مدرس گروه معارف دانشگاه فردوسی مشهد، با تشریح مفهوم اتحاد مقدس و نقش آن در تقویت سرمایه اجتماعی و صیانت از منافع ملی، این مفهوم را فراتر از یک توصیه اخلاقی یا همبستگی مقطعی دانست و اظهار کرد: اتحاد مقدس میتواند بهعنوان یک راهبرد اساسی برای حفظ انسجام ملی، افزایش اعتماد عمومی و مقابله با تهدیدات مورد توجه قرار گیرد؛ بهویژه در شرایطی که کشور با فشارها، جنگهای ترکیبی و چالشهای مختلف مواجه است و حفظ همدلی میان مردم، مسئولان، نخبگان و جریانهای سیاسی و اجتماعی اهمیت بیشتری پیدا میکند.
مدرس گروه معارف دانشگاه فردوسی مشهد، در بررسی مفهوم اتحاد مقدس و نقش آن در تقویت سرمایه اجتماعی و منافع ملی، بیان کرد: مفهوم اتحاد مقدس که در ادبیات سیاسی ایران مطرح شده، صرفاً یک توصیه اخلاقی برای کنار آمدن گروههای مختلف با یکدیگر نیست، بلکه میتوان آن را یک راهبرد اساسی برای حفظ انسجام ملی، تقویت سرمایه اجتماعی و صیانت از منافع ملی در برابر تهدیدات دانست. این مفهوم بر همبستگی میان همه اجزای جامعه، اعم از مردم، مسئولان، نخبگان و جریانهای مختلف سیاسی و اجتماعی، حول محور منافع ملی و ارزشهای مشترک تأکید دارد و در واقع تلاش میکند همه این ظرفیتها را در مسیر یک هدف مشترک قرار دهد.
وی افزود: رهبر معظم انقلاب از اتحاد موجود با عنوان اتحاد مقدس یاد کرده و این اتحاد را به سپری فولادین در برابر دشمنان تشبیه کردهاند؛ تعبیری که اهمیت حفظ این سرمایه و جلوگیری از خدشهدار شدن آن را نشان میدهد. این واژه بهویژه در شرایط حساس برای توصیف همدلی و همراهی مثالزدنی مردم مورد استفاده قرار گرفته است و نشان میدهد که در موقعیتهای سرنوشتساز، آنچه میتواند جامعه را در برابر تهدیدات مقاوم کند، صرفاً امکانات مادی یا ظرفیتهای رسمی نیست، بلکه وجود یک پیوند اجتماعی عمیق میان مردم و مجموعه حاکمیت و نخبگان نیز اهمیت اساسی دارد.
اتحاد مقدس چگونه سرمایه اجتماعی را تقویت میکند
نصرآبادی با اشاره به نقش اتحاد مقدس در افزایش سرمایه اجتماعی، ادامه داد: یکی از مهمترین آثار این اتحاد، افزایش اعتماد و انسجام در جامعه است. زمانی که مردم و مسئولان در کنار یکدیگر قرار میگیرند و در یک مسئله مهم و سرنوشتساز احساس اشتراک هدف دارند، اعتماد عمومی تقویت میشود و همین اعتماد میتواند به یکی از مهمترین سرمایههای اجتماعی کشور تبدیل شود. سرمایه اجتماعی زمانی شکل میگیرد و تقویت میشود که افراد احساس کنند در یک جامعه سرنوشت مشترکی دارند، نسبت به یکدیگر بیتفاوت نیستند و در مسائل اساسی میتوانند بر همکاری و همراهی یکدیگر تکیه کنند؛ بنابراین اتحاد مقدس میتواند زمینهساز چنین اعتمادی باشد.
مدرس گروه معارف دانشگاه فردوسی مشهد بیان کرد: اتحاد مقدس از سوی دیگر موجب تقویت مشارکت و همبستگی اجتماعی میشود و این موضوع در شرایط بحرانزا اهمیت بیشتری پیدا میکند. در شرایطی مانند جنگ، فشارهای گسترده یا تهدیدهای خارجی، اگر مردم احساس کنند مسئلهای که کشور با آن مواجه است، مسئلهای مشترک است و همه باید در برابر آن نقش خود را ایفا کنند، مشارکت فعالتری در صحنههای مختلف خواهند داشت. در چنین وضعیتی، حس همبستگی عمیقتر میشود و ظرفیتهای مختلف جامعه به سمت حل مسئله و عبور از بحران هدایت خواهد شد.
