وداع با آقای شهید ایران

عرفه؛ بهانه‌ای برای شروع مجدد یک زندگی جدید
زمان مطالعه: ۱ دقیقه

 

 

مریم احمدی شیروان

 

 

دعای امام حسین(ع) در روز عرفه؛ عنوان دعایی است که در روز عرفه و در صحرای عرفات توسط آن امام همام و همراهانش در بیرون خیمه‌ها خوانده شد. این دعای نسبتاً طولانی از اعمال مهم شیعیان در روز عرفه است که پس از نماز ظهر و عصر تا غروب خوانده می‌شود. بدون شک می‌توان گفت، این دعا یکی از معجزات فکری امام حسین(ع) است. در گفت‌وگویی که با جناب آقای دکتر احسان پوراسماعیل،‌ داشتیم از راز و رمز این دعا و ابعاد کمتر شناخته شده این دعا صحبت کردیم:

 

 در ابتدا بفرمایید عرفه چه روزی است و دعای مشهور این روز از نظر سندی چگونه است؟

- عرفه، روز عیدی است که قرآن به عنوان «مشهود» به آن قسم یاد می‌کند«وَ شاهِدٍ وَ مَشْهُود» و به تعبیر امام‌صادق(ع) روز دعا و خواستن است. ظرفیتی است که به بیان پیامبر خاتم(ص) :«مَا رُئِيَ الشَّيْطَانُ فِي يَوْمٍ هُوَ أَصْغَرَ وَ لَا أَدْحَرَ وَ لَا أَحْقَرَ وَ لَا أَغْيَظَ مِنْهُ فِي يَوْمِ عَرَفَه» یعنی: هیچ روزی شیطان به اندازه عرفه کوچکتر، پست‌تر و با عصبانیت‌تر دیده نمی‌شود. وقتی دعای عرفه، شخصیت بی مثال ابا عبدا...(ع) را ترفیع می‌دهد، خواندن آن توسط من و شما به یقین در تار و پود وجودمان اثرگذار است.همه اهل‌بیت(ع) در خواندن دعای عرفه در این روز اهتمام داشته‌اند و هنگامی که به این دعا به عنوان یکی از مراجع مهم تفسیر معارف اهل بیت(ع) بنگریم، می‌یابیم که عرفه یعنی آشنایی ما با خدای واقعی با معرفی امام معصوم، به عبارت دیگر عرفه با محوریت حجت خدا معنا می‌یابد، بنابراین امروز هم نفسهای نگین هستی و نیایشهای روح حج، امام‌زمان(عج) عرفات را عرفات می‌کند.کیفیت برگزاری دعا توسط امام‌حسین(ع) قابل توجّه است. خواندن دعا به صورت دسته‌جمعی که از شرایط دعای مستجاب است، از عملکرد امام استفاده می‌شود. بشر و بشير پسران غالب اسدی روايت کردهاند که عصر روز عرفه در سرزمین عرفات در خدمت امام‌حسين(ع)بوديم که حضرت با گروهی از خاندان و شيعيان خود از خيمه بيرون آمدند و با کمال تضرّع و خشوع به دامنه کوه روی آوردند و در سمت چپ کوه رو به قبله با وقار ايستادند و دستها را مقابل صورت بلند کردند و اين دعا را با صوتی حزین و دلنشین خواندند. در پايان دعا، امام‌حسین(ع) به گفتن ذکر «يا رب» اهتمام کردند، به گونه‌ای این نوا از گلویی پاک و آشنای امام، حاضران را تحت تأثير قرار داد که از دعا کردن برای خودشان به آمين گفتن به دعای امام‌حسين(ع)بسنده کردند. اشک چشم از دیدگان امام و مردم عرفات را پر کرده بود تا اينکه غروب آفتاب شد و به سوی مشعر الحرام حرکت کردند.

