تحولات منطقه

قرآن کریم در آیه ۲۷ سوره مائده، پرده از حقیقتی بنیادین در تاریخ بشر برمی‌دارد؛ ماجرای فرزندان آدم (ع) که در بوته آزمایشِ قربانی قرار گرفتند و تفاوتِ سرنوشت‌شان، محکی شد برای فهمِ معیارِ الهیِ قبولی اعمال؛ معیاری که جز «تقوا» نام ندارد.

قرآن چگونه معیار قبولی اعمال را معرفی می‌کند؟/ «إِنَّمَا یَتَقَبَّلُ اللَّهُ مِنَ الْمُتَّقِینَ»
زمان مطالعه: ۲ دقیقه

آیه ۲۷ سوره مبارکه مائده، درس‌آموزی‌های عمیقی از سیره فرزندان آدم(ع) را در اختیار مؤمنان قرار می‌دهد. این آیه شریفه با تبیین جایگاه «تقوا» به عنوان شرط انحصاری قبولی اعمال، نسبت‌های خانوادگی را در برابر اراده و اختیار انسانی، فاقد نقش تعیین‌کننده در رستگاری معرفی می‌کند.

واکاوی ماجرای فرزندان آدم (ع) در آینه سوره مبارکه مائده؛ معیار قبولی اعمال و اصالت تقوا

قرآن کریم در آیه ۲۷ سوره مبارکه مائده، پیامبر اکرم (ص) را مخاطب قرار داده و دستور به تلاوت و بازخوانی حقیقتی تاریخی می‌دهد:

«وَاتْلُ عَلَیْهمْ نَبَأَ ابْنَیْ آدَمَ بالْحَقّ إذْ قَرَّبَا قُرْبَانًا فَتُقُبّلَ منْ أَحَدهمَا وَلَمْ یُتَقَبَّلْ منَ الْآخَر قَالَ لَأَقْتُلَنَّکَ قَالَ إنَّمَا یَتَقَبَّلُ اللَّهُ منَ الْمُتَّقینَ»

«و داستان دو پسر آدم را به حق بر آنان بخوان، هنگامی که هر دو عملی برای تقرّب [قربانی] انجام دادند؛ پس از یکی از آن دو پذیرفته شد و از دیگری پذیرفته نشد. [آن که عملش رد شده بود به برادرش] گفت: قطعاً تو را خواهم کشت! [او در پاسخ] گفت: خداوند تنها از پرهیزگاران می‌پذیرد

۱. آزمون الهی و محک قبولی عمل

بر اساس این آیه، هر دو فرزند حضرت آدم (ع) در بوته آزمایش الهی قرار گرفتند و هر یک با تقدیم عملی (قربانی)، خواستار تقرب به خداوند شدند. اما نشان الهی آشکار شد: قربانی یکی پذیرفته شد و قربانی دیگری مردود اعلام گردید. تفاوت در قبولی یا رد این عمل، نشان‌دهنده نیت و شاکله درونی هر یک از آنان در مقام بندگی بود.

۲. واکنش حسادت‌ورزانه و سوگند به قتل

شخصی که عملش پذیرفته نشد، به‌جای بازگشت به خود و بازنگری در عملش، دچار کینه و حسادت گشت و برادر خود را تهدید به مرگ کرد: «لَأَقْتُلَنَّکَ».

از منظر ادبیات و بلاغت قرآنی، این عبارت با حداکثر تأکید بیان شده است؛ همراه بودن «لام قسم/تأکید» در ابتدای فعل و «نون تأکید ثقیله» در پایان آن، حاکی از قاطعیت، کینه عمیق و انگیزه قطعی او بر قتل برادر بود.

۳. قانون بنیادین قبولی اعمال: انحصار در تقوا

پاسخ برادر اهل صلاح، درسی جاودان در منظومه معارف توحیدی است؛ او خردمندانه و مؤمنانه فرمود: «إنَّمَا یَتَقَبَّلُ اللَّهُ منَ الْمُتَّقینَ».

در علم بلاغت، واژه «إنَّمَا» برای حصر به کار می‌رود؛ به این معنا که قبولی اعمال و عبادات، منحصراً و تنها به وجود «تقوا و اخلاص» در انسان بستگی دارد. بنابراین، او یادآور شد که ایراد در منشأ رفتار و نیت خود برادر بوده و حسادت، کینه‌توزی و تهدید دیگری، نقصی را از عدم تقوای او جبران نمی‌کند.

۴. اختیار انسانی و نفی وراثت اجباری در هدایت

نام اشخاص (که در روایات تاریخی با عناوینی نظیر هابیل و قابیل شناخته می‌شوند) اهمیت محوری ندارد؛ آنچه مغز ماجرا و عبرت الهی را می‌سازد این است:

  • هر دو نفر در خانه‌ای واحد و در دامان پدری معصوم و پیامبر (حضرت آدم ع) رشد یافته بودند؛
  • اما انتساب خانوادگی و شرافت نَسَبی، مانع از سقوط و انحراف انسان نمی‌شود؛
  • انسان موجودی مختار است؛ یکی با اراده و اختیار خویش طریق تقوا، تسلیم و سلامت نفس را برمی‌گزیند و عملش مقرون به قبولی می‌گردد، و دیگری با اسارت در دام نفسانیت و بخل، دست به طغیان و جنایت می‌آلاید.

برچسب‌ها

مشهد

کربلا

کاظمین

مکه

مدینه

قم

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • مدیر سایت مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات پس از تأیید منتشر می‌شود.
captcha