تحولات منطقه

گاهی برای شناختن یک شخصیت، باید از تصویری که سال‌هاست از او در ذهن‌ها ساخته شده فاصله گرفت.

زوایای کمتردیده‌شده از مشهدِ آقای شهید
زمان مطالعه: ۷ دقیقه

گاهی برای شناختن یک شخصیت، باید از تصویری که سال‌هاست از او در ذهن‌ها ساخته شده فاصله گرفت؛ به سال‌هایی دورتر برگشت، به روزهایی که هنوز نامی در میان نبود، مسئولیتی بر دوش نبود و دوربین‌ها کمتر فرصت ثبت لحظه‌ها را پیدا می‌کردند. جایی میان خاطرات پراکنده، روایت‌های شفاهی، اسناد اندک و آدم‌هایی که یکی‌یکی از این جهان رفته‌اند، تصویری دیگر از یک شخصیت شکل می‌گیرد؛ تصویری انسانی‌تر، نزدیک‌تر و شاید کمتر دیده‌شده.
مسعود زارعیان در «متولد مشهد» به سراغ همین بخش کمتر روایت‌شده از زندگی رهبر شهید رفته است؛ سال‌های پیش از ۴۰سالگی و پیش از آنکه مسئولیت‌های سیاسی، چهره‌ای عمومی و تاریخی از ایشان بسازد. برای زارعیان، این مسیر فقط جست‌وجوی چند سند و خاطره نیست؛ تلاشی است برای پاسخ ‌دادن به یک پرسش قدیمی؛ انسانی با چنین حجم گسترده‌ای از مسئولیت، چگونه توانسته میان مطالعه، خانواده، فعالیت اجتماعی، علایق شخصی و دیگر ابعاد زندگی خود تعادل برقرار کند؟ در این گفت‌وگو، مسعود زارعیان از دشواری‌های ساخت مستندی درباره چنین شخصیتی، محدودیت‌های دسترسی به اسناد و نزدیکان و تلاش برای عبور از عناوین و جایگاه‌ها و رسیدن به وجه انسانی این شخصیت مهم معاصر می‌گوید؛ روایتی از ساخت مستندی درباره مردی که به تعبیر او، باید پیش از هر عنوان و جایگاهی، در مقام «انسان» دیده شود.

شما در صحبت‌هایتان گفته‌اید که شخصیت شهید حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای از دوران نوجوانی برایتان پرسش‌برانگیز بوده، چه پرسشی درباره این شخصیت داشتید که احساس کردید مستندسازی می‌تواند به آن پاسخ بدهد؟

در آن دوره از نوجوانی و جوانی، برای همه، درس ‌خواندن، تحصیل و مدیریت زمان، مسائل مهمی هستند. یادم می‌آید یکی از معلم‌ها، وقتی می‌خواست مثالی بزند، می‌گفت صرفاً نبوغ و استعداد نیست که موجب موفقیت آدم‌ها می‌شود بلکه مدیریت زمان و پشتکار، در واقع عناصر لازم و فاکتورهای مهمی هستند برای اینکه آدم بتواند موفق شود. در طول زندگی و در این سال‌ها، تا الان که به حوالی دوران میانسالی رسیده‌ام، این مسئله برای من جدی‌تر و ملموس‌تر شده است. واقعیت این است که مصادیق بسیار زیادی دیده‌ایم؛ افرادی که ذوق و استعداد بسیار زیادی داشتند و حتی از نبوغ بالایی برخوردار بودند اما چون پشتکار، تلاش یا مدیریت زمان نداشتند، چه‌بسا به موفقیت نرسیدند. این مسئله برای من مهم بود و همان زمان موجب شده بود به این موضوع فکر کنم که یک فرد با این همه مشغله، چطور می‌تواند هم به دینش برسد، هم به دنیایش، هم به خانواده‌اش، هم به جامعه‌اش و هم به فرزندانش؟ چطور می‌تواند با همسرش مهربانی کند و در عین حال به آحاد مردم جامعه هم محبت و توجه داشته باشد؟ جلسات متعدد، مطالعات زیاد و حتی بخشی از فعالیت‌های ورزشی و مسائلی از این دست، مثل کوه‌نوردی و غیره برای من خیلی جذاب بود. آن زمان برایم سؤال شده بود که چطور ممکن است یک نفر در چنین جایگاهی بتواند این ‌قدر خوب، به این شکل، زندگی‌ و زمانش را مدیریت کند و به همه این امور برسد.