محتوای ژرف و اتقان متن این دعا انتساب آن را به امام‌حسین(ع) برای ما تثبیت می کند. با این حال نیک است بدانیم سیدبن‌طاوس در قرن هفتم در دو کتاب«الاقبال بالاعمال الحسنه فیما یعمل مره فی السّنه» و «مصباح الزائر» این دعا را نقل می‌کند و بعد از او کفعمی در «البلد الامین و الدرع الحصین» در قرن نهم به نقل آن پرداخته که اندکی با نقل سیّد تفاوت دارد که علامه مجلسی در قرن یازدهم و محدث قمی در «مفاتیح الجنان» از همین سند استفاده کرده‌اند، با این تفاوت که شیخ عباس قمی بخش پایانی دعا را از کتاب «الاقبال» سیّد نقل می‌کند.

 

 امام حسین(ع) چگونه در دعای عرفه مباحث توحیدی را بیان می‌کند؟

- نیایش امام حسین‌(ع) در روز عرفه روشنگر عرفان ناب شیعه برای جهانیان است که در پرتوی آن انسان از گمراهی در مسیر حق از باطل نجات می‌یابد. این دعا شامل مضامین سترگ توحیدی و مباحث ژرف اخلاقی و اجتماعی است و چون از سرچشمه علوم وحیانی گرفته شده، همچنان برای نسل امروز سخنانی راهبردی دارد.

حقیقت این است شرح دعای عرفه با بیان قاصر بشری به چندین مجلد کتاب نیازمند است، اما در حد ظرف کوچک خودمان سخن از جلوه‌های متعالی کلام امام‌حسین(ع) را تبیین می‌کنیم. حضرت سیدالشهدا(ع) در دعای عرفه می‌فرماید: «كَيْفَ يُسْتَدَلُ عَلَيْكَ بِمَا هُوَ فِي وُجُودِهِ مُفْتَقِرٌ إِلَيْك؟» یعنی: و چگونه می‌توان به آثاری که در وجودشان به تو نیازمندند بر وجود تو استدلال کرد.

امام حسین(ع) دراین بخش از دعا، توحید ناب شیعی را معرّفی می‌کند که بر اساس آن، مخلوقات که در وجود و هستی خود فقیر و وابسته خداوند هستند، جایگاهی در استدلال برای وجود خدا ندارند. این سطح از معارف، خط بطلانی به تصورات مکاتب بشری نسبت به خدا دارد، به این ترتیب دو مکتب برای خداشناسی شکل می‌گیرد. اول مکتب حجتهای الهی که در قالب نبی و امام که مردم را به خدای فطری خود می‌خوانند و دوّم مکاتب بشری که با تصوّرات خود در پی اثبات خدا هستند.

به عبارت دیگر، پیش فرض مکتب الهی، فطرت توحیدی و پیش فرض مکاتب بشری، مجهول دانستن خداست؛ در حالی که امام‌حسین(ع) در دعای عرفه می‌خواند: « أَ يَكُونُ لِغَيْرِكَ مِنَ الظُّهُورِ مَا لَيْسَ لَكَ حَتَّى يَكُونَ هُوَ الْمُظْهِرَ لَكَ» یعنی: آیا غیر از تو دارای آن چنان ظهوری است که تو را نباشد تا بخواهد ظهور تو را وانمود سازد؟

وقتی همه مخلوقات ظهور خود را وامدار خداوند هستند، پس ظهور خداوند کمتر از ظهور دیگران نیست که او را مجهول بدانیم و در پی اثبات او دچار وضع اصطلاحات و افتادن در دام تصورّات شویم.

