صبح که اسکلههای جنوبی آرامآرام بیدار میشوند، همیشه چند جای خالی میان لنجها و قایقهای صیادی بیشتر از بقیه به چشم میآید؛ جاهایی که تا چند هفته و چند ماه پیش یک شناور در آن بسته بود و حالا چیزی جز طناب، جای خالی یا بقایای یک لنج باقی نمانده است!
برای کسی که از کنار اسکله عبور میکند، این شاید فقط یک جای خالی باشد، اما برای خانوادهای که صاحب آن لنج بوده، یعنی سرمایهای که سالها برای بدست آوردنش زحمت کشیده شده و حالا در جریان جنگ از بین رفته است.
جنگ وقتی به جنوب رسید، فقط به ساختمانها و زیرساختهای ساحلی آسیب نزد؛ بخشی از خسارتها روی آب و در اسکلههای صیادی اتفاق افتاد.
لنجهایی که سرمایه یک صیاد و گاهی چند خانواده بودند برخی بهطور کامل از بین رفتند و برخی دیگر با خسارتهای سنگین روی دست صاحبانشان ماندند.
در کنار این خسارتها، شماری از صیادان نیز جان خود را از دست دادند و خانوادههایی که زندگیشان به دریا گره خورده بود، با یک فقدان جبرانناپذیر روبهرو شدند.
تازهترین برآورد وزارت جهاد کشاورزی نشان میدهد جامعه صیادی کشور در جریان جنگ با حدود ۶ هزار میلیارد تومان خسارت مستقیم روبهرو بوده و خسارتهای غیرمستقیم نیز حدود ۱۵ هزار میلیارد تومان برآورد شده است؛ یعنی مجموع خسارت مستقیم و غیرمستقیم به حدود ۲۱ هزار میلیارد تومان میرسد.
اما پشت این عدد بزرگ، قصههای کوچک و تلخ زیادی وجود دارد؛ قصه یک لنج، یک صیاد، یک خانواده و سرمایهای که در چند لحظه از بین رفته است.
هر لنج فقط یک لنج نیست
برای صیاد جنوبی، لنج را نمیتوان فقط با قیمت بدنه، موتور و تجهیزاتش سنجید. لنج؛ ابزار کار و منبع اصلی درآمد خانواده است. سالها کار، پسانداز، وام و بدهی ممکن است صرف خرید یا ساخت آن شده باشد و صاحب لنج از محل صید، هزینه زندگی خانواده خودش و دستمزد خدمه را تأمین میکند و محصول صید نیز حلقههای دیگری از اقتصاد ساحلی را به حرکت درمیآورد به همین دلیل وقتی یک لنج آسیب میبیند خسارت آن از اسکله فراتر میرود.
اگر لنج از کار بیفتد، صیاد دیگر نمیتواند به دریا برود و خدمه نیز کارشان را از دست میدهند، از همین رو صید کاهش پیدا میکند در ادامه فروشنده، کارگر، حملونقل و دیگر فعالان وابسته به این زنجیره نیز تحت تأثیر قرار میگیرند و به بیان سادهتر، خسارت یک لنج، خسارت یک زنجیره است.
جاسک زخمی از جنگ
در هرمزگان آسیبها به شناورهای صیادی گسترده بوده است؛ در این ارتباط مدیرکل شیلات هرمزگان میگوید: تعداد زیادی از شناورهای صیادی بهطور کامل از بین رفتهاند و بخشی دیگر ۲۰ تا ۵۰ درصد خسارت دیدهاند.
به گفته وی بیشترین خسارت به لنجهای صیادی شهرستان جاسک و بیشترین آسیب به قایقهای صیادی در جزیره قشم وارد شده است و در پی این خسارتها بیش از ۲هزار صیاد هرمزگانی بیکار شدهاند و ابزار اصلی کار خود را از دست دادهاند.