وی مدیریت بحران را یکی دیگر از کارکردهای مهم اتحاد دانست و گفت: این اتحاد میتواند بهعنوان یک قدرت پیشبرنده عمل کند؛ یعنی از یک سو به جامعه برای مدیریت بحران و عبور از شرایط دشوار توان بیشتری بدهد و از سوی دیگر، مانند سپری در برابر تهدیدات قرار گیرد. جامعهای که در شرایط بحرانی دچار شکافهای عمیق داخلی باشد، طبیعتاً آسیبپذیری بیشتری خواهد داشت، اما هر اندازه انسجام و همدلی افزایش پیدا کند، امکان مقابله با تهدیدات نیز بیشتر میشود. از این منظر، اتحاد مقدس صرفاً یک مفهوم شعاری نیست، بلکه میتواند آثار اجتماعی و راهبردی مشخصی در مدیریت بحران داشته باشد.
انسجام ملی چگونه از منافع کشور صیانت میکند
نصرآبادی در ادامه با اشاره به ارتباط مستقیم اتحاد مقدس با منافع ملی اظهار کرد: اتحاد مقدس یک سرمایه راهبردی است که میتواند مستقیماً از منافع ملی صیانت کند. یکی از مهمترین کارکردهای آن، ناکام گذاشتن دشمنان در ایجاد شکاف و تفرقه میان مردم و مسئولان و همچنین میان گروهها و جریانهای مختلف اجتماعی و سیاسی است.
دشمنان معمولاً زمانی امکان بیشتری برای ایجاد بحران پیدا میکنند که بتوانند اختلافات داخلی را تشدید کنند و شکافهای موجود در جامعه را به نقطهای برای ایجاد واگرایی تبدیل کنند؛ بنابراین حفظ انسجام ملی میتواند یکی از مهمترین ابزارهای مقابله با این تلاشها باشد و در نهایت به تقویت امنیت کشور منجر شود.
وی با تأکید بر اینکه وحدت، مبنای اصلی اقتدار ملی و یکی از عوامل تضمینکننده پیشرفت کشور است، افزود: زمانیکه منافع ملی بر اختلافات جناحی و گروهی اولویت پیدا کند، قدرت ملی افزایش مییابد. اختلاف نظر در جامعه امری طبیعی است و جریانهای مختلف سیاسی و اجتماعی میتوانند دیدگاههای متفاوتی داشته باشند، اما در مسائل اساسی که به منافع و امنیت کشور مربوط میشود، باید بتوان میان اختلافات فرعی و هدفهای کلان تمایز قائل شد. جامعهای که بتواند در بزنگاههای حساس، منافع ملی را بر اختلافات جناحی مقدم بداند، ظرفیت بیشتری برای عبور از بحران و حرکت در مسیر پیشرفت خواهد داشت.
مدرس گروه معارف دانشگاه فردوسی مشهد با اشاره به تجربه تاریخی کشور بیان کرد: تجربه تاریخی نیز نشان داده است که هرگاه این اتحاد و همبستگی شکل گرفته، کشور توانسته از بحرانها سربلند بیرون بیاید و مسیر پیشرفت برای آن هموارتر شود. بنابراین اتحاد مقدس را میتوان پاسخی هوشمندانه به تهدیدات دانست که با تبدیل شدن به یک سرمایه اجتماعی عظیم، ضمن مصونسازی کشور در برابر توطئههای دشمنان، زمینه را برای پیشرفت و تعالی ملی فراهم میکند.