سیدالشهدا(ع) در ادامه می‌فرماید: «مَتَى غِبْتَ حَتَّى تَحْتَاجَ إِلَى دَلِيلٍ يَدُلُّ عَلَيْكَ وَ مَتَى بَعُدْتَ حَتَّى تَكُونَ الْآثَارُ هِيَ الَّتِي تُوصِلُ إِلَيْك‏» یعنی: چه زمانی تو مخفی بوده‌ای که نیاز به راهنمایی باشد که ما را به تو راهنمایی کند؟ چه زمانی از ما دور بوده‌ای که بخواهیم با کمک آثار و مخلوقات به تو برسیم؟ در این قسمت امام‌حسین(ع) راه اصیل دریافت معارف توحیدی را متذکر می‌شود و به این حقیقت اشاره دارد که عقلی که خود مخلوق و محدود است توانایی تصوّر خدای نامحدود را ندارد، بنابراین امام فریاد می‌زند: « عَمِيَتْ عَيْنٌ لَا تَرَاكَ وَ لَا تَزَالُ عَلَيْهَا رَقِيباً وَ خَسِرَتْ صَفْقَه عَبْدٍ لَمْ تَجْعَلْ لَهُ مِنْ حُبِّكَ نَصِيباً» یعنی: کورباد چشمی که تو را نمی‌بیند با آن که همیشه تو مراقب و همنشین او هستی و در زیان باشد کسی که از محبّت تو نصیبی نمی‌یابد.

 

 اگر بخواهید به کلیدی‌ترین مفهوم دعای عرفه اشاره کنید، کدام مفهوم را از دعا انتخاب می‌کنید؟

- به نظر می‌رسد، حذف منیّتِ انسان و اقرار به عجز و فقر ذاتی انسان، بزرگترین آموزه این نیایش است که در راستای تربیت دینی انسان را آن‌گونه که باید باشد، می‌سازد.«يَا مَوْلَايَ أَنْتَ الَّذِي أَنْعَمْتَ أَنْتَ الَّذِي أَحْسَنْتَ أَنْتَ الَّذِي أَجْمَلْتَ أَنْتَ الَّذِي أَفْضَلْتَ أَنْتَ الَّذِي مَنَنْتَ أَنْتَ الَّذِي أَكْمَلْتَ أَنْتَ الَّذِي رَزَقْتَ أَنْتَ الَّذِي أَعْطَيْتَ أَنْتَ الَّذِي أَغْنَيْتَ أَنْتَ الَّذِي أَقْنَيْتَ أَنْتَ الَّذِي آوَيْتَ أَنْتَ الَّذِي كَفَيْتَ أَنْتَ الَّذِي هَدَيْتَ أَنْتَ الَّذِي عَصَمْتَ أَنْتَ الَّذِي سَتَرْتَ أَنْتَ الَّذِي غَفَرْتَ أَنْتَ الَّذِي أَقَلْتَ أَنْتَ الَّذِي مَكَّنْتَ أَنْتَ الَّذِي أَعْزَزْتَ أَنْتَ الَّذِي أَعَنْتَ أَنْتَ الَّذِي عَضَدْتَ أَنْتَ الَّذِي أَيَّدْتَ أَنْتَ الَّذِي نَصَرْتَ أَنْتَ الَّذِي شَفَيْتَ أَنْتَ الَّذِي عَافَيْتَ أَنْتَ الَّذِي أَكْرَمْتَ تَبَارَكْتَ رَبَّنَا» وقتی همه ذرات وجودی مخلوق از خلقِ خالق شکل گرفته است، انسان می‌یابد که در برابر غنای محض، فقیر محض است و این تعریف محتوای بندگی در فرهنگ امام حسین(ع) است که باور مملوک بودن و مقهور بودن بنده نسبت به مولای خویش را شکل می دهد.

انسان زمانی خالص می‌شود که از این و آن ببرد و فقط به خداوند توکل کند. امام‌حسین(ع) که خود بر اوج عبودیت است، می‌گوید: «أَنْتَ الَّذِي أَزَلْتَ الْأَغْيَارَ عَنْ قُلُوبِ أَحِبَّائِكَ حَتَّى لَمْ يُحِبُّوا سِوَاكَ وَ لَمْ يَلْجَئُوا إِلَى غَيْرِك‏» یعنی:تو همان کسی هستی که غیر خود را از قلبهای دوستانت رانده‌ای تا آن جا که جز تو کسی را دوست ندارند و به کسی جز تو پناهنده نمی‌شوند.