ساخت مستند درباره شخصیتی در این سطح، چه فرصت‌ها و چه محدودیت‌هایی برای یک مستندساز ایجاد می‌کند؟

هر سوژه و موضوعی که با آن مواجه شدم، اول به خودم نگاه می‌کنم، شرایط حالم را می‌بینم و می‌سنجم. نسبت خودم را با آن سوژه پیدا و به این فکر می‌کنم که پس از ساختن این فیلم، چه چیزی می‌توانم به جهان معنایی و به ذهن مخاطبانم اضافه کنم؟ چقدر می‌توانم در مسیر آگاهی‌بخشی حرکت کنم و چقدر می‌توانم به رشد خودم کمک کنم؟ در فیلم داستانی، آن چیزی را که زاییده ذهن شماست، روی کاغذ می‌آورید، تخیل می‌کنید و پس از پایان ‌یافتن آن فیلم‌نامه، می‌روید و آن فیلم را می‌سازید. بعد فیلم ساخته می‌شود و طبیعتاً مخاطبان آن را می‌بینند و احتمالاً با قصه شما همراه شده و سرگرم می‌شوند یا تأثیر می‌پذیرند و این تأثیر در طول زمان ادامه دارد مثل یک کتاب، اما در سینمای مستند، اتفاق خیلی جذاب‌تر و جالب‌تر است.
چون شما وقتی فیلم را می‌سازید، ابتدا خودتان تحت ‌تأثیر آن فضا قرار می‌گیرید. بعد، سوژه شما تحت ‌تأثیر شرایط فیلم‌سازی قرار می‌گیرد.
برای من بسیار اتفاق افتاده که سوژه‌هایم، پس از آن فیلمی که از آن‌ها ساختم، تغییر پیدا کرده‌اند. بسیاری رشد کرده‌ و مسیر زندگی‌شان را اصلاح کرده‌اند، روابطشان با خانواده‌ و کارشان بهتر شده و اتفاقاتی به لحاظ معنوی برایشان رخ داده و تغییر کرده‌اند. موارد متعددی بوده که من طی دو دهه‌ای که درگیر سینما بوده‌ام، بارها تجربه کرده‌ام و برایم جذاب بوده است. برای همین، هر سوژه‌ای که به سمتش می‌روم و قرار است نتیجه‌اش فیلم بشود، برای من یک فرصت مهم است. اینکه آن شخصیت چه کسی و چه باشد، خیلی به آن توجه نمی‌کنم.
سعی می‌کنم ببینم خودم چه می‌توانم از آن برداشت و به آن اضافه کنم. حساسیت‌هایی نسبت به بعضی از شخصیت‌ها وجود دارد؛ آن هم بر مبنای اتفاقاتی که پیرامونشان و نگاهی که نسبت به آن‌ها وجود دارد و آدم سعی می‌کند دقت‌ بیشتری نسبت به آن حساسیت داشته باشد اما در مجموع، من این مدلی نیستم.
در سینمای مستند آموخته‌ام که ویژگی‌های افراد، مثلاً یک ورزشکار برای جامعه ورزشی خودش، یک موزیسین برای جامعه موسیقی یا انسانی در یک حوزه دیگر، یا یک رزمنده در حوزه دفاعی و جنگ را کنار بگذارم و خودِ انسان را ببینم؛ از وجه انسانی به او نگاه کنم و به‌دنبال آن عناصر شخصیتی باشم که می‌شود فارغ از جایگاه، برای او قلمداد کرد. سعی می‌کنم آن عناوین اعتباری را از شخصیت فاصله بدهم و به ذات او، به انسان و به انسانیت و وجوه آن فرد توجه کنم. این در واقع، ایده‌ای بوده که همیشه در سینمای مستند داشته‌ام. من نمی‌توانم صادق نباشم چون اگر صادق نباشم، ماهیت سینمای مستند دچار خدشه می‌شود. سعی می‌کنم صادقانه به سوژه‌هایم نگاه کنم و تا جایی که برایم مقدور است طوری دوربینم را حول آن شخصیت بچرخانم که نگاه جامعی برای مخاطبم شکل بگیرد.
درگیر این نمی‌شوم که الان افراد چه می‌گویند و چه نمی‌گویند. زمانی درباره پدر یکی از شهدای مدافع حرم، فیلمی ساختم و به من حمله شد. حجم حملات ‌جوری بود که به من می‌گفتند: «تو جایگاه پدران و خانواده شهدا را تنزل دادی». جالب بود که بعداً آن فیلم را حاج‌قاسم سلیمانی دیده بودند. این فیلم برای ایشان خیلی جذاب بود؛ به طوری که اطرافیانشان با واسطه به من عنوان کردند که حاج‌قاسم فیلم تو را دوست داشته و این برای من بسیار ارزشمند بود. چون من آنجا صادقانه حرف زدم. اصلاً احساس توهین به شخصیت آن پدر نداشتم، دوربین من صادقانه و مستقیم آن پدر شهید را روایت می‌کرد؛ تمام مشکلات، مکافات و رنج‌هایی که پس از فقدان فرزند شهیدش برایش عارض شده بود. آدمی که جارو می‌فروخت. شاید خیلی‌ها دوست نداشتند من این چیزها را بگویم و نشان بدهم، ولی سعی می‌کنم بر مبنای آن چیزی که سینمای مستند به من آموخته، یعنی می‌گوید: «تو باید متعهد به واقعیت باشی» متعهد به واقعیت باشم. در تمام فیلم‌هایی که ساختم، سعی کردم واقعیت را به‌درستی نشان دهم؛ به‌گونه‌ای که بتوان حقیقت را برداشت کرد.

