در روزگاری که قلمها به گفتن درباره مردان حق زبان میگشایند و دلها در سوگ چهرههای ماندگار میگریند، بر ماست که از آن بزرگمردی یاد کنیم که عمری را در سایهسار دانش و دیانت سپری کرد و سرانجام، در جوار بارگاه ملکوتی ثامنالحجج(ع) آرامش ابدی یافت. فقیه اندیشمند و استاد فرزانه حضرت حجتالاسلام والمسلمین حاجشیخ عبدالکریم عبداللهینژاد از زمره عالمانی بود که حوزه و دانشگاه را به همدلی نشاند، قلم و منبر را قرین ساخت و با سیرت و سریرت خویش، نامی جاودانه در دفتر علم و فضیلت این مرزوبوم بر جای نهاد.
در آستانه چهلمین روز ارتحال این عالم فرهیخته مروری خواهیم داشت به زیستنامه علمی و عملی ایشان و یاد و نام این استاد برجسته حوزه و دانشگاه را گرامی میداریم.
در آغوش خاندان علم و فضیلت
سال ۱۳۲۷ شمسی بود که در دیار سرسبز مازندران، در منطقه واوسر از توابع دودانگه، در خاندانی که ریشههای آن در خاک پاک علم و تقوا استوار بود، کودکی به نام عبدالکریم پا به عرصه گیتی نهاد که گویی تقدیر، او را برای خدمتی بزرگ به مکتب اهلبیت(ع) برگزیده بود. او در دودمانی بالید که برخی از اجدادش از علمای برجسته روزگار بودند؛ از جمله ملاعبدالواسع خراسانی، جدّ سوم ایشان که از کاهک سبزوار برخاست و برای عزم نشر معارف، رهسپار دیار واوسر شد و مشعل دانش را در دودانگه مازندران فروزان ساخت. این میراث گرانسنگ، بیگمان در جان و روان آن نوزاد خاندان فضل، نشانی ماندگار بر جای نهاد.
آغاز تحصیل در مکتبخانه و هجرت به خراسان
نخستین جرعههای دانش، در مکتبخانه واوسر به کام این تشنه حقیقت ریخته شد و سپس قدم در حوزه علمیه نکا نهاد و دیری نپایید که زیر نظر آیتالله کوهستانی، آن عارف فرزانه، در مدرسه علمیه ایشان در کوهستان، آفاق تازهای از علوم آلمحمد(ص) بر او گشوده شد. اما دل او راهی دوردست میجست؛ راهی که به قبلهگاه عارفان و پناهگاه مشتاقان میانجامید.
سال ۱۳۳۹ شمسی بود که به مشهد مقدس هجرت کرد و در مدارس علمیه پریزاد و سلیمانخان اقامت گزید؛ و در سایه امن مضجع منور رضوی که خود، مدرسهای بینظیر برای اهل دل است، سالها به تحصیل، تهذیب و تزکیه پرداخت و از چشمهساران جوشان این دیار مقدس سیراب گشت.
در محضر استادان نامدار
شاگردی او در محضر استادانی رقم خورد که هر یک، ستارهای درخشان در آسمان علم و دین بودند. ایشان در مقدمات و سطوح عالیه حوزوی از خرمن دانش استادان و بزرگانی مانند آیات و حجج اسلام ادیب نیشابوری، حجت هاشمی خراسانی، میرزا احمد مدرس یزدی، واعظ طبسی، نصراللهی، استاد محمدرضا حکیمی، مهدوی دامغانی، شیخ غلامرضا دهشت، شهید هاشمینژاد، سیدحسین شمس و میرزاعلی مشکینی خوشهچینی کرد. در تفسیر، پای درس آیتالله میرزا جواد آقا تهرانی نشست و در کلام و حکمت، از محضر حضرات آیات سیدمحمود مجتهدی سیستانی و شیخ عبدالنبی کجوری بهرهمند گشت.
وی در اوج کمال علمی، ۱۰سال تمام در دروس خارج فقه در محضر مرجع بزرگ آیتالله العظمی میلانی زانوی شاگردی بر زمین زد و خارج اصول را نزد آیتالله سیدابراهیم علمالهدی فراگرفت؛ حلقههایی که او را به قلههای بلند اجتهاد رسانید.