قلب انسان که حرم خدا شد، فراز و نشیب این دنیا برایش تفاوت ندارد. اینجا عبد به مقام دوستی خداوند می‌رسد. هرچه که رضایت خالق باشد، برای بنده مهم است نه حرف و نظر دیگران، در این میان ممکن است مخلوق مجبور شود برخلاف جریان جامعه حرکت کند، اما چون مهم رضایت رب است، تلخی این عمل شیرین می‌شود، مثل بیماری که با خوردن دارو، کام خود را تلخ می‌کند، ولی می‌داند اثرش بهبود کامل است، پس بی‌تابی را کنار می‌گذارد و به روزگار خوش صحّت می‌اندیشد. امروز تمام افراد جامعه، بخصوص جوانان با رویارویی با گناه باید به این پرسش در ذهن خود پاسخ دهند که لذّت کدامین گناه با دوستی خدا قابلیّت جایگزینی دارد؟

حال که «منیّت»‌ها کنار گذاشته شد و یافتیم همه چیز به غیر خدا هیچ است، نوبت به معرفی خود می‌رسد، مگر به ما آموخته نشده « مَنْ عَرَفَ نَفْسَهُ فَقَدْ عَرَفَ رَبَّه‏» پس ناگزیر من باید از خود تعریفی در پیشگاه حضرت رب داشته باشم. این سبک از تعریف امام‌حسین(ع) نشان دادن مسیر حقیقی عرفان و خط بطلانی بر عرفانهای کاذب عصر ماست.

« أَنَا يَا إِلَهِي الْمُعْتَرِفُ بِذُنُوبِي فَاغْفِرْهَا لِي أَنَا الَّذِي أَخْطَأْتُ أَنَا الَّذِي أَغْفَلْتُ أَنَا الَّذِي جَهِلْتُ ... أَنَا يَا إِلَهِي أَعْتَرِفُ بِنِعَمِكَ عِنْدِي وَ أَبُوءُ بِذُنُوبِي فَاغْفِرْ يَا مَنْ لَا تَضُرُّهُ ذُنُوبُ عِبَادِه‏‏» ای خدای! من به گناهانم معترف و مقرّم، پس تو به کرمت از من در گذر. من همانم که بد کردم، من همانم که خطا کردم، من همانم که غفلت کردم، من همانم که اشتباه کردم... من همانم که اعتراف بر نعمت و عطایت برخود کردم، پس باز به گناهان خود بازگشتم، پس معترفم از آن گناهان، مرا ببخش، ای خدایی که گناه بندگانت هیچ تو را زیان نخواهد داشت.

گاهی اوقات در رسانه‌ها شنیده یا خوانده می‌شود که این سبک از سخنان معصومین(ع) جنبه آموزشی برای ما دارد؛ ولی گویندگان چنین سخنانی از این غافلند که حتی حضرت سیدالشهدا(ع) که آن قدر در اوج عبودیت است که به او «اباعبدا... » گفته شده است نیز در برابر عظمت خداوند هیچ است و خود را در عبادت مقصر می‌داند که هیچ شخص در خلقت، حتی حضرت ختمی مرتبت را توان به جا آوردن حق عبادت خداوند نیست.

به عبارت دیگر اهل بیت(ع) به دلیل دارا بودن کمالات والاتر بیش از همه خلقت، خود را فقیر درگاه الهی می‌دانند، وقتی اولیای خدا، خود را در این جایگاه می‌بینند؛ من و شما باید جایگاه خود را بشناسیم و بیابیم که در برابر عظمت خدا هیچ هستیم. این «هیچ دانستن خود» سازنده انسان در هنگام خطاست، چرا که معصیت در برابر خدای لایتناهی، عذاب لایتناهی را به همراه خواهد داشت، بنابراین اگر با عرفان حسینی همگام شویم به معارفی سازنده می‌رسیم که این نوع از عرفان را هرگز در عرفان اصطلاحی یا عرفان صوفیه نمی‌توان یافت.