اتحاد مقدس؛ فراتر از یک وحدت سیاسی
نصرآبادی در ادامه به تفاوت اتحاد مقدس با وحدتهای معمول سیاسی و اجتماعی پرداخت و اظهار کرد: اصطلاح اتحاد مقدس هنگامیکه برای توصیف پیوند میان نیروها یا مفاهیم بهکار میرود، فراتر از یک قرارداد سیاسی یا یک همبستگی اجتماعی صرف است. برای درک این تفاوت باید مفهوم اتحاد مقدس را از سه منظر ماهیت، هدف و منبع مورد بررسی قرار داد؛ چراکه وحدت سیاسی و اجتماعی معمولاً بر پایه ضرورتهای مشخصی شکل میگیرد، در حالیکه اتحاد مقدس از یک لایه ارزشی و اعتقادی برخوردار است.
وی ادامه داد: در علوم سیاسی، وحدت سیاسی معمولاً ماهیتی ابزاری و قراردادی دارد. گروههای مختلف ممکن است به دلیل داشتن منافع مشترک، برای مقابله با یک دشمن یا دستیابی به قدرت در کنار یکدیگر قرار بگیرند. چنین اتحادی ممکن است تا زمانی ادامه پیدا کند که منافع مشترک وجود داشته باشد و با تغییر موازنه قدرت یا تغییر منافع، امکان سست شدن آن نیز وجود دارد؛ بنابراین در وحدت سیاسی، سود مشترک یکی از پایههای اصلی پیوند میان گروههاست. وحدت اجتماعی نیز بیشتر بر همبستگی و انسجام میان طبقات یا گروههای مختلف جامعه برای حفظ نظم و آرامش تمرکز دارد و بر پایه قواعد اجتماعی، فرهنگ مشترک و نیاز جامعه به ثبات شکل میگیرد.
مدرس گروه معارف دانشگاه فردوسی مشهد بیان کرد: اتحاد مقدس اما از جنس وحدت ارزشی و اعتقادی است. در این نوع اتحاد، پیوند میان افراد و گروهها صرفاً برای رسیدن به یک امتیاز مادی یا سیاسی شکل نمیگیرد، بلکه بر پایه یک آرمان متعالی مانند حقانیت، عدالت یا دفاع از مقدسات استوار میشود. در چنین شرایطی، فرد یا گروه صرفاً به دلیل منفعت خود در کنار دیگری قرار نمیگیرد، بلکه به دلیل احساس وظیفه دینی و اخلاقی و برای دفاع از یک آرمان بزرگتر، همراهی میکند. به همین دلیل نیز اتحاد مقدس از نظر انگیزه و مبنای پیوند، با وحدتهای معمول سیاسی و اجتماعی تفاوت اساسی دارد.
تفاوت در انگیزه و میزان پایداری اتحادها
نصرآبادی بیان کرد: در وحدتهای سیاسی و اجتماعی معمول، مبنای پیوند میتواند منافع مشترک، قرارداد، ضرورتهای مادی، حفظ ثبات یا رسیدن به قدرت باشد، اما در اتحاد مقدس، ارزشها، ایمان و آرمانهای متعالی در مرکز این پیوند قرار میگیرند. به همین دلیل، وحدتهای سیاسی و اجتماعی ممکن است ماهیتی گذرا و ابزاری داشته باشند، در حالی که اتحاد مقدس ماهیتی پایدارتر و غایی پیدا میکند؛ زیرا انگیزه اصلی در آن صرفاً دستیابی به قدرت یا ثبات نیست، بلکه ادای تکلیف و خدمت به یک آرمان است.
وی افزود: تفاوت دیگر به میزان پایداری این دو نوع اتحاد بازمیگردد. در وحدتهایی که بر منافع مشترک استوار هستند، با تغییر شرایط و منافع ممکن است پیوندها نیز سست شوند، اما در اتحادی که بر ایمان و آرمان استوار است، حتی سختیها میتوانند موجب استحکام بیشتر آن شوند. هنگامی که افراد یک هدف را نه فقط بهعنوان یک منفعت شخصی، بلکه بهعنوان یک وظیفه و ارزش برتر ببینند، در برابر مشکلات و فشارها نیز تابآوری بیشتری خواهند داشت.