عاشق ادبیات عرب؛ شاگرد خاص ادیب نیشابوری و آیتالله العظمی میلانی
استاد عبداللهینژاد در ادبیات عرب چنان تبحر و ذوقی داشت که به شاگرد خاص ادیب نیشابوری ملقب گشت و ۶سال تمام در محضر آن استاد یگانه تلمذ کرد؛ چنانکه الفیه ابنمالک و تهذیب المنطق را از بر داشت و حافظهای توانا در این دو متن گرانسنگ یافت. او همچنین شاگرد خاص آیتالله العظمی میلانی بود و در مدرسه عالی حسینی ایشان، دوشادوش استاد به فعالیت علمی و پژوهش و خدمت مشغول بود.
اجازات؛ گواهی بر بلوغ علمی
عمق دانش و وثاقت علمی این عالم فرزانه، در اجازاتی متجلی است که از مراجع عظام تقلید دریافت کرد؛ اجازه اجتهاد، امور حسبیه و نقل حدیث از محضر آیات عظام سید محمدهادی میلانی، سید ابوالقاسم خویی، سید عزالدین زنجانی، مکارم شیرازی، سیدابراهیم علمالهدی، سید علیاکبر بنیهاشمی و دیگر بزرگان و از سوی خبرگان نیز به اجتهاد متجزی مفتخر گشت؛ نشانهایی که بر بلوغ علمی و اعتماد مراجع به ژرفای دانش او صحه میگذارد.
پیوند حوزه و دانشگاه
اگر بگوییم استاد عبداللهینژاد از نادر عالمانی بود که پلهایی استوار میان حوزه و دانشگاه برافراشت، گزافه نگفتهایم. او همه سطوح حوزوی از ادبیات تا کفایه و خارج فقه را به همراه تفسیر، کلام، رجال و حدیث، فقه و اصول مقارن و قواعد فقهیه، هم در حوزه علمیه مشهد و هم در دانشگاه تدریس کرد و حتی در تربیت معلم شهید بهشتی مشهد، هم دانشجویان و هم دبیران آموزش و پرورش از دریای علم او بهره بردند.
سال ۱۳۶۰، نقطه عطفی در زندگی علمی او بود؛ به پیشنهاد رهبر شهید انقلاب و جمعی از علمای برجسته از جمله آیات واعظ طبسی و شهید هاشمینژاد قدم به دانشگاه فردوسی مشهد نهاد و از سال ۱۳۶۶ به عنوان عضو هیئت علمی دانشکده الهیات تا سال ۱۳۹۷ به این نهاد علمی خدمت کرد. ریاست دانشکده الهیات، مدیریت گروه فقه و مسئولیت تحصیلات تکمیلی دانشکده الهیات از جمله مناصبی بود که در این مسیر بر دوش گرفت و به خوبی از عهده آن برآمد.
او در طول این سالها شاگردان فراوان و نسل درخشانی از دانشجویان را در دانشگاه فردوسی مشهد تربیت کرد و با وجود اینکه بیشتر وقت خود را در دانشگاه سپری میکرد اما همواره به سنتهای اصیل حوزوی و روحیات طلبگی پایبند بود و به همان شیوه سنتی حوزوی و با آرامش و طمأنینه خاصی تدریس میکرد.
سوابق مدیریتی و اجرایی این عالم فرزانه نیز درخور تأمل است: مدیریت مدرسه علمیه رضوان در عیدگاه مشهد، مدیریت مدارج علمی حوزه علمیه خراسان از سال ۱۳۸۲ تا ۱۳۹۵، ممتحن دروس خارج فقه و اصول حوزه علمیه خراسان و همکاری علمی با جامعه المصطفی العالمیه؛ هر یک جلوهای از همت بلند و خدمت صادقانه او بود.
میراث مکتوب استاد
تألیفات و آثار علمی منتشر شده استاد عبداللهینژاد بیش از ۱۲ کتاب چاپ شده و بیش از ۲۰مقاله علمی- پژوهشی و علمی- ترویجی است؛ آثاری که هر یک، گنجینهای از معارف اسلامی را در خود جای دادهاند. اسامی کتابهای چاپ شده از ایشان عبارت است از:
کمونیسم از دیدگاه نظام اقتصادی و اجتماعی اسلام
اصاله البرائه
قواعدی از فقه
پژوهشی در تعارض اخبار
پژوهشی درباره خمس
طبقات راویان احادیث مهدویت از طریق اهل سنت
تفسیر آیات الاحکام (بخش معاملات)
تاریخ تطور فقه و فقهای مذاهب اسلامی
نوید حکومت عدل جهانی مهدی(عج) در تفاسیر شیعه و سنی
سیری در علم حدیث و درایه
مجموعه مقالات
گفتاری کوتاه پیرامون قوم یهود و صهیونیسم
مردی از دیار کوهستان (خاطرات معظمله به قلم یکی از شاگردان)
منبر، تبلیغ و مبارزه؛ رسالت پیامبرانه
استاد عبداللهینژاد، تبلیغ و منبر را همچون قلم، امانتی الهی میدانست و بر این اساس، در حوزه علمیه مشهد، سابقهای درخشان در تبلیغ داشت. او با گروه تبلیغی آیتالله العظمی میلانی و آیتالله دهشت همکاری میکرد و در شهرهای مختلف مازندران و دیگر نقاط کشور به ترویج معارف اهلبیت(ع) میپرداخت و در سفرهای علمی خارجی نیز پرچمدار گفتوگوی علمی میان اندیشمندان بود.