این اعداد وقتی در نقشه استان قرار میگیرند، معنای اجتماعیشان روشنتر میشود که جاسک فقط یک نقطه روی نقشه نیست بلکه منطقهای است که بخشی از زندگی اقتصادی مردمش به دریا وابسته است و وقتی لنج صیادی در این منطقه آسیب میبیند خانوادهای که درآمدش از دریا تأمین میشود، عملاً محل کار و درآمد خود را از دست میدهد.
در قشم نیز آسیب به قایقهای صیادی زندگی صیادان خرد را تحت تأثیر قرار داده است؛ صیادانی که ممکن است تمام سرمایهشان همان قایق کوچک و موتور آن باشد.
سرمایههایی که غرق شدند
در یکی از حملات به اسکله صیادی پنجپله بندرعباس دستکم ۳۰ فروند قایق صیادی بهطور کامل از بین رفتند و برآورد منتشرشده ارزش هر یک از این قایقها را حدود ۲ میلیارد تومان اعلام کرده است.
عدد ۳۰ شاید در برابر هزاران شناور موجود در سواحل کشور چندان بزرگ به نظر نرسد اما اگر پای زندگی صاحبان این قایقها بنشینیم ماجرا متفاوت است.
برای یک صیاد خرد قایق ممکن است تمام سرمایه او باشد و خانه و زمین و سرمایه دیگری شاید در اختیار نداشته باشد و تنها چیزی که با آن درآمد کسب میکند همان قایقی باشد که هر روز او را به دریا میبرد و حالا اگر آن قایق نباشد، صیاد چه چیزی برای بازگشت به زندگی عادی دارد؟
۴۰۰ شناور آسیبدیده
ابعاد خسارت در هرمزگان به قایقهای کوچک محدود نمانده و معاون اقتصادی استاندار هرمزگان در این ارتباط اعلام کرده است که در جریان جنگ و حملات پس از آن حدود ۴۰۰شناور صیادی و تجاری مردم استان آسیب دیدهاند.
در میان آنها شناورهایی قرار دارند که بهطور کامل از بین رفتهاند و شناورهایی که با آسیبهای جزئی یا سنگین، برای بازگشت به چرخه فعالیت نیازمند تعمیر هستند.
تفاوت این دو گروه در ظاهر فقط میزان خسارت است اما در زندگی صیاد تفاوت چندانی ندارد؛ زیرا حتی یک لنج که چند ماه در اسکله بماند، یعنی چند ماه بدون درآمد.
خسارتی که در اسکله متوقف نمیماند
جنگ یک لنج را ممکن است در چند دقیقه از بین ببرد اما آثار اقتصادی آن ماهها و حتی سالها باقی میماند.
تصور کنید صاحب یک لنج برای تعمیر آن به چند میلیارد تومان نیاز داشته باشد و اگر سرمایهای برای تعمیر نداشته باشد باید وام بگیرد و اگر وام بگیرد اقساط از راه میرسند در حالی که هنوز لنج به دریا بازنگشته است و این نکته همان جایی است که خسارت مستقیم به خسارت غیرمستقیم تبدیل میشود.
وزیر جهاد کشاورزی رقم خسارت غیرمستقیم جامعه صیادی را حدود ۱۵هزار میلیارد تومان اعلام کرده است؛ رقمی که از خسارت مستقیم بیشتر بوده و نشان میدهد آسیب جنگ فقط به ارزش تجهیزات و شناورها محدود نمانده است.
کاهش فعالیت، بیکاری صیادان، توقف یا کاهش صید، از دست رفتن درآمد خدمه و اختلال در زنجیره عرضه آبزیان، بخشی از هزینهای است که پس از پایان حملات همچنان ادامه پیدا میکند.
صیادانی که دیگر به ساحل برنگشتند
اما همه خسارتها را نمیتوان با میلیارد تومان محاسبه کرد زیرا در جریان حملات، شماری از صیادان هرمزگانی جان خود را از دست دادند و اینجا دیگر بحث تعمیر لنج یا پرداخت خسارت نیست بلکه بحث خانوادهای است که یکی از اعضای اصلی خود را از دست داده است.