مدرس گروه معارف دانشگاه فردوسی مشهد با بیان اینکه از نظر مخاطب نیز نقد مسئولانه میتواند در گفتوگو با خود مسئول یا در فضای نخبگانی و تخصصی مطرح شود، اما رفتار تفرقهآفرین بیشتر به سمت تحریک هیجانات عمومی و ایجاد فضای آشوب حرکت میکند، افزود: تفاوت دیگر در پیامد این دو نوع رفتار است. نقد سازنده باید در نهایت به اصلاح سیاست و افزایش کارآمدی منجر شود و اگر نقدی بتواند یک خطا را مشخص کند، راه اصلاح آن را نشان دهد و موجب بهبود عملکرد شود، نهتنها تهدیدی برای وحدت نیست، بلکه میتواند به پویایی جامعه کمک کند. در مقابل، رفتاری که نتیجه آن کاهش اعتماد عمومی، افزایش بدبینی و واگرایی اجتماعی باشد، از کارکرد اصلاحی فاصله گرفته و میتواند به تفرقهافکنی منجر شود.
نهادینهسازی نقد، شرط حفظ انسجام ملی
نصرآبادی در ادامه با اشاره به راهکارهای مدیریت این تعارض، گفت: یکی از راههای اصلی برای ایجاد تعادل میان نقد و وحدت، نهادینهسازی نقد است. زمانی که نقد در مجاری قانونی و مشخص مانند رسانههای تخصصی، کرسیهای آزاداندیشی، پارلمان و دستگاههای نظارتی مطرح شود، نهتنها لزوماً به وحدت آسیب نمیزند، بلکه میتواند به اصلاح امور و افزایش کارآمدی کمک کند. مسئله زمانی پیچیده میشود که نقد از مسیرهای قانونی و کارشناسی خارج شود و به ابزاری برای بسیج اجتماعی علیه حاکمیت تبدیل شود.
وی رعایت ادب نقد و واقعگرایی را نیز ضروری دانست و اظهار کرد: نقد سازنده باید محدودیتهای ساختاری و شرایط واقعی کشور را در نظر بگیرد و بر اساس شناخت درست از مسائل مطرح شود. در مقابل، در رفتارهای تفرقهآفرین معمولاً نقدها غیرواقعبینانه، اغراقآمیز و مطلقنگر میشوند تا بیشترین اثر روانی را بر جامعه بگذارند و اعتماد عمومی را کاهش دهند. بنابراین واقعگرایی و پرهیز از سیاهنمایی مطلق، یکی از مؤلفههای مهم نقد مسئولانه است.
نصرآبادی تصریح کرد: البته حفظ تعادل میان نقد و وحدت تنها بر عهده مردم و منتقدان نیست و مسئولان نیز در این زمینه وظیفه مهمی دارند. اگر مسئولان در برابر نقد مشفقانه و کارشناسانه گوش شنوا داشته باشند و نشان دهند که انتقاد صحیح میتواند موجب تغییر در عملکرد شود، انگیزه برای روی آوردن به نقدهای تخریبی نیز کاهش پیدا میکند. پاسخگویی مسئولان در حقیقت روی دیگر سکه حفظ انسجام است؛ زیرا جامعهای که در آن نقد شنیده شود و امکان اصلاح وجود داشته باشد، کمتر در معرض انباشت نارضایتی و تبدیل آن به رفتارهای مخرب قرار میگیرد.
نقد مسئولانه بهدنبال ترمیم گسلهاست
مدرس گروه معارف دانشگاه فردوسی مشهد در ادامه با طرح این موضوع که مرز نقد در شرایطی که وحدت بهعنوان یک اتحاد مقدس تعریف شده کجاست، گفت: در چنین شرایطی، مرز نقد جایی است که امنیت روانی جامعه آسیب ببیند. نقد مسئولانه تلاش میکند گسلهای موجود را شناسایی و برطرف کند، اما تفرقهافکنی به دنبال تعمیق همین گسلها برای بهرهبرداری سیاسی است. بنابراین نباید هر نوع انتقادی را تفرقهافکنی دانست، همانگونه که نمیتوان هر رفتاری را نیز صرفاً با عنوان نقد توجیه کرد؛ آنچه اهمیت دارد این است که نقد با چه نیتی، از چه روشی و با چه پیامدی مطرح میشود.