بنابراین این توبه که از عمق جان به خالق بی‌مثال نثار می‌شود، سه اثری که قرآن برای توبه کننده ذکر می‌کند را هویدا می‌کند. رستگاری و سعادت (سوره نور، آیه31)؛ تبدیل گناهان به حسنات(سوره فرقان، آیه70) و محبوب خدا شدن (سوره بقره، آیه222). پس عرفه، فرصتی دوباره است برای کسی که گناهانش در شب قدر بخشیده نشده تا در ظرف این روز با دلالت امام معصوم پاک شود.

 

  بفرمایید دلالت امام معصوم چه تأثیری در پاک شدن ما دارد؟

- توحید هیچ وقت از ولایت جدا نیست و کسی به توحید حقیقی می‌رسد که از کانال وجودی حجت خدا به دنبال سیر و سلوک باشد.

حدیث سلسله الذهب حضرت رضا(ع) نمونه بارز این معناست که شرط پذیرش «لااله الا ا...» را اعتقاد به اصل ولایت تعریف می کند؛ بنابراین کار بنده در روز عرفه همانند شب قدر به صورت مستقیم با حجت خدا در روی زمین است. از سویی، حجاج بیت ا...‌الحرام در صحرای عرفه به دنبال دیدار امام زمان(عج) خویش هستند که نشانی از حج مقبول است و از دیگر سو به کسانی که توفیق حج را پیدا نکرده‌اند، سفارش شده خود را به کربلای معلا برسانند که در روایات به توجّه ویژه حضرت باری به زائران حسینی حتی قبل از حجاج بیت ا...‌الحرام اشاره شده است که اینجا هم رنگی از دلالت امام معصوم به محوریت صاحب دعای عرفه، حضرت سیدالشهدا(ع) دیده می‌شود که همه و همه بهانه‌ای است برای شروع مجدد یک زندگی جدید با محوریت فعل و گفتار و تقریر معصوم(ع).

به همین دلیل گناهان کسی که عرفه را درک کند، بخشیده می‌شود و همچون روزی که از مادر متولد شده، پاک می‌گردد.

 

 پذیرفتن این که خداوند همه گناهان ما را می‌بخشد، برای بعضی از انسانها سخت است، چطور به بنده خدا در روز عرفه گفته می‌شود عملت را از سر بگیر؟

- باید خداوند را شناخت تا این مفهوم برای ما وجدان بشود، خداوند مانند بعضی از ما انسانها نیست که با خطای همنوع خود بابی از کینه در دل می‌گشاییم و همواره درصدد انتقام هستیم، بلکه توبه‌پذیر است و طبق صریح قرآن، آن چنان که اشاره شد، کسی که توبه‌ای واقعی می‌کند دوست خداست. «إِنَّ ا... يُحِبُ التَّوَّابينَ وَ يُحِبُّ الْمُتَطَهِّرينَ» در این که خداوند با بهانه‌های مختلف درصدد بخشش گناه انسان است شکی نیست، اما عبد باید بعد از این به عملکرد خود توجه داشته باشد. اگر عرفه‌های عمر من و شما سپری شود و همچنان گناهان قبلی را ادامه می‌دهیم، باید بدانیم توبه‌مان پذیرفته شده نیست، بنابراین دوست خدا نیستیم.

===

از وقوف در مشعرِ دل تا ذبح نفس در منایِ قرب؛ بزرگترین تأثیر حج در معرفت افزایی است

 

آمنه مستقیمی: در اندیشه و دیدگاه عارفان و پیشوایان دین، حج جایگاهى بس والا و شگرف دارد. آنان، محبوب خویش را در وراى این قیل و قال ظاهرى مى‌جویند و شوق وصال او را در دل مى‌پرورانند.

