازم وارد شوند و از اواخر شهریور یا مهر در اختیار گروههای هدف قرار بگیرند، بخشی از نگرانیها کاهش خواهد یافت، اما این راه حل، بیشتر یک اقدام اضطراری است تا پاسخ ریشهای.
راهحل پایدار، ترکیبی از برنامه ریزی زودهنگام، تنوع بخشی به منابع واردات، ایجاد مسیرهای مطمئن برای انتقال ارز، تقویت تولید داخلی، ایجاد بازار تضمین شده برای واکسن ایرانی، شفافیت درباره میزان ذخایر و اطلاع رسانی دقیق به مردم است.
در غیر این صورت، هر سال با نزدیک شدن به شهریور، دوباره همین پرسش تکرار خواهد شد: واکسن آنفلوآنزا کجاست؟ و اگر پاسخ باز هم «در راه است» باشد، شاید مشکل دیگر فقط کمبود واکسن نباشد؛ مشکل، ناتوانی در آماده شدن برای یک بحران کاملاً قابل پیشبینی است.





نظر شما