وی اظهار کرد: اگر نقد با هدف ارتقای کارآمدی و در بستر اعتقاد به مبانی نظام مطرح شود، خود عین وحدت است، زیرا پویایی جامعه را تضمین میکند و از انباشت نارضایتیها جلوگیری خواهد کرد. جامعهای که امکان نقد، اصلاح و گفتوگو در آن وجود داشته باشد، میتواند مشکلات خود را پیش از آنکه به بحرانهای بزرگ تبدیل شوند شناسایی و برطرف کند و همین فرآیند در نهایت به تقویت سرمایه اجتماعی و اعتماد عمومی منجر خواهد شد.
نصرآبادی افزود: اما زمانیکه نقد از مسیر اصلاحگری خارج شده و به سمت مشروعیتزدایی حرکت کند، دیگر نمیتوان آن را نقد به معنای واقعی دانست، بلکه چنین رفتاری میتواند به ابزاری برای از بین بردن همبستگی ملی تبدیل شود. تفاوت اصلی در این است که نقد سازنده همچنان به امکان اصلاح و آینده بهتر باور دارد، اما نقد تفرقهافکن تلاش میکند با ایجاد یأس، بیاعتمادی و احساس بنبست، امید اجتماعی را تضعیف کند.
وی، امید را یکی از مهمترین مرزهای میان نقد سازنده و نقد تفرقهافکن دانست و گفت: نقد سازنده به آینده امیدوار است و برای اصلاح آن تلاش میکند، اما نقد تفرقهافکن بذر یأس میپاشد تا وحدت مردم از بین برود. بر این اساس، اتحاد مقدس زمانی میتواند به یک سرمایه اجتماعی پایدار تبدیل شود که در کنار حفظ انسجام و همبستگی، امکان نقد مسئولانه، کارشناسانه و اصلاحگرانه نیز وجود داشته باشد؛ زیرا جامعهای که همزمان از اعتماد عمومی، سرمایه اجتماعی، امکان اصلاح و احساس مسئولیت جمعی برخوردار باشد، ظرفیت بیشتری برای عبور از بحرانها، صیانت از منافع ملی و حرکت در مسیر پیشرفت و تعالی خواهد داشت.
علت استفاده از تعبیر اتحاد مقدس در شرایط کنونی
مدرس گروه معارف دانشگاه فردوسی مشهد درباره علت استفاده از این تعبیر در شرایط کنونی، گفت: استفاده از عنوان اتحاد مقدس، بهویژه در شرایطی که جامعه با جنگهای ترکیبی، فشارهای اقتصادی و سیاسی و چالشهای وجودی مواجه است، دارای ابعاد استراتژیک و اعتقادی است. یکی از مهمترین کارکردهای این تعبیر، فراتر رفتن از جناحبندیهای سیاسی است. هنگامی که از اتحاد مقدس سخن گفته میشود، یعنی هدفی مانند حفظ نظام یا دفاع از میهن چنان بزرگ و بااهمیت است که نباید اجازه داد اختلافات سیاسی کوچک، این هدف بزرگ را تحت تأثیر قرار دهد.
وی ادامه داد: از این منظر، اتحاد مقدس در واقع نوعی فراخوان برای وحدت فراتر از سیاست است؛ یعنی افراد و گروهها میتوانند اختلاف نظر سیاسی داشته باشند، اما در مسائل اساسی و در جایی که پای منافع ملی و ارزشهای بنیادی کشور در میان است، باید بتوانند بر اشتراکات خود تکیه کنند. چنین نگاهی کمک میکند اختلافات طبیعی جامعه به شکافهای خطرناک تبدیل نشود و مسائل فرعی، اهداف اساسی را تحتالشعاع قرار ندهد.
نصرآبادی ایجاد مقاومت روانی را یکی دیگر از دلایل اهمیت این مفهوم دانست و بیان کرد: در شرایط فشار اقتصادی یا سیاسی، وحدتهایی که صرفاً بر اساس منافع شکل گرفتهاند، ممکن است بهسرعت دچار ضعف شوند، اما اگر اتحاد بر پایه یک آرمان مقدس تعریف شود، نیروهای اجتماعی در برابر سختیها تابآوری بیشتری از خود نشان میدهند. در چنین شرایطی، افراد صرفاً به دلیل اینکه در مقطعی منفعت مشترکی دارند کنار هم نیستند، بلکه احساس میکنند در برابر یک هدف و آرمان بزرگ مسئولیت دارند و همین احساس مسئولیت میتواند به پایداری بیشتر جامعه کمک کند.