میرزا جواد ملکى تبریزى می‌گوید: «از جمله نعمتهاى بزرگ الهى، آن است که کعبه را خانه خویش قرار داده و به مردم اذن فرموده است که قصد زیارت آن کنند و از آنها این را، به عنوان زیارت خود پذیرفته و آن را مورد پاداش و قبول و رضاى خود قرار داده است.»

مناسک حج، عامل به آن را براى زیارت کعبه حقیقى، مستعد و مهیا مى‌سازد که درباره آن فرمود: «زمین و آسمان قابل جا گرفتن من نیست، بلکه جاى من دل بنده با ایمان من است.»

این مناسک، به وجود آورندۀ معرفت نفسى است که در آن معرفت رب، مندرج است؛ چنان که در مناجات شعبانیه آمده است: «أنِرْ اَبْصارَ قُلُوبِنا بِضیآءِ نَظَرِ‌ها اِلَیْکَ حَتى تُخْرِق اَبْصارُ القُلُوبِ حُجُبَ النُّورِ، فَتَصِلُ اِلى معدِنِ العَظَمَه و تَصیرَ اَرواحُنا مُعَلَّقَه بِعِزِّ قُدْسِک»

از این روست که امام صادق(ع) فرموده‌اند: «چون ارادۀ حج کردى، قلبت را براى خدا از هر شاغلى و حجابى خالى کن و تمام امور را به خالقت واگذار و در جمیع حرکات و سکنات خود بر او توکل کن و تسلیم قضا و قدر و حکمش باش و دنیا و آن چه در آن است را‌‌ رها کن و حقوقى را که از مخلوق بر گردن دارى ادا کن و...»

درباره تأثیر عرفانی مناسک حج بیان حجت الاسلام والمسلمین بهرام دلیر نقده‌ای، عضو هیأت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی شنیدنی است:

 

 ذبح نفس در پس قربانی

در رویکردهای عرفانی یک فقه اصغر و یک فقه اکبر داریم، فقه اصغر به احکام پنجگانه و اموری مانند حلال، حرام، واجب، مستحب، مکروه و مباح می‌پردازد؛ اما فقه اکبر به اسرار عبادت توجه دارد. به صورت نمونه در نظر می‌گیریم که چرا به روز عرفه، عرفه می‌گویند؟ طبق روایات به خاطر تأثیری است که بر خود‌شناسی دارد و فرد به معرفت خویشتن خویش واقف می‌شود. یا در منی در ظاهر حاجیان قربانی می‌کنند، چراکه حاجی با قربانی کردن از تعلقات مادی و ثروت دوستی دست می‌کشد و به نوعی ذبح نفس می‌کند. این سفر معنوى، بهترین زمان براى شناخت و تقرب به خداوند متعال است. در حج باید بسیار خدا را یاد کرد و بسیار به یاد او بود. در این سفر مى‌توان به عوالم عرفانى و روحانى پى ‌برد.

آیت ا... جوادى آملى گوید: «یکى از بارز‌ترین مصادیق سیر الى ا...، سفر حج است. گر چه در همه جا مى‌توان خدا را عبادت کرد و از ضیوف‌الرحمان شد، اما ذات اقدس الهى، بعضى از مکانها و زمانها را براى ضیافت و پذیرایى مشخص و آماده فرموده است؛ مانند حج و روزه. به طور مسلم حج یک سر خاصى خواهد داشت که فرار الى ا...، به حج تفسیر شده است و آن فرار الى ا...، این است که انسان ما سوى ا... را ترک کند وخدا را طلب نماید.»

 

 حج از سفرهای چهارگانه عرفانی است

در هنگام طواف، وقتی حاجیان طواف خانه کعبه را انجام می‌دهند، زائر خانه خدا در بیت ا... الحرام از حجرالاسود طواف را شروع می‌کند و قلبش به طرف خانه خدا قرار می‌گیرد و در آنجا فقط خود و خدای خویش را می‌بیند. باید به این مهم نیز توجه داشت که سفر حج، سفر دوم از سفرهای چهارگانه عرفانی است.

