در این باره در روزنامه خاطرات اعتمادالسلطنه آمده است: «امروز شاه به خواتین محترمه که در اندرون دعوت شده بودند عیدی می داد. در نارنجستان بیرون تمام خواتین محترمه و زوجات شاه که به قطار ایستاده بودند شاه از مقابل هر یک عبور می کردند فرمایشی نموده و اشرفی عیدی مرحمت می کردند. به مادر عضدالملک که رسیده بودند که پیرزنی است شصت ساله و پنجاه شوهر کرده الحال در مزاوجت حاجی محمدرضای شربت دار است رو از شاه می گیرد. شاه فرمود تو مادر ما هستی چرا رو می گیری؟»
همچنین نویسنده کتاب تاریخ کرمان آورده است که «ملکزاده خانم، عزت الدوله، خواهر ناصرالدین شاه پس از به قتل رسیدن امیرکبیر اولین شوهر خود که در 13 سالگی به عقد او درآمده بود و در 16 سالگی بیوه شد به عقد میرزاکاظم خان نظام الملک پسر میرزاآقاخان نوری درآمد و پس از عزل صدراعظم، طلاق او گرفته شد و وادار به ازدواج با شیرخان اعتضادالدوله خوانسالار دربار گردید که این پیوند ده سال به درازا کشید که او به بیماری طاعون درگذشت و این در حالی بود که عزت الدوله به چهل سالگی رسیده بود. سپس با یحیی خان معتمدالملک که تفاوت سنی اندکی با او داشت ازدواج کرد. یحیی خان در سال 1309 درگذشت و در این زمان عزت الدوله که نزدیک 59 سال داشت برای آخرین بار با میرآخوری به نام میرزانصرالله خان که گویا از خدمتکاران همسر پیشین او بود (منشی سپهسالار) پیوند زناشویی بست که تا پایان عمر در کنار او باقی ماند. عزت الدوله در سال 1323 ق یک سال پیش از مشروطیت در 71 سالگی درگذشت.
نجم السلطنه صبیه شاهزاده نصرت الدوله فرمانفرما فیروزمیرزا، ابتدا زن وکیل الملک کرمانی شد. این دختر را با کالسکه به کرمان آوردند تا آن روز کالسکه به کرمان نیامده بود. او سپس زن میرزاهدایت وزیر دفتر شد که پدر مرحوم دکتر مصدق باشد و چون وزیر دفتر به سال 1310 ق/ 1892 م درگذشت به همسری میرزافضل الله وکیل الملک دیبا، آذربایجانی درآمد که شوهر سوم اوست. قسمت این زن بود که دو شوهر او لقب وکیل الملک داشته باشند.»
در کتاب شرح حال فرهاد میرزا نیز آمده است که «عصمت السلطنه (دختر فرهادمیرزا و جهان آراخانم) نخستین بار با میرزا محمد قوام الملک ازدواج می کند و پس از مرگ او به همسری میرزاموسی وزیر لشگر در می آید و بعد از درگذشت وزیر لشگر با میرزا عبدالوهاب خان شیرازی ملقب به اصف الدوله مزاوجت می کند.»
اعتمادالسطنه نیز می نگارد: «ستاره خانم زن عقدی شاه که از شاه سه اولاد به هم رسانیده بود به واسطه عقد کردن فروغ السلطنه مطلقه شد که چهار عقدی زیادتر امکان ندارد. عقد او را به فروغ السلطنه دادند و او را صیغه کردند. مدتی بعد از اندرون خارج شد. زن شیخ محمد پسر شیخ فارس خان شده بود. از او هم طلاق گرفت زن مهدی شد. شش ماه قبل با عیال و اولادش عتبات رفته بود دو ماه قبل فوت شد. ستاره خانم و اولادش طهران آمدند. شاه گویا حکم فرموده بود خانه او را مهر کردند و ستاره خانم را گاهی اندرون خانه انیس الدوله گاهی خانه امین حضور می برند که ببینند چه دارد. خدا لعنت کند کسی که این کارها را به شاه آموخت.»
پولاک نیز می نویسد: «تا به حال به کرات اتفاق افتاده است که شاه پس از چند روزی زن جوانی را با مختصر پول به خانه پدر و مادرش روانه کرده است. چنین زنانی فقط هنگامی حق ازدواج مجدد دارند که مادر شاه اجازه مخصوص در این مورد به آن ها داده باشد. در تهران فعلاً دو زن از زنان مطلقه شاه هستند که بعدها یکی به یک نفر صحاف و دیگری به یکی از شاگردان مدرسه سلطنتی شوهر کردند.»
منابع:
1-اعتمادالسلطنه، روزنامه خاطرات، به کوشش ایرج افشار، تهران: امیرکبیر، 1368.
2-احمدعلی خان وزیری، تاریخ کرمان، تهران: کتاب های ایران، 1340.
3-شرح حال فرهادمیرزا معتمدالدوله، تهران: زوار، 1366.
4-میترا مهرآبادی، زن ایرانی به روایت سفرنامه نویسان فرنگی، تهران: آفرینش، 1379.
*بنفشه حجازی، تاریخ خانمها، تهران: قصیده سرا، 1388.




نظر شما