وی همچنین گفت: اتحاد مقدس نوعی تغییر پارادایم از حقوق به وظیفه ایجاد میکند. در وحدتهای عادی، هر طرف ممکن است بیشتر به دنبال مطالبه حقوق خود باشد و این پرسش مطرح باشد که من چه میخواهم، اما در اتحاد مقدس پرسش اصلی به سمت این موضوع تغییر میکند که من چه وظیفهای در برابر این آرمان دارم. بنابراین تمرکز از مطالبه فردی و منفعت شخصی به مسئولیت جمعی و دفاع از یک ارزش برتر منتقل میشود.
نصرآبادی اظهار کرد: اتحاد مقدس در واقع به معنای تبدیل کردن یک همکاری سیاسی به یک پیمان اخلاقی و اعتقادی است؛ یعنی هدف بر منافع و آرمان بر اختلاف مقدم میشود و اهمیت بقای یک ارزش برتر، جایگاه بالاتری از اختلافات و فرآیندهای مقطعی پیدا میکند.
نقد؛ تهدیدی برای وحدت یا عاملی برای تقویت آن
مدرس گروه معارف دانشگاه فردوسی مشهد در ادامه به موضوع حق نقد مسئولان و ضرورت حفظ اعتماد عمومی پرداخت و گفت: ایجاد تعادل میان حق نقد و حفظ انسجام ملی، یکی از ظریفترین و پیچیدهترین مسائل در حکمرانی مطلوب و نظریات توسعه سیاسی است. از یک سو جامعه نیازمند نقد است و بدون نقد نمیتوان خطاها، ناکارآمدیها و مشکلات را اصلاح کرد و از سوی دیگر، نحوه طرح نقد میتواند بر اعتماد عمومی و انسجام جامعه تأثیر بگذارد؛ بنابراین برای مشخص شدن مرز میان نقد سازنده و تفرقهافکنی باید به جهت، هدف، روش و پیامد نقد توجه کرد.
وی با تفکیک نقد عملکرد از نقد اساس، اظهار کرد: مهمترین شاخص در این زمینه، جهت نقد است. نقد سازنده بر فرآیندها، سیاستها و عملکردها تمرکز دارد و منتقد در این نوع نقد، اصل ساختارها و هدفهای کلان را نفی نمیکند، بلکه تلاش میکند خطا یا کندی موجود در مسیر رسیدن به هدف را اصلاح کند. به عبارت دیگر، منتقد معتقد است که یک سیاست، عملکرد یا تصمیم نیازمند اصلاح است و با ارائه نقد کارشناسی میخواهد این اصلاح اتفاق بیفتد؛ بنابراین چنین نقدی پیوند با اصل ساختار را قطع نمیکند، بلکه میتواند به تقویت آن از طریق اصلاح درونی منجر شود.
نصرآبادی ادامه داد: در مقابل، نقد تفرقهآفرین به جای تمرکز بر عملکرد و سیاست مشخص، اساس و مشروعیت ساختارها را هدف قرار میدهد و هدف آن دیگر اصلاح یک مسئول یا یک سیاست نیست، بلکه بیاعتبار کردن ساختار قدرت در ذهن جامعه است. زمانی که نقد به شکلی مطرح شود که مخاطب احساس کند کل سیستم فاسد یا ناکارآمد است و هیچ امکان اصلاحی وجود ندارد، اینجا نقد از مسیر اصلاحگری خارج شده و میتواند به عاملی برای تضعیف اعتماد عمومی و شکستن وحدت ملی تبدیل شود.
وی در پایان برای مشخص کردن مرز میان نقد مسئولانه و تفرقهافکنی، سه معیار نیت، روش و پیامد را مورد توجه قرار داد و گفت: نقد سازنده از نظر روش، بر ارائه راهکار و استدلال تخصصی تکیه دارد، در حالی که در رفتارهای تفرقهآفرین، سیاهنمایی مطلق و برچسبزنی جای تحلیل و ارائه راهکار را میگیرد.




نظر شما