سفر اول از خلق و مظاهر دنیایی دل بریدن و به سوی کوی یار سفر کردن است و سفر دوم مبدا و مقصد و مسافت همه خود خداوند است و در مناسک حج این سفر دوم به نوعی تحقق می‌یابد که آدمی از زشتی‌های اخلاقی پیراسته و به فضایل اخلاقی آراسته می‌شود و به نوعی می‌توان گفت حج، نفس کشی و دوری کردن از زشتی‌های اخلاقی است.

در رویکردهای لیبرالیستی و ماتریالیستی به دنبال این هستند که عقل را حبس و ابعاد حیوانی را آزاد کنند، یعنی تعطیلی عقل قدسی و مطرح کردن عقل ابزاری؛ اما در رویکردهای اسلامی عقل را از چنگ حیوانیت آزاد می‌کنند، یعنی هم رهاندن عقل از نفس و حیوانیت و هم آزادی با رویکرد دینی. بنابر این فرد در انجام مناسک حج آرام آرام نزدیک خانه حق می‌شود. یعنی عقل سیر سالکانه می‌کند و سالک کوی الهی می‌شود.

از وجوه عارفان این سلوک مهربانی و دستگیری از همسفران است، خوش خلقی، گشاده رویی، سخن خوش، تواضع و پرهیز از کج خلقی و درشتی به چهره این سفر رنگ معنویت می‌زند؛ پیامبر اکرم (ص) فرمودند: «حج مبرور، هیچ جزایى ندارد مگر بهشت». شخصى عرض کرد:‌ ای رسول خدا (ص)! مبرور کدام است؟ فرمودند: «آن است که با آن خوش‌کلامى و طعام‌ دادن باشد.»

از این مقدمات که بگذریم و وارد اصل مناسک حج شویم، تازه عرفان معنای حقیقی خود را نشان می‌دهد، باید توجّه کرد که در حال احرام که لبیک گفته مى‌شود، بزرگترین نعمت و مهمترین حالت روحانى براى انسان رو آورده است؛ زیرا قدم به اولین مرحلۀ برنامۀ میهمانى گذاشته است و در مقابل توجّه میزبانى که آفریننده و مالک و سلطان جهان است، لبّیک مى‌گوید.

از این رو امام صادق(ع) می‌فرمایند: «آن‌گاه به عنوان یک اجابت صادقانه، خالص، بى‌پیرایه و صاف از دعوت خدا، لبّیک‌گویان به دستگیرۀ محکم الهى چنگ بزن.»

 

 با قلبت طواف کن

اما هیچ حالی با دیدار خانه خدا برابری نمی‌کند، آنگاه که سر از سجده برداشته و خانه‌ای را مقابل خود می‌یابی که با همه سادگی، عظمتی منحصر به فرد دارد، نمی‌دانی این خانه چه مغناطیسی دارد، اما هر چه هست، نمی‌توانی لحظه ای از آن چشم برگیری.

جاذبه و کشش در این خانه به قدری است که بی‌اختیار تو را به گشتن به دور خود وا می‌دارد، بی‌آنکه خسته شوی یا لحظه‌ای از شوق وصالت کاسته شود؛ پس باید با تمام قلب و روح گرد این خانه گشت، همان گونه که امام ششم شیعیان(ع) فرموده‌اند: «همان گونه که با بدنت در میان مردم طواف کعبه مى‌کنى، با قلبت در جمع ملایک عرش خدا را طواف کن.»

این حال باید در همه مراحل همراه حاجی باشد، در سعی صفا و مروه، به هنگام وقوف در عرفات که سرزمین عشق است و شور؛ نور است و سرور؛ توبه است و تقوا؛ ارتباط است و اتصال؛ درد است و درمان؛ خداى است و خدا و رحمت اوست.

و نیز هنگام وقوف در مشعر؛ تا حاجی می‌رسد به رمی جمرات که به تعبیر آیت‌ا... جوادى آملى، تا انسان فرشته نشود، شیطان از حریم او بیرون نمى‌رود. اگر فرشته خود شد، آن‌گاه است که از گزند شیطنت مصون مى‌ماند.