برای خانواده یک صیاد دریا هم محل کار است و هم منبع معاش و وقتی صیاد برنمیگردد، فقط یک نفر از خانواده کم نمیشود بلکه درآمد خانواده، برنامه زندگی، آینده فرزندان و امنیت اقتصادی آنها نیز تحت تأثیر قرار میگیرد.
در چنین شرایطی جبران خسارت باید دو مسیر جدا شامل بازگرداندن سرمایه از دست رفته و حمایت از انسانهایی که آسیب دیدهاند را پیش بگیرد.
۲هزار صیاد پشت عدد بیکاری
مدیرکل شیلات هرمزگان از بیکار شدن بیش از ۲هزار صیاد در پی آسیب به شناورها خبر داده است که البته نمیتوان فقط به همین عدد اکتفا کرد زیرا پشت هر نفر، یک خانواده قرار دارد.
یک صیاد بیکار یعنی خانوادهای که درآمد ماهانهاش کاهش یافته یعنی فرزندی که هزینه تحصیلش به تعویق میافتد، خانوادهای که برای درمان باید بیشتر حسابوکتاب کند و خانهای که در آن مخارج روزمره با نگرانی بیشتری پرداخت میشود به همین دلیل است که خسارت به جامعه صیادی را نمیتوان فقط در تعداد شناورهای آسیبدیده خلاصه کرد.
دریا هنوز تعطیل نشده است
با وجود همه این خسارتها فعالیت صیادی در هرمزگان متوقف نشده است و گزارشهای رسمی میگویند ناوگان صیادی استان در بنادر مختلف به فعالیت ادامه داده و تأمین آبزیان و بخشی از امنیت غذایی کشور حتی در شرایط بحرانی متوقف نشده است اما ادامه کار به معنای بینیازی از حمایت نیست.
وقتی صیاد با شناور آسیبدیده دوباره به دریا میرود یعنی تلاش کرده است از دل خسارت، زندگی را دوباره بسازد و این بازگشت بدون سرمایه و حمایت دولتی ممکن نیست.
نوبت بازسازی است
دولت اعلام کرده جبران خسارتهای وارد شده به جامعه صیادی در حال پیگیری است و برنامه جبران خسارت مستقیم ۶ هزار میلیارد تومانی در دست تدوین قرار دارد اما صیادان ما بیش از هر چیز به زمان کوتاه نیاز دارند.
هر روزی که لنج در اسکله بماند یک روز از درآمد خانواده کم میشود و هر ماهی که تعمیر شناور طول بکشد، بدهی و هزینههای زندگی روی هم جمع میشود بنابراین حمایت واقعی فقط پرداخت خسارت نیست بلکه فراهمسازی امکان بازگشت صیادان به دریاست.
تعمیر سریع شناورها، جایگزینی تجهیزات از بین رفته، تسهیلات کمبهره و بلندمدت، حمایت از خدمه بیکار و پشتیبانی از خانواده صیادان جانباخته مجموعهای از اقدامهایی است که میتواند اقتصاد آسیبدیده سواحل را دوباره به حرکت درآورد.
لنج باید دوباره به آب برگردد
اقتصاد دریاپایه را نمیتوان فقط با اسکله و بندر و پروژههای بزرگ ساخت چون پشت اقتصاد دریا، همین لنجها و قایقهایی قرار دارند که هر صبح از ساحل جدا میشوند و شب یا چند روز بعد، با حاصل کار صیادان به بندر برمیگردند.
باید قبول کنیم که جنگ بخشی از این سرمایه را از بین برده است و حالا اگر قرار است جامعه صیادی دوباره روی پای خود بایستد، باید سرمایه از دست رفته آن به چرخه تولید برگردد.
یک لنج که دوباره حرکت میکند، فقط یک شناور نیست؛ چند صیاد دوباره کار میکنند، چند خانواده دوباره درآمد دارند و بخشی از اقتصاد ساحل دوباره نفس میکشد.
آنها در روزهای جنگ دریا را ترک نکردند؛ حالا نوبت ماست که نگذاریم خسارت جنگ، آنها را از دریا و زندگیشان جدا کند.





نظر شما