دوران پیش از انقلاب، برای او روزهای پرمخاطرهای بود؛ او از زمره روحانیان مبارزی بود که در صف نخست مبارزه با رژیم ستمشاهی ایستاد و بارها از سوی ساواک بازداشت شد؛ اما این بازداشتها نه تنها او را از مسیر حق بازنداشت، که بر عزم و استواریاش افزود.
ایشان پس از پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی، امامت جماعت مسجد المهدی منطقه رضاشهر مشهد را پذیرفت؛ مسجدی که به پیشنهاد برخی علما از جمله شهید هاشمینژاد، بنیان نهاده شد. او در واپسین سالهای عمر پربرکتش، به افتخاری بس بزرگ نائل آمد: امامت جماعت حرم مطهر رضوی؛ جایگاهی که برازنده این عالم پارسا و عاشق اهلبیت(ع) بود.
این عالم ربانی دارای خدمات اجتماعی نیز بود که از آن جمله به اهتمام در ساخت مسجد روستای ایول در کیاسر ساری میتوان اشاره کرد.
آینهای از اخلاق؛ سیرت و سریرت
اما آنچه نام او را در دلها جاودانه کرد، فراتر از دانش و قلم او، سیرتش بود. استاد عبداللهینژاد، تواضع و متانت را با حسن خلق درآمیخته بود؛ متعبد و متدین بود و در گفتار و رفتار، دقیقالنظر و اهل تحقیق بود و حسابشده عمل میکرد. شخصیتی جامع داشت؛ با مناعت طبع و با استقلال در رأی و اندیشه سیر میکرد، اما در عین حال اهل مردمداری و مدارا بود. نظم و برنامه در تار و پود زندگیاش تنیده شده بود و خوشسیما و خوشمجلس بود. اما شاید زیباترین جلوه وجودی او، عشقش به اهلبیت(ع) بود؛ اهل بکاء بود و دیدهاش با یاد مصائب آلالله(ع) میگریست و هر ساله در آخر ماه صفر، مجلس سوگواری در منزلش برپا میداشت.
پرواز به ملکوت
سرانجام، تقدیر چنین رقم خورد که این عالم فرزانه در چهارم مرداد سال ۱۴۰۵شمسی، در راه رسالت همیشگیاش -سفر سالانه تبلیغی به مازندران- در سانحه رانندگی همراه با همسر گرامیاش دار فانی را وداع گفت و به دیدار معبود شتافت و موجی از غم و اندوه را در میان نزدیکان و ارادتمندانش به همراه آورد.
پیکر مطهر این استاد فرزانه در مشهد مقدس تشییع شد و آیتالله حاج سیداحمد علمالهدی (نماینده ولی فقیه و امام جمعه مشهد) بر او نماز گزارد و در رواق حضرت زهرا(س) حرم مطهر رضوی در جوار امام رئوف(ع) به خاک سپرده شد؛ آرامگاهی که پاداش سالها عشق و خدمت به آستان رضوی بود.
استاد حاجشیخ عبدالکریم عبداللهینژاد، از مکتبخانه واوسر تا کرسیهای بلند حوزه و دانشگاه و از دلسپردگی به اهلبیت(ع) تا آرامش ابدی در جوار حضرت ثامنالحجج(ع)، تمام هستی خویش را در راهی پیمود که جز رضای حق و خدمت به مکتب، مقصدی نداشت. اینک که یاد او را گرامی میداریم، بر ماست که راهش را ادامه دهیم و نامش را با افتخار، زمزمهگر باشیم. عَلَیْهِ رَحْمَةُ اللهِ وَ رِضْوانُهُ؛ روحش شاد و راهش پررهرو باد.




نظر شما