و نیز به وقت قربانی کردن که امام ششم (ع) درباره آن فرموده‌اند: «و به هنگام قربانى، گردن هوس و طمع را بزن... و با ستردن مو، عیبهاى ظاهرى و باطنى را از خود دور کن.»

و سرانجام هنگامه وداع می‌رسد که سرور عارفان، امام ششم (ع) فرموده‌اند:« [و چون اعمالت به پایان رسید] بر شرطى که با خدا بستى تا قیامت پایدار بمان و به عهدى که با او بسته‌اى و آن را تا رستاخیز بر خویشتن واجب دانسته‌اى، استقامت کن».

 

 تفاوت مناسک حج با آیین‌های عرفان‌های نوظهور

در مکتبهای مادی لیبرالیستی یا مارکسیستی و در عرفان واره‌هایی که برخاسته از همین مکاتب هستند و در خیلی از این عرفانهای نوظهور شبه قاره هند، آمریکای لاتین و مرکزی، جنوب شرقی آفریقا، چین و چین تایپه و امثال آن خبری از پرستش و اتکا به پروردگار عالم نیست و تلاششان برای حذف خدا از زندگی است، اما ما برآنیم که متصل به پروردگار عالم شویم.

پیروان اوشو و کریشنا مورتی هم دنبال این هستند که به مردم بقبولانند حرف خدا را گوش نکن که اگر حرف او را گوش دهی، نشان می‌دهد که انسانی شرطی شده هستی. اما در حج اگر فردی لباس احرام به تن می‌کند، یعنی لباس دنیایی را از تن در می‌آورد و در لباس احرام تمرین کفن می‌کند که‌ای خدا من آماده‌ام مرا ببری و آمده‌ام به سویت. حاجی وقتی از میقات به طرف خانه خدا حرکت می‌کند، به دنبال قرب حق است و وقتی مناسک حج تمام شد، آن فرد مانند آن است که تازه از مادر متولد شده است. فردی که به حج رفته و آن را با تمامی شرایطش به پایان برده است، مانند این است که گناهی نکرده است و گناهانش را خداوند عالم می‌بخشد.

تمام این مناسک در سیر و سلوک و معرفت افزایی عارف و سالک الی ا... نقش دارد و مهمترین مسیری است که عقل را به حق می‌رساند و تمام آنچه را که به خاطر حب دنیا ثروت مقام شهرت و امثال ذلک وجود دارد، ریشه کن می‌توان و تبدیل به وصال می‌شود.بنابراین، بزرگترین نقش حج در معرفت افزایی است. آن چنان که خداوند متعال فرموده است: “تمام انسانها و موجودات را خلق نکردم مگر برای عبادت که حج نیز برای این عبادت و معرفت افزایی بزرگترین نقش را دارد، وقتی که معرفت بیشتر شد، خواه ناخواه غریزه‌های بشری کنترل می‌شود و مراقبه و تخلیه و تهلیه به وجود می‌آید.

تخلیه به این معنا که اول باید خانه را آب و جارو و بعد آن را تزیین کرد، خانه‌ای را که کثیف است، اگر بخواهیم تزیین کنیم، فایده‌ای ندارد. دل آدمی که سرشار از رذایل اخلاقی و بدخلقی و ویژگی‌های حیوانی است نمی‌تواند به خصایص فرشتگان آراسته شود، مگر اینکه با یاد حق پاکیزه شود.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • مدیر سایت مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات پس از تأیید منتشر می‌شود.
captcha

نظرات

  • نظرات منتشر شده: 1
  • نظرات در صف انتشار: 0
  • نظرات غیرقابل انتشار: 0
  • محب الرضا IR ۰۰:۰۱ - ۱۳۹۳/۰۷/۱۲
    4 0
    مصاحبه قابل استفاده ای بود هم نکات اخلاقی داشت هم معارفی.ممنون