آیا دسترسی به اسناد، خانواده، نزدیکان و هم‌دوره‌ای‌های شخصیت‌های مهم برای مستندساز آسان‌تر است یا اتفاقاً به دلیل حساسیت سوژه، دشوارتر؟

آقا قریب به ۸۶ سال عمرشان بوده است. خیلی از هم‌دوره‌ای‌های ایشان به رحمت خدا رفته‌اند. خیلی از اهالی خانواده ایشان و نزدیکانشان دیگر نیستند. از این جهت، من در فشار زیادی بودم. خیلی از دوستان، هم‌محله‌ای‌هایشان و خیلی از کسانی که ایشان را درک کرده بودند به‌خصوص در سال‌های اولیه زندگی‌شان تا پیش از ۴۰سالگی، دیگر حضور نداشتند. این یک چالش بزرگ بود. از طرفی چون قرار بود شخصیت ایشان را تا پیش از مسئولیت‌های سیاسی‌شان روایت کنم، طبیعی بود که دوربینی هم سمت آن‌ها نباشد.
فقدان امکانات به جای خود؛ دوربینی هم وجود نداشته که بتواند این افراد و این دوره را ضبط و ثبت کند و آثاری از آن باقی مانده باشد. در واقع، فیلم و دوربینی هم نبوده که بتواند این اتفاق‌ها را ثبت کند و آرشیوی باقی بماند که بتوانم از آن استفاده کنم. این مسئله، کار را برای من سخت و از طرفی هم جذاب کرد. قطعاً می‌دانم وقتی در نبود اطلاعات، کمبود امکانات و آرشیو، به یک اثری برسم، هرچند که آنچنان از نظر ساختاری، نمره خوبی نگیرد، اما برای من که به‌عنوان مستندساز در جریان شرایط ساخت آن هستم، بسیار شگفت‌انگیز و جذاب است؛ چون تنها کسی که اطلاع دارد این فیلم در چه شرایطی ساخته شده، خودم هستم. همین که حس کنم نسبت به آن چیزهایی که به من رسیده، خلف وعده و کوتاهی نکرده‌ و سعی کرده‌ام به همه ابعاد بپردازم، اتفاق ارزشمندی است.

گفتید امروز نسبت به گذشته فضا برای تحقیق درباره ابعاد زندگی ایشان بازتر شده است. این بازتر شدن دقیقاً در چه چیزی خودش را نشان می‌دهد؟

وقتی یک نفر در رأس امور جامعه قرار دارد، حساسیت‌ها نسبت به ایشان زیاد است. طبیعتاً یک مقدار راه‌ها بازتر شده، شاید حساسیت‌ها کمتر شده و می‌شود. ضمن اینکه یک مسئله عرفی همیشگی هم داشتیم اینکه خیلی از علما، فضلا و بزرگان علاقه‌مند نبودند در طول حیاتشان مسائلی درباره‌شان مطرح شود که موجب مثلاً شبهه، شهرت یا مطرح‌ و دیده ‌شدنشان شود و علاقه‌مند به تولید اثری درباره خودشان نبودند که امر واضحی است. پس از شهادت رهبر هم مخاطب تشنه است و بسیاری می‌خواهند احوالات ایشان را بدانند. ضمن اینکه حساسیت‌های نهادهایی که مرتبط با شخصیت و جایگاه رهبری تعریف می‌شوند هم شاید کمتر شده باشد.

منبع: روزنامه قدس

برچسب‌ها

مشهد

کربلا

کاظمین

مکه

مدینه

قم

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • مدیر سایت مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات پس از تأیید منتشر می‌شود.
captcha